رابطه مراجعه به دادگاه برای دریافت نفقه و عسر و حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

حسب محتویات پرونده خانم خ. ف. فرزند غ. ا. (خ.ان) در تاریخ 99/2/14 دادخواستی را با وکالت اقای ع. ع. فرزند غ. به خواسته صدور حکم طلاق به علت عسر وحرج به طرفیت اقای م. د. خ. ا. فرزند ا. تقدیم سازمان *نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف این دادگستری ارسال گردیده است. خواهان و وکیل ایشان در توضیح خواسته خود اعلام نمودند: در سال 87 به عقد خوانده در امده و دارای دو فرزند مشترک میباشیم راجع به نفقه و حضانت وتمکین حکم قطعی صادر شده است.دعوی تمکین خوانده رد شده است.نفقه نیز بر علیه خوانده حکم قطعی صادر شده است، یک سال و نیم است.که زوجین از یکدیگر جدا و زوجه در بلاتکلیفی قرار دارد. و در طلاق عاطفی بدون هیچگونه رابطه جنسی بسر می برند. (8 و9) باتوجه به عدم حضور خواهان و عدم قصد طرفین برای سازش پرونده مجددا به دادگستری اعاده گردیده و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. (29) باتوجه به تقاضای خواهان دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و اعلام نموده است. (35). و همزمان قرار ارجاع امر بداوری نیز از سوی دادگاه صادر گردیده است. (36) اولین جلسه رسیدگی به دلیل عدم حضور طرفین تشکیل نگردیده و به وقت بعدی موکول گردیده است. (ص 47) داور زوجه در نظریه مورخه 99/4/30 اعلام نموده است: زوجین با هم تفاهم اخلاقی ندارند و زوجه قصد دریافت تمام حقوق مالی خود را دارد. (54) داور زوج نیز درنظریه مورخه 99/6/11 اعلام نموده است: زوجه بدلایل واهی تقاضای طلاق نموده و زوج قصد ادامه زندگی مشترک را دارد. (59) در جلسه مورخه 99/6/11 که با حضور طرفین و نیز قاضی محترم مشاور تشکیل گردیده است. خواهان شهود خود را معرفی نموده است.و یکی از شهود حاضر در جلسه اعلام نمود: من همکار خواهان و مدیر سازمان *هستم خواهان در انجا هفته ای چهار روز کار می کند از خودش شنیدم که خواهان تنها زندگی می کند زوجین با هم مشکل دارند حدود سه سال است.که تنها زندگی می کند شاهد دوم نیز اعلام نموده است: حدود 6 سال است.که دوست خواهان هستم و پرستار فرزند ان انها میباشم هر وقت که جهت نگهداری بچه به منزل انها رفتم اقا نبوده اما از جزییات زندگی انها خبر ندارم.، گواه سوم نیز اعلام نموده است: من مادر خواهان هستم حدود سه سال است.که اختلاف انها زیاد شده و زوج به منزل نمی اید خوانده اعلام نموده است: من می رفتم اما کلید نداشتم ومرا از خانه بیرون کردند. الان حدود 6 ماه است.که خانه گرفتم و تقاضای تمکین دارم. خواهان اعلام نمود در مورد مهریه بعدا اقدام می کنم در مورد نفقه اقدام کردم و جهیزیه تحویل خودم هست. و سایر حقوق مالی را بعدا اقدام می کنم و حضانت را هم دادگاه به من داده است.خوانده در پاسخ گفت من زنم را و فرزند ان را دوست دارم. و طلاق نمی دهم. علت منزل نرفتن بخاطر ممانعت همسرم بوده و کلیدها را عوض نموده است.نفقه بعد از حکم دادگاه به طور مرتب پرداخت میشود. زوجه اعلام نمود نفقه را بعد از رای دادگاه داده و اجاره منزلی که متعلق به خودم بوده را هم داده است. (61 و 62) دادگاه در تاریخ 99/7/20 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است.ضمنا قاضی محترم مشاور قبل از صدور رای طبق نظریه مورخه 99/7/13 به استناد ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی نظر بر عدم پذیرش خواسته خواهان (زوجه) را اعلام نموده است: با عنایت به محتویات پرونده و اظهار نظر داوران و نظریه قاضی محترم مشاور و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و باتوجه به اینکه حسب مواد 1130- 1129 و 1119 احراز و اثبات شرایط طلاق بر عهده زوجه است.که در ما نحن فیه فقط استناد به شهادت شهود نموده است.و باتوجه به اینکه نفقه مقرر از سوی زوج پرداخت میگردد. خواسته خواهان را وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد. و در مورد تمکین نیز دعوی خواهان (زوج) را وارد تشخیص داده مستندا به مواد 1102 و 1114 قانون مدنی خوانده (زوجه) را به تمکین از خواهان محکوم می نماید. اجرای این رای منوط به تهیه مسکن و اثاث البیت از ناحیه خواهان است.که باید به تایید اجرای احکام مدنی برسد. (92) پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظر خواهی زوجه به دادگاه‌های تجدیدنظر استان *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه 27 تجدیدنظر ارجاع شده است.این شعبه نیز با التفات به اینکه مستندی که مثبت عسر وحرج زوجه باشد. ارائه نشده است.و در این مرحله از دادرسی دلیل و مدرکی که موجب نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. ارائه نگردیده است.لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه مرحله نخستین را تایید و استوار مینماید. (ص 113) از رای صادره فرجامخواهی گردیده و پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/9/27 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجامخواهی خانم خ. ف. فرزند غ. ا. با وکالت اقای ع. ع. ی. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/9/27 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 99/7/20 صادره از شعبه *دادنامه مرحله نخستین را تایید و استوار نموده است.با بند 3 از ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی مطابقت دارد. و دادنامه فرجامخواسته بدلایل ذیل و مالا دارای خدشه و ایراد میباشد.: 1- محکومیت زوج به پرداخت نفقه و پرداخت ان در مرحله اجرای حکم که در واقع طبق اظهارات زوجه پرداخت اجاره محل مسکونی محسوب میشود. که متعلق به زوجه میباشد. 2- اعطای حضانت فرزند ان به زوجه 3- نداشتن هیچگونه رابطه جنسی و مفارقت جسمانی بیش از دو ساله زوجین که نشان دهنده ان است.طلاق عاطفی فیمابین انان محقق گردیده است. و در واقع زوج اصرار به ادامه زندگی دارد. که در واقع وجود خارجی ندارد. 4- نظریه داور زوجه مبنی بر عدم تفاهم اخلاقی زوجین 5- شهادت سه نفر از شهود در دادگاه مبنی بر اختلافات و درگیری فیمابین زوجین 6- رد دعوی تمکین زوج از سوی دادگاه و منوط و متوقف شدن تمکین زوجه درحکم دادگاه بدوی به تهیه مسکن و اثاث البیت که باید به تایید اجرای احکام برسد لذا باتوجه به موارد فوق الذکر و ذکر این نکته که دریافت نفقه پس از مراجعه به دادگاه و اخذ حکم محکومیت و انهم در اثر فشار قانونی قهرا موجب عسر و حرج زوجه محسوب میگردد. و همچنین صدور حکم به محکومیت زوجه به تمکین قبل از تهیه منزل و اثاث البیت وجاهت قانونی نداشته و باتوجه به میزان کراهت زوجه از زوج و باتوجه به اینکه عسر وحرج یک امر شخصی است.و دادگاهها باید بماهو شخص ان را مدنظر قرار دهند و نظر بر اینکه قانونگذار با وضع تبصره ماده 1130 قانون مدنی دایره شمول مصادیق عسر وحرج را به هر عنوان مستحدث باز نموده و بر اساس ان هر چیزی که مانع تداوم زندگی مشترک محسوب شود. میتواند از مصادیق عسر وحرج محسوب گردد. علیهذا رای صادره در وضعیت حاضر قابلیت تایید نداشته و به جهات نقص و به استناد بند 5 از ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و استفاده از جامعیتی که در قاعده عسر وحرج وجود دارد. و باتوجه به نهی شارع مقدس در ایه 129 از سوره مبارکه نسای مبنی بر پرهیز از کالمعلقه نگهداشتن زنان (… فتذروها کالمعلقه …) و توجه به این نکته که دوام واستحکام رابطه زوجین بر اساس مودت قلبی که یک امر درونی است.محقق میگردد. رای مقتضی را صادر فرمایند./ا400/4/6

شعبه *

رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

منبع