رای دادگاه بدوی
محتویات پرونده حاکی از این است.که اقای س. ا. ف. ا. در تاریخ 1399/08/06 با تقدیم دادخواستی به دادگستری اصفهان به طرفیت خانم م. ا. ف. ا. با خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: اینجانب به موجب سند ازدواج شماره 7305 -1369/07/17 دفتر ثبت رسمی ازدواج شماره شش نایین با خوانده ازدواج کرده ام یک فرزند مشترک دختر داریم که الان 28 ساله میباشد. نظر به بروز اختلافات شدید خلقی و عاطفی بین من و زوجه، ادامه زندگی مشترک برایم مشکل شده و وجود ندارد. به نحوی که ناچارا قریب به نه ماه است.که بیرون از خانه مشترک زندگی می کنم و بین ما دعاوی متعددی مطرح شده است.و … درخواست رسیدگی و تقاضای صدور حکم طلاق دارم. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره * -1400/04/21 به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای ذیل الذکر نموده است.
در خصوص دعوای اقای س. ا. ف. ا. فرزند ح. با وکالت اقایان ه. ج. ق. ا. و. ب. ز. به طرفیت خانم م. ا. ف. ا. فرزند ع. ا. با وکالت خانم م. ج. دایربرصدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق دادگاه باعنایت به جامع محتویات پرونده از جمله رونوشت سندازدواج شماره 7305 مورخ 1369/07/17دفتررسمی ثبت ازدواج شماره 6 نایین رابطه زوجیت بین انان به سبب عقد نکاح دائم محرز است.واینکه دادگاه وداوران سعی درایجادسازش بین انان نمودند لیکن موثر واقع نشد و زوج اصرار برمتارکه دارد. لذا باتوجه به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق ونظر به این که مرد میتواندبا رعایت مقررات قانونی تقاضای طلاق کند بنابراین با نظر موافق قاضی مشاور و باپذیرش درخواست خواهان مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و مواد 26- 27- 29- 31- 34 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر واعلام میشود. ومدت اعتباران ازتاریخ قطعیت جهت ارائه به دفترخانه طلاق سه ماه وازتاریخ تسلیم به دفترخانه طلاق سه ماه قابل اجرامی باشد.وزوج میتواند بامراجعه به یکی ازدفاترثبت طلاق پس ازوقوع طلاق به ثبت ان اقدام نماید. ورعایت شرایط موضوع مواد 1134- 1135- 1136- 1140- 1141 قانون مدنی به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بودنوع طلاق با توجه به اینکه اصرار بر طلاق از سوی شوهر است.و زوجه یایسه است.و با عنایت به مواد 1148 و 1149 و 1109 و 1151 قانون مدنی باین است.واین طلاق عده ندارد.در مورد مسایل فیمابین دادگاه بنا به تجویز ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 91/12/1 به شرح ذیل تصمیم میگیرد الف:در خصوص مهریه نظر به اینکه زوجه از طریق اجرای ثبت اقدام نموده لذا تتمه مهریه وفق سند نکاحیه فوق الذکر باید پرداخت گردد. و در مورد اختلاف پرداخت بابت حج تمتع رای قطعی بطلان صادر گردیده ب:درمورد جهیزیه زوجه ادعایی ندارد. وزوجین توافق نمودند اثاث البیت موجود متعلق به زوجه باشد. ج: در مورد اجرت المثل با عنایت به اقرار زوجه مبنی بر تبرع به استناد ماده 336 قانون مدنی حکم به بیحقی خواهان صادر واعلام میگردد. د: در خصوص تعیین نحله ونیز شرط تنصیف با عنایت به ادعای زوج مبنی بر سوی رفتار زوجه و استناد ان به شهادت شهود وپرینت پیامک های ارسالی توسط زوجه ونظریه پزشکی قانونی وامارات موجود واحراز سوی معاشرت زوجه برای دادگاه لذا موضوع شرط تنصیف ونحله منتفی است.ه:در مورد نفقه معوقه و وجاری با توجه به دانامه 990189 مورخ 1399/02/28ودادخواست تعدیل وگزارش اصلاحی بعدی دادگاه مواجه با تکلیف نیست همچنین با توجه به اینکه تنها فرزند مشترک ک. است.وحکم نفقه ان صادر شده دادگاه تکلیفی ندارد. وزوجین اختلاف مالی دیگری ندارند، اجرای صیغه طلاق منوط به ان است.که زوج کلیه حقوق مالی که برای زوجه در این گواهی شناسایی شده را نقدا در حق وی تادیه نماید. چنانچه زوجین جهت اجرای مفاد ان در مدت مزبور به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه ننمایند گواهی مزبور از درجه اعتبار ساقط میشود. این رای حضوری وظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر *می باشد.
رای مذکور به طرفین ابلاغ گردیده است.زوجه از طریق وکیل خود نسبت به ان اعتراض و تجدیدنظرخواهی کرده است.شعبه *حسب الارجاع و در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی ایشان بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1400/06/28 چنین رای داده است
تجدیدنظرخواهی خانم م. ا. ف. ا. باوکالت خانم م. ج. به طرفیت اقای س. ا. ف. ا. باوکالت اقایان ه. ج. ق. ا. و م. ب. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/04/21 صادره از شعبه *که متضمن صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به درخواست زوج میباشد. و معترض در خصوص موضوع نحله و شرط تنصیف که دادگاه بدوی زوجه را مستحق ان ندانسته وارد نیست زیرا حسب تبصره ماده واحده اصلاح مقررات طلاق ناظر بر موردی است.که زوجه در زندگی مشترک با زوج سوی اخلاق و رفتار نداشته باشد. و درپرونده حاضر باعنایت به محتویات پرونده و مدارک ابرازی از جمله شهادت شهود و نیز پرینت پیامکهای ارسالی سوی رفتار زوجه با زوج محرز میباشد. و درچنین موردی حسب قانون امکان تعیین نحله و نیز اعمال شرط تنصیف مقدور نمیباشد. بنابراین اعتراض معترض نسبت به موارد فوق الذکر وارد نمیباشد. و نظربه اینکه ایراد دیگری به دادنامه صادره از سوی دادگاه بدوی وارد نیست لذا مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میگردد. این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور میباشد.
این رای به طرفین ابلاغ شده است.خانم م. ا. ف. ا. (زوجه) با وکالت خانم م. ج. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی به انضمام لایحه ای که در هنگام شور قرائت میشود. خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور نسبت به این رای نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است. وکیل فرجام خواه در لایحه ف. خواهی خود اجمالا ادعا نموده است. در خصوص نحله و تنصیف دارایی که دادگاه زوجه را مستحق دریافت ان ها ندانسته است.در حالی که هیچگونه دلیل و مدرکی که مثبت این ادعا (سویرفتار و معاشرت) زوجه باشد. در پرونده وجود نداشته و ارائه نشده است. حتی شهود تعرفه شده از ناحیه زوج هم به سویمعاشرت زوجه شهادت نداده اند تنها یکی از شهود وی به نام اقای م. ا. که برادر فرجام خوانده میباشد. اظهار داشته بود که زن برادرم با برادرم بدرفتاری داشته و … که او هم بعدا با ارائه اقرارنامه رسمی که ضم پرونده شده از شهادت خود رجوع و عدول نموده و تاکید کرده است.شهادت کذب داده و پشیمان است.و تحت فشار فرجام خوانده چنین شهادت کذبی را داده است.ولی دادگاه تجدیدنظر هیچ توجهی به این مطلب ننموده است.یکی دیگر از مستندات دادگاه برای اثبات سویمعاشرت زوجه مفاد پیام های مبادله شده بین زوجین بوده است.که بر فرض صحت ان ها و قابل استناد بودنشان چون تاریخ مبادله ان ها بعد از طرح دعوی طلاق از ناحیه زوج بوده است.نمی توانند دلیل برای اثبات سویمعاشرت برای قبل از طرح دعوی مذکور باشند و در خصوص ادعای فرجام خوانده مبنی بر اینکه زوجه مشکلات روحی و روانی دارد. خوشبختانه گواهی پزشکی قانونی حکایت از سلامت روانی و جسمی موکل دارد. تنها به وجود علایم افسردگی قابل درمان اشاره شده است.که انهم ناشی از عدم تفاهم زوجین ذکر شده و ارتباطی به تصادفی که 21 سال پیش اتفاق افتاده نداشته مضافا اینکه اگر موکل از 21 سال پیش و در تصادف سال 79 دچار مشکل ضربه مغزی شده بوده پس فرجام خوانده چرا تاکنون هیچ اقدامی نکرده است.و … دو نفر از وکلای زوج هم در پاسخ به فرجام خواهی وکیل زوجه لایحه ای را تقدیم و ضم پرونده کرده اند که در هنگام شور قرائت میشود. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانم م. ا. ف. ا. با وکالت خانم م. ج. به طرفیت اقای س. ا. ف. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/06/28 صادره از شعبه *با توجه به مجموع محتویات پرونده به نظر میرسد فرجام خواهی ایشان موجه و در خور پذیرش است.زیرا که دلیل کافی برای اثبات سوی معاشرت زوجه در حدی که موجب اسقاط حقوق اکتسابی مسلم شرعی و قانونی وی در مورد نحله و تنصیف دارایی باشد. ان هم پس از بیش از سی سال زندگی مشترک، وجود ندارد. و صرف افسردگی زوجه که نوعی بیماری و قابل درمان اعلام شده است.نمی تواند مسقط حقوق مسلم وی باشد. لذا این شعبه با استناد به ماده 366 و بند الف ماده 368 و ذیل ماده 370 و بند دو ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، رسیدگی مجدد را به یکی دیگر از شعب همعرض دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید./ط.ر
شعبه *
غ. ق. - رئیس ع. ص. - عضو معاون