تاریخ دادنامه قطعی: 1400/03/10
خلاصه جریان پرونده:
حسب محتویات پرونده خانم س. ص. پ. فرزند غ. در تاریخ 98/4/16 دادخواستی را به طرفیت اقای د. م. فرزند م. به خواسته صدور حکم الزام زوج به طلاق بدلیل عدم تفاهم اخلاقی تقدیم دادگستری تربت جام نموده که بدوا جهت ایجاد سازش به شعبه چهارم شورای حل اختلاف این شهرستان ارجاع شده است. ( 4 ) با توجه به عدم حضور خوانده موجبات سازش در شورا فراهم نگردیده و پرونده جهت رسیدگی به دادگستری اعاده گردیده و به شعبه *ن می گوید: رفتی دادی و امدی، بد دل است، رفیق باز است.شبها تا دیر وقت نمیاید، تریاک میکشد اگر با وی تمکین خاص داشته باشم خرجی میدهد والا نمیدهد، چهار فرزند دارم. از پدرم خرجی انها می گیرم حقوق مالی خود مانند مهریه و نفقه وغیره را می بخشم و طلاق می خواهم حدود 20 سال است.قرص اعصاب می خورم مدتی بخاطر افسردگی در بیمارستان بستری بودم خسته ام، شهود دارم. معرفی می کنم که سوی اخلاق دارد. و قابل تحمل نیست دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و اعلام نموده است.و همزمان قرار ارجاع امر بداوری نیز از سوی دادگاه صادر شده است. ( 15 ) در جلسه 98/8/11 خواهان اعلام نمود: چون شهود من فرزند انم هستند اعلام نمودند ما نمیایم و شاهد طلاق شما نمی شویم. خوانده در پاسخ به سیوال دادگاه اظهار داشت: اختلاف سن مهم نیست بلکه اختلاف فکر مهم است.ایشان بدون اجازه من باخانم های مطلقه رفت و امد میکند و تاکنون 7 خط عوض کرده است.و حاضر به طلاق نیستم. خواهان در پاسخ اعلام نمود: تعویض خطوط تلفن بخاطر مزاحمت ها بوده است. ( 25 ) صفحات 26 الی 29 پرونده منعکس کننده سوابق بیماری افسردگی خواهان میباشد. و طبق نظر پزشک متخصص بیماری اعصاب خواهان دارای بیماری افسردگی است.و ناراحتی عصبی دارد. و قادر به ادامه زندگی مشترک نمیباشد. ( 30 ) داوران زوج و زوجه در نظرات تقدیمی منعکس در صفحات 36 و 37 پرونده اعلام نمودند، در صورتی که زوج (خوانده) در پرداخت نفقه جدی باشد. و سوی ظن نسبت به همسرش نداشته باشد. و رفتار تحقیر امیز نداشته باشد. خواهان تا یک سال از تقاضای طلاق خود عدول مینماید. در غیراین صورت دادخواست طلاق خواهد داد. دادگاه در تاریخ 98/9/20 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: صرف نظر از نظریه داوران مبنی بر انصراف خواهان از خواسته خود و قصد ادامه زندگی نظر به اینکه خواهان علیرغم ابلاغ واقعی نسبت به پرداخت دستمزد داوران اقدام ننموده است.مستندا به ملاک ماده 259 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست وی صادر میگردد. (ص 40 ) خواهان به رای صادره اعتراض نموده و در لایحه تجدیدنظرخواهی اعلام نمود: اولا هزینه داوری را کارت بکارت کرده و به حساب داورها واریز نمودم و داوران نیز تایید نمودند ثانیا مدتی به همسرم فرصت دادم و از دعوی خودم صرفنظر نکردم لذا چون تغییری در رفتار همسرم مشاهده نگردید.قصد پیگیری دارم. ( 45 ) پرونده به دادگاههای تجدیدنظر استان *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه شانزدهم ارجاع شده است.این شعبه در تاریخ 98/11/16 ختم رسیدگی را اعلام و با توجه به ایرادات ذیل 1 - زوجه حق الزحمه داوری را پرداخت نموده است. 2 - عدم پرداخت دستمزد داوران راهکار عملی قانونی دیگری هم دارد. لذا پرونده جهت رسیدگی و اظهار نظر ماهوی مجددا به دادگاه بدوی اعاده شده است. ( 52 ) دادگاه بدوی پس از وصول پرونده مجددا در تاریخ 99/2/1 در وقت رسیدگی تعیین شده تشکیل جلسه داده است، در این جلسه زوجه اعلام نمود بدلیل خستگی از این زندگی همین اواخر پسرم به عنوان اراذل و اوباش و دخترم بخاطر شرکت در پارتی به زندان افتادند بخاطر این زندگی انها به دیگران پناه میبرند، حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم از 16 سالگی قرص اعصاب می خورم. در بیمارستان بستری شدم، شوهرم احساس مسئولیت ندارد.، بچه 20 ساله ما که تصادف کرد فقط یک شب در بیمارستان ماند مابقی را خودم اداره کردم، پدرم مخارج تکمیلی ما را میدهد خوانده (زوج) در پاسخ اظهار داشت: حرفهای او کذب محض است.الان کشاورزی دارم. تا یک سال دیگر وضع من خوب میشود.، فرهنگی بازنشسته هستم 5 ماه است.از نظر شرعی مرا تامین نمی کند. خواهان اعلام نمود: بله هفته یکی دو بار منزل دوستانم میروم اما با فرزند انم میروم بخاطر افسردگی این کار را می کنم دوستانم مطلقه هستند زوج نیز اظهار نمود من هم از پنج شب یک شب منزل هستم مابقی را در معدن کار می کنم و انجا میمانم ( 59 60 ) دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی معرفی نموده است.ونتیجه پزشکی قانونی به شرح ذیل میباشد.: نامبرده دارای سابق بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی با تشخیص اختلالات خلقی دارد.، استرس های زندگی مشترک میتواند سبب تشدید علایم در وی گردد. ( 68 ) دادگاه ختم جلسه را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: اگر چه خواهان دلیلی بر ترک انفاق و اعتیاد زوج اقامه نکرده اما با توجه به نسبی بودن قاعده عسر وحرج و اظهارات طرفین عملا با شوهرش متارکه نموده و فرزند ان مشترک در معرض فساد اخلاقی قرار گرفتند خواهان با تایید پزشکی قانونی دچار مخاطرات روانی شده است.تا حدی که حاضر است.تمام حقوق مالی ناشی از زوجیت را در قبال طلاق به زوج بذل نماید. این امور مجموعا دلالت بر عسر و حرج زوجه دارد. لذا تحقق عسر وحرج زوجه محرز و مسلم تشخیص داده میشود. علاوه بر این مساعی داوران و شعبه *اد سازش موثر واقع نگردیده و با توجه به اصرار خواهان بر طلاق و موارد مذکور دعوی خواهان را وارد دانسته و مستندا به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 24 - 27 الی 33 و ماده 37 قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به طلاق خواهان صادر مینماید. زوجه مهریه و نفقه و سایرحقوق مالی خود را بذل نموده است. ( 69 ) پرونده پس از فرجامخواهی زوج به دادگاه تجدیدنظر ارسال و به شعبه --- تجدیدنظر ارجاع گردیده است. این شعبه با توجه به محتویات پرونده واینکه طلاق در اختیار مرد است.و دلیلی متقن از سوی زوجه بر لزوم انحلال عقد نکاح ابراز نشده است.تجدیدنظرخواهی زوج را وارد دانسته و با استناد مفهوم مخالف ماده 1133 قانون مدنی و ماده 348 و 358 آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم به رد دعوی ابتدایی زوجه صادر و اعلام گردیده است. ( 82 ) پرونده با اعتراض زوجه به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*مورخ 99/9/16 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواهی خانم س. ص. پ. فرزند غ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/9/16 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه شماره *مورخ 99/6/1 صادره از شعبه *حکم به رد دعوی ابتدایی زوجه صادر گردیده است. به شرح ذیل وارد میباشد.: 1 - بذل کلیه حقوق مالی ناشی از بیست و سه سال زندگی مشترک اعم از مهریه، اجرت المثل، نفقه و تنصیف دارایی، حکایت از ان دارد. که ادامه زندگی مشترک برای زوجه شاق وغیر ممکن گردیده است. 2 - اختلاف سنی 29 ساله میان زوج و زوجه بیانگر ان است.که این تفاوت سن اثرات نامطلوب خود را در طول سالها زندگی بر جای گذاشته و همین امر درک مشترک از زندگی را میان زوجین مشکل ساز نموده است.بگونه ای که حسب اقرار زوج در صفحات 59 و 60 پرونده از پنج شب یک شب در منزل حضور دارد. وحسب اقرار زوجه نیز ایشان بخاطر افسردگی که ناشی از واقعیت زندگی انان میباشد. هفته ای چند روز را در منزل دوستان مطلقه خود سپری مینماید. 3 *اظهار زوج ماههاست که از سوی زوجه از نظر شرعی تامین نمیگردد. که این مفارقت نسبتا طولانی جسمانی بیانگر ان است.که طلاق عاطفی فیمابین زوجین محقق گردیده و در واقع زوج خواهان تداوم زندگی است.که وجود خارجی ندارد. 4 *اظهارات زوجه بدلیل نبود فضای عاطفی در زندگی مشترک فرزند ان دختر و پسر انان در معرض فساد اخلاقی قرار گرفته و بیم ان میرود که با تداوم این وضعیت اسیب های بیشتری در اینده متوجه زندگی انان شود. 5 - با توجه به سوابق بیماری روحی زوجه و حسب گواهی منعکس در صفحه 68 پرونده پزشکی قانونی اعلام نموده است.که: استرس های زندگی مشترک میتواند سبب تشدید علایم بیماری روحی زوجه گردد. 6 - تامین بخشی از زندگی زوجه و فرزند ان توسط پدر ایشان که با اظهارات زوج در صفحه 59 پرونده مطابقت دارد. زوج در جلسه دادگاه اعلام نموده است: تا یک سال دیگر وضع من خوب میشود. علاوه بر این زوج در صفحه 36 پرونده متعهد گردیده است.که در نفقه زن و فرزند جدیت بیشتری داشته باشد.، بد دلی و سوی ظن های بی جهت و بی مورد را از همسرش دورکند و اخلاق اسلامی را بیشتر مورد توجه قرار دهد. 7 - عدم توفیق شورای حل اختلاف و داوران در اصلاح ذات البین و همچنین نظر قاضی محترم دادگاه بدوی در احراز عسروحرج زوجه علیهذا با توجه به باز بودن دایره شمول عسر و حرج به هر عنوان مستحدث و توجه به عوامل شخصی زوجه و نیز وقوع طلاق عاطفی و عدم رابطه جنسی طی ماههای متمادی و اعلام صریح زوجه مبنی برکراهت از زوج و نهی شارع مقدس از کالمعلقه نگهداشتن زنان در ایه 129 از سوره مبارکه نسای و با توجه به فلسفه وضع قاعده عسر و حرج در جهت راهگشا بودن مشکلات زنان و نیز قاعده نفی لاضرر، رای صادره قابلیت تایید ندارد. و به جهات نقص و به استناد بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و استفاده از جامعیت موجود در قاعده عسرو حرج و نیز جلوگیری از اسیب های روحی و روانی و خدای نکرده اسیب های اجتماعی بیشتر رای مقتضی را صادر فرمایند./ا 400/3/18
شعبه *
رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.