قول مقدم در اختلاف در تاریخ انقضای عده

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/30
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در خصوص اختلاف در تاریخ انقضای عده، قول زوجه به همراه سوگند وی حجیت دارد مگر آنکه دلیل و مدرک متقنی خلاف ادعای آنان را اثبات کند.

رای خلاصه جریان پرونده

خانم م. ک. دادخواستی به طرفیت آقای م. ر. و دفتر رسمی شماره... ثبت طلاق به خواسته صدور حکم مبنی بر اعلام عدم رجوع زوج (ابطال رجوع زوج) تقدیم و توضیح داده: زمانی که زوج به دفترخانه مراجعه و اعلام رجوع نموده دفترخانه از من سوال نکرده که طُهر خود را چگونه طی کردم. در حالی که در 93/9/1 سه طُهر خود را گذرانده بودم و الان در طُهر پنجم می باشم. من یک مسلمان شیعه و اعتقاد به احکام شرعی دارم.مرجع تقلید من مکارم می‌باشد.او گفته سه طُهر را بگذرانید عده شما تمام شده است.از نظر شرع و قانون در حال حاضر زن قانونی خوانده نیستم.در تاریخ 93/9/26 دادخواست به شعبه هشتم دادگاه خانواده شیراز ارجاع می‌گردد. پس از جری تشریفات در تاریخ 93/10/20 جلسه دادگاه با حضور طرفین تشکیل می‌شود. خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست بیان می‌نماید. وکلاء خوانده دفاع می نمایند چون بین خواهان و موکل در خصوص مقدّم یا موخّر بودن زمان انقضای عده و رجوع اختلاف می‌باشد و نظر به سکوت قانون به استناد اصل 167 قانون اساسی و ماده 3 قانون آیین د. ی مدنی جهت رد ادعای خواهان به فتوای حضرت امام خمینی (ره) در جلد سوم از کتاب تحریرالوسیله کتاب طلاق مسئله پنجم ص 621 استناد می‌گردد که می فرماید: اگر در خصوص رجوع و انقضاء عده اختلاف باشد و زمان انقضاء عدّه نامشخص و زمان رجوع مشخص باشد قول مرد با قسمش مورد پذیرش است،لذا تقاضای رد دعوی خواهان را دارد.سردفتر طلاق بیان می دارد: طلاق رِجعی بود و رجوع حق مسلّم زوج بوده،زوج به دفترخانه مراجعه و به زوجه رجوع و اینجانب نیز رجوع را ثبت کردم.در تاریخ 93/11/20 دادگاه مجددا با حضور زوجین تشکیل جلسه می دهد. زوج اظهار می دارد: در مدت 22 سال گذشته همسر من قاعدگی منظم داشته و من قبل از سه ماه به محضر مراجعه و به همسرم رجوع نموده ام و رجوع اینجانب ثبت شده.خواهان می گوید: من تا سال 86 قاعدگی منظم داشته ام و بعد از آن قاعدگی من نامنظم شده است. دادگاه خطاب به زوج سوگند یاد کنید که رجوع شما قبل از اتمام عده همسرت بوده است. زوج اظهار داشت من با اطّلاعی که از وضعیت قاعدگی همسرم داشتم قبل از اتمام عدّه به همسرم رجوع نموده ام. زوجه اظهار می‌دارد حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم. دادگاه خواهان را به پزشکی قانونی معرفی تا پاسخ دهند در صورتی که قابل تشخیص باشد که قاعدگی منظم یا نامنظم است و در صورت نامنظم بودن هر چند روز دچار قاعدگی می‌شوند. پزشکی قانونی پاسخ می دهد: بنا بر ادعای خانم م. ک. قاعدگی ایشان منظم و با فاصله هر 20 روز یکبار می‌باشد.این وضعیت از نظر پزشکی وجود دارد و طبیعی است. هم چنین آزمایش و معاینه ای جهت احراز ادعای نامبرده و تعیین روزهای قاعدگی وجود ندارد.(ص 41 پرونده) دادگاه ختم د. ی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 93/12/10 مبادرت به صدور رای می‌نماید. حسب رای صادره: نظر به اینکه به طور معمول مدت عدّه در زنان سه ماه به طول می انجامد و زوج قبل از پایان سه ماه به دفترخانه مراجعه نموده و به همسرش رجوع نموده و طلاق نیز رِجعی بوده است و خلاف فرض معمول بر عهده خواهان است که ثابت نماید عدّه قبل از رجوع به اتمام رسیده و از آنجا که از نظر پزشکی به وسیله معاینات و آزمایش امکان تعیین مدّت عدّه نیست و به ناچار به فتاوای معتبر رجوع نموده و دراین خصوص نظر امام خمینی (ره) در کتاب تحریر الوسیله مسئله شماره 5 در بحث رجوع بیانگر این است که: در صورتی که زمان رجوع مشخص باشد و زمان انقضای عدّه نامعلوم باشد قول مرد با سوگند وی پذیرفته می‌شود و زوج در جلسه دادگاه سوگند یاد کرده است.دادگاه حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می‌نماید.پس از ابلاغ دادنامه،خواهان بدوی نسبت به آن اعتراض و تجدیدنظرخواهی می‌نماید.اجمال اعتراض این است که اینجانبه و تجدیدنظرخوانده در مورخه 93/6/11 از یکدیگر جدا شدیم. در زمان اجرای صیغه طلاق بنده پاک بودم و سه روز بعد پریود شدم و وارد اولین طُهر خود گشتم و تاریخ دومین ماهیانگی بنده 93/7/10 و تاریخ سومین ماهیانگی 93/8/7 و چهارمین ماهیانگی 93/9/3 بوده است.با این توضیح که دوره ماهیانه اینجانبه هر بیست روز یکبار تکرار می‌شود و مدت آن هفت روز است.در این خصوص گواهی پزشک متخصص زنان و پزشکی قانونی ضمیمه پرونده است و اعلام رجوع همسرم در تاریخ 93/9/3 بوده است.تقاضای رسیدگی حضوری و معرفی به کمیسیون پزشکی قانونی و مطالعه دقیق تر اسناد و مطالعه مسئله 5 و 12 کتاب تحریرالوسیله و مسئله 2146 کتاب توضیح المسائل آیت اله مکارم و توجه به نظر کتبی ایشان را دارم. پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع می‌شود.در تاریخ 94/3/19 دادگاه چون در پرونده بدوی حکایتی از اتیان سوگند ندارد دادگاه قرار اتیان سوگند صادر و طرفین را به د. ی دعوت می‌نماید.در تاریخ 94/4/8 طرفین در دادگاه حاضر می‌شوند.تجدیدنظرخواه اعتراض خود را به شرح دادخواست بیان می‌نماید. تجدیدنظرخوانده می گوید:زوجه اظهار می‌دارد عادت ماهیانه وی نامنظم است پس چگونه هر بیست روز یکبار عادت شده است.دروغ می گوید تقاضای رد ادعای وی را دارم.سوگند یاد می کنم.(سپس تجدیدنظرخوانده سوگند شرعی را یاد می کند) دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخ 94/4/9 : با توجه به جهات و دلایل منعکس در دادنامه تجدیدنظرخواسته و اصل استصحاب و اینکه تجدیدنظرخواه به شرح صورت جلسه مورخ 94/4/8 این دادگاه اقرار نموده است که به لحاظ بیماری تیروئید عادت ماهانه وی نامنظم بوده است و توجها به اتیان سوگند زوج تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته،ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین د. ی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می‌نماید. پس از ابلاغ دادنامه،تجدیدنظرخواه (خواهان بدوی) نسبت به آن اعتراض و فرجام خواهی می‌نماید. اجمال فرجام خواهی این است که در تاریخ 93/9/1 که همسرم اعلام رجوع کرده در طُهر چهارم بوده ام. من سه طُهر خود را گذرانده بودم و نسبت به شوهرم حرام هستیم.ایشان اگر مرا می خواهد مجددا عقد قانونی کند چون مرا اذیّت و آزار می کند.تقاضای طلاق را دارم. از نظر شرعی به این آقا حرام می باشم. سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش آقای غلامحسین ذات عجم عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا می‌باشد.در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/09 فرجام خواسته،مشاوره نموده و چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی خانم م. ک. به طرفیت آقای م. ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/09 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس که در تایید رای بدوی شماره 1902 مورخ 1393/12/10 شعبه هشتم دادگاه عمومی خانواده شهرستان شیراز اصدار یافته و به موجب آن حکم به بطلان دعوی زوجه مطلّقه به خواسته ابطال رجوع زوج صادر گردیده است با توجه به محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - حسب ادعای زوجه فرجام خواه،مشارالیها در تاریخ 1393/06/11 در اواخر طُهر اوّل طلاق رِجعی داده شده و سه روز بعد در تاریخ 93/6/14 عادت ماهانه گردیده و سه طُهر عدّه وی با عادت ماهانه منظّم در تاریخ 93/8/7 سپری و منقضی شده است و نظریه پزشکی قانونی اعلام شده در پرونده نیز به نوعی دلالت بر تایید طبیعی بودن آن دارد و از سوی زوج هم دلیل و مدرکی دال بر خلاف و کذب بودن مراتب ارائه نگردیده است. همچنین حسب مبانی فقهی از جمله روایات وارده مانند صحیحه زراره که مطابق آن حضرت امام محمد باقر (ع) فرموده اند: « العده و الحیض للنساء اذا ادّعت صدّقت »; عدّه و حیض مربوط به زنان است و هنگامی که دراین باره ادعایی داشته باشند پذیرفته می‌شود، مورد از مواردی است که نوعا زنان از آن مطّلع می‌شوند (لایعلم الا من قبلها) و قول آنها در این خصوص حجیت دارد مگر آنکه دلیل و مدرک متقنی بر خلاف ادعای زن باشد. بر این اساس چون زوج اعلام رجوع خویش و ثبت آن را در تاریخ 93/9/1 و بعد از انقضاء مدّت عدّه زوجه انجام داده اعتباری نداشته و باطل است، 2 - با توجه به اختلاف زوجین در خصوص زمان انقضای عدّه طلاق زوجه و اینکه قول زوج به انضمام قسمش مقدم است یا قول زوجه،هر چند در بین فقهاء عظام اختلاف نظر وجود دارد و لکن نظر مشهور فقهاء همچون صاحب جواهر،سید محمد کاظم یزدی،سید ابوالحسن اصفهانی و اکثر فقهای معاصر براین است که قول زن حُجیت دارد و به همراه سوگندش مقدم است.حضرت امام خمینی (ره) نیز در تحریرالوسیله جلد چهارم در کتاب طلاق در مسئله 16 در مطلق انقضاء عده (عده فراق اعم از طلاق و غیر آن) در صورت اختلاف زوجین،قول زن با سوگندش را مقدم دانسته و لکن در مسئله 5 دربحث رجوع و اختلاف زوجین در خصوص انقضاء عدّه قبل از رجوع یا بعد از آن به مقدم بودن قول مرد با سوگندش فتوی داده اند.چنین به نظر می‌رسد که در فرض اختلافی بودن موضوع بین نظر مشهور فقهاء و نظر حضرت امام خمینی (ره) هم که مبنای صدور رای فرجام خواسته بوده است بنابر استدلالی که در بند یک فوق الذکر بیان گردید رای مقتضی بایستی برمبنای نظر مشهور فقهاء که قول زوجه را با سوگندش مقدم و حجت می داند اصدار یابد.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند(ج) ماده 401 قانون آیین د. ی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌شود.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون

دکتر علیزاده - غلامحسین ذات عجم

منبع