تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/26
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: نگهداری شیشه و هروئین، از مصادیق اعمال متعددی است که در قانون عنوان مجرمانه خاص داشته و مشمول ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدرقرار میگیرد؛ بنابراین، مقررات تعدد مادی جرم در این خصوص اعمال نمی شود.
حسب اوراق و مندرجات پرونده و به شرح گزارش اولیه مورخ 1393/10/19 مامورین برابر اخبار واصله مبنی بر اینکه فردی به هویت ح. م. در تنکابن اقدام به توزین مواد مخدر مینماید و در تحقیقات صورت گرفته از احدی از مخبرین غیررسمی مشخص گردید که نامبرده با یکدستگاه خودرو 206 نقره ای در تاریخ 1393/10/18 جهت تهیه و خرید مواد مخدر به استان البرز رفته است لذا با هماهنگی تلفنی با قاضی محترم کشیک در ساعات پایانی شب... خودرو 206 متوقف که در حین توقف اتومبیل ح. م. با صدای بلند به راننده می گفت فرار کن.... و سپس درب جلو را قفل و از این فرصت استفاده و بسته حاوی مواد مخدر را از جیب داخل کاپشن سمت چپ بیرون آورد و به کف پا انداخته و نهایتا درب خودرو باز و در بازرسی بدنی از مشارالیه موادی کشف نمی شود اما یک بسته پلاستیکی که حاوی مواد مخدر هروئین به وزن تقریبی 159 گرم و یک بسته شیشه به وزن 20 گرم با لفافه در کف خودرو زیر صندلی جلو کشف نموده و متهم به همراه راننده به مقر پلیس مبارزه با مواد مخدر هدایت میشوند (ص 1 )در تحقیقات اولیه ح. م. در نزد مامورین اظهار نمودهاند ((من از جریان خبر ندارم من مواد نداشتم به منزل یکی از آشنایان به کرج رفته بودم.... برای خرید گوشی به میدان کرج رفته بودم)) (ص 4 )صورتجلسه تحویل و آزمایش نوع مواد مخدر به انبار اخذ و ضم سابقه گردیده است و بهموجب آن نوع مواد 1 - هروئین به وزن 159 گرم 2 - شیشه به وزن 20 گرم اعلام گردیده است)(ص 22 )از احد از مامورین کاشف به نام آقای م.....در دادسرا تحقیق شده است (ص 24 - 23 )از متهم ح. م. در دادسرا تحقیق شده است و نامبرده در مقام دفاع ضمن انکار اتهام انتسابی اعلام نموده است (اتهام مطروحه را قبول ندارم مواد مکشوفه متعلق به من نیست)(ص 25 )از راننده 206 نیز در مقام متهم تحقیق شده و نامبرده اظهار داشته اند (...یک ماه قبل ازتاریخ دستگیری متهم، وی را داخل شهر تنکابن دیدم... از من پرسید آیا دربستی تهران می روی؟ من گفتم بله... بالاخره هماهنگی شد تا هفته بعد ببرمش.... من ایشان را دوبار بردم کرج بار اول... وی رفت یک ساعت زنگ زد و می رفتم دنبال ایشان. بار دوم من مشکوک شدم که احتمالا خلاف است با دوست دوران راهنمایی ام که مامور مواد مخدر است تماس برقرار کردم و جریان را گفتم وی گفت این شخص مدتهاست تحت نظر است و بالاخره با طرح نقشه ای دقیق و با هماهنگی مراجع قضایی و مواد مخدر... در آن روز برای بردن وی به کرج برگشتم.... قبل از آن محلی که از آن عبور می کردیم مشخص تا وقت برگشت در آن محل توقف کنم تا دستگیر شود... وقتی وارد کمربندی شدم... من با موبایل و پیامک به آقای ش. گزارش می دادم.... بالاخره با همکاری ماموران.... موفق شدیم در محل ذکر شده اورا دستگیر و به اداره مواد مخدر منتقل شد.... وقتی به محل ذکر شده رسیدم درب قفل بود تا من درب را باز کنم اظهار داشت که متواری شو (فرار کن) و با فریاد زدن می گفت فرار کن. دنده عقب بگیر در بریم ولی من ایستادم در همین حال وی مواد را که در جیب کاپشن چپ بود درآورد به زیر صندلی که روی آن نشسته بود انداخت.... و مامور ش. وقتی در باز شد دید کامل به او داشت و دید که مواد را از جیب کاپشن درآورد و به زیر پای خود انداخت....) (ص 36 - 37 )فتوکپی نتیجه آزمایش مواد ارسال و ضم سابقه گردیده است. (ص 43 - 42 )پرونده با صدور قرار مجرمیت ح. م. اوچه به اتهام نگهداری 159 گرم هروئین و 20 گرم شیشه صادر و در مورد راننده خودرو ص. م. قرار منع پیگرد صادر و پرونده پس از موافقت معاون آقای دادستان با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال میگردد (ص 51 - 46 )اولین جلسه دادرسی دادگاه با حضور متهم و وکیل ایشان و نماینده آقای دادستان تشکیل و در این جلسه متهم در مقام دفاع از خود ضمن انکار اتهام انتسابی اظهار نمودهاند (... من به صورت دربستی با ص. م. از تنکابن به کرج رفتم من برای خرید گوشی رفتم م. هم گفت من جایی کار دارم و برای نیم ساعت رفت... بعد ساعت 11 شب از کرج به طرف تنکابن برگشتیم.... من اظهارات وی را قبول ندارم...) (ص 59 - 58 )دادگاه جلسه دادرسی را به لحاظ انکار متهم و بهمنظور تحقیق از راننده تجدید می نمایند. جلسه دوم دادرسی در تاریخ 1394/03/10 با حضور متهم و وکیل ایشان و نماینده آقای دادستان و راننده خودرو ص. م. و مامورین کاشف تشکیل مجددا متهم اتهام انتسابی را انکار می نمایند. ص. م. راننده خودرو نیز اعلام داشته اند (.... قضیه از این قرار بوده من گهگاهی مسافر پیدا شود مسافر می برم (توضیحا خط دادرس محترم دادگاه ناخوانا است و با زحمت کلمات خوانده میشود)... ح. م. اوچه به عنوان مسافر داشتم متوجه شدم که وی در کار مواد است و با توجه به همکاری که با مامورین مواد مخدر خصوصا ش. داشتم مراتب را به ایشان خبر دادم که ایشان به من گفت اگر به شما پیشنهاد رفتن به جایی را داد به من خبر بده چون من یک بار قبلا نیز م. را به کرج برده بودم و همانجا شک کردم که وی در کار خرید و فروش مواد می کند تا آنکه این دفعه یک روز م. به من زنگ زد که دربستی وی را به کرج برسانم و برگردیم.... وی را به منطقه.. رساندم به من گفت مرا پیاده کن که پیاده شد گفت بیست دقیقه صبر کن بر می گردم من توقف کردم بعد از دقایقی که گذشت بیا فلان جا.... من رفتم آنجا که دیدم ایشان با یک آقا تقریبا 20 تا 22 ساله به همراه یک بچه می آید و یک بسته پلاستیکی نیز دست بچه بود و رسیدن به ماشین من و شیشه را آن آقا از بچه گرفت و به ح. م. داد و ایشان سوار ماشین من شد گفت حرکت کن ومن هم حرکت کردم چون با آقای ش. هماهنگ بودم به ایشان پیامک دادم که از کرج حرکت کردیم.... نزدیکی تنکابن که رسیدم به ایشان پیام دادم... مامورین.. ماشین مرا محاصره کرد... به من می گفت فرار کن. فرار کن وحتی درب ماشین... را قفل کرد من متوجه شدم که شیشه را زیر پا خود انداخته است که با باز کردن درب، متهم دستگیر و مواد کشف و ضبط شد...) (ص 70 - 68 )سه تن از مامورین کاشف به اسامی آقایان ش. و م.ق. و م.س. نیز تحقیق که بدوا آقای ق. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر اظهار داشته اند: (... از آنجائی که افرادی مثل... (قابل خواندن نمیباشد)... در کار مواد مخدر بودند تحقیقات حاکی از آن بود که فردی به نام ح. م. مواد را برای فروش و توزیع در اختیار آنان قرار می دهد حتی یک بار م. در خانه خانم ا. بود ولی موادی از دست ایشان پیدا نکرده بودیم... پرونده ایشان مختومه شده است در هر حال من ایشان را تحت نظر داشتم تا آنکه یکی از مخبرین ما آقای م. خبر داد که ح. م. یک بار وی را دربستی به کرج برد و رفتار وی مشکوک است و گروهبان یکم ش. هماهنگ کرده که این بابا نظارت این مامور متهم با 206 م. به صورت دربست به کرج رفت و از آنجایی که هماهنگ بود وقتی از کرج به تنکابن آمدند و ش. که 206 را میشناخت به منطقه ورودی شهر رفت و به محض رویت ماشین پشت سر آن حرکت.... که به منطقه.... مقصد نهایی متهم بود رفتیم و منتظر شدیم که 206 آمد ما از جلو و ش.... از پشت سر 206 را محاصره کردیم رفتیم درب را باز کنیم دیدیم قفل است... ش. درب طرف راننده را با کمک راننده باز کرد بسته مواد مخدر را در کف صندلی شاگرد زیر پای م. کشف شده است وحتی موقع محاصره صدا می زد فرار کن من اطلاع دیگری ندارم...) (ص 71 - 70 ) آقای ش. دیگر مامور حاضر نیز بیان نموده است ما بعد از دستگیری م.ا. و افراد همدست او... و شناسایی عامل یا عاملین اصلی در تحقیق بودیم تا آنکه یک روز م. به من خبر داد که شخصی به نام م. را به کرج رسانده و حاضر شد سیصد هزار تومان کرایه بدهد.... به نظرم در کار مواد است که گفتم اگر باز.... برود به من خبر بده که یک روز زنگ زد و قضیه را گفت که مجددا می خواهد به کرج برود. لذا با هماهنگی اینجانب.... و حتی رفتم برای ماشین 206 م. زنجیر چرخ تهیه کردم که به درخواست متهم به کرج رفتند که مواد خرید به تنکابن آمدند و من 206 را در ابتدای شهر رویت کردم پشت سر آن حرکت کردم که رسیدم... ماشین را از جلو و پشت سر محاصره کردیم من با چشم خودم دیدم م. بسته مواد مخدر را از جیب کاپشن مشکی خود درآورده و به زیر صندلی خود انداخت که با باز شدن درب طرف راننده وی را دستگیر و مواد ضبط شد که شامل هروئین و شیشه بوده است) (ص 72 - 71 )آقای س. دیگر مامور حاضر در صحنه کشف مواد بیان داشته اند (من به کمک پلیس مبارزه با مواد رفته بودم و در کشف مواد و دستگیری متهم م. بودم که با هماهنگی قبلی او را مد نظر قرار دادیم تا متهم مواد را از بین نبرد یا فرار نکند ساعت سه صبح بود که با محاصره 206 ایشان سرنشین بود مواد از زیر صندلی شاگرد که متهم نشسته بود کشف و حتی متهم در کمر خود چاقویی داشت که کشف شده است اطلاع دیگری ندارم) (ص 72 )وکیل متهم در مقام دفاع از موکل خود بیان داشته اند (همانگونه که موکل بیان داشت مواد افیونی مکشوفه متعلق به وی نیست آنچه مسلم است اظهارات آقای ص.م. که همان مبنای گزارش مامورین شده است نمی تواند منطبق با واقع باشد اقای م. در صورتجلسه مضبوط در صفحه 3 پرونده اشاره داشت که گذری وی در خیابان موکل را رویت کرده است و در صورتجلسه مضبوط در صفحه 36 پرونده نحوه آشنایی خویش با موکل را اینگونه بیان داشت که: در داخل شهر موکل را جهت رساندن به... سوار کرد چون سابقا یک بار وی را دربستی به کرج برد در آن روز نیز از وی خواسته شد که دربستی بروند که م... چنین کرده است اما در صورتجلسه فعلی مواجهه حضوری اضافه داشت جهت رفتن به کرج باهم هماهنگی کرده بودیم از تعارض اظهارات آقای م. استفاده میشود که تمام واقعیت را بیان نداشته است از سابقه و یا پرینت تلفن موکل باآقای م... میشود استفاده نمود که رفتن به کرج بنا به درخواست منتقمی بوده.... فرضا اگر هم موکل در فعل تهیه مواد نقش داشته.... تحریک و تشویق م... بوده است... البته موکل بزه انتسابی به خویش را کلا منکر است... از اظهارات آقای ق.. رئیس محترم پلیس مبارزه با مواد مخدر... استفاده میگردد که ایشان ندیده که موکل مواد را در زیر صندلی خودرو جاسازی نمایند و در بازرسی بدنی موکل نیز موادی کشف نگردیده. چون موکل فاقد سابقه محکومیت کیفری است و با تحریک و تشویق افراد مرتکب تخلف شده باشند.... به استناد ماده 38 قانون مبارزه با مواد مخدر درخواست تخفیف مجازات درباره وی دارم) (ص 74 - 73 )در این جلسه متهم در دادگاه در پاسخ سئوال دادگاه... اظهار داشته اند (من حرفهایی را که م... به من از قبل یاد داده بود که اگر دستگیر شدی این حرفها را بگوید به پلیس و دادسرا و در جلسه قبلی دادگاه گفتم ولی واقع این امر این است که م... خودش مواد را تهیه کرده بود... به درخواست م.. بود که مواد را زیر پای خودم قرار بدهم... من گناهی ندارم حرف دیگری ندارم.) (ص 75 - 74 )دادگاه پس از استماع اظهارات مدافعات متهم و وکیل ایشان با اعلام ختم دادرسی به شرح رای شماره --- مورخ 1394/03/11 ح. م. را به اتهام نگهداری 20 گرم شیشه به استناد بند 5 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به پرداخت شصت میلیون ریال جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق و 15 سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی و از باب نگهداری 159 گرم هروئین به استنادبند 6 ماده 8 قانون فوق الاشعار به مجازات اعدام محکوم و به استناد ماده 134 قانون مجازات اسلامی مجازات اشد را قابل اجرا دانسته اند)(ص 79 - 76 )دادنامه صادره در تاریخ 1394/03/21 به آقای دادستان ابلاغ گردیده اما در پرونده امر اوراقی که دلالت بر ابلاغ دادنامه به وکلای محکوم علیه و با شخص محکوم علیه نماید ضم و پیوست سابقه نگردیده است.اما در تاریخ 1394/03/24 آقای ج.ی. به عنوان وکیل محکوم علیه ضمن تقدیم فرم وکالتنامه درخواست مطالعه پرونده و ملاقات با محکوم علیه را از دادگاه می نمایند. (ص 97 )از سوی آقای ج.ی. فرد وکیل محکوم علیه لایحه ای بدون تاریخ در مقام اعتراض تسلیم دادگاه شده که تحت شماره 158 مورخ 1394/04/21 ثبت و بهموجب دستور ریاست دادگاه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردیده است وکیل محکوم علیه به طور اجمال بیان داشته اند (موکل جوانی است 28 ساله که در امر خرید و فروش تلفن همراه به کسب و کار مشغول است و برای خرید گوشی تلفن به کرج رفته بود که با راننده خودرو م.. آشنا شده و در کرج متوجه میشود که نامبرده معتاد به مواد افیونی میباشد در مقابل منزلی توقف کرده و اظهار داشته چند دقیقه ای صبر کن تا من خودم را بسازم و برگردم ملاحظه می نمایند که بسته ای پلاستیکی از شخصی که دختر بچه ای هم همراهش بوده گرفت و به داخل ماشین آمد و می گوید که مواد را برای استعمال خریدم... پس از رسیدن به تنکابن نامبرده بسته مواد مخدر را به زیر صندلی پرت مینماید. در بازرسی بدنی از موکل موادی کشف نشده. موکل در طول دوران تحقیق چه مقدماتی چه دادگاه، اقراری بر مالکیت مواد نداشته. هیچگونه تحقیقی هم در شهرستان کرج و اینکه فروشنده مواد چه کسی است صورت نپذیرفته است اظهارات راننده خودرو 206 ضد و نقیض است و صرف دروغگویی موکل دلیل اثبات جرم نمی تواند باشد..) (ص 107 - 105 )ضمنا مشروح لایحه اعتراضیه آقای وکیل در جلسه شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد افرا عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدرضا سعیدنیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنیبراینکه ایراد موثری که موجب نقض رای را فراهم نماید به نظر نمیرسد در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/03/11 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ح. م. با وکالت آقای ج.ی. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/03/11 صادره از شعبه دادگاه انقلاب اسلامی تنکابن که بهموجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام نگهداری 20 گرم شیشه به استناد بند 5 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به تحمل 15 سال حبس و 74 ضربه شلاق و پرداخت شصت میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت و از حیث نگهداری 159 گرم هروئین به استناد بند 6 ماده 8 قانون فوق الاشعار به مجازات اعدام محکوم و مستندا به ماده 134 قانون مجازات اسلامی تذکر داده اند که مجازات اشد قابل اجراست با عنایت به اینکه عمل متهم هر چند که دارای اعمال متعدد جرم بوده اما جرائم ارتکابی از یک نوع که مشمول ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر بوده لذا تفکیک اتهامات متهم و صدور مجازات های متعدد به شرح آمده در رای صادره با توجه به آثار حقوقی آتی آن توجیه قانونی نداشته و عملا خلاف قانون بوده زیرا اعمال انتسابی در پرونده مذکور با اتخاذ ملاک از رای وحدت رویه شماره 607 مورخ 1375/06/27 هیات محترم عمومی دیوان عالی کشور و تبصره 2 ذیل ماده 134 قانون مجازات قاعده تعدد و تعیین مجازات به شرح مقید در ماده 134 قانون موصوف قابلیت اعمال را نداشته بناءً علیهذا به استناد بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 رای صادره نقض و مستندا به بند 4 ماده فوق الذکر پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
هادی احتشامی - محمد افرا