برابر محتویات پرونده خانم ف. خوانده در تاریخ 1398/04/11 به طرفیت اقای ف. دادخواستی به خواسته طلاق به درخواست زوجه طبق بند 10 سند ازدواج به دادگاه خانواده *تقدیم نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه *زوج علیرغم ابلاغ حاضر نشده است.زوجه حاضر است.و خواسته خود را به شرح خواسته اعلام و توضیح داده است.که با توجه به تحقق شرط دهم از شروط سند ازدواج درخواست اجازه استفاده از وکالت اعطایی زوج در طلاق را دارد. پس از صدور قرار ارجاع امر بداوری داور زوج موضوع را قابل صلح دانسته است.داور زوجه سازش را امکان پذیر ندانسته است. پس از معرفی زوج به پزشکی قانونی مدیر کل اداره پزشکی قانونی استان *طی نامه مورخ 1398/07/21 اعلام کرده است: بر اساس بررسی مدارک بالینی ارائه شده به این اداره کل و سوابق قبلی وی نامبرده سابقه واریکوسل داشته و دچار ازواسپرمی (فقدان سلولهای جنسی اسپرم) و عقیم بوده و قادر به بارور کردن زوجه نیست. در جلسه مورخ 1398/09/01 دادگاه که زوج با تاخیر حاضر شده گفته است: جواب پزشکی قانونی را قبول دارم. لکن من راضی به طلاق نیستم …. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام به شرح دادنامه شماره 0938 مورخ 1398/09/16 با درج خلاصه ای از اظهارات طرفین و با اشاره به عدم توفیق دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین و استناد به نظریه پزشکی قانونی و قبول این نظر از سوی زوج تحقق بند دهم از شرایط ضمن عقد را محرز دانسته و مستندا به مواد 234 و 1119 و 1146 قانون مدنی و مواد 24 و 27 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به زوجه اجازه داده است.به دفتر رسمی طلاق مراجعه و با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن نسبت باجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نماید. و نسبت به حقوق مالی زوجه اتخاذ تصمیم نموده و زوج را به پرداخت نحله مکلف نموده است.با تجدید نظر خواهی زوج نسبت باین دادنامه شعبه *به پرونده رسیدگی و با اصلاح دادنامه از جهت درج گواهی عدم امکان سازش و مدت اعتبار و تکلیف زوج به پرداخت نحله با رد تجدید نظر خواهی اساس دادنامه بدوی را تایید نموده است.سپس زوج با اعلام اینکه اصل خواسته زوجه مسایل مالی است.نه بچه دار نشدن نسبت بدادنامه مذکور فرجامخواهی نموده است.زوجه نیز با تقدیم لایحه فرجامی ضمن درخواست تایید دادنامه در خصوص حکم طلاق خواستار نقض ان در خصوص حذف نحله از دادنامه بدوی شده است.پرونده پس از وصول و ثبت در دفتر دیوان عالی کشور جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 0054 - 1399/02/07 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجامخواهی اقای ح. ر. ه. ز. نسبت بدادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که حسب مفاد ان با اصلاح و تایید دادنامه صادره از شعبه *با احراز تحقق بند دهم از شرایط ضمن عقد نکاح به فرجامخوانده اجازه اعمال وکالت در طلاق بر علیه ف. صادر شده است.با عنایت به نظریه پزشکی قانونی و اقرار ف. وارد نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته برابر پرونده و مقررات قانونی و شرعی صحیحا صادر گردیده است.و از جهت رعایت مقررات دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمی گردد. لیکن دادنامه صرفا از جهت عدم توجه به تکلیف مقرر در ماده 2 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 دائر بر لزوم شرکت قاضی مشاور در جلسه دادرسی و کسب نظر وی واجد نقص است.لذا به استناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می نماید.
پس از اعاده پرونده شعبه * به شرح دادنامه فرجامخواسته و استدلال و اظهار مطالب غیر مستند از قبیل اینکه دادنامه قطعی و لازم الاجرای و غیر قابل فرجامخواهی است. مجددا با اصرار بر صحیح و قانونی بودن رای بدوی انرا تایید نموده است. در صورتی که دادنامه مشمول ماده 368 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی است.نه ماده 367 و تا در دیوانعالی کشور مورد تایید و ابرام قرار نگیرد غیر قابل الاجرای است.و نیز دادنامه بدوی صادره از شعبه *بدلیل عدم حضور و اظهارنظر قاضی مشاور بر خلاف صریح ماده 2 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 میباشد. و غیر قانونی است. بخشنامه قوه قضاییه نظریه مشورتی اداره حقوقی همگی ناظر به دادگاه عمومی در حوزه های قضایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است.می باشد. دادگاه تجدیدنظر لزوما میبایست با ایراد نقص دادنامه بدوی را نقض و برای رفع ان یا خود اقدام و یا با ارسال به دادگاه بدوی رفع گردد. بنابه مراتب مذکور به استناد بند 2 ماده 371 قانون مرقوم دادنامه فرجامخواسته نقض و به استناد شق ج ماده 401 جهت رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع میگردد.
پس از اعاده پرونده به دادگاههای تجدیدنظر *جهت رسیدگی به شعبه هفتم ارجاع گردیده است.شعبه مرقوم با تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ ان به اصحاب دعوی در تاریخ 1400/01/25 با حضور زوجین و قاضی مشاور دادگاه خانواده تشکیل داده و پس از استماع اظهارات انان و ملاحظه نظریه قاضی محترم مشاور دائر بر عقیده به صدور رای به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 3906 مورخ 1400/01/28 پس از درج خلاصه پرونده با اصلاح دادنامه بدوی در خصوص نحله و نوع طلاق و رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظرخواه انرا تایید نموده است.سپس براساس فرجامخواهی اقای ح. ه. ز. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی با این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 3906 1400/01/28 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی اقای ح. ه. ز. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که به موجب ان با اصلاح و تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به صدور اذن اعمال وکالت در طلاق به زوجه (فرجامخوانده) صادر گردیده است.وارد نمیباشد. دادنامه فرجامخواسته با عنایت به عقیم بودن زوج، نظریه داور زوجه و نظر قاضی محترم مشاور دادگاه خانواده برابر مقررات قانونی صحیحا صادر گردیده است.و از ناحیه ف. مطلب مستند و مدللی که موجب نقض ان گردد. ابراز نشده است.و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمی گردد. بنابراین به استناد مواد 370 و396 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ضمن رد فرجامخواهی دادنامه فرجامخواسته را تایید وابرام می نماید./ا400/4/6
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.