تاریخ دادنامه قطعی: 1401/01/06
خلاصه جریان پرونده:
خواهان خانم ف. پ. دادخواستی به طرفیت اقای م. س. *به خواسته الزام زوج به طلاق به دلیل عسر و حرج با انضمام رونوشت سند نکاحیه به شماره 180008 مورخ 1384/06/01 دفتر رسمی ازدواج شماره 10 اردبیل فتوکپی و شناسنامه در محاکم خانوده *ارجاع گردیده و زوجه در متن دادخواست مرقوم داشته که حاصل ازدواج خود یک فرزند پسر 13 ساله است.و زوج سوی معاشرت و سوی رفتار با من داشته است.و افتراء رابطه نامشروع به من زده است.و تعداد 14 سکه بهار ازادی به انضمام مبلغ هشت میلیون و پانصد هزار تومان و نفقه و اجرت المثل ایام زندگی را در قبال طلاق بذل می نمایم و جهیزیه ام را می برم و حضانت فرزند به عهده زوج میباشد. و صدور الزام زوج بر طلاق خود را استدعا دارم. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و جلسه رسیدگی اول دادگاه مورخ 1400/08/19 در وقت مقرر با حضور طرفین برگزار شده است. زوجه گفته خواسته ام به شرح دادخواست تقدیمی میباشد. سال 1384 با خوانده ازدواج نموده ام و زندگی مشترک ادامه دارد. یک فرزند مشترک داریم و با خوانده از همه لحاظ اختلاف دارم. و در عسر و حرج بسر می برم و مهریه ام را سابق بر این گرفته ام و زوج جواب داده است.خواسته خواهان را قبول ندارم. و حاضر به جدایی نمی با. و از ازدواج سابقش دو فرزند دارد. و صرفا دنبال پول میباشد. و مهریه اش را داده ام و سه دانگ خانه را به نام او تملیک نموده ام و خرجی او را پرداخت می کنم و دلیلی برای طلاق وجود ندارد. و تقاضای رد دعوی وی را دارم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری جهت اصلاح ذات البین صادر کرده است.داور زوجه اقای ا. س. نظر به اصدار زوجه بر طلاق دارد. و داور زوج خانم م. ح. نظر به عدم سازش زوجه با زوج داده است.دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و چنین رای صادر نموده اند. در خصوص دعوی خ.ان خانم ف. پ. فرزند ب. به طرفیت خوانده اقای م. س. ب. س. فرزند ا. به خواسته الزام زوج به طلاق به لحاظ عسر و حرج، به شرح دادخواست تقدیمی، با این توضیح که حسب محتویات پرونده: 1 - خواهان با تقدیم دادخواست فوق و در جلسه رسیدگی مدعی شده: سال 1384 با خوانده ازدواج و زندگی مشترک را اغاز و زندگی مشترک ما در حال حاضر نیز ادامه دارد. یک فرزند مشترک داریم. من و خوانده از همه لحاظ اختلاف داریم و مدام با هم جروبحث و دعوا داریم. چندین بار برای شکایت و طلاق اقدام کردم اما هر بار به واسطه یک نفر برگشتم، اما این بار دیگر نمی توانم این زندگی را ادامه دهم. اینکه ما با هم زندگی می کنیم فقط اسم ان میباشد. وگرنه هیچ گونه علقه ای نسبت به هم نداریم. زندگی ما فایده ندارد. به هر حال تا الان بهر نحو بوده این وضعیت را تحمل کردم اما دیگر توانایی ادامه این زندگی با شرایط فوق را ندارم. و موجب عسر و حرج من میباشد. خواسته صدور حکم مبنی بر الزام زوج به طلاق زوجه به لحاظ عسر و حرج میباشد. مهریه ام را سابق بر این گرفتم و ادعایی نسبت به مهریه ندارم. در خصوص سایر حقوق مالی و از جمله نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت و غیره بجز جهیزیه نیز هیچ گونه ادعایی نسبت به خوانده ندارم. جهیزیه مورد مطالبه میباشد.. 2 - خوانده ضمن حضور در جلسه رسیدگی، در مقام دفاع اظهار داشته: خواسته خواهان را قبول ندارم. و حاضر به جدایی و طلاق نمی باشم. خواهان ازدواج سابق داشته و از ازدواج سابق دو فرزند دارد. من و خ.ان اختلافی نداریم و خواهان صرفا دنبال پول میباشد. مهریه اش را پرداخت کردم وسه دانگ خانه را به نام وی زدم. نفقه و خرجی ان را نیز پرداخت می کنم و دلیل برای طلاق وجود ندارد.. تقاضای رد دعوی را دارم..علیهذا با عنایت به محتویات پرونده، نظر به اینکه اولا: برابر روگرفت سند نکاحیه وجود علقه زوجیت فی مابین طرفین محرزاست.ثانیا: برابر ماده 1133 از قانون مدنی حق طلاق با زوج میباشد. و برابر تبصره ان زوجه صرفا با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 (تحقق یک یا چند ازشروط ضمن عقد نکاح)، 1129 (استنکاف یا عجز زوج از پرداخت نفقه)، 1130 (اثبات اینکه دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه میباشد.) از قانون مدنی و یا اعطای وکالت در طلاق از سوی زوج به زوجه میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید.، و زوجه بر خلاف زوج، جز با حدوث یکی از موارد فوق، نمی تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید. ثالثا: خواسته خواهان صدور حکم مبنی بر الزام زوج به طلاق زوجه، به لحاظ حدوث عسر و حرج میباشد.، و با توجه به اینکه مدعی میبایست جهت ادعای خود دلیل ارائه نماید.، از یک سو مشارالیه جهت اثبات ادعاهای خود و احراز و اثبات وجود وضعیتی که ادامه زندگی را با مشقت همراه ساخته به نحوی که تحمل ان مشکل میباشد.، هیچ گونه دلیل و مدرکی ارائه ننموده است.و به صرف اظهار ادعا کفایت نموده است، و از طرف دیگر خوانده نیز ضمن حضور در جلسه رسیدگی و انکار ادعاهای خواهان، مخالفت خود را با خواسته خواهان اعلام نموده است، فلذا دادگاه دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص نداده، با استناد به مواد مرقوم و ماده 1257 از قانون فوق الذکر حکم بر بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری وظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر درمحاکم تجدیدنظر *می باشد. با ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین و زوجه از ان تجدیدنظر خواهی کرده و پرونده بابت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده دادگاه تجدیدنظر نیز با صدور دادنامه شماره --- مورخ 1400/10/28 دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نمودهاند دادنامه مذکور به طرفین ابلاغ شده است.و زوجه تجدیدنظر خواه از ان فرجام خواسته است.پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه بابت رسیدگی ارجاع گردید.لوایح زوجین و اوراق پرونده و گزارش تنظیمی هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- 1400/10/28 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه فرجام خواه ادنی دلیلی که مثبت عسر و حرج وی باشد. ارائه نکرده است.و زوج با توجه به ایقاع بودن طلاق با طلاق زوجه مخالفت نمودهاند و اعتراض موجه و مستدلی که موجب نقض دادنامه فرجام خواسته گردد. به عمل نیامده و رای فرجام خواسته نیز منطبق با موازین شرعی و قانونی و مطابق اصول و قواعد دادرسی و محتویات پرونده صحیحا اصدار گردیده فلذا هیات شعبه مستندا به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام مینماید.
شعبه *
رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.