تاریخ دادنامه قطعی: 1401/01/06
پیام: در مواردی که زوجه مبتلا به درجاتی از کم توانی ذهنی از کودکی باشد به گونه ای که قادر به اداره امور اموال خود نباشد این بیماری مصداق جنون نبوده و از مصادیق فسخ نکاح محسوب نمی شود.
خلاصه جریان پرونده:
خواهان اقای ن. م. دادخواستی به طرفیت خانم س. ح. ا. ق. س. به خواسته فسخ نکاح با انضمام سند نکاحیه شماره 14351 مورخ 1400/04/24 دفتر رسمی ثبت ازدواج 152 نکای در محاکم عمومی حقوقی *مطرح نموده است.و خواهان در متن دادخواست مرقوم نموده به موجب تصویر سند نکاحیه تقدیمی با خوانده ازدواج دائم نموده ام با توجه به اینکه زوجه دارای زوال عقل است.صدور حکم فسخ نکاح مورد استدعاست پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ی ارجاع شده جلسه رسیدگی اول دادگاه مورخ 1400/06/26 در وقت مقرر فقط با حضور خواهان برگزار شده است.و خواهان گفته است.که خواسته ام به شرح دادخواست تقدیمی است.دو ماه است.که با خوانده ازدواج کردم و بعد از یک ماه فهمیدم همسرم مشکل اعصاب و روان دارد. و وقتی از سرکار به خانه می امدم با من درگیر می شد و سر و صدا می کرد و نهایتا مادرش او را برد فهمیدم که در بهزیستی نیز پرونده دارد. و هیچ رابطه زناشویی نداشته ایم دادگاه سابقه زوجه را از اداره بهزیستی استعلام نموده است.اداره بهزیستی طی ارسال برگ 9 و 10 پرونده معلولیت ذهنی زوجه را با شدت متوسط که تحت پوشش ان اداره است.تایید نموده است.دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی جهت تشخیص جنون و حجر معرفی نموده است.که مریضی تشنج و کم توانی ذهنی منجر به حجر وی را تایید نموده است.دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و چنین رای صادر نموده اند. اقای ن. م. فرزند ا. به طرفیت خانم س. ح. ا. ق. س. فرزند س. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح مطرح نمود و در جلسه ی دادرسی اظهار داشت: حدود دو ماه است.که ازدواج کردم و بعد از یک ماه فهمیدم همسرم مشکل اعصاب و روان دارد. و وقتی از سر کار به خانه می امدم با من درگیر می شد و سروصدا می کرد و نهایتا مادرش امد و او را از خانه ما برد فهمیدم که در بهزیستی پرونده دارد. تقاضا دارم. از بهزیستی اخذ و عندالزوم موضوع در پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گیرد. هیچ رابطه زناشویی با هم نداشتیم صدور حکم به فسخ نکاح را خواستارم. در مقابل این ادعا خوانده با وصف ابلاغ در دادگاه حاضر نشد و دفاعی ارائه ننمود. بنا بر مراتب دادگاه جهت بررسی خواسته ی خواهان زوجه به پزشکی قانونی معرفی شد که در نظریه پزشکی قانونی بیان گردید: شواهدی از ابتلا به اختلال تشنجی از کودکی یافت گردیدکه در حال حاضر با مصرف دارو تحت کنترل قرار دارد. و نامبرده مبتلا به درجاتی از کم توانی ذهنی از کودکی میباشد. که قادر به اداره امور اموال خود نیست. این نظریه به طرفین ابلاغ و مصون از اعتراض ماند. بنا بر مراتب 1 - جنون زوجه توسط پزشکی قانونی تایید نشده است.و در نظریه پزشکی قانونی تنها کم توانی ذهنی زوجه و عدم توانایی در اداره امور مالی تایید شده ست و این امر از موارد جنون نیست. 2 - مطابق مواد 219 و 223 و 1062 قانون مدنی بعد از وقوع عقد نکاح اصل بر صحت ازدواج است.و این عقد برای زوجین و قائم مقام ایشان لازم الاتباع است. 3 - عیب مورد ادعای خواهان، زوال عقل و مشکل اعصاب و روان است.که زوال عقل مورد تایید قرار نگرفت و مشکل اعصاب و روان و کم توانی ذهنی بر فرض استقرار در خوانده ناظر به عیوب مصرحه در مواد 1121 و 1123 قانون مدنی نیست و به این اعتبار حق فسخی برای مرد نخواهد بود. بر این اساس دادگاه دعوی را وارد نمی داند و به استناد ماده 1257 قانون مذکور حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قانونی قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدید نظر *و پس از ان ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور میباشد.. دادگاه با ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین زوج از ان تجدیدنظر خواهی کرده است.و پرونده بابت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و خانم ف. ر. خ. طی لایحه ارسالی شماره 2821 مورخ 1400/10/11 وکالت خود از جانب زوج تجدیدنظر خواه را اعلام داشته است.دادگاه تجدیدنظر ختم رسیدگی را اعلام و با صدور دادنامه شماره --- مورخ 1400/10/15 با قید اینکه اگر زوج مدعی حجر زوجه است.باید بعد اثبات محجوریت و تعیین قیم برای وی طرح دعوی را نماید. دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است.دادنامه مذکور به طرفین ابلاغ شده و وکیل زوج از ان فرجام خواسته است.پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردید.لوایح زوج و اوراق پرونده و گزارش تنظیمی هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه خواسته مطروحه از جانب زوج فسخ نکاح به دلیل زوال عقل است.و نظریه پزشکی قانونی حاکی است.که زوجه مبتلا به درجاتی از کم توانی ذهنی از کودکی است.که قادر به اداره امور اموال خود نیست که این بیماری مصداق جنون محسوب نمی شود. بنابراین موضوع بیماری او از مصادیق مواد 1131 و 1133 محسوب نمی شود. لذا چون رای دادگاه بدوی که به تایید دادگاه محترم تجدیدنظر رسیده است.منطبق با موازین قانونی صادر شده است.لیکن با توجه به اینکه در دادخواست تجدیدنظر خواسته زوج به ماده 1138 قانون مدنی برای فسخ نکاح با توجه به عدم دخول و باکره بودن زوجه استناد نموده است.لذا دادگاه بدوی در حدود انچه مورد خواسته در دادخواست بوده است.رای خود را صادر نموده است.تایید ان از جانب دادگاه تجدیدنظر منطبق با موازین قانونی و اصول و قواعد دادرسی صورت گرفته است.در حدود ادعای مطروحه چون اعتراض که موجب نقض رای شود. به عمل نیامده است.موضوع خواسته فسخ به استناد ماده 1138 قانون مدنی همانگونه که دادگاه تجدیدنظر توضیح داده است.در این پرونده قابلیت اظهارنظر نداشته چون این ادعا خارج از خواسته بوده است.نتیجتا با رد فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.