اختلاف در نوع نکاح

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/26
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که در اصل وقوع عقد نکاح اختلاف نباشد، اصل بر دوام زوجیت بوده و بار اثبات دلیل بر عهده مدعی موقت بودن نکاح است.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/12/26

خلاصه جریان پرونده

خانم ط. ج. در تاریخ 92/3/1 دادخواستی با وکالت آقای م. آزادی پور به طرفیت 1 - م. م.م. 2 - شهر بانو م.م. فرزند الف. 3 - ف. م.م. فرزند الف. 4 - م. م.م. فرزند الف. 5 - م. م.م. فرزند الف. 6 - ز. م.م. فرزند الف. 7 - مهنا م.م. فرزند الف. 8 - بهاره م.م. فرزند الف. به خواسته اثبات زوجیت دائم و ثبت واقعه نکاح تقدیم نموده که شعبه اول دادگاه عمومی سیرجان تحت پرونده شماره 224 / 92 عهده دار رسیدگی شده است. وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده موکلش به موجب عقدنامه عادی مورخ 84/5/12 به عقد دائمی مرحوم الف. م.م. ی در آمده است. زوج در تاریخ 92/1/23 فوت نموده و موکله از ایشان دارای دو فرزند به اسامی مهنا و بهاره می‌باشد با توجه به اینکه زوجیت خواهان با مورث خواندگان به صورت عقد عادی دائمی بوده است تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر ثبوت زوجیت و ثبت واقعه نکاح دائم بین خواهان و مرحوم الف. م.م. به تاریخ 84/5/12 را دارم. دلائل اثباتی علاوه بر سند عادی ارائه شده، شهادت شهود و گواهی عاقد آقای علی الف. ارجمند لاری و استشهادیه محلی و هر گونه تحقیق پیرامون ادعا می‌باشد. توضیح اینکه خواهان قبل از ازدواج دائم عادی به صورت رسمی همسر آن مرحوم بوده که طلاق گرفته و مجددا بعد از طلاق به صورت عادی به زوجیت مرحوم در آمده است و به همین دلیل فرزندان مشترک خواهان و آن مرحوم به اسامی مهنا و بهاره در زمان زوجیت رسمی و دائمی قبلی بدنیا آمده اند النهایه در خصوص فرزندان صغار به نام های مهنا و بهاره تقاضای تعیین قیم اتفاقی را دارم. به ضمیمه دادخواست تصویر گواهی عاقد مبنی بر اینکه خانم ط. ج. در تاریخ 84/5/12 به عقد دائم آقای محمود میمند در آمده و اینجانب خطبه عقد را جاری نموده ام و تصویر گواهی حصروراثت مبنی بر اینکه آقای الف. م.م. در تاریخ 92/1/23 فوت نموده و ورثه حین الفوت وی عبارتند از خانم ط. ج. و خانم ش. م. همسران متوفی و مهنا و بهاره و ف. و م. و م. و م. و ز. فرزندان متوفی و تصویر عقد نامه عادی دائمی خواهان و مورث خواندگان در تاریخ 84/5/12 با صداقیه دو دانگ خانه مسکونی واقع در سیرجان و ده میلیون تومان وجه نقد و پنج سکه بهار آزادی و تصویر قیم نامه خواهان برای دو فرزند صغیرش ارائه شده است. نظر به اینکه خواهان قیم دو فرزند صیغر خود که جزء خواندگان بوده اند می‌باشد حسب تقاضای وکیل وی خواستار تعیین قیم اتفاقی می‌شوند که دادستان آقای محمد معتمدیان را به عنوان قیم اتفاقی خانم ها مهنا و بهاره معرفی می‌نماید. آقای م. م.م. احد از خواندگان طی شرحی به دادگاه اعلام می‌دارد اینجانب پسر بزرگ مرحوم الف. م. می باشم و قبول دارم که خواهان همسر دوم مرحوم پدرم بوده و دو فرزند از ایشان دارد در مرحله اول ازدواج وی با پدرم به صورت رسمی و دائمی بود. در تاریخ 78/3/26 از هم جدا شدند و لی به خاطر دو فرزند مشترک مجددا در تاریخ 84/5/12 به صورت عادی و دائمی با هم ازدواج کردند پدرم با مادرم ش. م. اختلافات شدید داشت و اکثراوقات در سیر جان نزد همسر دومش یعنی خواهان زندگی می کرد. مادرم به علت کینه ای که نسبت به خواهان دارد با تحریک دیگران قصد دارد حقوق وی بابت ارث را تضییع کند. پدرم در تاریخ 92/1/23 در حالی که همراه خواهان بود تصادف کرد و فوت نمود خانم ماریا کمالی از ناحیه ش. و م. و ف. و ز. و م. م. اعلام وکالت می‌نماید. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 92/4/23 با حضور خواهان و وکیل وی و دو نفر ازخواندگان بهمراه قیم اتفاقی تشکیل می‌گردد.وکیل خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و اضافه می‌نمایدکه خواهان در تاریخ 84/5/12 به عقددائمی عادی مرحوم الف. م.م. در آمده است و از آن تاریخ تا زمان فوت با هم درسیرجان زندگی می کردند. اهالی محل و بستگان و فرزندان همسر اول مرحوم و حتی همسر اول آن مرحوم از این ازدواج اطلاع کامل داشته اند. گواهان ذیل عقد نامه آقای مصطفی بهرامی و خانم نساء خواجوئی نژاد که در زمان عقد حضور داشته اند حاضرند شهادت بدهند دو نفر از فرزندان آن مرحوم به اسامی م. و م. در لایحه تقدیمی صراحتا ادعادی خواهان را تایید نموده اند. عاقد نیز مراتب را گواهی نموده است وکیل برخی از خواندگان در مقام دفاع اظهار می‌دارد خواهان چندین سال به صورت موقت در عقد مرحوم الف. م. بوده است و پس از اینکه از وی حامله می‌شودعقد را به صورت دائمی منعقد می نمایند ولی در سال 78 طلاق واقع می‌شود. وپس از طلاق با شخص دیگری ازدواج کرده است. نظر به اینکه خواندگان مدعی جعل عقدنامه عادی می‌باشند تقاضای ارجاع به کارشناس را دارم. تقاضای رویت اصل عقد نامه را داریم. آنچه که برای ما محرز است این است که خواهان در عقد آن مرحوم بوده و عقد دائم را قبول نداریم. البته دلیلی مبنی بر موقت بودن عقد نداریم بلکه اظهارات آن مرحوم و همسر اول حاکی از موقتی بودن عقد است خواهان اظهار می‌دارد اصل عقد نامه ازبین رفته است. قیم اتفاقی اظهار می‌دارد رابطه زوجیت دائم خواهان و مورث خواندگان را قبول دارم. مهنا 15 ساله و بهاره 17/5 ساله دارای قیم اتفاقی معرفی شده از سوی دادستان اظهار می دارند بعد از اینکه پدر و مادرم از ازدواج اولشان طلاق گرفتند پدرم چندین بار مراجعه کرد و گفت با توجه به اینکه دو فرزند دختر داریم بیا دوباره زندگی کنیم. مادرم قبول کرد و با هم نزد عاقد آقای ارجمند لاری رفتند و عقد دائمی به صورت عادی منعقد شد. پدرم همیشه می گفت عقد من با مادر آن دائمی است. از سال 84 تا زمان فوت همگی با هم در سیرجان زندگی می کردیم. چهار سال قبل از فوت ارتباطش را با همسر اولش قطع کرد و اکثر اوقات نزد ما زندگی می کرد. شورای حل اختلاف شماره 15 سیرجان در گواهی اصلاحی حصر وراثت به تاریخ 92/2/23 خانم ط. ج. را از لیست ورثه حذف می‌نماید. آقای فرهاد الله دینی حصارونیه وکیل برخی خواندگان طی لایحه ای به دادگاه اعلام می‌دارد که دو نفر از موکلین به اسامی م. و م. دارای سوابق کیفری می‌باشند و به علت اختلافات مالی که با مادرشان ش. م. داشته اند شهادت کذب داده اند م. خودش درخواست اصلاح گواهی حصر وراثت داده و نام خواهان از لیست ورثه خارج شده پس چگونه مدعی است که خواهان همسر دائمی پدرش بوده است. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 92/10/21 با حضور خواهان و وکیل وی و خواندگان: 1 - م. م. 2 - م. م. 3 - ز. م. 4 - ف. م. 5 - مهنا م. 6 - بهاره م. 7 - ش. م. و وکیل برخی از خواندگان تشکیل می‌گردد وکیل خواهان مطالب قبلی را تکرار می‌نماید و اضافه می کند که سند ازدواج خواهان با مورث خواندگان در تاریخ 84/5/12 به صورت عادی توسط عاقد نوشته شده و صیغه عقد دائمی جاری شده و عاقد طی دو مرحله مراتب وقوع عقد دائمی را گواهی نموده است. چهار نفر از خواندگان صحت ادعای خواهان را تایید نموده اند. م. م. اظهار می‌دارد ادعای خواهان را قبول ندارم. فرزند کوچک آن مرحوم می باشم. سند رسمی طلاق خواهان و پدرم موجود است. پس از طلاق پدر فقط بخاطر دو دختری که خواهان داشت به آنها سرکشی می کرد و چون پدرم فرد متدینی بود صیغه محرمیت خواند و هر بار که از وی سئوال می کردیم صیغه نامه را به ما نشان می داد. شهادت برادرم م. چون سابقه کیفری دارد معتبر نیست. م. اظهار می‌دارد مطالب برادرم م. را قبول دارم. ز. و ف. نیز می گویند اظهارات م. و م. را قبول داریم. بهاره و مهنا اظهار می دارند ادعای خواهان را قبول داریم. ش. م. همسر اول مرحوم اظهار می‌دارد همسرم در سال 74 تصمیم به ازدواج دوم گرفت. خواهان را صیغه نمود. بعد از اینکه این خانم حامله شد از من رضایت خواست که وی را به عقد دائمی خود در آورد و منهم در دفتر خانه رضایت دادم و عقد دائمی و رسمی صورت گرفت و توانست برای فرزندش شناسنامه بگیرد. در سال 78 خیلی از دست این زن که چندین ازدواج داشت ناراحت بود و وی را طلاق داد و دو فرزندش را به شهر بابک آورد و مدت چهارسال در منزل خودمان بودند. این خانم با فردی به نام طیب محمد زاده ازدواج کرد و در این مدت مشکلات زیادی برای ما بوجود آورد. شوهرم چون فرد متدینی بود و در قبال دو دختر احساس مسئولیت می کرد با اجازه بنده صیغه محرمیت با خواهان خواند و هر گونه سندی مبنی بر دائمی بودن عقد آنها جعلی است وکیل خواندگان اظهار می‌دارد خواهان برای اثبات ادعایش فقط تصویر یک سند عادی را ارائه نموده است و حاضر نیست اصل عقد نامه را تقدیم نماید. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 93/5/1 با حضور طرفین تشکیل می‌گردد. وکیل خواهان مطالب قبلی را تکرار می‌نماید. م. م. اظهار می‌دارد ادعای خواهان را قبول دارم. نامبرده همسر دائمی پدرم بوده است. خانم ماریا کمالی وکیل برخی خواندگان اظهار می‌دارد مستند خواهان کپی یک سند عادی است که در قسمت الحاقات نوع عقد دائم درج شده و زوج آن را تایید نکرده است. آن مرحوم در تاریخ 92/1/23 فوت نموده و عقد نامه در تاریخ 92/2/28 برابر اصل شده است در حالی که می گویند اصل عقد نامه موجود نیست و هنگام تصادف سوخته است. بنابراین عقد دائمی در کار نبوده است خواهان اظهار می‌دارد بنده و همسرم و دو فرزندم در خودروی پیکان بودیم که یک تریلی از عقب با ما تصادف کرد و ماشین دچار آتش سوزی شد و مقداری اسناد از جمله عقد نامه در آتش سوخت و شوهرم فوت نمود. در این جلسه اظهارات عاقد آقای علی الف. ارجمند لاری روحانی 57 ساله استماع می‌شود نامبرده اظهار می‌دارد اینجانب صیغه عقد دائم در تاریخ 84/5/12 بین خواهان و آقای الف. م.م. را با صداقیه ذکر شده جاری نمودم. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و اینکه خواهان و وکیل وی با استناد به شهادت شهود و عاقد و تصویر سند عادی تقاضای صدور حکم بر اثبات زوجیت دائمی و ثبت واقعه نکاح را نموده ونظربه اظهارات عاقد به شرح صورتمجلس تنظیمی مورخ 93/5/1 در حضوراصحاب پرونده و وکلای آنها و با عنایت به تصویر مصدق نکاح نامه عادی مورخ 84/5/12 و پذیرش ادعای خواهان از سوی سه نفر از خواندگان کاشف به عمل می آید که خواهان در تاریخ مذکور به عقد دائم مورث خواندگان مرحوم الف. م.م. با مهریه یک جلد کلام اله مجید و دو دانگ خانه مسکونی واقع در سیر جان و ده میلیون تومان وجه نقد و پنج سکه بهار آزادی در آمده است و حاصل این زوجیت دو فرزند به اسامی مهنا و بهاره می‌باشد بنابراین ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 93/5/12 مستندا به مواد 219 و 223 و 1062 و 1075 و 1076 و 1077 قانون مدنی حکم بر اثبات زوجت دائم و محکومیت خواندگان بر ثبت عقد صادر می‌نماید. پس از ابلاغ این رای به خواندگان، آقای فرهاد الله دینی حصارونیه به وکالت از شهر بانو، م.، م.، ف. و ز. م. مبادرت به تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که تجدید نظر خوانده به استناد تصویر یک سند عادی که در تاریخ 92/2/28 توسط شخص عاقد برابر اصل شده دعوی خود را مطرح نموده و هیچ مدرک دیگری ندارد نظر به اینکه اصل سند عادی مبنی بر نکاح دائم ارائه نشده نسبت به آن تردید و انکار نمودیم و خواهان در مقام دفاع مدعی شده که اصل سند در حادثه تصادف سوخته شده ولی معلوم نیست چگونه بعدا برابر اصل شده است.در سند مذکور جمله صیغه عقد دائم بعدا اضافه شده است و زوج آن را تایید نکرده است. عاقد نیز دفتر رسمی ازدواج ندارد. وکیل خواهان بدوی نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدید نظر خواه پاسخ می دهد. تجدیدنظر خواهان‌ها وکیل قبلی خود را عزل نموده و خانم نجمه انجم شعاع وکیل جدید آنها طی لایحه ای در هشت برگ اعتراض خود را نسبت به رای بدوی تقدیم می‌دارد شعبه دهم دادگاه تجدید نظر استان کرمان به موضوع رسیدگی و پس از استماع توضیحات طرفین در جلسه رسیدگی مورخ 94/6/2 ختم دادرسی را اعلام و تجدیدنظر خواهی وکیل م.، م.، م.، ش.، ز. و ف. م. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 93/5/12 شعبه اول دادگاه عمومی سیرجان که به موجب آن حکم بر اثبات زوجیت دائم خانم ط. ج. و مرحوم الف. م. با مهرالمسمی مندرج در رو نوشت سند عادی ارائه شده صادر گردیده دربخش مربوط به اثبات زوجیت را وارد ندانسته و توضیح داده که محتویات پرونده و دلائل منعکس در آن اجمالا بر وقوع عقد نکاح دلالت دارد و اختلاف در نوع آن می‌باشد و با در نظر داشتن اینکه اصل بر دوام زوجیت است و صرفنظر از اینکه اصل بر دوام زوجیت است و صرفنظر از اینکه رونوشت سند نکاح نامه اصالت دارد یا خیر؟ صحیح و منطبق با موازین قانونی اصدار یافته فلذا طی دادنامه شماره --- مورخ 94/6/5 رای تجدیدنظر خواسته راجع به اصل عقد نتیجتا تایید و راجع به سایر توابع آن با توجه عدم ارائه اصل مستند (نکاح نامه) با نقض دادنامه و مستندا به ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست صادر می‌گردد. این رای در تاریخ 94/6/15 به وکیل خانم ط. ج. ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به قسمتی از دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. در این لایحه وکیل زوجه اعتراض نموده که منظور دادگاه تجدیدنظر از رد توابع مشخص نیست. ثبت واقعه نکاح مورد خواسته ما بوده است و اگر منظور حقوق مالی از جمله مهریه بوده که اساسا مورد خواسته ما نبوده است از طرفی این دادنامه در تاریخ 94/6/10 به وکیل برخی از خواندگان بدوی ابلاغ شده و نامبرده نیز ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لوایح فرجامی هنگام شور قرائت می‌شود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپورنطنزی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی خانم ط. ج. با وکالت آقای م. آزادی پور و هم چنین فرجام خواهی خانم ش. م.م. اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف ورثه مرحوم الف. م. با وکالت خانم نجمه انجم شعاع نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/6/5 شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان که در مقام تایید یک قسمت و نقض قسمتی دیگر از دادنامه شماره --- مورخ 93/5/12 شعبه اول دادگاه عمومی سیرجان اصدار گردیده وارد و موجه به نظر نمی رسد. زیرا خانم ط. ج. و وکیل وی در دادخواست تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با استناد به تصویر مصدق سند عادی و استشهادیه محلی و گواهی عاقد مدعی شده که در سال 73 به عقد دائمی و رسمی مرحوم الف. م.م. در آمده و از وی صاحب دو فرزند مشترک دختر به اسامی مهنا و بهاره شده است. وی همسر دوم آن مرحوم بوده و بدنبال برووز اختلافاتی در سال 78 طلاق واقع می‌شود ولی مجددا در تاریخ 84/5/12 به عقد دائمی عادی آن مرحوم در آمده و تا زمان فوت آن مرحوم یعنی 92/1/23 به اتفاق در سیرجان زندگی مشترک داشته اند و اینکه تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر اثبات زوجیت دائمی و ثبت واقعه نکاح را نموده است. محکمه به موضوع رسیدگی و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و اظهارات عاقد و اینکه سه نفر از خواندگان که فرزند آن مرحوم بوده اند رابطه زوجیت دائمی را تایید نموده‌اند ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 93/5/12 حکم بر اثبات زوجیت دائم با صداقیه تعیین شده در سند عادی و محکومیت خواندگان به ثبت عقد صادر می‌نماید ولی در مرحله تجدیدنظر، دادگاه رای تجدیدنظر خواسته راجع به اصل عقد را تایید نموده و راجع به سایر توابع آن ضمن نقض آن قرار ابطال دادخواست صادر می‌نماید که بر این تشخیص و استنباط دادگاه تجدیدنظر خدشه و خللی وارد نگردیده است. کما اینکه اولا:ً طرفین دعوی بر وجود رابطه زوجیت بین خانم ط. ج. و آقای الف. م.م. توافق دارند ولی زوجه مدعی دائمی بودن نوع عقد نکاح است و برای اثبات ادعایش به رونوشت مصدق سند عادی نکاح نامه و اظهارات عاقد و اقرار سه نفر از خواندگان استناد نموده است و ادعای وکیل برخی از خواندگان مبنی بر اینکه یکی از خواندگان معتاد بوده و دو نفر دیگر از خواندگان به عنوان فرزندان خواهان ذینفع می‌باشند قابل پذیرش نیست زیرا در مقام شاهد وارد دعوی نشده بلکه به عنوان خوانده اقرار به صحت ادعای خواهان نموده اند. از طرف دیگر ادعای برخی از خواندگان مبنی بر موقت بودن عقد نکاح مقرون به دلیل و بینه ای نیست و مدت عقد انقطاعی را ذکر ننموده‌اند و با توجه به حدوث اختلاف در دائمی بودن یا موقت بودن عقد نکاح اصل بر دوام زوجیت و دائمی بودن عقد نکاح است. ثانیا آنچه مورد اعتراض زوجه فرجام خواه قرار گرفته ایهامی است که در خصوص نقض سایر توابع توسط دادگاه تجدیدنظر بوجود آمده که بدیهی است نقض دادگاه تجدیدنظر صرفا متوجه درج صداقیه در رای بدوی است چرا که از طرفی جزو خواسته خواهان بدوی نبوده و از طرف دیگر با عدم ارائه اصل سند نکاح نامه قابل احراز نبوده است. با عنایت به اثبات رابطه زوجیت دائم در دادگاه، ثبت رسمی واقعه نکاح دائم نیز ضرورت خواهد داشت. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در حدود اعتراضات مطروحه از ناحیه فرجام خواهان ها فاقد ایراد و اشکال مستوجب نقض بوده و مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته با رفع ایهام فوق نتیجتا ابرام می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان

منبع