تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/27
خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده م. ن. ن. ک. به وکالت از ر. ب. ک. در مورخه 98/9/14 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق با توجه به بند 2 - 8 شروط عقد به طرفیت ع. ص. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 89/4/8 باخوانده ازدواج نموده و 4 سال است.که بلاتکلیف رها شده است. و دارای عسر و حرج میباشد. شعبه *در 98/10/23 تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان به مفاد دادخواست اشاره نموده و اینکه موکل برای تامین زندگی مجبور به کار شده و سه انگشت خود را به علت حادثه در محل کار از دست داده است. به موجب دادنامه مورخه 97/6/25 زوجه محکوم به تمکین شده است.ص 24 داوران نظر به عدم امکان سازش داده اند ص 31 ) دادگاه در 99/2/2 تشکیل جلسه داده است. وکیل زوجه مجددا به جدایی زوجین در طول 5 سال اشاره نموده است.وکیل زوج اعلام کرده موکل متواری نیست و حکم تمکین گرفته و زوجه حاضر به زندگی نشده است. و اینکه انگشت خود را از دست داده بدون اذن موکل مشغول به کار شده است. وکیل زوجه گفته دعوی تمکین صرفا برای کنار گذاشتن موکل بوده است. خوانده همیشه فراری است.و خانه ای ندارد. و موکل مجبور شده برای هزینه زندگی خود و فرزند کار کند. موکل گواهانی دارد. که میتوانند شهادت بدهند. در ادامه از شهود استماع شهادت شده است. 1 - ا. گ. خ.: 5 سال است.که زوجه مستقل زندگی می کند بچه کوچک دارد. همسرش نفقه نمی دهد. 2 - م. ب. 5 سال است.زوج به منزل نمی اید خرجی نمی دهد. خواهرم کار می کند دستش اسیب دیده است. 3 - م. م. ب.: 4 الی 5 سال است.که دامادمان را ندیدم. نمی دانیم کجاست. وکیل زوج گفته: در زمان اجرای حکم بنده با زوج برای اجرای رفتیم. پدرش اعلام کرد فرزند م حاضر به ادامه زندگی نیست. قاضی مشاور نظر به پذیرش دعوی خواهان داده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخه 99/2/31 با توجه به جدایی طولانی زوجین و نظریه داوری و اینکه زوج برای عدم پرداخت مهریه در دسترس نبوده و صرف اخذ حکم تمکین کافی نیست با پذیرش دعوی زوجه با توجه به شهادت شهود و نظریه قاضی مشاور با احراز شروط بند 2 و 8 و ماده 1130 حکم به الزام خوانده به طلاق زوجه صادر نموده تا در صورت امتناع زوج زوجه با وکالت بتواند خود را مطلقه نماید. اقای ش. د. و. ک. به وکالت از ع. ص. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. لیکن شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 99/6/20 با این استدلال که عسر و حرج عبارت است.از به وجود امدن وضعیتی که ادامه زندگی را با مشقت همراه سازد که در پرونده دلیلی ارائه نشده دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی صادر نموده است.اقای م. ن. ن. ک. به وکالت از ر. ب. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده ش. د. در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره * 99/6/20 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجامخواهی اقای م. ن. ن. ک. به وکالت از ر. ب. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/6/20 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه است. زیرا اولا مطابق نظریه داوران نظر به عدم امکان سازش زوجین داده شده و قاضی مشاور نیز نظر به پذیرش دعوی خواهان داده است. و دادگاه بدوی نیز به این موارد اشاره نموده لیکن دادگاه تجدیدنظر بدون توجه به مفاد مواد 2 و 27 قانون حمایت خانواده و عدم استدلال نسبت به رد نظریات فوق مبادرت به صدور رای نموده و دادنامه از این جهت دارای نقص جدی است.ثانیا اینکه زوجین بیش از 5 سال است.که جدایی جسمانی دارند و زوجه با فرزند مشترک زندگی می کند با توجه به شهادت شهود محرز است. صرف نظر از اینکه زوج با اخذ حکم تکمین بهانه ای برای عدم پرداخت نفقه زوجه به دست اورده ایا نفقه فرزند مشترک را در این مدت پرداخت نموده است؟؟ هیچ دلیلی به این موضوع ارائه نشده است. و این مطلب خود دلیل بر اینستکه که اخذ حکم تمکین صرفا بهانه است. زیرا زوج در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نیافته تا نظر خود را بر اینکه خواهان ادامه زندگی واقعی است.یا خیر بیان نماید. ثالثا اینکه زوجه با داشتن فرزند مشترک و عدم حضور زوج که حتی در دادگاه هم حضور نیافته مجبور شده برای تامین زندگی فرزند خارج از منزل کار کند که موجب قطع انگشتان وی شده است. ایا این اقدامات و جدایی جسمانی طولانی از زوج و عدم حضور زوج به صرف اخذ حکم تمکین موجب عسر و حرج برای زوجه نیست.؟؟!! لذا با توجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع مینماید.
با نقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *تشکیل جلسه داده است. وکیل زوج اظهار داشته طبق صورتجلسه 99/10/2 توسط رییس زندان و شورای زندان با حضور زوجین جهت سازش جلسه ای برقرار شد لیکن زوج حاضر به ادامه زندگی نشد و لذا زوج به زوجه وکالت در طلاق داد تابتواند خود را مطلقه نماید. و قرار شد موکل 50 میلیون تومان بدهد. و زوجه دریافت نموده طلاق بگیرد. وجه فوق توسط بانک واریز شده و موکل هم وکالت داده است. تا خود را مطلقه نماید. و ادامه داده که برادران زوجه یکبار موکل را ضرب و شتم نمودهاند و بعد زوجه بدون اذن موکل منزل مشترک را ترک نموده و بعد هم حکم تمکین صادر شده است. وکیل زوجه اظهارداشته: مطالب وکیل تکراری است.اینکه موکل با دریافت پنجاه میلیون تومان حاضر به طلاق شده مبلغ پرداخت نشده است. و لذا موکل از توافق با عدم پرداخت وجه منصرف شده است. عفونی شدن بیضه زوج برخلاف اظهارات وکیل به خاطر رابطه نامشروع وی بوده است. دادگاه تجدیدنظر با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره * 99/11/29 با نقض دادنامه بدوی و عدم احراز عسر و حرج زوجه حکم بر بطلان دعوی زوجه صادر نموده است. اقای م. ن. ن. ک. به وکالت از ر. ب. ک. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده اقای ش. د. و. ک. در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره */ 11/29 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواهی خانم ر. ب. ک. با وکالت م. ن. ن. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/11/29 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا علیرغم اینکه استدلال شده زوج به زوجه وکالت داده تا بتواند خودر ا با طلاق توافقی مطلقه نماید. و مکلف بوده مبلغ پنجاه میلیون تومان به زوجه بپردازد ادعای زوجه بر عسر وحرج ردشده خود دلیل بر این مطلب است.که زوج اگر چه حکم تمکین اخذ نموده لیکن اخذ چنین حکمی بهانه ای برای عدم پرداخت نفقه است.و وکیل زوج در جلسه دادرسی مورخه 99/11/27 اقرار نمودند که در جلسه سازش که در حضور رییس زندان برگزار شد زوج حاضر به زندگی مشترک نبوده و حاضر شد به زوجه وکالت در طلاق بدهد. ثانیا اینکه با توجه به جدایی طولانی جسمانی زوجین واینکه زوج علیرغم داشتن حکم تمکین هم حاضر به ادامه زندگی و پذیرش زوجه نگردیده خود برای عسر و حرج زوجه کافی است. ثالثا اینکه نظریه داوری بر عدم سازش میباشد. لیکن در نظریه مذکور به شرح ص 31 پرونده داور زوج اعلام کرده حاضر به طلاق زوجه نیست واین مطلب با اقدام اخیر زوج در جلسه سازش در زندان که حاضر به ادامه زندگی با زوجه نبوده کاملا در تناقض بوده وخود نشان از ایذای زوجه دارد. تا خود به طلاق راضی شود. رابعا اینکه زوجه در طول چند سال جدایی مجبور به کار در خارج از منزل برای تهیه هزینه زندگی شده که طبق ادعا در محل کار انگشتان وی نیز قطع شده است. اگر زوجه مجبور نبود چنین حادثه ای هم برای وی ایجاد نمی شد. لذا با توجه به مراتب ذکر شده و با استناد به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع مینماید./ا 400/3/5
شعبه *
رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.