اثر ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج به دلیل مشکلات مالی بر شرط وکالت در طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/22
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: متواری شدن زوج به جهت بدهکاری های مالی، و به منظور عدم دسترسی طلبکاران به وی، آن هم در فرضی که گاهکاهی به طور پنهان به محل سکونت خود مراجعه کرده و مبالغی به عنوان نفقه پرداخت کرده باشد، مصداق ترک زندگی مشترک نیست و شرط وکالت در طلاق ضمن عقد نکاح را محقق نمی کند.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/22

خلاصه جریان پرونده

خانم م. ج.پ. به طرفیت آقای ح. ر.ز. ینکه قلعه دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ تخلف خوانده از شرایط ضمن عقد ترک زندگی مشترک بیش از 6 ماه و عدم پرداخت خرج و نفقه و عسر و حرج ناشی از آن با استناد به پرونده 93/0294 شعبه اول حقوقی و تحقیق از محل در تاریخ 93/10/15 در محاکم حقوقی بجنورد مطرح نموده که به شعبه اول حقوقی ارجاع شده است تصویر سند نکاحیه حاکی است عقد زوجیت بین اصحاب دعوی در 79/11/6 مطابق سند رسمی 5152 منعقد شده است و از مهریه مافی القباله آنچه بر ذمه زوج است 400 قطعه سکه تمام بهار آزادی طلا و بیست و چهار میلیون ریال وجه نقد است که دو میلیون ریال به زوجه داده شده است. زوجه در متن دادخواست گفته است دو فرزند دختر 2 ساله و 10 ساله ثمره این ازدواج است زوج به لحاظ بدهکاری و اقدام طلبکاران متواری و به نقطه نامعلومی رفته است لذا وی را مجهول المکان اعلام نموده است وگفته است در طول مدت حدود 2 سال که متواری بوده هیچ دیناری بابت نفقه و خرجی نپرداخته است و تخلف وی از بند 8 شروط دوازده گانه عقدنامه محرزاست مستند به ماده 1119 قانون مدنی ناظر به شروط ضمن عقد نکاح گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر فرمائید و در متن دادخواست نشانی خوانده را پلاک --- روستای ینکه قلعه بجنورد نرسیده به نانوایی منزل پدری خوانده اعلام نموده است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است اخطاریه زوج به نشانی مندرج در دادخواست به پدر آقای ح. ر.ز. به نام محمد ر.ز. ابلاغ گردیده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/10/28 که خوانده حضور نداشته و لایحه ای نیز واصل نشده با حضور خواهان دادگاه از مشارالیها تحقیق نموده است وی گفته است من یک دختر دبیرستانی بودم در سال 1379 با خوانده ازدواج کردم ثمره این ازدواج دو دختر همسرم بخاطر بالابودن بدهی های او زندگی مشترک را دو سال است ترک کرده است معلوم نیست کجا رفته است بچه کوچکم پدرش را ندیده است حدود 400 میلیون تومان شوهرم بدهی بالا آورده است. با تلفن زنگ می زد به او میگویم بیا خودت را تحویل قانون بده یک فکری برای طلبکارهایت بکن حداکثر این است که به زندان بیفتی اما حاضر نیست خودش را نشان بدهد او پول نزول میگرفت و کم آورد طلبکارهای او هر روز در خانه ما مزاحم ما هستند د راین دو سال پدر و مادرم به من کمک میکنند پدرم فعلا یک ماشین پراید دارد که مسافرکشی می کند و خرج ما را میدهد پدر شوهرم یک بار خبر مرا نگرفته است شوهرم معتاد است او پنهان کاری با من داشت فکر می کردیم شوهرم کشاورز است خدا شاهد است نمیدانم این پولها را چکار کرده است او پشت تلفن میگوید که فرار کرده ام شما میدانید و طلبکارها بهر حال شوهرم تخلف از شروط ضمن عقد کرده است برای اثبات ادعایم شهودی معرفی میکنم تقاضای تحقیق محلی از دادگاه دارم من یک زن تنها ماندم با این بلاهائی که او درست کرده و سرم آورده است از او نفرت دارم حاضرم از مهریه ام یک سکه در قبال طلاق به شوهرم ببخشم حضانت بچه ها را خودم به عهده میگیرم شوهرم باید خرجی آنها را بدهد دادگاه نفقه آنها را تعیین کند دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است داور زوجه معرفی شده است اخطاریه زوج به نشانی اعلام شده در دادخوست ارسال شده که ظاهرا کسی در محل حضور نداشته وابلاغ قانونی شده و به درخواست زوجه دادگاه برای زوج داور با هزینه زوجه تعیین نموده است در برگ 27 و 28 پرونده نظر داور انتصابی دادگاه برای زوج اعلام نظر نموده است در برگ 29 پرونده نظر داور زوجه اعلام شده است دادگاه برای تاریخ 94/1/18 وقت جهت رسیدگی و اخذ توضیح از طرفین و جهت ملاحظه نظریه داوران وقت به آنان ابلاغ شده است که در جلسه مذکور خوانده حاضر نبوده است زوجه بر خواسته خود به شرح دادخواست تاکید نموده و گفته است در مورد نظریه داوران حرفی ندارم درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم در قبال طلاق و با عهده گرفتن حضانت هر دو دخترم حاضرم یک سکه از مهریه ام را به علاوه نفقه معوقه و اجرت المثل را به همسرم بذل نمایم باردار نیستم چون دو سال گذشته اصلا همسرم به منزل مشترک نیامده و ارتباطی با هم نداشته ایم ولی چنانچه قانون دستور دهد حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم دادگاه طی شرحی زوجه جهت تست حاملگی به پزشکی قانونی معرفی شده و از کلانتری 12 بجنورد خواسته است از آدرس شهرک جدید ی.ق. 16 متری اصلی پلاک --- محل سکونت خانم م. با قلعه مراجعه و کاملا به طور نامحسوس از مهتمدین محل تحقیق شود آیا زوج در مدت دو سال گذشته به محل اقامت زوجه مراجعه ای داشته یا خیر و در صورت مراجعه آیا زوج اقلام و مایحتاج ضروری زندگی به همراه خود داشته یا خیر نتیجه به دادگاه اعلام گردد. دادگاه در تاریخ 94/2/5 چون زوجه شهادت شهود استناد نموده است قرار استماع شهادت شهود با تعیین وقت جهت رسیدگی و ابلاغ آن بطرفین صادر نموده است نظریه پزشکی قانونی بر منفی بودن اثر حاملگی در زوجه اعلام شده و نیز در برگ 38 پرونده گزارش مامور تحقیق کلانتری با نامه کلانتری 12 در پاسخ به خواسته دادگاه حاکی است که درطول دو سال گذشته بالاتفاق کسانی که از آنان تحقیق شد همگی عنوان داشته اند که دراین مدت زوج هیچ مراجعتی به منزل نداشته و هیچگونه مایحتاجی برای همسرش نیاورده است و کسبه محل نیز گفته اند آنچه از ما خرید مینمایند خانواده اش از طریق کارت یارانه پرداخت می نمایند در تاریخ 94/3/10 که وقت جهت استماع شهادت شهود تعیین شده است زوجه با مراجعه به دادگاه گفته است نتوانستم شهودم را معرفی کنم چون اهالی محل حاضر نیستند شهادت بدهند و میگویند اگر ما شهادت بدهیم فردا نمی توانیم در روی شوهر تو نگاه کنیم. قادر نیستم شاهدی معرفی کنم تقاضای تحقیق محلی دارم دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه --- ضمن درج خلاصه ای از موضوع دادخواست و خواسته خواهان و تحقیقات انجام شده و عدم حضور زوج جهت دفاع با استناد به اظهارات زوجه و تحقیقات کلانتری در محل که به شرح فوق در گزارش منعکس شده است تخلف زوج را از شروط ضمن العقد بشکل ترک انفاق و ترک زندگی مشترک حداقل به مدت دو سال محرز دانسته مستندا به ماده 1119 قانون مدنی و رعایت مقررات قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 و با توجه به وکالت مندرج در سند نکاحیه که بامضا زوجین رسیده است. بخواهان اجازه داده است تا پس از قطعیت رای در طول 6 ماه به وکالت از خوانده به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و با قبول بذل خود را مطلقه ساخته و واقعه طلاق را به ثبت برساند نوع طلاق خلعی و عده آن سه طهر اعلام شده است زوجه حاضر شده است یک سکه تمام بهار آزادی از مهریه اش را بذل نماید حضانت فرزند مشترک به نام عاطفه 2/5 ساله با زوجه است زوج مکلف است ماهیانه یکصد هزار تومان نفقه طفل را به زوجه بدهند رای صادره غیابی اعلام شده است از این رای آقای ح. ر.ز. با وکالت خانم الف. فتحی واخواهی نموده است وکیل مذکور در دادخواست تقدیمی اعتراض خاصی جز اعلام اینکه موکل او هیچ اطلاعی از اخطاریه ها که بدستش نرسیده نداشته است لذا از این جهت به رای واخواسته اعتراض دارد دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت کرده است در تاریخ 94/4/30 واخواه حاضر نبوده است وکیل او حضور داشته واخوانده نیز حاضر بوده است وکیل واخواه گفته است هیچ اخطاریه ای به دست موکل نرسیده است و نامبرده بدلیل مشکلات مالی نتوانسته در دادگاه حضور یابد و محکوم به حکم طلاق به درخواست زوجه محترم گردیده است لازم به ذکر است که موکل پول از افراد دیگر دریافت کرده است تا کشاورزی کند ولیکن نتوانسته پولها را بازگرداند و سرانجام دچار ورشکستگی شده است و پدرش شروع به پرداخت بدهی های ایشان کرده است اما موکل برای دیدن همسر و فرزندان خود به منزل بستگان رفته و آنها را ملاقات کرده است و لیکن زوجه بدون اطلاع زوج درخواست طلاق کرده است زوج در این مدت برای آنها پول فرستاده است که در نوبت فیش های بانکی در دادخواست واخواهی تقدیم گردیده است در مورد ملاقات با فرزندان و همسرشان نیز شهود حاضر به شهادت و اتیان سوگند می‌باشند در ضمن خود فرزندان نیز میتوانند شهادت دهند که د راین مدت پدر را دیده اند ولیکن او به دلیل مشکلات مالی نتوانسته است به منزل برود موکل شدیدا قصد ادامه زندگی مشترک با همسر و فرزندان را دارد. پدرش در حال پرداخت بدهی های ایشان است. دادخواست خطاب به واخوانده چه پاسخی دارید گفته است وکیل از زبان موکلش میگوید قبول ندارم دروغ است کل مبلغی که به حساب خودش واریز کرد یکصد هزار تومان و در مجموع دو سال و نیم پانصد هزار تومان بوده است اصلا به حساب من واریز نشده ایشان بخاطر بدهکاری فراری بوده است و زندگی مشترک را ترک کرده است من از دادگاه تقاضای مواجهه حضوری دارم دادگاه با اعلام کفایت مذاکرات چون وکیل واخواه به شهادت شهود استناد نموده است قرار استماع شهادت شهود صادر نموده است و ضمنا به وکیل واخواه تذکر داده است شهود موکلش را حاضر نماید.و مدارک پرداخت نفقه به زوجه را نیز به دادگاه ارائه نمائید در جلسه مورخ 94/5/22 از شهود تعرفه شده توسط وکیل واخواه در اوراق 68 و 69 و 70 پرونده تحقیق به عمل آمده است که هر سه نفری ورشکست شدن ح. ر.ز. و اینکه رفته دنبال کار تا بدهی های خودش را پرداخت نماید و گاهی به صورت پنهانی برای دیدن بچه هایش به خانه پدرش یا اقوام دیگر می آید بیان اطلاع نموده‌اند واحد از آنان گفته است شنیده ام که بیش پول برای زن و بچه اش می فرستاده ولی با چشم ندیده ام آن دو نفر دیگر از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرده اند واخوانده گفته است اظهارات شهود را قبول دارم تقاضای مواجهه حضوری با شوهرم را دارم. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده و به وکیل واخواه تذکر داده است حضور موکلش جهت مواجهه حضوری الزامی است در اخطار به واخوانده نیز مقرر نموده است تذکر الزامی بودن حضور او داده شود برای تاریخ 94/6/4 وقت تعیین شده است در جلسه مقرر وکیل واخواهی حاضر نشده و اعلام معذوریت از شرکت در جلسه نموده است واخوانده نیز در جلسه گفته است شوهرم در جلسه مواجهه حاضر نشده در عوض برای من پیغام و پسغام می فرستد و تهدید میکند که تو را می کشم چشم طمع او به منزل مسکونی است که به نام من است و حتی به من پیغام داده به من بده خودم او را طلاق می دهم و هیچ مسئولیتی در قبال من و فرزندان مشترک ندارد و من تحمل کردم و دیگر تحمل نمی کنم قابل تحمل نیست همین امروز صبح که داشتم به دادگاه می آمدم یکی از طلبکارهای شوهرم را دیدم و تنم به لرزه افتاد پدر شوهرم میگوید خانه را به ما بده ما خودمان می آئیم در دادگاه تو را طلاق میدهیم و امضا میکنم به جز یارانه هیچ منبع درآمدی ندارم مدتی است مجبور شدم در تالار کار کنم تا کمک خرجی داشته باشم همین امشب تا ساعت 2/5 نصف شب کار می کردم خسته شده ام بدون پشتوانه زندگی کردن مشکل است مشکل کم خونی دارم ناراحتی تالاسمی دارم استخوان درد دارم ازروی ناچاری کار میکنم از ناحیه شوهرم دراین مدت که ترک زندگی کرده خرجی پرداخت نشده است پرینتهای ارائه شده از سوی شوهرم را قبول ندارم در طول این مدت اگر رویهم حساب کنیم یک میلیون تومان به دست من رسیده است آنهم خواهر شوهرم و دیگران این مبلغ را به نام شوهرم به شماره حساب یارانه واریز کرده اند و لاغیر پول دیگری نبوده است تماما با کمک های خانواده ام زندگی را سپری کرده ام پدرم و خواهرهایم بما کمک می کنند دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح مندرج در دادنامه --- نظر به اینکه واخواه و وکیل وی در این مرحله از دادرسی دلیلی که موجب نقض دادنامه واخواسته گردد ارائه ننموده‌اند مضافا بر اینکه شهود تعرفه شده به نحوی زندگی مشترک توسط خوانده را تایید کرده اند علیهذا ضمن رد واخواهی مطروحه دادنامه واخواسته را تایید نموده است از این رای خانم الف. فتحی به وکالت از ح. ر.ز. تجدیدنظرخواهی نموده است و عمده اعتراض او طی لایحه تقدیمی این است که زوج گرچه به علت بدهی مجبور به فرار شده است ولی در این بین ملاقات هایی با زن و فرزندانش داشته است که شهود تعرفه شده بر این امر شهادت داده اند وی به قصد ترک زندگی مشترک از خانه نرفته است و وظائف زوجیت را انجام داده و در حد توانش نفقه داده است لذا نقض رای را خواستار شده است پرونده پس از وصول پاسخ تجدیدنظرخواه به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی ارجاع شده آن دادگاه با اعلام ختم دادرسی در وقت فوق العاده پس از بررسی اوراق پرونده و مشاوره به شرح دادنامه --- با این استدلال که محتویات پرونده و تحقیقات صورت گرفته که حکایت دارد تجدیدنظرخواه چند بار از همسر و فرزندانش سرکشی داشته و حتی مبالغی به عنوان نفقه پرداخت نموده و به جهت مشکلات مالی که داشته نمی تواند در محل زندگی مشترک به نحو مداوم حضور پیدا نماید لذا دادگاه تحقق تخلف از شروط عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی مشترک را محقق نمیداند مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه بدوی حکم به رد دعوی صادر مینماید اکنون از این رای زوجه فرجام خواهی کرده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیاردیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

بر دادنامه فرجام خواسته که با توجه به محتویات پرونده و عدم اثبات ادعای عسر و حرج زوجه و تخلف زوج از شروط ضمن عقد رای صادره از دادگاه بدوی را که مشعر بر صدور حکم طلاق به لحاظ محقق شدن تخلف زوج از پرداخت نفقه زوجه و ترک زندگی مشترک اصدار یافته بود نقض و دعوی زوجه را محکوم به رد اعلام نموده است خدشه ای وارد نیست زیرا زوج همانگونه که زوجه در اظهارات خود بیان نموده است به علت بدهکاری های ناشی از نزول و مسائل مالی بخاطر عدم دسترسی طلبکارانش از محل سکونت خویش فرار کرده و گاهگاهی برای دیدار فرزندانش و خانواده به محل سکونت اصلی خود دور از چشم طلبکاران مراجعه مینموده و مبالغی نیز بابت نفقه مستقیم با توسط بستگانش به حساب کارت یارانه بانکی همسرش واریز مینموده است که این امر را شهود تعرفه شده نیز گواهی داده اند لذا عمل او نمیتواند به عنوان ترک زندگی مشترک و نیز ترک انفاق به افراد واجب النفقه محسوب شود. زوجه دلیلی که در طول این مدت نفقه ای به وی پرداخت نشده است ارائه نداده، در حالی که در همان خانه ای سکونت داشته که با همسرش زندگی مشترک داشته است و این زندگی آنان گرچه دستخوش مشکلات مالی زوج در این سالهای اخیر شده است لیکن به وضعیتی که نشان از ترک زندگی مشترک از سوی زوج و عدم تامین هزینه های معیشتی زن و فرزندش داشته باشد قرار نگرفته چون رای بر دادگاه محترم صادر کننده رای فرجام خواسته خدشه ای که موجبات نقض آن فراهم شود وارد نیست و دادگاه با رعایت اصول و قواعد دادرسی در امور مدنی رسیدگی های صورت گرفته را مورد لحاظ قرار داده با رد فرجام خواهی زوجه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام میگردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضو معاون

عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده - سعیدعالم

منبع