در تاریخ 1399/10/23 خانم ف. ب. به طرفیت همسرش اقای ح. ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند یک از شروط ضمن عقد و مواد 1129 و 1130 و 1146 قانون مدنی به علت استنکاف خوانده از تادیه نفقه به مدت شش ماه وعدم امکان الزام وی به تادیه ان تقدیم نموده و تصویر رونوشت سند نکاحیه و پنج فقره دادنامه متضمن محکومیت کیفری خوانده به تحمل شش ماه حبس به اتهام ترک انفاق زوجه و هم چنین محکومیت حقوقی وی به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 99/4/19 لغایت زمان اجرای حکم از قرار ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال و هم چنین به پرداخت مبلغ 66/630/000 ریال بابت نفقه معوقه و جاریه تا تاریخ تقدیم دادخواست در حق زوجه (خواهان) و هم چنین متضمن صدور حکم بر بطلان دعوی الزام به تمکین زوجه مطروحه از ناحیه زوج را به پیوست دادخواست ارائه نموده است. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات زوجین سرانجام به لحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *حقوقی ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/12/13 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان (زوجه) اظهار داشت من در تاریخ 1395/01/15 با خوانده به صورت دائم و رسمی ازدواج کرده ام خوانده یک سال است.که مرا در عسر و حرج قرار داده است.چون نفقه من را در این شرایط اقتصادی پرداخت ننموده است.همان تاریخ 1395/01/15 زندگی مشترک را شروع کردیم و تا چهار سال با هم در خانه ای که برادر و مادر خوانده حضور داشتند زندگی میکردیم و یک سال است.که کلا به خانه پدرم امده ام چون خانه و زندگی ما جدا نبوده است.و اجبار وی به پرداخت نفقه مقدور نبوده و از بابت نفقه محکومیت کیفری و حقوقی حاصل نموده و دادخواست اعسار داده که نمیتواند پرداخت کند و پرونده امر در اجرای احکام مدنی است.هنوز حکم قطعی اعسار صادر نشده است.و خوانده فقط دو ماه اخیر که من پیگیر شده ام و حکم جلب ایشان را گرفته ام پرداخت نموده است.و حتی دوبار دعوی تمکین ایشان رد شده و بار سوم حکم صادر شده که من اعتراض کردم و هنوز حکم قطعی صادر نشده است.من سال 1398 از خانه ایشان بیرون رفته ام از اخر بهمن 1397 تاابان سال 1398 هیچگونه تمکینی از ناحیه خوانده صورت نگرفته است.با اینکه من در تمکین ایشان بوده ام هیچگونه رابطه زناشویی بین ما صورت نگرفته است. فرزند مشترک نداریم و در مورد مهریه و نفقه اقدام نموده ام و در مورد حقوق مالی خود فعلا ادعایی ندارم. حامله نمی باشم و یکعدد سکه کامل بهار ازادی از مهریه ام را به همسرم بذل مینمایم تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته را دارم. خوانده دفاعا اظهار داشت راجع به نفقه پول را به حساب خواهان واریز کردم ولی اجرای احکام را نپذیرفته است.و ایشان رفت از بابت ترک انفاق شکایت کرد و در تجدیدنظر شش ماه تبدیل به سه ماه شده و تعلیق گردید.و بابت مبلغ 11/300/000 ماه به ماه سر تاریخ به حساب ریخته ام که اسناد ان در اجرای احکام موجود است.و بابت مبلغ مذکور اعسار داده ام و گفتم اقساط ببندند و انرا پرداخت می کنم نه اینکه کلا نخواهم پرداخت نمایم قصدم پرداخت نکردن نفقه نیست و در مورد تمکین هم دو مرتبه رد شده است.شرایط تمکین برای من محرز نبود بعد با ارشاد قضایی شرایط تمکین را فراهم کرده ام که پرونده در مرحله تجدیدنظر است.و مهریه و نفقه را انطور که دادگاه گفته است.پرداخت کرده ام فقط گفته ام که اقساطی پرداخت شود. و بنده دارم. نفقه را پرداخت مینمایم. رابطه زناشویی بین ما بوده است.و هیچ مشکلی هم نبوده است.و حرف این خانم صحت ندارد. کمتر از چند ماه بوده است.ان هم بدلیل اینکه خانم سر ناسازگاری را برداشته است.حتی برای نفقه و جلب من اقدام کرده است.و دنبال زندگی کردن نبوده است.چون خانم از من کناره گیری میکرده و میخواسته که بچه دار نشود. و طلاق بگیرد از تاریخ 1398/08/18 از خانه بیرون رفته است.و بنده ازهیچ یک از دوازده بند سند نکاحیه تخلف نداده ام و میخواهم با ایشان زندگی کنم و حاضر به طلاق دادن ایشان نیستم من با این خانم مشکل ندارم. بیاید با هم زندگی کنیم. خواهان مجددا گفته است.ما چهار سال در خانه مشترک زندگی میکردیم و مادر و برادرش دائما دخالت میکردند. در مورد نفقه هر چه که پرداخت کرده است.چون به نام من وام گرفته بوده است.لذا پرداختی ها بابت وام بوده و ربطی به نفقه ندارد. و اگر چه وام به نام من بوده ولی کل وام به حساب ایشان رفته است.من اگر نمی خواستم زندگی کنم چهار سال با ایشان زندگی نمیکردم و من در تمکین ایشان بوده ام و مهریه حق من است. سپس دادگاه مقرر داشته که پرونده اجرایی مربوط به نفقه از اجرای احکام شعبه *مطالبه گردد. که پس از وصول ان به کلاسه *خلاصه این پرونده در صورتمجلس مورخ 1400/01/21 منعکس و تصویر اوراق مفید و موثر ان استخراج و ضمیمه پرونده امر گردیده است.و متعاقبا واحد اجرای احکام مدنی شورای حل اختلاف طی گواهی مورخ 1400/01/29 در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که نظر به محکومیت محکوم علیه ح. ب. به پرداخت جمعا مبلغ 66/630/000 ریال بابت نفقه معوقه و جاریه زوجه و از تاریخ 1399/04/19 تا زمان اجرای حکم ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال بانضمام سایر هزینه ها، محکوم علیه نسبت به مبلغ محکوم به تا تاریخ 1399/09/19 (112/301/798 ریال) دادخواست اعسار مطرح نموده و ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال از 1399/09/19 لغایت 1399/12/19 بابت نفقه جاریه جمعا بمبلغ27/000/000 ریال پرداخت نموده و تاریخ اولین رسید پرداختی به حساب سپرده دادگستری 1399/11/01 میباشد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/01/30 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات ایشان و مدافعات خوانده در جلسه دادرسی با استدلال منعکس در ان به لحاظ عدم احراز تخلف زوج از شروط ضمن عقد نکاح دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.زوجه خواهان پس از ابلاغ رای صادره در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *اد صلح و سازش بین طرفین قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/05/08 که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوجه تجدیدنظرخواه اظهار داشت من طلاق را از باب عسر و حرج میخواهم زیرا زوج نفقه من را پرداخت نکرده و یک سال بعد از صدور حکم نفقه من را به من داده است.و جون من را به لبم رسانده است.و بابت نفقه اعسار زده است.و در حال حاضر بابت نفقه بدهکار نمیباشد. و علیرغم اینکه در تمکین زوج بوده ام اما از ابان سال 97 تا ابان سال 98 هیچگونه رابطه زناشویی با هم نداشتیم چون زوج ابراز تمایل نداشت و کنار من نمی امد و زوج اعلام داشته که من تمایل نداشتم و میخواستم مدرک جمع کنم تا طلاق بگیرم و چنانچه من تمایل نداشتم چرا زوج نرفته دادخواست تمکین بدهد و زوج بعد از اینکه من زندگی را ترک کردم و رفتم منزل پدرم رفته دادخواست تمکین داده است.و من به خاطر اینکه زوج به من بی مهری میکرد و حتی جواب سلام من را هم نمیداد مجبور شدم بروم منزل پدرم و 11 ماه تحمل کردم و بعد از اینکه به منزل پدرم رفتم نفقه را مطالبه و علیه ایشان شکایت کردم. فرزند مشترک نداریم و من در قبال طلاق و کراهت از زوج فقط یک سکه از مهریه ام را به زوج بذل میکنم زوج (تجدیدنظرخوانده) اظهار داشت من با طلاق در هیچ شرایطی راضی نیستم در خصوص نفقه خانم همانطور که قبلا مطرح کرده ام نفقه خانم را به حساب شخصی ایشان واریز میکردم که دادگاه این را قابل قبول ندانست و بنده به ترک انفاق و پرداخت نفقه محکوم شدم و بعد از اینکه اجراییه برای من صادر شد بنده طبق اجراییه نفقه زوجه را پرداخت کرده ام و در حال حاضر بابت نفقه خانم هیچ بدهکاری ندارم. و خانم از مرداد سال 99 به تمکین از من محکوم شده است.من قصدم از هم پاشیدن زندگی نبود و اگر قصدم این بود که موجبات تمکین را فراهم نکنم نمی رفتم منزل با امکانات فراهم کنم و دادگاه نیز حکم تمکین زوجه را صادر نمیکرد و دادگاه تجدیدنظر انرا تایید نمیکرده است.و زن و زندگی ام را دوست دارم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/05/18 اعتراض تجدیدنظرخواه با این استدلال که زوجه به تمکین از زوج محکوم شده و مشارالیها در جلسه این دادگاه به صراحت اعلام داشته زوج بابت نفقه به ایشان بدهکاری ندارد. غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته صحیح و مطابق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. پس از ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده و زوج در مقام پاسخ به فرجام خواهی زوجه مبادرت به تقدیم دادخواست فرجامی نموده که پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم ف. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/05/18 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/01/30 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تحقق بند یک از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه فرجام خواه به شرح دادخواست نخستین که در تاریخ 1399/10/23 تقدیم داشته اند به لحاظ استنکاف زوج (فرجام خوانده) از پرداخت نفقه علیرغم محکومیت حقوقی و کیفری خود و تخلف نامبرده از بند یک از شروط مندرج در سند نکاحیه و نیز تحقق عسر و حرج خود در استمرار زوجیت صدور حکم طلاق و تجویز اعمال وکالت در طلاق را خواستار گردیده است.محتویات پرونده و پیوست ان و مندرجات پرونده اجرایی کلاسه *اجرای احکام مدنی شعبه *که خلاصه مفید ان در صورتمجلس مورخ 1400/01/21 منعکس گردیده و مفاد گواهی مورخ 1400/01/29 واحد اجرای احکام یاد شده دلالت بر این دارد. که زوج فرجام خوانده به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 277 مورخ 1399/06/23 صادره از شعبه *به پرداخت مبلغ 66/630/000 ریال بابت نفقات معوقه و جاریه از تاریخ 98/8/18 لغایت 99/4/9 و نیز از تاریخ اخیر الذکر لغایت اجرای حکم به پرداخت ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال بابت نفقه جاریه در حق زوجه فرجام خواه محکوم گردیده که در تاریخ 1399/07/27 منتهی به صدور اجراییه و ابلاغ ان به زوج محکوم علیه گردیده و سپس در تاریخ 99/9/1 جهت اجرا به واحد اجرای احکام مدنی ارسال و منجر به تشکیل پرونده اجرایی شده است.و زوج محکوم علیه علیرغم محکومیت حقوقی خود به پرداخت نفقه بیش از شش ماه در حق زوجه و صدور اجراییه و ابلاغ ان و تشکیل پرونده اجرایی از پرداخت نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه در مهلت قانونی مقرر در ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی امتناع ورزیده و حتی با وصف رد دعوی اعسار نامبرده از پرداخت نفقه مورد حکم و هم چنین محکومیت کیفری بعدی خود به اتهام ترک انفاق زوجه حاضر به پرداخت نفقات استحقاقی زوجه نشده است.و به این ترتیب عملا الزام نامبرده به اجرای حکم صادره و پرداخت نفقه مورد حکم ممکن و میسر نگردیده است.بنابراین در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق تخلف زوج فرجام خوانده از بند یک از شروط مندرج در قباله نکاحیه و نیز تحقق شرط وکالت در طلاق موضوع بند (ب) از شرایط ضمن عقد نکاح و هم چنین با لحاظ مقررات ماده 1129 قانون مدنی تحقق عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی مشترک ثابت و محرز بوده و اینکه زوج فرجام خوانده بعد از تقدیم دادخواست طلاق و در جریان رسیدگی به این دعوی نفقات مورد حکم استحقاقی زوجه را بتناوب پرداخت نموده است.موثر در مقام نبوده و اثر مترتب بر تخلف نامبرده و تحقق شرط ضمن العقد و نیز حق ایجاد شده برای زوجه در اعمال وکالت در طلاق تفویضی و هم چنین عسر و حرج بوجود امده برای زوجه را زایل و مقتضی نمیسازد از این رو استنباط و تشخیص دادگاه به لحاظ عدم مطابقت ان با دلایل و موجود در پرونده صایب و موجه نبوده و بدین لحاظ دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا با توجه به استدلال مرقوم در فوق و دلایل و موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. و اما در خصوص دادخواست فرجامی زوج اقای ح. ب. نسبت به دادنامه فرجام خواسته صدرالاشعار قطع نظر از اینکه دادنامه فرجام خواسته بضرر فرجام خواه مذکور نبوده تا فرجام خواهی نامبرده مقبولیت قانونی داشته باشد. اساسا نظر به اینکه دادخواست فرجامی حسب مفاد و مندرجات ان در مقام پاسخگویی به فرجام خواهی زوج نسبت به دادنامه فرجام خواسته تقدیم گردیده و به طور کامل مقصود زوج فرجام خواه از تقدیم دادخواست فرجامی، اعتراض نسبت به دادنامه مرقوم نبوده است.و از طرفی هم دادنامه فرجام خواسته مطابق رای صادره فوق الاشعار به نحو کامل نقض گردیده و فرجام خواهی زوج نسبت به ان سالبه به انتفای موضوع محسوب میگردد. بنابراین و به جهات یاد شده دادخواست فرجامی زوج فرجام خواه قابلیت استماع و رسیدگی را نداشته و به تجویز ماده 415 قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی زوج فرجام خواه صادر و اعلام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.