در تاریخ 1399/05/06 خانم ف. ق. به وکالت مع الواسطه از طرف اقای م. ن. به طرفیت خانم ز. ب. ز. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق توافقی به استناد وکالتنامه رسمی شماره 61588 مورخ 1393/01/18 دفتر اسناد رسمی شماره 71 *که به موجب ان زوج خواهان وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر به زوجه خوانده تفویض نموده است.تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. مرکز مشاوره خانواده طی گزارش مورخ 1399/05/15 نتیجه مشاوره ارائه شده به زوجین را عدم سازش بین طرفین اعلام داشته است.در جلسه رسیدگی مورخ 1399/05/19 زوجه بیان میدارد. که تمام حقوق مالی خود را بذل مینمایم دخترم 14 سال دارد. و نزد خودم میباشد. و جهیزیه را بذل مینمایم تقاضای طلاق دارم. وکیل مع الواسطه زوج بیان داشته که قبول بذل می نمایم عرض دیگری ندارم. و طرفین حق تجدیدنظرخواهی خود را اسقاط نمودهاند زوج شخصا در تاریخ 99/5/20 لایحه ای به دادگاه تقدیم و طی ان دادخواست تقدیمی را مسترد نموده است.و در ذیل این لایحه دادگاه اعلام داشته که چون موضوع لایحه خلاف مفاد وکالتنامه اعطایی است.اقدامی ندارد. سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 770 مورخ 1399/05/25 باتوجه به درخواست زوجین و اینکه مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین موثر واقع نشده و اداره بهزیستی شهرستان *نظریه خود را بر عدم امکان سازش تقدیم داشته است.لذا مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و مواد 25 و 26 و 27 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجین اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نمایند و توضیح داده که 1 زوجه کلیه حق و حقوق مالی خود از قبیل مهریه، نفقه، اجرت المثل و شرط تنصیف را در قبال طلاق توافقی بذل نموده و زوج بذل نموده است.2 زوجه جهیزیه خود را بذل نموده و فاقد حمل میباشد. و سردفتر طلاق در هرحال مکلف به معرفی زوجه به پزشکی قانونی برای تست بارداری است.3 با توجه به اینکه فرزند مشترک بالغ میباشد. لذا دادگاه تکلیفی برای اظهارنظر در خصوص حضانت وی ندارد. 4 طلاق در صورت وقوع به استناد بند 3 ماده 1145 قانون مدنی باین خلعی است. اعتبار گواهی صادره از تاریخ ابلاغ سه ماه میباشد. این رای با توجه به اسقاط حق تجدیدنظرخواهی توسط طرفین قطعی است. سپس اقای ا. س. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از طرف زوج اقای م. ن. در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1710 99 مورخ 1399/08/18 با اعلام اینکه خواهان پرونده زوج بوده و به موجب لایحه شماره *مورخ 1399/05/20 مضبوط در پرونده دادخواست خود را مسترد و تقاضای مختومه شدن پرونده را نموده است.و این استرداد قبل از صدور رای مورد تجدیدنظرخواهی بوده است.لذا ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند ب ماده 107 قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1399/08/25 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/09/10 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1020 مورخ 1399/11/18 به شرح زیر انشای رای نموده است.
فرجامخواهی خانم ز. ب. ز. نسبت به دادنامه شماره 1710 99 مورخ 1399/08/18 شعبه *که به موجب ان به لحاظ استرداد دادخواست از طرف زوج خواهان ضمن نقض دادنامه صادره از دادگاه بدوی قرار رد دعوی خواهان بدوی صادر گردیده است.باتوجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا به دلالت محتویات پرونده، زوج (فرجامخوانده) به موجب وکالتنامه رسمی شماره 61588 مورخ 1393/01/18 پیوست پرونده وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر به زوجه (فرجامخواه) تفویض نموده که با رعایت شرایط و اختیارات تفویضی مقرر در ان خود را بهر قسم طلاق مطلقه نماید. و ضمن عقد خارج لازم هم حق عزل وکیل و اعمال هر گونه اقدام مغایر با مفاد وکالتنامه را از خود سلب و ساقط نموده است.و زوجه هم در مقام اعمال وکالت تفویضی بدوا نسبت به انتخاب وکیل دادگستری برای زوج وتوکیل بایشان اقدام و سپس از طریق وکیل مع الواسطه زوج مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق توافقی نموده و براساس همین توافق فیمابین انان هم حسب دادنامه صادره از دادگاه بدوی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر گردیده است.و اگر چه در دادخواست مطروحه برحسب اقتضای قانونی نام و مشخصات زوج به عنوان خواهان در دادخواست ذکر گردیده ولی متقاضی اصلی طلاق خود زوجه بوده که در مقام اعمال وکالت در طلاق تفویضی از طرف زوج ضمن توکیل بوکیل دادگستری مبادرت به تقدیم دادخواست نموده است.و چون قانونا اجرای طلاق از طرف زوجه از طریق ا عمال وکالت در طلاق تفویضی منوط به اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه بوده و با استرداد دادخواست تقدیمی از طرف زوج عملا اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه غیرممکن خواهد بود و در واقع این اقدام عملی زوج مغایر با مفاد وکالت تفویضی محسوب بوده و در وکالتنامه استنادی هم زوج حق هرگونه عمل مغایر با مفاد وکالتنامه و وکالت تفویضی را از خود سلب و ساقط نموده است.لذا بر اقدام زوج فرجامخوانده به استرداد دادخواست بدوی به شرح لایحه تقدیمی هیچ اثر قانونی مترتب نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را نداشته و از این رو ادامه رسیدگی به دادخواست تقدیمی و صدور رای در ماهیت دعوی مطروحه مغایرتی با موازین قانونی ندارد. بنابراین دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق اصدار یافته به لحاظ عدم انطباق ان با موازین و مقررات قانونی قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 2 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده جهت رسیدگی ماهوی به همان دادگاه محترم صادرکننده قرار منقوض (شعبه *) ارجاع میگردد. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 3104 - 99 مورخ 1399/12/09 پس از ذکر مراحل دادرسی با توجه به وکالت اعطایی از ناحیه زوج تجدیدنظرخواه به شماره 61588 مورخ 93/10/18 که زوج حق هرگونه عمل مغایر با مفاد وکالت نامه تفویضی را از خود سلب و ساقط نموده است.لذا دادنامه معترض عنه را صایب و موجه و اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/12/10 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/12/24 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. ن. نسبت به دادنامه شماره 3104 - 99 مورخ 1399/12/09 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره 770 - 99 مورخ 1399/05/25 صادره از شعبه *که به موجب ان گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با شرایط مصرح در ان اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خواه به موجب وکالتنامه رسمی شماره *مورخ 1393/01/18 دفتر اسناد رسمی شماره 71 *وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر به زوجه فرجام خوانده تفویض نموده تا با رعایت شرایط مقرر و اختیارات تفویضی خود را مطلقه نماید. و نیز اعمال هر گونه اقدام مغایر با مفاد وکالت نامه را از خود سلب و ساقط نموده است.که متعاقب ان زوجه در مقام اعمال وکالت تفویضی ضمن انتخاب وکیل دادگستری برای زوج و توکیل بایشان از طریق نامبرده مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق توافقی نموده است.که سرانجام حسب دادنامه بدوی بر اساس توافق حاصله فیمابین زوجه و وکیل مع الواسطه زوج گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق توافقی صادر گردیده است.و مادامیکه وکالت تفویضی موضوع وکالت نامه مذکور بقوت و اعتبار قانونی خود باقی بوده زوجه به عنوان وکیل زوج میتواند در حدود اختیارات تفویضی و با رعایت شرایط مقرر در وکالت نامه نسبت به انجام موضوع وکالت اقدام نماید. و هر گونه اقدام زوج جهت عزل وکیل یا عدم انجام موضوع وکالت از سوی وکیل موثر در مقام نخواهد بود مضافا اینکه از ناحیه زوج فرجام خواه هم هیچ دلیل و مستند قانونی بر بی اعتباری وکالت تفویضی موضوع وکالت نامه مورد بحث اقامه و ابراز نشده و در پرونده محاکماتی تحت امر مشهود نمیباشد. و از طرفی هم توافقات فیمابین زوجه و وکیل مع الواسطه زوج جهت اجرای طلاق در حدود اختیارات مصرح و شرایط مقرر در وکالت نامه یاد شده بوده و مغایرتی با مفاد وکالت تفویضی ندارد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و رسیدگی به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حدی نیست که خدشه ای بر ارای مرقوم وارد و مالا نقض دادنامه معترض عنه را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه فرجام خواسته مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.