تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که زوجین هردو ناشنوا باشند، ازآنجاییکه دارای وصف مشابه هم هستند، صرف ناشنوا بودن زوجه قانونا نمی تواند موجد حق فسخ برای زوج باشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/29
دیوان عالی کشور
بسمه تعالیفرجامخواه: آقای ن. ی. با وکالت آقای ش. ش. به نشانی: تهران، نارمک، میدان 66 کوچه فروردین، پلاک --- ، ط 1 فرجام خوانده: خانم ش. و.الف. به نشانی: تهران، بزرگراه یادگار امام، فرحزاد، بلوار ایثارگران شمالیکوی فرهنگیانفرجام خواسته: دادنامه شماره: --- - 94 - 12/7/94 صادره از شعبه --- دادگاه: تجدید نظر استان تهرانتاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه: 1394/07/27 تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1394/08/17 مرجع رسیدگی شعبه: هشتم دیوانعالی کشورهیات شعبه: آقایان حسن عباسیانرئیس و مسعود کریمپور نطنزیمستشار و جعفر پور بدخشانعضو معاونخلاصه جریان پرونده: در تاریخ 94/3/11 آقای ش. ش. به وکالت از طرف آقای ن. ی. به طرفیت خانم ش. و.الف. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح تقدیم و در متن دادخواست خواهان توضیح داده که اینجانب به موجب سند ازدواج پیوست با خوانده ازدواج نموده ام با توجه به وجود عیب (ناشنوای مادر زاد میباشد و به لحاظ روانی تعادلی ندارد به گونه ای که از ابتدا مشخص نبوده است) درخوانده و حق قانونی اینجانب برای فسخ نکاح با تقدیم دادخواست حاضر صدور حکم بر فسخ نکاح مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/3/31 با توافق طرفین جهت مذاکرات اصلاحی تجدید گردید. در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 94/4/31 که با حضور زوجین و وکیل خواهان و یک نفر به عنوان رابط تشکیل گردیده در صورتجلسه از طرف دادگاه تصریح گردیده که زوجین هر دو ناشنوا میباشند و سپس وکیل خواهان اظهار داشت موکل و زوجه زندگی مشترک زیر یک سقف را از ابتدا نداشته اند زوجه عصبی شدید میباشد به گونه ای که این مسئله از ابتدا بوده است و شهود نیز در پرونده جهت اثبات میباشد هم چنین زوجه ناشنوای مادرزاد میباشد در حالی که ابتدای زندگی چنین مسئله ای مطرح نشده است. خوانده اظهار داشت حدود 6 ماه قبل از عقد با ایشان آشنا شدم و با ایشان برای انجام آزمایش ژنتیک به آزمایشگاه رفتیم و آنجا مشاوره ها انجام شد و ایشان اقدام به ازدواج کردند و بعد از عقد حدود شش ماه با هم ارتباط خوبی داشتیم ولی وقتی به اختلاف کوچکی برای ما پیش آمده بود مادرش در زندگی ما دخالت کرده و ایشان شوهرم را حدود سه و نیم سال از من دور و جدا کرد و دو شرط برایم گذاشت که باید چادر سر کنم و هم سرکار نروم. ایشان در عقدنامه تعهد کرده که اینجانب سرکار بروم ولی ایشان توجه نکردند. از طرف زوجه لایحه ای تقدیم شده که به شماره 755 - 94/4/31 ثبت دفتر گردیده و در آن اعلام داشته که خواهان در سال 92 تقاضای تمکین نموده که به موجب رای قطعی صادره از دادگاه تجدیدنظر دعوی تمکین ایشان رد شده است. حال وقتی ایشان تقاضای تمکین نموده چگونه میتواند متقاضی فسخ نکاح باشد در مورد ناشنوائی مادرزاد، دوران آشنائی قبل از عقد ما شش ماه به طول انجامید در این دوران به اتفاق خواهان که خودشان هم ناشنوا میباشند به آزمایشگاه ژنتیک مراجعه و آزمایش دادیم و مشاوره ها و جواب آزمایش را نزد پزشک متخصص ژنتیک بردیم با این حال ایشان اقدام به ازدواج نمودند و پرونده های ما در این آزمایشگاه وجود دارد و به تاریخ آزمایش وتاریخ عقد توجه شود بنابراین تمام دلائلی که ایشان برای فسخ نکاح مطرح نمودهاند تهمت و دروغ میباشد و هدف ایشان از مطرح نمودن فسخ نکاح پرداخت نکردن حق و حقوق قانونی بنده میباشد. زوج طی لایحه تقدیمی ثبت شده به شماره 661 - 94/4/31 اعلام داشته با توجه به اینکه بنده ناشنوا می باشم و خانم ش. وهابی ناشنوا مادرزادی میباشد ولی قبل از عقد به اینجانب اطلاع نداده اند و زوجه ناراحتی عصبی دارد و شهود اطلاع دارند و چون طرفین ناشنوا می باشیم لذا فرزند مشترک ناشنوا متولد خواهد شد و از سال 90 در عقد به سر می بریم و تقاضا دارم که زوجین را برای آزمایش ژنتیک و زوجه را برای آزمایش اعصاب و دوشیزه بودن و وسواس به پزشکی قانونی معرفی فرمائید. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/5/3 پس از ذکر خواسته خواهان و شرح دعوی و مدافعات خوانده با اعلام اینکه موارد اعلامی تعادل روانی نداشتن یا ناشنوا مادرزادی بودن در حالی که هر دو زوجین ناشنوا میباشند جزء موارد مصرح در قانون مدنی برای فسخ نکاح نمیباشد. مستفاد از ماده 1123 قانون مدنی و مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ردّ دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره به وکیل زوج خواهان نامبرده در مهلت قانونی نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 94/7/12 اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه را غیر وارد و دادنامه تجدیدنظر خواسته را صحیح و فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن ردّ اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1394/07/27 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1394/08/17 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.
فرجام خواهی آقای ن. ی. با وکالت آقای ش. ش. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/12 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم به ردّ دعوی فرجامخواه به خواسته فسخ نکاح انشاء گردیده وارد و موجه نیست. زیرا زوج فرجام خواه به شرح دادخواست نخستین و لایحه تقدیمی به ادعای اینکه زوجه فرجامخوانده ناشنوای مادر زادی بوده و تعادل روانی ندارد و قبل از عقد نکاح این عیوب زوجه را به وی اطلاع نداده اند درخواست فسخ نکاح نموده است. در حالی که اولا:زوجین حسب اقرار خود در لوایح تقدیمی هر دو ناشنوا بوده که با یکدیگر ازدواج کرده اند و چون دارای وصف مشابه هم بوده اند لذا صرف ناشنوا بودن زوجه قانونا نمی تواند موجد حق فسخ برای زوج فرجامخواه بوده باشد. ثانیا: برخلاف ادعای وکیل فرجامخواه در لوایح تجدیدنظر و فرجامی، ناشنوا نبودن زوجه اعم از مادرزادی یا عارضی به عنوان صفتی برای زوجه که مقصود زوج بوده و عقد نکاح هم مبنیا بر آن واقع شده باشد به دلالت مندرجات قباله نکاحیه پیوست پرونده، در عقد نکاح فیمابین شرط نشده تا به لحاظ ثبوت تخلف وصف موجبات فسخ نکاح از طرف فرجامخواه فراهم بوده باشد. ثالثا: زوجین در تاریخ 1390/12/11 با هم ازدواج کرده اند و قطعا قبل و بعد از عقد نکاح دارای ارتباط با هم بوده اند و ناشنوائی زوجه هم از عیوبی محسوب نبوده که قابل کتمان بوده باشد و این بیماری نامبرده در همان ارتباط اولیه قبل و بعد از عقد نکاح برای زوج و خانواده اش قابل تشخیص بوده است و بدون تردید زوج فرجامخواه با علم و اطلاع از این عیب زوجه اقدام به ازدواج با ایشان کرده است. در طول این مدت نه تنها معترض این عیب زوجه نشده بلکه با اقامه دعوی تمکین الزام او را به تمکین خواستار گردیده است. لذا درخواست فسخ نکاح بعد از حدود سه سال از تاریخ انعقاد عقد نکاح قابل توجیه نبوده و مقبولیت قانونی ندارد. رابعا: عدم تعادل روحی منتسب به زوجه به فرض صحت آن مصداق جنون را نداشته و هم چنین این بیماری جزء امراض غیرقابل علاج یا صعب العلاج مخاطره آمیز محسوب نبوده و وصف سلامت نسبی زوجه را که عرفا وصف مقصود زوج در ازدواج بوده زایل نمیسازد تا به جهات مذکور موجبی برای فسخ نکاح بوده باشد. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در عدم حقانیت زوج فرجامخواه در دعوی مطروحه صائب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجام خواسته با توجه به جامع اوراق پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و مستندات ابرازی پیوست پرونده موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه فرجام خواسته وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن ردّ فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون
حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان