رابطه زندگی دو زوجه در یک منزل و عسر و حرج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/20

پیام: اصرار زوج بر زندگی با دو زوجه در یک منزل یکی از علل عسر و حرج زوجه است اگر چه ازدواج مجدد او با اذن دادگاه باشد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

به حکایت محتویات پرونده خانم س. ص. با وکالت اقای ع. ع. در تاریخ 1398/05/02 به طرفیت اقای م. ص. ت. دادخواستی به خواسته طلاق به استناد بندهای 2 و 12 شروط ضمن العقد سند نکاحیه و احراز تبصره های ماده 1130 قانون مدنی به دادگاه عمومی *تقدیم و در توضیح خواسته اعلام کرده است.زوج با ازدواج مجدد و تقاضای زندگی مشترک موکله با همسر دوم در یک منزل، عدم استرداد جهیزیه، ممانعت از ملاقات طفل مشترک، عدم پرداخت حقوق قانونی و عدم ایفای تکالیف و وظایف زوجیت موجب تحقق تبصره ماده 1130 قانون مدنی (عسر و حرج) برای زوجه گردیده است.که سابق بر این با ضرب و جرح و اذیت و ازار روحی و جسمی زوجه بوده و گواهی پزشکی قانونی و طرح چند شکایت کیفری که تا مرحله صدور کیفرخواست هم پیش رفته است. (خواهان به شماره برخی از این پرونده اشاره نموده است) لذا درخواست صدور حکم طلاق زوجه را دارد. رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است. براساس تصویر دادنامه صادره از شعبه *علیرغم اعلام زوجه مبنی بر ضرب و شتم و اخراج از منزل توسط زوج و عدم امنیت جانی حکم به تمکین وی از خواهان (زوج) صادر گردیده است.دادگاه با استناد به این دادنامه طی دادنامه دیگری حکم به تجویز ازدواج مجدد زوج صادر نموده است.براساس دادنامه دیگری از این شعبه زوج محکوم به استرداد اقلام جهیزیه زوجه گردیده است.وکیل زوج ضمن تقدیم لایحه ای اعلام کرده است.بر فرض صحت یک مورد گواهی پزشکی قانونی که اثبات نشده دال بر مجرمیت و سویرفتار موکل نمی‌باشد. در جلسه مورخ 1398/06/02 که با حضور زوجه و وکلای طرفین و بدون حضور زوج تشکیل گردیده است.وکیل خواهان اظهار نموده است.موکله پنج سال است.بدون نفقه، و بدون شوهر و بدون داشتن حق ملاقات با فرزند با مشقت و با کار در کاشی سازی خود را اداره می کند و بلاتکلیف از سوی زوج بدون یک دعوت به زندگی رها شده است.و در مقابل زوج با ازدواج مجدد و با استفاده از جهیزیه خواهان با زوجه دوم به زندگی خود مشغول است.وکیل زوج گفته است.موکل اظهارات ایشان را قبول ندارد. و خواهان به یک گواهی پزشکی استناد کرده است.که در پرونده تمکین به ان رسیدگی شده است. اظهارات خواهان محترم فاقد دلیل است.خواهان خودش با وجود حکم به تمکین صراحتا اظهار داشته حاضر به تمکین نیستم. بعد از ان نیز موکل چندین واسطه فرستاده که خواهان برنگشته است. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده است.به درخواست زوجه دادگاه برای وی تعیین داور نموده است.و بدلیل عدم معرفی داور از سوی زوج علیرغم گذشت مهلت، دادگاه از ناحیه وی اقدام به نصب داور نموده است.داور زوجه اظهارات او را مبنی بر نداشتن امنیت جانی و عدم پرداخت نفقه از سوی زوج و عدم تماس تلفنی وی گزارش نموده است.داور انتصابی زوج پس از انقضای دو مرحله وقت نظارت اظهارات زوج را مبنی بر مخالفت با طلاق و تمایل بزندگی با خواهان و اینکه زوجه جهیزیه ای ندارد. گزارش نموده است. دادگاه پرونده را جهت صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال نموده است.در جلسه مورخ 1398/10/07 شعبه *وکیل زوجه مطالب قبلی را تکرار نموده است.زوج در این جلسه حاضر شده و گفته است.خانه و کلیه وسایل زندگی اماده است.و خانم برای یکصدمین بار به زندگی مشترک دعوت می‌شود. تلاش شورا در خصوص سازش نتیجه ای نداشته است.تصویر گواهی پزشکی حاکی از ایجاد کبودی در ساعد راست و چپ، کبودی قدام ساق راست، کبودی در قدام ساق چپ، خراشیدگی قدام گردن در اعضای بدن خواهان می‌باشد. (برگ 79 ) تصویر صورتجلسه مورخ 1393/11/30 تنظیمی توسط دو نفر مشاور خانواده حاکی است: خانم ص. بدنبال ضرب و شتم شدیدی که از شوهرش نسبت بایشان شده بوده و ارجاع دادگستری به این مرکز مراجعه نمود. پس از مشاوره و راهنمایی های فراوان که با حضور طرفین صورت گردید.اقای م. ص. تعهد نمود که در صورت برگشت همسرش به زندگی مشترک دست از توهین و کتک کاری بردارد. که همسرشان با این شرایط مجدد به زندگی مشترک برگشت. متاسفانه در پیگیریهای بعدی که از سوی اورژانس انجام شد مشخص گردید.که ایشان همچنان به رفتار گذشته خود ادامه می دهد. دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/01/26 دفاعیات وکیل خوانده را موجه تشخیص و با اشاره به محکومیت زوجه به تمکین شرایط بوجود امده را از ناحیه خود وی دانسته و اینکه ازدواج مجدد زوج با اجازه دادگاه است.دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص نداده و با استناد به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام نموده است.با اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه شعبه *به موجب دادنامه فرجامخواسته با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را تایید نموده است.سپس براساس فرجام خواهی وکیل خواهان بدوی پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 1399/05/11 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از دادگاه عمومی حقوقی شهرستان *حکم به بطلان دعوی ف. خواه به طرفیت ف.خوانده به خواسته طلاق صادر گردیده است. به شرح زیر دارای ایراد بوده و قابل تایید نمی‌باشد. 1 ازدواج مجدد زوج باذن دادگاه اگرچه از جهت تحقق شرط اعمال وکالت قابل دفاع است.اما اذن دادگاه نافی تحقق عسر و حرج برای زوجه نخواهد بود در این پرونده زوج با همسر دوم مشغول زندگی است.و همسر اول در حاشیه قرار گرفته و حدود 6 سال است.جدای از شوهر زندگی می کند با توجه به جوانی وی این از مصادیق بارز عسر و حرج است. 2 صورت جلسه مورخ 1393/11/30 تنظیمی توسط دو نفر مشاور خانواده در تایید گواهی پزشکی حاکی از ورود صدمات بدنی به زوجه بوده و حکایت از سویرفتار زوج دارد. 3 عدم شرکت زوج در جلسات اولیه دادگاه و عدم معرفی داور نیز حاکی از بی توجهی او به همسرش می‌باشد. 4 داوران و نیز شورای حل اختلاف موفق به اصلاح ذات البین نشده اند بنا به مراتب مذکور به استناد بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امورمدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به پرونده را به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌نماید.

پس از اعاده پرونده رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.هییت این شعبه پس از ملاحظه پرونده به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/10/25 با اشاره بدادنامه محکومیت زوجه به تمکین و اینکه ازدواج مجدد زوج با اذن دادگاه بوده است. و اینکه زوج اصرار بر تداوم زندگی دارد. زوجه حاضر به زندگی مشترک نبوده تا عسر و حرج مورد ادعای زوجه در نتیجه سوی معاشرت و سوی رفتار زوج در زندگی مشترک احراز گردد. به دیگر بیان منشای عسر وحرج ادعایی زوجه ناشی از اقدامات زوجه است.تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با رد ان دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. سپس با فرجامخواهی وکیل زوجه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و باین شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای متن رای

رای شعبه

با توجه به اینکه دادنامه صادره از شعبه *همانند رای صادره از شعبه *در رد تجدیدنظر خواهی زوجه و به صورت اصراری صادر شده است.و مورد پذیرش وقبول این شعبه نمی‌باشد. بدین شرح که حسب محتویات پرونده بیش از 6 سال است.زوجین جدای از یکدیگر زندگی می کنند و زوج اقدام به ازدواج مجدد کرده و با زوجه دوم زندگی می‌نماید. گر چه ازدواج مجدد او با اذن دادگاه بوده است.اما اصرار او بر زندگی با دو زوجه در یک منزل یکی از علل عسر و حرج زوجه است، زوج زوجه را مورد ضرب و جرح قرار داده و موجب صدمات متعدد در اعضای بدن وی گردیده است.که این امر مورد اعتراف وکیل وی در پرونده می‌باشد. گواهی پزشکی قانونی نیز موید این مطلب است. طبق گواهی دو نفر مشاور خانواده زوجه پس از وساطت و اعلام گذشت از شکایت خود به منزل زوج مراجعت نموده اما در تحقیقات بعدی مرکز مشاوره اعلام کرده است.رفتار سوی زوج استمرار یافته است. زوج در جلسات دادگاه حاضر نشده و پس از صدور قرار ارجاع امر بداوری داور معرفی نکرده است.و این امر حاکی از عدم توجه او به همسر اول است. بنا به مراتب مذکور و باعنایت به اینکه کالمعلقه و بلاتکلیف رها شدن زن مطابق ایه شریفه 129 سوره مبارکه نسای مورد نهی خداوند قرار گرفته است.و زوجه بیش از 6 سال از عمر جوانی خود را در بلاتکلیفی بسر برده است. با عنایت به اصراری بودن دادنامه فرجامخواسته مقرراست پرونده در اجرای ماده 408 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی جهت طرح در هییت عمومی اصراری شعب حقوقی به اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور ارسال شود./ا 400/3/1

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

منبع