احراز رابطه زوجیت به واسطه زندگی مشترک طولانی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: زندگی مشترک یک زوج برای مدتی طولانی ( 18 سال)، قرینه ای بر وجود رابطه زوجیت میان آنهاست. زیرا علی الاصول فعل هر مسلمان محمول بر مشروعیت است و منطقا قابل پذیرش نیست که دو شخص برای مدتی طولاتی با زندگی مشترک خود در یک منزل، مرتکب فعل حرام شده باشند.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/29

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 90/9/24 آقایان محمد حسن رنجبر و رضا شفیعی به وکالت از طرف خانم ف. گرونده فیروز آبادی به طرفیت خانم ها م.ت. و پ. و م. و ز. و عظیمه و سهیلاو شکوفه و آقای سعید شهرت همگی س. دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت دائم فیمابین خواهان و مرحوم سیروس س. و الزام به ثبت رسمی واقعه نکاح تقدیم و با استناد به شهادت شهود در متن دادخواست توضیح داده که موکله در سال 1368 با مرحوم سیروس س. ازدواج نموده و سالها بایکدیگر مشترکا زندگی نموده اند. موکله قبل از ازدواج با مرحوم س. با فردی به نام سید مرتضی بانشی ازدواج نموده و دو فرزند دختر نیز داشته است ایشان بدلیل اختلافات از آقای بانشی طلاق گرفته و با مرحوم س. ازدواج کرده است ولی اقدام به ثبت رسمی واقعه نکاح ننموده‌اند متاسفانه مرحوم س. در یک سانحه رانندگی به همراه یکی از دختران موکله در جاده ابرکوه یزد فوت نموده‌اند بعد از فوت آن مرحوم خواهران وی اقدام به اخذ گواهی حصر وراثت نموده‌اند ولی موکله را جزء وراث قلمداد نکرده اند (حتی اسم برخی از برادران و خواهران ایشان نیز ذکر نشده است) لذا ضمن دعوت از خواندگان و استماع شهادت شهود صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه سیزدهم دادگاه عمومی خانواده شیراز ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی به تاریخ 91/4/13 باحضور خواهان ووکیل ایشان و چهار نفر از خواندگان ردیف اول و چهارم و ششم و هفتم تشکیل گردید در این جلسه خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است اینجانب در سال 1368 با مرحوم سیروس س. با مهریه یک جلد کلام اله مجید ازدواج دائم داشته ام وشخصی به نام روستا که در حال حاضر فوت کرده صیغه عقدما را جاری کرد و مادر وخواهرم به نام صدیقه در زمان اجرای صیغه عقد حضور داشته اند و مادرم در حال حاضر فوت کرده است و افرادی که اطلاع دارند ما با یکدیگر زندگی مشترک داشته ایم می توانم به عنوان شهودبه دادگاه بیاورم تقاضای اثبات رابطه زوجیت و الزام خواندگان به ثبت واقعه ازدواج را نموده است. وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی و مطالبی که موکلم عنوان نموده می‌باشد. خوانده ردیف اول به نام م.ت. س. اظهار داشت من قبول ندارم که خواهان همسر برادرم مرحوم سیروس س. باشد چون هیچگونه مدرکی ندارد ولی قبول دارم که حدود هیجده سال خواهان با مرحوم سیروس س. زندگی میکرده است و هیچوقت هم از مرحوم در خصوص خواهان سئوال نکرده ایم که خواهان چگونه با شما زندگی می کند خانم ز. س. خوانده ردیف چهارم اظهار داشت من قبول ندارم که خواهان همسر برادرم مرحوم سیروس س. می‌باشد چون هیچگونه مدرکی ندارد ولی اطلاع دارم که حدود هیجده سال با هم زندگی مشترک داشته اند و هیچوقت از مرحوم سئوال نکرده ایم که این زن چگونه با شما زندگی می کند. خوانده ردیف ششم به نام عظیمه س. اظهار میدارند من خواهر ناتنی مرحوم سیروس س. می باشم و اطلاع کامل دارم که حدود بیست سال مرحوم سیروس س. با خواهان زندگی مشترک داشته است و چندین بار مرحوم سیروس اظهار داشته که من هرچه دارم متعلق به همسرم ف. گرونده فیروز آبادی می‌باشد و اطلاع کامل دارم که خواهان همسر مرحوم سیروس س. می‌باشد و حتی وصیت نامه مرحوم را شوهرم به نام سعید کریمی قرائت کرد و اسم خواهان به عنوان همسرش آورده شده بود و نمیدانم در حال حاضر وصیت نامه را چه کار کرده اند. خوانده ردیف هفتم به نام سهیلا س. اظهار داشت من خواهر ناتنی مرحوم سیروس س. می باشم و اطلاع کامل دارم که حدود بیست سال مرحوم سیروس س. با خواهان زندگی مشترک داشته اند و حتی مرحوم وصیت نامه نوشته بود و اسم خواهان در وصیت نامه قید شده بود و برای ما آقای سعید کریمی قرائت کرد که حدود چهل نفر هم حضور داشته اند. سپس دادگاه قرار استماع گواهی گواهان خواهان را صادر نموده و در این اثنا آقایان هومان و محمد حسین خورشیدی وکلای پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب چهار نفر از خواندگان باسامی پ. و م. و ز. و م.ت. س. اعلام وکالت نموده اند. در جلسه دادرسی مورخ 91/10/5 که با حضور خواهان و احد از وکلای ایشان و احد از وکلای خواندگان ردیف اول تا چهارم تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است و مطالب را قبلا عنوان کرده ام وکیل حاضر خواندگان اظهار داشت اولا: خواندگان ردیف پنجم الی هشتم جزء ورثه مرحوم سیروس س. نمی‌باشند چون مستندا به ماده 918 قانون مدنی اخوه ابی جزء ورثه قلمداد نمیگردد. ثانیا: به جهت اینکه ورثه مرحوم سیروس س. موکلین می‌باشد نه همه خواندگان بنابر این اقاریر و اظهارات سایر خواندگان موثر در مقام نیست و نمی توان به عنوان دلیل قرار گیرید زیرا به نوعی به نظر میرسد که دیگر خواندگان شاید نسبت به اموال مرحوم ادعائی داشته باشندو بر اساس آن ادعا علیه موکلین مطالبی را مطرح کنند ثالثا: ادله اثبات دعوی جهت اثبات نکاح برابر ماده 230 قانون آیین دادرسی مدنی در صورتی که شهادت شهود باشد میبایستی که حداقل با گواهی دو مرد یا یک مرد و دو زن صورت گیرد. خواهان برای اثبات ادعای خود به شهادت شهود استناد مینماید این در حالی است که گواهانی در جلسه حاضر نموده که هیچکدام به طور مستقیم شاهد عقد ازدواج آنها نبوده اند و به صرف حضور مرحوم و خواهان در نزد هم را دلیل زوجیت آنها میدانند گواهان حاضر مطالبی را در اظهارات خود بیان داشته و به وصیت نامه ای اشاره نموده‌اند و هردو ادعا دارند وصیت نامه را مطالعه کرده اند لذا از دادگاه تقاضا دارد سئوالاتی از آنها به عمل آید و سپس در صورت لزوم دفاعیات دیگر را اعلام می نمائیم. خوانده خانم سهیلا س. اظهار داشت مطالب همان است که قبلا عنوان کرده ام. سپس دادگاه از دو نفر شاهد حاضر در جلسه باسامی سیامک نجفی 39 ساله و آقای مجید کریمی هارونی 46 ساله استماع گواهی به عمل آورد که شاهد اول اظهار داشت مدت 20 سال با این خانواده سیروس س. و خانم ف. فیروز آبادی ارتباط داشته ام و قسم میخورم که نامبردگان زن و شوهر می‌باشند که بعد از فوت سیروس س. آقای مجید کریمی و رضا فلاح وصیت نامه ای نشان دادند که در آن قید شده بود که خانه متعلق به خانم فیروز آبادی ف. می‌باشد و یک دانگ آن برای خرج کفن و دفن باشد و قرار شد که سند خانه و سند ماشین پراید که تحویل دهیم و کارهای آن را انجام دهند و وصیت نامه را اجرا نمایندکه آقای فلاح از این قضیه سرباز زدندو بارها پیشنهاد دادندکه مقداری پول بگیرید و ادامه ندهید و در آخر این خانم را آواره خیابان کردند با توجه به اینکه مادر ف. فیروز آبادی مرحومه خانم ماه پس پارسا مستمری بگیر شرکت نفت بودند که خانم فیروز آبادی با فروختن خانه پدری و حقوق مادر و حقوق خودش که کارمند بهزیستی بودند این خانه را خریداری نموده‌اند و خانه را به اسم شوهرشان زدند و حالا ایشان را از خانه آواره کردند و خانه رافروختند و اینجانب خدا را گواه میگیرم که خانم ف. فیروز آبادی و سیروس س. با هم زن و شوهر می‌باشند. شاهد در پاسخ به سئوال دادگاه که آیا در وصیت نامه که اسم خانم ف. گرونده فیروز آبادی قید شده بود کلمه همسرهم قید شده یا خیر اظهار داشت من حضور ذهن ندارم ولی اطلاع کامل دارم که اسم خانم ف. گرونده فیروز آبادی قید شده است. شاهد دوم اظهار داشت من در سال 74 وارد این خانواده شدم و با خواهر مرحوم سیروس س. ازدواج نمودم و از همان موقع متوجه شدم و دیدم سیروس خانه ای جدا در فلکه خاتون آپارتمان با زن و فرزند زندگی می کندو متوجه شدم که ایشان دارای زن و فرزند می‌باشد بعدا متوجه گردیدم که گفتند و دیدم که دو فرزند دختر و همسر و خودشان زندگی می کردندو بعدا فهمیدم که آن دو دختر را ایشان به فرزند خواندگی پذیرفته است و همیشه که با من و خانه ام رفت و آمد داشت اذعان می کرد که هر چه دارم برای زن و این دو فرزندم می‌باشد و در این رابطه نیز وصیت نامه کتبی بر روی یک برگ دفتر نوشته بودند که به دست آقای احمد فلاح و امضاءایشان و پدرشان و آن مرحوم بود که من آن وصیت نامه را خود دیده و لمس کردم و برای حاضر خواندم و آن وصیت نامه حدود دو هفته دست من بود و قرار شد در قبال نوشته ای که من و آقای رضا فلاح در منزل مرحوم نوشتم و سند ماشین را گرفتم تا کپی وصیت نامه را بدهند به همسر مرحوم که بعد متوجه شدیم بعد از گرفتن وکیل وصیت نامه منتفی شده و نامی از آن نیست و از ابتدا ایشان دارای زن و بچه بوده و همیشه منزلشان رفت و آمد میکردیم و حال چی شده که همسر ایشان به عنوان کلفت معرفی شده است خدا بهتر میداند متن وصیت نامه از این قرار بود که نوشته شده بود دودانگ را آقای رضا فلاح فروخته و چهار دانگ دیگر را به نام خانم ف. گرونده فیروز آبادی است و هیچ کس دیگر حق ندارد حتی یک خشت این خانه را که واقع در فلکه ارتش کوچه اول و سند آن موجود است و دو دانگ فروخته شده خرج کفن و دفن اینجانب بعد از مرگ نمایند و این را عینا دیده ام و شاهد در جواب سئوال دادگاه که آیا در وصیت نامه که اسم خانم ف. گرونده فیروز آبادی قید شده بود کلمه همسر هم قید شده یا خیر اظهار داشت من حضور ذهن ندارم و فقط می دانم اسم خانم ف. گرونده فیروز آبادی قید شده است. سر انجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 91/10/16 پس از ذکر مقدمه ای از خواسته خواهان و توضیحات ایشان با ملاحظه استشهادیه محلی پیوستی و اظهارات گواهان تعرفه شده و اینکه خواندگان دفاع موثر در قبال دعوی مطروحه به عمل نیاورده اند لذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و مستندا به ماده 1 قانون راجع به ازدواج ضمن صدور حکم به اثبات رابطه زوجین فیمابین خواهان و مرحوم سیروس س. حکم به الزام خواندگان به حضور در یکی از دفاتر ثبت واقعه ازدواج جهت ثبت واقعه ازدواج صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکلای خواندگان ردیف اول تا چهارم با تقدیم دادخواست به طرفیت خواهان و خواندگان ردیف پنجم الی هشتم نسبت به دادنامه مرقوم تجدیدنظر خواهی نموده‌اند که پس از طی تشریفات قانونی شعبه بیستم و دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 93/2/31 که با حضور احد از وکلای تجدیدنظر خواه و وکیل تجدیدنظر خوانده خانم ف. گرونده فیروز آبادی تشکیل گردیده خانم یاد شده و همچنین دخترش که به عنوان شاهد دعوت گردیده در جلسه حضور یافتند دادگاه بدوا از شاهد حاضر در دادگاه به نام نجمه موسوی 27 ساله در برگ 98 پرونده استماع گواهی به عمل آورد شاهد مذکور که دختر خانم ف. گرونده فیروز آبادی بوده اظهار داشت من از هفت سالگی که مهد کودک میرفتم مادرم همسر آقای سیروس س. شد و ما در منزل مادرم زندگی میکردیم و آقای س. همواره با ما زندگی میکرد و حتی منزل مادریم را از دائیم خرید(منزل موروثی) و می دانستم که عقد نامه عادی داشتند ولی آن را ندیدم خودشان می گفتند حتما دائمی بوده مگر میشود یکنفر بیست سال به صورت موقت با دیگری زندگی کند حتی خواهران مرحوم س. به منزل ما آمد و رفت داشتند عکس هائیکه مرحوم با من و مادرم گرفته موجود می‌باشد که ارائه میگردد پس از استماع گواهی گواهان وکیل تجدیدنظر خواهان اظهار داشت موکلان من هر گونه رابطه زوجیت را انکار مینمایند سپس دادگاه به لحاظ اینکه دعوی به طرفیت متوفی می‌باشد و نیاز به اتیان سوگند از ناحیه مدعی مبنی بر بقاء رابطه زوجیت با مهریه مزبور دارد قرار اتیان سوگند صادر و مراتب را به تجدیدنظر خوانده حاضر تفهیم نموده که اظهار داشت والله بالله تالله سوگند یاد می نمایم که رابطه زوجیت دائم اینجانب با مرحوم سیروس س. با مهریه یک جلد کلام اله مجید تا زمان فوت ایشان ادامه داشته و ذائل نگردیده و مهریه ام راوصول نکرده ام سر انجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - 93 مورخ 93/2/31 اولا: تجدیدنظرخواهی تجدیدنظر خواهان به طرفیت آقا و خانم ها سعید و عظیمه و سهیلا و شکوفه شهرت همگی سر هنگی نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته را با استدلال اینکه در دادخواست بدوی طرفین یاد شده همگی خوانده دعوی بوده و دادنامه فی الواقع علیه آنان صادر گردیده و تجدیدنظر خواهی مطروحه تنها به طرفیت محکوم له دادنامه مسموع می‌باشد و توجهی به تجدیدنظر خواندگان مزبور ندارد لذا مستندا به ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند 4 ماده 84 همان قانون قرار رد دعوی را صادر نموده است. ثانیا: تجدیدنظر خواهی مطروحه به طرفیت خانم ف. گرونده فیروز آبادی را با اعلام اینکه اظهارات شهودتجدیدنظر خوانده در مرحله بدوی و هم چنین اظهارات دختر تجدیدنظر خوانده در این مرحله از رسیدگی و وجود عکس های ارائه شده که از تجدیدنظر خوانده و متوفی تهیه گردیده مجموعا مبین وجود رابطه زوجیت ادعائی بوده و با عنایت به اتیان سوگند از ناحیه تجدیدنظر خوانده مبنی بر دوام رابطه مزبور تا زمان فوت متوفی و عدم وصول مهریه خویش که یک جلد کلام اله مجید بوده و غیر موجه تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را در این قسمت تایید نموده است دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 94/3/21 به خانم ها ز. و م.ت. س. و در تاریخ 94/3/23 به خانم ها پ. س. و م. س. ابلاغ شد و نامبردگان در تاریخ 94/4/9 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده‌اند که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن ع. یان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی فرجام خواهان خانم ها ز.، م.ت.، م. و پ. شهرت همگی س. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/02/31 شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم به اثبات رابطه زوجیت فیمابین فرجام خوانده (خانم ف. گرونده فیروز آبادی) و مرحوم سیروس س. و الزام خواندگان به ثبت واقعه نکاح انشاء گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا اولا: فرجام خوانده طبق مندرجات طلاق نامه پیوست پرونده که به شماره 87370 مورخ 1371/06/21 در دفتر رسمی ثبت طلاق شماره 11 شیراز به ثبت رسیده از طرف همسر سابق خود مطلقه گردیده و بعد از وقوع طلاق و انحلال نکاح سابق، برای ازدواج بعدی ایشان با مرحوم سیروس س. مورث فرجام خواهان هیچ مانع شرعی و قانونی وجود نداشته است. ثانیا دو شاهد مرد تعرفه شده از ناحیه فرجام خوانده که در مرحله بدوی از آنان استماع گواهی به عمل آمده هر یک در اظهارات خود به نحوی وجود رابطه زوجیت فیمابین فرجام خوانده و مرحوم سیروس س. و زندگی مشترک آنان با یکدیگر را به مدت حدود بیست سال تا زمان فوت مرحوم سیروس س. مورد تایید و تصدیق قرار داده اند و همچنین فرزند فرجام خوانده به نام نجمه موسوی 27 ساله که در مرحله تجدیدنظر از ایشان استماع گواهی به عمل آمده بالصراحه اعلام نموده که از هفت سالگی که به مهد کودک می رفته مادرش همسر آقای سیروس س. شده و به اتفاق آنان در یک منزل زندگی میکرده اند و حتی عکس های خود با مادرش و مرحوم سیروس س. را به دادگاه ارائه نموده است. ثالثا: فرجام خوانده در مرحله تجدیدنظر به عنوان مدعی زوجیت در مقام اجرای قرار اتیان سوگند صادره در محضر دادگاه به شرح صورتجلسه دادرسی مورخ 93/2/31 به لفظ جلاله بر بقاء رابطه زوجیت دائم فیمابین خود و مرحوم سیروس س. با مهریه یک جلد کلام الله مجید تا زمان فوت ایشان سوگند یاد نموده است رابعا: دونفر از فرجام خواهان باسامی م.ت. و ز. س. در مرحله بدوی به شرح صورتجلسه دادرسی مورخ 91/4/13 ضمن انکار رابطه زوجیت فیمابین فرجام خوانده و مرحوم سیروس س. (مورث خود) صریحا اعلام نموده‌اند که خواهان(فرجام خوانده حاضر) با مرحوم سیروس س. حدود هیجده سال باهم زندگی مشترک داشته اند و چون حسب اظهار آنان و مودای گواهی گواهان زندگی مشترک فرجام خوانده با مرحوم سیروس س. به مدت حدود 18 سال ثابت و مدلل بوده و علی الاصول هم فعل هر مسلمان محمول بر مشروعیت بوده و عقلا و منطقا قابل پذیرش نخواهد بود که نامبردگان با زندگی مشترک خود در یک منزل آنهم به مدت حدود 18 سال، مرتکب فعل حرام شده باشند لذا زندگی مشترک آنان در این مدت طولانی خود قرینه ای بر وجود رابطه زوجیت فیمابین آنان خواهد بود بنابراین و با توجه به دلائل و قرائن فوق الذکر استنباط قضایی و تشخیص دادگاه در احراز رابطه زوجیت دائم فیمابین فرجام خوانده و مرحوم سیروس س. صائب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی ادله اثباتی و قرائن و امارات موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده موجها و منطبق بر دلالت محتویات پرونده و موازین قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد واشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواهان در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواهان مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان

منبع