تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: گواهی گواهان، توان معارضه با نظریات علمی و فنی ادارات پزشکی قانونی را ندارد.
حاکی از اینست که آقای ر. ش. دادخواستی به طرفیت خانم ها ا. و پ. و م. و ا. و آقای ق. نام خانوادگی همگی ش. و خانم گ.ب.ب. گ. و ریاست دادگستری گ. به خواسته گواهی حجر (محجوریت) مرحوم ا. ش. از سال 1380 الی زمان فوت متوفی تقدیم دادگاه عمومی گ. نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که وی (خواهان) یکی از ورثه مرحوم ا. ش. میباشد و تقاضای صدور گواهی حجر آن مرحوم را از سال 1380 الی تاریخ فوت نامبرده به جهت اینکه آن مرحوم دارای بیماری بوده و این بیماری موجب گردیده که آن مرحوم فاقد قدرت و تفکر ذهنی و قدرت تصمیم گیری در امور خود باشد و تقاضای صدور حکم حجر آن مرحوم را نموده و فتوکپی های: 1 - گواهی حجر وراثت شماره...- 89/12/15 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف بخش آ. مبنی بر اینکه مرحوم ا. ش. در تاریخ 89/9/25 فوت شده و ورثه وی شامل 6 فرزند به اسامی ر. و ق. و ا. و پ. و م. و ا. نام خانوادگی همگی ش. و یک عیال دائم به نام گ. میباشد. 2 - گواهی انحصار وراثت مورخ 91/1/23 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف آ. مبنی بر اینکه ق. ش. در تاریخ 90/1/25 فوت شده و ورثه وی شامل یک برادر و 4 خواهر باسامی ر. و ا. و پ. و م. و ا. نام خانوادگی همگی ش. میباشند. 3 - گواهی مورخ 91/12/20 صادره از ناحیه دکتر ح. گ.، اجمالا مبنی بر اینکه آقای ا. ش. به علت تنگی تنفس و برونشیت مزمن از سال 1380 لغایت 1386 تحت نظر و درمان توسط وی بوده است. 4 - استشهادیه محلی مبنی بر اینکه ا. ش. در سال 1380 دچار بیماری بوده و توانائی انجام امور مالی و غیرمالی خود را نداشته و فاقد قدرت و توانائی ذهنی در جهت درک تمامی امور مربوط بخود و تحت نظر پزشکان بوده است، را ضمیمه دادخواست مذکور مینماید.دادخواست فوق در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. مطرح رسیدگی قرار گرفته و طرفین حسب دستور مورخ 92/10/22 دعوت به دادرسی میگردند.آقای ح. ع. با تقدیم یک برگ وکالتنامه، خود را به وکالت از خانم گ.ب.ب. گ. معرفی نموده و طی لایحه ای که در تاریخ 92/11/29 تقدیم شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. نموده است مطالبی را در قبال دعوی خواهان و دفاع از موکله خویش راجع به محجور نبودن مرحوم ا. ش. و کمال صحت عقل وی و طرح دعاوی مختلف از ناحیه خواهان از قبیل ابطال سند مالکیت به علت جعل و یا حجر و عدم امکان اثبات حجر به لحاظ طول مدت فوت مرحوم ا. ش. و عدم دلالت گواهی پزشکی و استشهادیه محلی استنادی خواهان بر حجر مرحوم ا. ش. و عدم ادعای حجر مرحوم ا. ش. از ناحیه خواهان و نیز با استناد به نحوه تنظیم سند انتقال ملک مرحوم ا. ش. با حفظ حق عمری برای خود در زمان حیات خویش و نحوه تنظیم اجاره نامه زمین مزروعی توسط آن مرحوم و رد دعوی خواهان عنوان نموده و فتوکپی های: 1 - دادنامه مورخ 91/7/22 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف گ. مبنی بر رد دعوی مطروحه آقای ر. ش. علیه خانم گ.ب.ب. گ. و دفتر اسناد رسمی شماره... گ. به خواسته اعلام بطلان سند رسمی پلاک ثبتی شماره... به لحاظ جعلیت سند مزبور. 2 - دادنامه مورخ 92/2/10 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی گ. بر تایید رای فوق الذکر اصداری از شعبه اول شورای حل اختلاف گ. 3 - دادنامه مورخ 91/12/17 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی گ. که طی آن آقای ر. ش. به خلع ید از 6 دانگ یکباب منزل مسکونی به پلاک ثبتی... و پرداخت اجرت المثل خانه مذکور و موضوع دعوی خانم گ.ب.ب. گ. محکومیت حاصل نموده است. 4 - رای مورخ 91/10/25 صادره از شعبه --- شورای حل اختلاف گ. که طی آن قرار رد دعوی آقای ر. ش. به طرفیت خانم گ.ب.ب. گ. به خواسته ابطال سند مالکیت به لحاظ محجور بودن مرحوم ا. ش. به جهات مقیده در آن صادر گردیده است. 5 - دادنامه مورخ 90/12/24 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی گ. مشعر بر رد واخواهی آقای ر. ش. از دادنامه غیابی شماره 452 - 90/5/12 صادره از آن دادگاه و تایید آن از حیث محکومیت وی به لحاظ ارتکاب بزه تصرف عدوانی یک باب خانه مسکونی پلاک... برفع تصرف از آن و محکومیت به حبس تعلیقی و پرداخت ضرر و زیان ناشی از تصرف آن در حق شاکیه به نام گ.ب.ب. گ.. 6 - دادنامه مورخ 91/4/28 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بر نقض رای بدوی فوق از حیث محکومیت آقای ر. ش. به لحاظ تصرف عدوانی به جهت عدم احراز وقوع بزه و تایید رای بدوی از حیث پرداخت ضرر و زیان ناشی از جرم. 7 - اجاره نامه عادی مورخ 85/3/27 تنظیمی بین ا. ش. ی و حمزه ش. ی در مورد زمین کشاورزی. 8 - وکالتنامه رسمی شماره...- 87/2/22 تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره... گ. مبنی بر تفویض وکالت از ناحیه ا. ش. به گ.ب.ب. گ.. 9 - دادخواست تقدیمی آقای ر. ش. علیه خانم گ.ب.ب. گ. به خواسته ابطال سند مالکیت به علت محجور بودن ا. ش.. 10 - خلاصه معامله خانه مورد بحث. 11 - سند قطعی غیرمنقول رسمی...- 83/4/2 تنظیمی در دفترخانه شماره... گ. مبنی بر انتقال خانه موضوع دعوی از ناحیه ا. ش. به گ. با حفظ حق انتفاع برای ا. ش. به طور مادام الحیات، را ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید.در تاریخ 92/11/28 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. با حضور خواهان و خواندگان ردیف یک الی 4 و خوانده ردیف 6 و وکیل وی تشکیل شده و خواهان به شرح دادخواست تقدیمی تقاضای رسیدگی نموده و توضیح میدهد که پدرش وی (خواهان) را در زمان حیات خود قیم برادرش به نام ق. که محجور بوده است قرار داده و همچنین پدرش در همه امور از وی (خواهان) و خواهران وی مشاوره میگرفت و چطور شده که اموال خود را که از جمله آنها ملک مسکونی میباشد به طور رسمی به خوانده ردیف 6 انتقال داده است و پدرش نزد دکتر ک. و دکتر گ.پرونده دارد و تقاضای استعلام از آنان را مینماید. و خوانده ردیف چهارم (ا. ش.) نیز اظهار میدارد که پدرش هنگام ازدواج با خوانده ردیف 6 در مراحل اولیه حاضر نشد ملک را به نام وی نماید و چطور شد که بعد از ازدواج این انتقال انجام شده و از او سئوال کرده که چرا به آنها اطلاع نداده و او میگوید چون پدرتان مرا قسم داده که نگوید و تابستان 88 نزد پدر خود بوده که بدلیل عدم پرداخت وجه به خوانده ردیف 6 با وی به بانک رفته و سئوال کردند و گفتند که امضا پدر پذیرفته نشده و کارمند بانک را به منزل آورده و از پدر وی امضا گرفت و پدر وی آنقدر بدحال بوده. وکیل خوانده ردیف ششم نیز مدافعات خود را به شرح لایحه تقدیمی خود اعلام میدارد.دادگاه در جلسه مذکور تصویر پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را از آقایان دکتر ک. و دکتر گ. مورد مطالبه قرار میدهد.در پرونده امر فتوکپی های: 1 - گواهی مورخ 90/2/21 صادره از ناحیه دکتر ح. گ.، خلاصتا مبنی بر اینکه آقای ا. ش. ی به علت برونشیت مزمن و تنگی تنفس از سال 1380 لغایت 1386 تحت نظر وی بوه و دارو و اسپری به نامبرده تجویز میشده و به اختلال هوشیاری دچار میشده. 2 - نامه مورخ 91/4/27 بانک س. خیابان ط. گ. به عنوان شورای حل اختلاف گ. خلاصتا مبنی بر بستن حساب های بلند مدت، کلیه اسناد را امضا و با توجه به گواهی پزشک معالج مبنی بر عدم کنترل جسمی، از نامبرده اثر انگشت نیز اخذ گردیده است. 3 - گواهی دکتر سیدج. مبنی بر اینکه ا. ش. از سال 86 بدلیل ناتوانی جسمی و اختلالات روانی تحت ویزیت پزشکان ویزیت در منزل مرکز سالمندان گ. بوده و توان انجام فعالیت های فیزیکی شخصی تا پایان عمر را نداشته. 4 - دادنامه شماره --- - 78/6/13 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی که به موجب آن حکم حجر آقای ق. ش. حسب درخواست آقای ر. ش. صادر شده و اعلام گردیده که محجور ولی خاص دارد، ضمیمه میباشند.دکتر ح. گوشه در ذیل استعلام معموله دادگاه خلاصتا اعلام میدارد که گواهی میشود که آقای ا. ش. به علت برونشیت مزمن + آمفیزم و تنگی نفس از سال 1380 لغایت 1386 در گ. تحت نظر وی بوده و تحت درمان با داروهای گوناگون و مصرف اکسیژن بوده است.مرکز جامع توان بخشی سالمندان گ. (خانه بزرگان) طی نامه شماره 47 - 93/2/20 به عنوان شعبه اول دادگاه عمومی گ. چنین اعلام داشته است که: « احتراما گزارشی از وضعیت جسمی و روحی مرحوم ا. ش. بر طبق مستندات موجود در بخش ویزیت در منزل (خانه بزرگان) شهرستان گ. و بر اساس معاینات تیم درمانی حضور شما ارائه میگردد. مرحوم ا. ش. فرزند م. با کد ملی... در سال 1386 در فاز ویزیت در منزل مرکز جامع توانبخشی خانه بزرگان پذیرش گردیدند و تحت معاینات هر ماهه (پزشکی، پرستاری، روانشناسی، مددکاری) این تیم قرار گرفته اند. بر طبق معاینات و گزارشات موجود سالمند، دچار بیماری آلزایمر و اختلال حواس بوده و حتی توانائی انجام کارهای خود را نداشته است و از نظر رفتاری نیز نوسانات خلقی و گاهی بی قراری در او دیده شده است.»;.لازم بذکر است که نامه مذکور بدون استعلام دادگاه واصل شده و در پرونده امر مضبوط است.متعاقبا مرکز مذکور طی نامه شماره 49 - 93/2/25 فتوکپی پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را که شامل 66 برگ است به دادگاه ارسال میدارد که ضمیمه پرونده میباشند.دادگاه بر اساس اعلام دکتر ح. گ.، تصویر پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را از بیمارستان ش. سمنان مورد مطالبه قرار میدهد.بیمارستان ش. سمنان طی نامه مورخ 93/3/4 تصویر 19 برگ مدارک بالینی مرحوم ا. ش. را در پاسخ درخواست شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. به آن دادگاه ارسال میدارد. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. به موجب نامه مورخ 93/3/24 به عنوان اداره پزشکی قانونی گ. با ارسال تصویر مدارک بالینی مربوط بمرحوم ا. ش. به آن اداره، از مرجع مذکور درخواست مینماید که در خصوص محجور بودن یا غیرمحجور بودن آن مرحوم اظهارنظر نمایند.اداره پزشکی قانونی گ. حسب نامه شماره 670/93 /م/ 20/4 - 93/4/14 در پاسخ استعلام شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی اراک اعلام میدارد که: (علیرغم بررسی دقیق مدارک و مستندات پزشکی (پرونده های متعدد بیمارستانی، پرونده بهزیستی و....) تعین محجوریت متوفی در زمان حیاتشان - اثباتا یا نفیا- مقدور نمیباشد.).در تاریخ 93/5/29 آقای ک. ف. با تقدیم یک برگ وکالتنامه منضم به لایحه دفاعیه، خود را به وکالت از آقای ر. ش. معرفی نموده و با استناد بپرونده متشکله در اداره بهزیستی که مربوط بمرحوم ا. ش. میباشد و گواهیهای آقایان دکتر گ. و دکتر ک. و با استناد به استشهادیه محلی پیوست پرونده، مبادرت به اعتراض به نظریه پزشکی قانونی گ. از حیث غیرمقدور بودن اعلام نظر در مورد محجوریت مرحوم ا. ش. نموده و مستدعی ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی میگردد.شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. در تاریخ 93/5/29 از جهت بررسی موضوع صحت قوای عقلانی و محجور بودن یا نبودن متوفی (آقای ش.) مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی به تشخیص دادگاه نموده و همچنین با تعین وقت دادرسی طرفین را جهت استماع شهادت شهود طرفین به منظور اثبات محجوریت یا سلامت عقلانی آقای ش. حین الحیات دعوت مینماید.در تاریخ 93/7/7 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. با حضور خواهان و خانم گ. و وکلای آنان تشکیل شده و وکلای مذکور اعلام میدارند که شهود خود را حاضر کرده اند و دادگاه در صورتمجلس تنظیمی قید مینماید که شهود آقای ر. ش. دو نفر بودند که فاقد کارت شناسائی بودند که اظهارات آنان اخذ نشد و فقط از شهود خانم گ. باسامی آقایان رمضان گ. (پسر دائی خانم گ.) و ر. گ. (پسر عموی خانم گ.) و ع.ر. ک.(شوهر خواهر خانم گ.) در محضر دادگاه تحقیق میگردد. 1 - آقای ر. گ. خلاصتا اظهار میدارد که زیاد رفت و آمد نداشته و در خواستگاری دختر عمه وی (گواه) ا. ش. حضور داشته و چند بار در همان اوائل بخانه آنها رفته و پس از آن یکی دوبار در مهمانی آنها یا فامیل او را دیده و وقتی که با او رفت و آمد داشته صحیح و سالم بود و هیچ مشکلی نداشت. 2 - آقای ر. گ. نیز به عنوان گواه به طور خلاصه اظهار میدارد که قبل از فوتش در روزهای منتهی بفوت در بیمارستان بستری بود ولی قبل از آن سابقه بستری در بیمارستان روانی نداشت و تا آخرین روزهای زندگی او را میدیده و تا آنجا که اطلاع دارد حواسش بود و یکی دوبار عروسی دختر خود، او را دعوت کرده و در مورد نحوه انجام امور با او مشورت کرده و از زندگی خصوصی او اطلاعی ندارد و وی حتی تا دو ماه قبل از فوتش سوار موتورسیگلت میشد و با همسرش بخانه وی (گواه) میآمد. 3 - آقای ع. ر. ک. نیز اجمالا اظهار میدارد که آقای ا. ش. از نظر جسمی مریض بود و مجرای تنفسی وی ایراد داشت و اکسیژن مصرف میکرد و گاهگاهی در بیمارستان بستری میشد و در خصوص موضوعات خانوادگی با ما صحبت نمیکرد و با همسرش با موتور نزد ما میآمد.اداره کل پزشکی قانونی استان سمنان بر اساس نامه شماره...- 93/9/4 که به عنوان اداره پزشکی قانونی گ. بوده و از طریق اداره پزشکی قانونی گ. در پاسخ شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. ارسال گردیده و در پرونده امر مضبوط است نظریه مورخ 93/9/4 کمیسیون پزشکی متشکله در آن اداره کل و راجع به مرحوم ا. ش. را که پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات خواهان و خوانده و بحث و تبادل نظر توسط سه کارشناس متخصص (یکنفر متخصص مغز و اعصاب و یکنفر روانپزشک و یکنفر متخصص پزشکی قانونی) میباشد، باین شرح اعلام میدارد که: « نتیجه کمیسیون: هیچگونه مدرک مستدل بالینی که موید وجود بیماری آلزایمر در متوفی باشد موجود نیست، لیکن حسب گزارشات پرستای ارائه شده که در پرونده بهزیستی ایشان موجود است نامبرده در سال 1389 دچار اختلال حواس بوده که البته بدلیل مشکلات جسمی و عوارض سکته مغزی تحت مراقبت های ویزیت در منزل تحت نظر بهزیستی بوده است. ضمنا نامبرده به دفعات متعدد در طی سالهای 89 - 81 بدلیل مشکلات جسمی در بیمارستان بستری بوده که در هیچ یک از پرونده های فوق الذکر اشاره ای به وضعیت توانائی ذهنی و مغزی ایشان نشده است و لذا مدرکی دال بر عدم توانائی ذهنی و تصمیم گیری ایشان احراز نگردید.»;.نظریه مذکور مورد اعتراض وکیل خواهان قرار گرفته و وکیل مذکور به موجب لایحه ای که در تاریخ 93/10/21 تقدیم دادگاه نموده است مطالبی را در توجیه اعتراض خویش عنوان مینماید.بالاخره شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. به موجب دادنامه شماره --- - 93/12/27 در خصوص درخواست آقای ر. ش. به طرفیت خانم ها ا. و پ. و م. و ا. و آقای ق. نام خانوادگی همگی ش. و خانم گ. و ریاست دادگستری گ. مبنی بر تقاضای صدور حکم حجر مرحوم ا. ش. از سال 1380 لغایت زمان فوت متوفی، با توجه بمحتویات پرونده و با عنایت به نظریه پزشکی قانونی به شماره...- 93/4/14 و همچنین نظریه کمیسیون پزشکی استان سمنان به شماره...- 93/9/4 که عدم توانائی ذهنی و حجر سابق متوفی را احراز ننموده است و نظر به اظهارات گواهان معرفی شده از ناحیه خوانده و دفاعیات وکیل خوانده گ. و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده، دادگاه آقای ا. ش. را محجور تشخیص نداده و به استناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر مینماید.دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی آقای ک. ف. به وکالت از آقای ر. ش. قرار گرفته و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بر اساس دادنامه شماره --- - 94/3/24 خلاصتا به لحاظ اینکه از توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده بدوی و تحقیقات و اقدامات معموله در آن مرحله از رسیدگی از ناحیه معترض، اعتراض خاص و موجهی که موجبات فسخ رای صادره را ایجاب نماید به عمل نیامده و از حیث تشریفات و اصول رسیدگی نیز فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی میباشد لذا با رد اعتراض معترض، مبادرت بتایید دادنامه تجدیدنظر خواسته نسبت به تجدیدنظر خواه مینماید.دادنامه مرقوم حسب گزارش مامور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 94/4/3 به وکیل آقای ر. ش. ابلاغ شده و آقای ک. ف. به وکالت از آقای ر. ش. به موجب دادخواستی که در تاریخ 94/4/23 در دفتر دادگاه صادر کننده رای فوق الذکر به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه یاد شده پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را به دیوانعالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به پرونده به این شعبه ارجاع میشود و مندرجات دادخواست فرجامی و لایحه پیوست آن به هنگام شور قرائت خواهند گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه
فرجام خواهی آقای ک. ف. به وکالت از آقای ر. ش. از دادنامه شماره --- - 94/3/24 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان سمنان که متضمن تایید دادنامه شماره --- - 93/12/27 اصداری از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. مشعر بر اعلام بطلان دعوی بدوی فرجام خواه به خواسته صدور حکم حجر مرحوم ا. ش. از سال 1380 لغایت زمان فوت آن مرحوم به کیفیت منعکس در دادنامه های فوق الذکر و پرونده امر میباشد مقبول نیست زیرا از ناحیه وکیل فرجام خواه در قبال دادنامه فرجام خواسته تعرض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار باشد، صورت نپذیرفته و تع ر. ت معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل مذکور و لایحه ضمیمه آن، علاوه برعدم اتکاء به هر گونه دلیل واجد تاثیر در مقام و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاههای ذیربط واقع گردیده اند، با عنایت به جهات موجهه مصرح در دادنامه های مارالذکر، به گونه ای هم نیستند که اساس آراء یاد شده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاههای مرقوم را که مبتنی بر ارزیابی دلائل پرونده و اظهارنظر پزشکی قانونی گ. و کمیسیون پزشکی متشکله در اداره کل پزشکی قانونی استان سمنان که با ملحوظ داشتن کلیه سوابق و مدارک پزشکی راجع به مرحوم ا. ش. و مجموع محتویات پرونده و بویژه عدم احرازحجر مرحوم ا. ش. اصدار یافته اند، متزلزل و مخدوش ساخته و مخالفت آنها را با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای معترض عنه را ایجاب نمایند و استناد وکیل فرجام خواه به شهادت شهود و تمسک نامبرده به پاسخ مرکز توان بخشی گ. نیز با عنایت به عدم توان معارضه گواهی گواهان با نظریات علمی و فنی ادارات پزشکی قانونی گ. و سمنان که در پاسخ استعلام دادگاه بدوی اعلام شده و در پرونده امر مضبوط هستند و همچنین عدم دلالت پاسخ مرکز توان بخشی گ. و اوراق ضمیمه آن بر ابتلاء مرحوم ا. ش. به جنون، از توجیه قانونی برخوردار نبوده و قابل پذیرش نیستند علیهذا مستندا بمادتین 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد. شعبه بیست و دوّم دیوان عالی کشور
رئیس شعبه: جنتی عضو معاون: حضرتی