طلاق ناشی از عسر و حرج در مذهب شافعی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1397/01/09 اقای ج. م. به وکالت از طرف خانم ا. س. به طرفیت اقای ا. م. پ. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر الزام زوج به اجرای صیغه طلاق زوجه از نوع خلعی تقدیم و توضیح داده که خواهان و خوانده برابر سند رسمی ازدواج شماره 1099 مورخ 95/11/21 دفترخانه 209 *همسرشرعی و قانونی و دائمی همدیگر می‌باشند و در حال حاضر نامزد عرفی بوده و مراسم عروسی برگزار نشده است.و بنا بر اظهار خواهان پدر نامبرده با زور و اجبار وی را به عقد خوانده دراورده و ایشان موافق ازدواج با خوانده نبوده زیرا اولا خوانده با ایشان دارای اختلاف سنی زیاد می‌باشند ثانیا از لحاظ اخلاقی با همدیگر بسیاردارای اختلاف بوده به لحاظ اینکه دارای سویرفتار و سویمعاشرت می‌باشد. لذا از انجاییکه شروع زندگی مشترک بدین ترتیب همراه با مشقت غیرقابل تحمل و عسروحرج شدید می‌باشد. و اصولا ادامه زندگی با توجه به بقای عسروحرج و عدم هم کفو بودن تکلیفی مال لایطاق خواهد بود و همین امر موجب کراهت و تنفربیش از حد زوجه گردیده است.و دارای عواقب و توالی فاسد خواهد بود اینک خواهان با بذل تمام حقوق خویش اعم از مهریه و اجرت المثل و نفقه از محضر دادگاه محترم صدور حکم به الزام زوج به طلاق از نوع خلعی از جانب دادگاه به عنوان ولی الممتنع که در مذهب ا. ش. مورد پذیرش قرار گرفته است.درخواست دارند لذا صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرارمیگیرد. مرکز مشاوره خانواده در گزارش تقدیمی خود نتیجه خدمات مشاوره ای ارائه شده به زوجین را عدم صلح و سازش انان اعلام داشته است.اقای م. ع. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.در تاریخ 1397/03/22 جلسه رسیدگی دادگاه با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده در این جلسه وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.خواهان اظهار میدارد. که با زور پدر خود ایشان را به ازدواج خوانده دراورده اند و ایشان موافق نبوده و مواردی را از ایشان مخفی نموده‌اند از جمله سن خوانده که با خواهان 14 سال اختلاف سن دارند و همچنین دارای اختلاف فرهنگی و اخلاقی می‌باشند و اظهار میدارد. که خوانده به شدت سویمعاشرت دارد. لذا با عنایت به اینکه خوانده هم کفو ایشان نیست و ازدواج با موافقت خواهان نبوده و با زور ایشان را به ازدواج خوانده دراورده اند با بذل تمام حقوقات خویش و در اجرای فقه ا. ش. حاکم بر موضوع طلاق و رعایت احوال شخصیه اهل سنت اجرای صیغه طلاق به صورت خلعی از طرف دادگاه به عنوان ولی الممتنع و مورد قبول در مذهب ا. ش. مورد استدعاست ضمنا جهت حصول ایقان خواهان اظهار میدارد. که شهودی دایر بر زوری بودن ازدواج و رفتار خوانده دارد. که عند اللزوم استماع شهادت انان نیز مورد استدعاست. وکیل خوانده دفاعا اظهار داشت موکل مطلقا حاضر به طلاق زوجه و متارکه با ایشان نیست و مابذل را قبول ندارد. کمااینکه مشارالیه در پرونده کلاسه *دعوی الزام به تمکین به طرفیت زوجه مطرح و درجریان رسیدگی قرار گرفته است.ادعای خواهان مبنی بر اختلاف سنی با زوج منطبق با مصادیق عسروحرج نیست و زوجین با رضایت همدیگر به عقد دائمی درامده و سردفتر ثبت نکاح نیز با احراز رضایت زوجین اقدام به اجرای صیغه نکاح و تنظیم سند رسمی نموده است.با این اوصاف زوج به حاضر به پرداخت تمامی حقوقات شرعی و قانونی زوجه بوده و طلاق و مابذل را به هیچ عنوان قبول ندارد. سپس دادگاه قرارارجاع امر بداوری صادر مینماید. و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را تقدیم نموده‌اند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین می‌باشد.سپس دادگاه از شورای روحانیت شهرستان *استعلام نموده که شرایط طلاق خلع بر مبنای فقه ا. ش. را جهت بهره برداری قضایی به دادگاه اعلام دارند. در جوابیه مورخ 97/7/24 شورای روحانیت *که تصویر ان در تاریخ 98/3/28 واصل گردیده اعلام شده که از نظر فقه ا. ش. برای طلاق خلعی چهار شرط لازم است.1 زوج 2 زوجه 3 عوض (وجه المخالصه) 4 اجرای صیغه خلع از طرف زوج بنای علیهذا درطلاق خلع رضایت زوج شرط و ضروری است.و بدون توافق زوج خلع صورت نمیگیرد. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 566 مورخ 1398/04/06 پس از ذکر خواسته خواهان و احراز وجود علقه زوجیت دائم فیمابین طرفین دعوی با اعلام اینکه طرفین اهل تسنن و پیرو مذهب ا. ش. بوده و در راستای اجرای قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم اقدام به استعلام شرایط خلع نموده که حسب پاسخ واصله اجرا وقوع طلاق را منوط به رضایت زوج نموده‌اند و اینکه زوج حاضر به طلاق زوجه نبوده و خواهان ادامه زندگی مشترک بوده و هم چنین اختلاف زیاد سن زوجین دلیل بر کراهت نیست لذا دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و با استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.پس از ابلاغ رای صادره وکیل خواهان (زوجه) در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه تجدیدنظرخواهی همان مطالب مطروحه در جلسه دادرسی را بیان نموده که پس ازتبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع واردرسیدگی شده و در مقام رسیدگی به دلیل استنادی زوجه تجدیدنظرخواه ضمن صدور قرار استماع شهادت شهود زوجه با تعیین وقت رسیدگی و تذکر بوکیل تجدیدنظرخواه جهت تعرفه گواهان از طرفین جهت استماع گواهی گواهان دعوت به عمل اورده و در جلسه رسیدگی مورخ 1398/08/11 که با حضور زوجین و وکلای انان تشکیل گردیده وکیل تجدیدنظر خواه اظهار داشت اینجانب در خصوص عسروحرج و احراز کراهت زوجه از زوج گواهان خویش را حاضر نموده ام تقاضای استماع گواهی گواهان را دارم. دادگاه فی المجلس از دو نفر از گواهان مرد تعرفه شده باسامی ه. ص. و ص. ا. پ. در اوراق 70 و 71 پرونده استماع گواهی به عمل اورده که گواه اول اظهار داشت من داماد دایی خواهان هستم تقریبا سه سال است.ازدواج کرده اند ولی عروسی نکرده اند و دختره از پسرخوشش نمی اید و میگوید که دروغگو وکلاهبردار است.و خانم کراهت دارد. و میگوید که زورکی نیست برنمیگردم خانه زوج و خانم میگوید یا خودکشی می کنم و یا عروسی نمی کنم وشاهد دوم گفته است.تجدیدنظرخواه دختر باجناقش می‌باشد. و نامبرده با شوهرش عقد کرده است.و عروسی نکرده اند و الان سه سال است.عقد کرده اند و دختره حاضر نیست که به سر زندگی شوهرش برگردد. در خصوص سن زوج اختلاف نظر دارند دختر میگوید که شوهرش سنش را زیاد گفته است.و ظاهرا این اقا شکایت کرده در خصوص طلاجات و من با خود دختره گفتم که برود زندگی کند؛ گفت که حاضر نیست به خانه شوهرش برود. پس از استماع گواهی گواهان وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار داشت زوجین با یکدیگر فامیل بوده و دارای قرابت نسبی می‌باشند و کاملا از وضعیت یکدیگر اطلاع داشته اند و با رضایت کامل زوجین وصلت و عقد صورت گرفته است.و نه ماه زوجین با یکدیگر ارتباط داشته اند و بارها با همدیگر بیرون رفته اند. ثانیا موکل به شدت به زوجه علاقمند بوده وحاضر به متارکه و جدایی و بذل حقوقات نمی‌باشد. و قبول ان نیست و شورای محترم روحانیت وقوع طلاق خلعی را منوط به قبول از ناحیه زوج نموده است.ثالثا تجدیدنظرخواه دلیلی بر اثبات عسروحرج به دادگاه ارائه ننموده است.و شهود و گواهان نیز دلیلی که مثبت عسروحرج زوجه باشد. به دادگاه اعلام ننموده‌اند و استشهادیه تنظیمی از ناحیه موکل دلالت بر رد ادعای خواهان دارد. لذا تایید دادنامه مورد استدعاست زوجه اظهار داشت که از شوهرم کراهت دارم. و حاضر نیستم عروسی کنم و در صورتی که به نتیجه نرسم من خودکشی میکنم در قبال طلاق حاضر هستم کلیه حقوقاتم من جمله مهریه و موارد ذکر شده درسند نکاحیه را بذل نمایم و حاضر نیستم و یک میلیون و هشتصد هزار تومان بابت نفقه اگر طلاقم بدهد تحویل ایشان میدهم. زوج اظهار میدارد. دو میلیون و چهارصد هزار تومان بابت نفقه وی تاکنون پرداخت کرده ام حاضر نیستم طلاقش بدهم مادر زوجه مخالف است.سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1351 98 مورخ 1398/08/12 با این استدلال که اولا طرفین اهل سنت و پیرو مذهب ا. ش. (ره) می‌باشند ثانیا حسب فتوای شورای روحانیت *درطلاق خلعی رضایت زوج شرط ضروری برای طلاق خلعی است.و بدون رضایت زوج خلع تحقق پیدا نمی کند ثالثا زوج تجدیدنظرخوانده با طلاق مخالفت نموده و حاضر به طلاق نشده است.لذا موضوع همچنان تحت عموم قاعده اولیه باقی است.لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق اصول و مقررات و موازین قانونی تشخیص و با استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1398/08/13 به وکیل زوجه ابلاغ شد و زوجه شخصا در تاریخ 1398/09/03 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره * به شرح زیر انشای رای نموده است.

فرجامخواهی خانم ا. س. نسبت به دادنامه شماره 1351 98 مورخ 1398/08/12 شعبه *که در جهت تایید دادنامه بدوی شماره 566 98 صادره از شعبه *متضمن حکم بر بطلان دعوی طلاق زوجه فرجامخواه انشای گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه به شرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی با اشاره به اینکه با اجبار پدرش به عقد نکاح زوج درامده و موافق با این ازدواج نبوده و با زوج اختلاف سنی حدود 14 سال داشته و از زوج کراهت و تنفر شدید دارد. و هنوز در دوران نامزدی عرفی بسر برده و مراسم عروسی برگزار نشده و حاضر به زندگی با زوج نمی‌باشد. مدعی عسروحرج خود در استمرار زوجیت گردیده و با بذل مهریه مافی القباله و سایر حقوق ناشی از زوجیت حتی استرداد نفقه پرداختی صدور حکم طلاق خویش و اجرای صیغه طلاق خلعی را خواستار گردیده است.از انجایی که کراهت و تنفر زوجه از زوج چنانچه مبتنی بر علت موجه بوده باشد. در صورت اثبات و احراز ان از سوی دادگاه از مصادیق عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت محسوب و مجوزی برای طلاق او خواهد بود در مانحن فیه از مجموع اظهارات زوجین و وکلای انان ومودای گواهی گواهان و مفاد استشهادیه مدرکیه ابرازی و نیز گذشت حدود سه سال از تاریخ عقد نکاح و مخالفت زوجه به برگزاری مراسم عروسی و شروع زندگی مشترک و اصرار وی به طلاق و بذل مهریه ما فی القباله و سایر حقوق ناشی از زوجیت در قبال طلاق و حتی تهدید به خودکشی در صورت عدم وقوع طلاق در جلسه دادرسی مرحله تجدیدنظر، کراهت و تنفر زوجه از زوج قابل احراز بوده و با توجه به اختلاف سنی حدود 14 سال فیمابین انان این امر می‌تواند علت موجهی بر کراهت زوجه از زوج محسوب گردد.و چون در استعلام دادگاه از شورای محترم روحانیت شرایط طلاق خلع به نحو مطلق بدون ذکر علت و سبب طلاق استعلام گردیده و در این فرض پاسخ واصله کافی به مقصود نبوده و در تشخیص استحقاق یا عدم استحقاق زوجه دردعوی طلاق مطروحه قابل استناد نخواهد بود و از این رو جهت روشن شدن موضوع اقتضا داشته که دادگاه محترم مجددا از شورای محترم روحانیت اهل سنت مستقر در مرکز استان استعلام دارد. که چنانچه زوجه از زوج تنفرو کراهت داشته باشد. و این امر موجب عسروحرج وی در تداوم زوجیت و غیرمقدور بودن شروع زندگی مشترک بین طرفین بوده باشد. و زوجه در قبال طلاق مهریه ما فی القباله و سایر حقوق ناشی از زوجیت را به زوج بذل نماید. ولی زوج حاضر به قبول مابذل و نیز طلاق زوجه نباشد. ایا براساس موازین و مقررات مذهب زوجین (فقه شافعی) قبول مابذل و اجرای صیغه طلاق از نوع خلع از سوی دادگاه از باب ولی الممتنع ممکن و میسر خواهد بودیا خیر و انگاه پس از حصول پاسخ بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده است.به علت نقص تحقیق موثر قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی در امور مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از انجام تحقیق به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. سپس پرونده جهت رفع نقص مذکور به شعبه *ارسال و ارجاع شده و دادگاه مذکور پس از استعلام شماره 0147 مورخ 99/7/12 شورای روحانیت شهرستان *و اعلام مجدد به اینکه زوجه می‌بایست در طلاق خلع رضایت زوج را جلب نماید. در تاریخ 99/8/19 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه شماره 0566 مورخ 98/4/6 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی طلاق نموده است.متعاقبا زوجه نسبت به رای صادره مذکور به شرح لایحه خود معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 952 مورخ 1399/10/27 به شرح زیر انشای رای نموده است.

در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ا. س. نسبت به رای شماره *مورخ 99/8/19 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره 0566 مورخ 98/4/6 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی طلاق با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است.زیرا اولا پرونده قبلا در راستای درخواست فرجامخواهی در شعبه *مطرح شده و برابر رای شماره 0109 مورخ 99/2/13 به علت نقص تحقیقاتی رای فرجامخواسته نقض گردیده و جهت رفع نقص به شعبه *ارجاع و ارسال گردیده است.ثانیا مورد نقص شعبه *ان است.از شورای روحانیت و مرجع فقهی مذهب شافعی استعلام گردد. ایا در فقه ش. عسر و حرج زوجه از موجبات طلاق محسوب می‌شود. یا خیر از نظر حکمی جواب مسیله چیست. در صورتی که دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر حکم مسیله طلاق خلع را از شورای روحانیت شهرستان *استعلام نمودند لذا ضرورت دارد. دادگاه محترم مطابق سوال مذکور از مرجع یاد شده در خصوص مورد استعلام لازم به عمل اورد درنتیجه رای فرجامخواسته کماکان واجد نقص است.و قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رفع نقص مذکور و صدور حکم مقتضی بر اساس نتیجه حاصله به شعبه *ارجاع می نماید. سپس پرونده جهت رسیدگی مجدد و رفع نقص تحقیقاتی برابر رای شماره 952 مورخ 99/10/27 شعبه *به شعبه *ارجاع و ارسال نموده و دادگاه مرجوع الیه موضوع فقهی مورد پرونده را در مورد عسر و حرج با بذل تمامی مهریه توسط زوجه به زوج و صدور حکم طلاق با توجه به نظر فقهای مذهب ش. استعلام نموده و شورای روحانیت و افتای شهرستان *نظر فقهی ش. را به دادگاه در تاریخ 1400/05/04 اعلام نموده است.و شعبه *در تاریخ 1400/08/16 مبادرت به صدور رای به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به طلاق زوجه به لحاظ احراز عسر و حرج وی با بذل مهریه نموده است.متعاقبا زوج به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می‌باشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ا. م. با وکالت اقای م. ع. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/08/16 شعبه *متضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره 0566 مورخ 98/4/6 شعبه *و صدور حکم به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمی‌باشد.، زیرا اولا زوجین از نظر احوال شخصیه تابع مذهب شافعی می‌باشند. ثانیا برابر جواب استعلام به عمل امده دادگاه از شورای روحانیت و افتای شهرستان *مورخ 1400/05/04 درصورت اثبات عسر و حرج زوجه و بذل کل مهریه به زوج حاکم می‌تواند از باب ولی ممتنع (در صورت امتناع زوج از طلاق) طلاق را صادر نماید. ثالثا نظر به اینکه زوجین بیش از پنج سال است.ازدواج نمودند و در طول این مدت به دلیل بروز اختلاف و شقاق نتوانستند زندگی مشترک را شروع نمایند و با توجه به اینکه تداوم چنین وضعی به مصلحت زوجین و خصوصا زوجه نبوده و می‌تواند موجبات حرج بیشتر زوجه را فراهم اورد درنتیجه صدور رای فرجامخواسته برابر موجود در پرونده موجه بوده و لذا فرجامخواهی فرجامخواه به کیفیتی نیست که به اساس رای صادره و استنباط و تشخیص دادگاه خدشه و خلل وارد اورد علی هذا ضمن رد درخواست فرجامخواهی رای فرجامخواسته را مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می نماید.

رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

منبع