وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/11/06

پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ می‌باشد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

خواهان م. ص. ن. به طرفیت خوانده ر. ب. به خواسته فسخ نکاح طرح و شرح داده که خوانده خود را دختر فاقد سابقه ازدواج معرفی و مشخص شده سابقه ازدواج داشته و کتمان نموده است.شعبه *که عهده دا ررسیدگی شده و پس از انضمام و لایحه و تشکیل جلسه مورخ 8 / 2 / 1400 و استماع اظهارات ( 42 ) از گواه تحقیق شده ( 51 ) و ( 52 ) و ( 53 ) و ادامه رسیدگی مورخ 26 / 4 / 1400 و تحقیق از گواه ( 65 ) تا ( 67 ) طی دادنامه شماره *مورخ 9 / 6 / 1400 در خصوص دعوای اقای م. ص. ن. فرزند م. به طرفیت خانم ر. ب. فرزند غ. با وکالت خانم م. ا. ط. فرزند ی. به خواسته فسخ نکاح هر چند خواهان در دادخواست مطروحه و ان و اینکه عنوان داشته خوانده طبق سند رسمی ازدواج همسر دائم بنده بوده که ایشان قبل از عقد در حضور شهود متعدد که حاضر به شهادت در دادگاه می‌باشند با معرفی خود به عنوان دختر فاقد سابقه ازدواج به عقد حقیر در امده و در صفحه 7 سند ازدواج مجددا تاکید و امضای نموده که هیچگونه سابقه ازدواج قبلی نداشته است.و به هرحال عقد متباینا بر این شرط منعقد شده است.و در پی اقدام و پیگیریهای مکرر و حصول اختلاف و طرح دعاوی متعدد به تازگی مشخص گردید.که خوانده قبلا سابقه ازدواج داشته، فلذا با فریبکاری و حیله سابقه ازدواج قبلی خود را از بنده مکتوم نموده بوده که با توجه به شرح فوق، عنداللزوم سابقه ازدواج خوانده از دفترخانه رسمی ازدواج شماره … *استعلام شود. که نمی تواند مورد انکار خوانده باشد. فلذا با توجه به کتمان ازدواج سابق (فقدان ازدواج سابق زوجه شرط و وصف اساسی برای بنده بوده است.و به صراحت در حضور شهود در اینخصوص سوال نمودم) که موجب فریب و تدلیس در ازدواج گردیده، تقاضای فسخ نکاح به استناد ماده 1128 قانون مدنی را دارم. ولیکن نظر به دفاعیات وکیل زوجه که اعلام داشته موکل یک مدت کوتاهی در نامزدی (دواران عقد) با شخص دیگری بوده که در همان دوران عقد و به جهت عدم تفاهم اخلاقی در حالی که دو شیزه بوده از وی جدا شده و با خواهان ازدواج نموده و همه این ماجرا را هم موکل به خواهان بیان نموده و از طریق توافقی در دادگاه از هم جدا شده و بعدا با توجه به حقی که برای دختران دوشیزه می‌باشد. شناسنامه قبلی خود را با طل و شناسنامه جدید برای موکل صادر شده است. ما شهود خود را اورده ایم و در پرونده فریب در ازدواجی هم که خواهان از موکل نموده‌اند موکل تبریه شده است. با این وصف و نظر به اینکه اظهارا ت شهود هر یک از طرفین مغایر اظهارات دیگری ومتعارض است.و با وجود تعارض اظهارات شهود توضیحات و شهادت همه ا نها بلا اثر و غیر قابل استناد محسوب می‌شود. و این در حالی است.که مستند دیگر وکیل خوانده دادنامه شماره *مورخه 1/3/1400 شعبه *مبین ادعای خوانده بر بیان سابقه ازدواجش و اطلاع خواهان از این امر و ازدواج با خوانده با وجود اطلاع از سابقه ازدواج وی دارد. من حیث المجموع ادعای خواهان خارج از موارد مقرر در ماده استنادی وی ( 1128 قانون مدنی) می‌باشد. نتیجتا حکم رد و بطلان ان صادر نموده است.و با تجدیدنظرخواهی شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ 29 / 8 / 1400 درباره ی تجدیدنظر خواهی اقای م. ص. ن. فرزند م. به طرفیت خانم ر. ب. فرزند غ. نسبت به رای شماره ی * 1400 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به رد دعوی فسخ نکاح صادر که مورد اعتراض زوج قرار گرفته است.اولا زوج بعد از شش سال از زمان عقد هیچ مستندی بر اینکه عقد بر این شرط (عدم ازدواج سابق زوجه) واقع شده است.اقامه ننموده ثانیا گواهی شهود زوج بر امر عدمی متعارض با شهادت شهود زوجه نمی‌باشد. زیرا مودای گواهی شهود حکایت از اطلاع زوج بر ازدواج سابق زوجه دارد. علی هذا بنابه مراتب فوق و با توجه به محتویات پرونده محاکماتی مرحله بدوی و استدلال و مذکور در رای و نظر به اینکه در این مرحله از دادرسی دلیل و مدرک و موجبی که نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. ارائه نگردیده لذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظر خواهی مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 79 دادنامه ی مرحله ی نخستین را تایید نموده است.و با فرجام خواهی پرونده به این شعبه ارجاع شده است.و عمدتا مخالفت رای با موازین شرع و قانون و شهادت شهود و پرونده کیفری را از جمله جهات نقض بیان نموده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

رسیدگی و انشای رای با رعایت اصول و تشریفات دادرسی و قواعد امره حاکم صورت گرفته است.و از این حیث اعتراض فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته را بی اعتبار نساخته است.و جهات اعلامی از جمله مخالفت رای با موازین شرع و قانون به اثبات نرسیده و شهادت شهود و پرونده کیفری نیز کافی برای انطباق با شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی کیفری و در نتیجه نقض دادنامه فرجام خواسته نبوده و رای دادگاه که وفق و ادله موجود درپرونده و با رعایت قانون اصدار یافته است.به استناد مواد 370 و 396 قانون مذکور ابرام می‌شود.

رییس شعبه *: ع. م. دکتر ف. ا. عضو معاون

منبع