در تاریخ 1399/03/18 خانم م. س. ح. به وکالت از طرف اقای م. م. ص. به طرفیت خانم ن. ق. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ بروز اختلاف فیما بین زوجین تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 99/4/15 خوانده با ارسال لایحه دفاعیه مدافعات خود را بیان نموده و طی ان اعلام داشته که زندگی و همسر خود را دوست دارم. و تمایلی به طلاق ندارم. و در صورتی که خواهان مصر به طلاق باشد. اینجانب تمام حق و حقوق مالی ناشی از نکاح خود از قبیل مهریه و نفقه ایام عده و نحله و اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نصف دارایی ایشان که بعد از ازدواج به دست اورده را خواستارم. وکیل خواهان در دادگاه حضور یافته و اظهار داشت موکل با خوانده با مهریه چهارصد عدد سکه بهار ازادی به عقد دائم یکدیگر در امده اند و حالیه به علت یکسری اختلافات به وجود امده خوانده تمایلی به زندگی با موکل ندارد. لذا موکل حاضر است.تمام حق و حقوق ایشان را پرداخت نماید. ضمنا هیچگونه دارایی از خود ندارند که خوانده تقاضای تنصیف ان را کرده است.لذا صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعاست. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری و نیز جهت تعیین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه موضوع را بکارشناسی ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان اجرت المثل زوجه از تاریخ 1389/01/10 لغایت 1398/04/09 راجمعا بمبلغ ده میلیون و پانصد هزار تومان تعیین و اعلام نموده و داور منتخب زوج و داور منصوب زوجه هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند مرکز بهداشت سبزوار طی گواهی مورخ 99/7/22 نتیجه آزمایش بارداری زوجه را منفی اعلام نموده است.سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 993 مورخ 1399/08/28 با توجه به درخواست زوج خواهان و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر و توضیح داده که زوجه مدخوله و غیر باردار میباشد. و مقرر داشته که مهریه زوجه بقوت خود باقی است.و نفقه ایام عده مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان و اجرت المثل ایام زندگی مشترک برابر نظریه کارشناس مبلغ ده میلیون و پانصد هزار تومان میباشد. که زوج بایستی قبل از اجرای صیغه طلاق تمامی حقوق زوجه را پرداخت نماید. و نیز حضانت فرزند ان مشترک را به زوجه محول و برای زوج به نحو مقرر حق ملاقات با فرزند ان تعیین نموده است.مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه پس از ابلاغ رای قطعی و یا قطعی شدن رای اعلام داشته است.زوج پس از ابلاغ رای صادره نسبت به ان تجدید نظر خواهی نموده و عمده اعتراض وی در مورد واگذاری حضانت دو فرزند مشترک به مادر میباشد. که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدید نظر *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 2082 -99مورخ 1399/11/26 اعتراض تجدید نظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را در قسمت معترض عنه فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را با قید اینکه در صورت اختلاف طرفین در زمان ملاقات زمان ان روز پنج شنبه هر هفته ساعت 16 به مدت 24 ساعت و مکان ان محل سکونت فرزند ان و در صورت اختلاف مکان تحویل و تحول مرکز مهر شهرستان است.تدارک و تایید نموده است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/11/28 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/12/12 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست و ضمایم ان به زوجه فرجام خوانده ابلاغ شد لیکن لایحه جوابیه ای که از ایشان در پرونده مشهود نیست پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
اقای م. م. نسبت به دادنامه شماره 2082 -99مورخ 1399/11/26 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه بدوی شماره 993 مورخ 1399/08/28 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج فرجام خواه گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق متعلق به زوجه اصدار یافته است.فرجام خواهی نموده و اساس اعتراض نامبرده در مورد واگذاری حضانت فرزند ان مشترک به مادر (زوجه فرجامخوانده) میباشد. که با توجه به جامع اوراق پرونده اعتراض فرجامخواه در خصوص مورد وارد و موجه نیست زیرا اولاا. ا. فرزند ا. مشترک به نام ا. متولد 1394/06/15 کمتر از هفت سال سن داشته و مطابق ماده 1169 قانون مدنی باعتبار سن این فرزند مشترک مادر در حضانت و نگهداری وی قانونا دارای اولویت میباشد. ثانیا -درحضانت فرزند مشترک دیگر به نام ا. متولد 1390/04/20 اگر چه باعتبار سن این فرزند که بیش از هفت سال بوده قانونا پدر (زوج فرجام خواه) در حضانت این فرزند دارای اولویت میباشد. لیکن مطابق تبصره ذیل ماده مذکور در امر حضانت فرزند مشترک اساسا ملاک قانونی رعایت غبطه و مصلحت فرزند بوده و رعایت این امر مقدم بر رعایت حق اولویت هر یک از والدین خواهد بود که در ما نحن فیه دادگاه با لحاظ غبطه و مصلحت فرزند ان مشترک حضانت انان را بمادر واگذار نموده و از ناحیه فرجا مخواه هیچ دلیلی که فقدان صلاحیت مادر فرزند ان را در حضانت و نگهداری از انان ثابت و مدلل دارد. اقامه و ابراز نشده است.بنابراین تشخیص و تصمیم قضایی دادگاه در خصوص مورد قانونی و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجام خواه در حدی نیست که خلل و خدشه ای بر ان وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر داد نامه مرقوم مترتب نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به مواد 370و396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.