تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اگر در جلسه رسیدگی صرفا وکیل تسخیری حاضر بوده و متهم حضور نداشته باشد، رای صادره غیابی تلقی و متهم حق واخواهی دارد.
آقای ب.ش. به اتهامات الف - نگهداری 37 گرم شیشه ب - نگهداری آلات و ادوات استعمال مواد (چهار عدد پایپ) تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ب. قرار گرفته است بدین شرح که حسب گزارش کلانتری مرکز شهرستان مرقوم و در پی اخبار واصله مبنی بر اینکه شخصی به نام ب. ش. معروف به ب. مبادرت به خرید و فروش مواد مخدر از نوع شیشه مینماید و قصد توزیع آن در منطقه دارد در ساعت 23 مورخ 1392/12/13 با بکارگیری منابع خبری خودروی سواری سمند به شماره پلاک... به رانندگی ج.گ. و سرنشینی جلو ب. ش. و عقب م. ح. در شهر ن. رویت و به تعقیب وی پرداخته که به دستور پلیس توجه ننموده و متواری میگردند و با مسدود نموده راه و دادن دستور ایست نیز بدون توجه به ایست مامورین متواری و در مسیر با خودروی پراید شماره... به رانندگی ع. م. برخورد و علیرغم ورود خسارت به وسیله نقلیه به مسیر خود ادامه داده و خودروی سمند نرسیده به جاده اصلی متوقف که راننده و سرنشین عقب دستگیر و ب. ش. با استفاده از تاریکی شب متواری میگردد و طی بازرسی از مسیر تردد خودرو در جاده مقدار سه عدد پایپ که از خودرو به بیرون پرتاب شده بود کشف و ضبط میگردد (ص 2 ) راننده سمند در تحقیقات مقدماتی نزد مامورین انتظامی اظهار داشته با در دست داشتن حکم جلب شخصی به نام الف. ل. از ت. به گ. آمده بودم با شخصی به نام م. ح. آشنا شدم و ایشان جهت کمک و راهنمایی بنده گفت دوستی به نام ب. در شهر ن. دارد به درب منزل ب. رفتیم تا از او در خصوص مشارالیه سوال کنیم هنگام بازگشت به بندر گ. ایشان نیز با ما آمد که بلافاصله پس از رویت مامورنی چاقوئی به طول 30 سانتیمتر را زیر گردن بنده گذاشت و بنده را مجبور به متواری شدن با ماشین نمود که وسط راه که در حال متواری شدن بودیم چاقو را محکم در گردن من فرو کرد که توقف کن و پس از توقف ایشان متواری و من و م. دستگیر شدیم شایان ذکر است ب. مقدار زیادی مواد مخدر داشت که میان راه هنگام تعقیب و گریز از پنجره بیرون انداخت (ص 3 ) م. ح. نیز در مرجع مذکور اظهارات مشابهی با راننده به شرح برگ 5 پرونده نموده است صورتجلسه دیگری ضم پرونده شده که مامورین کاشف اعلام نمودهاند « در ساعت 8 مورخ 1392/12/14 در جستجوی محل پرتاپ مواد مخدر شب گذشته مقدار تقریبی 39 گرم شیشه با لفافه و یک عدد پایپ در محل کشف گردید» (ص 15 ) صورتمجلس تحویل مواد به انبار حکایت از این دارد که وزن مواد بدون لفاف 37 گرم از نوع شیشه بوده است (ص 16 ) دادسرا پس از نشر آگهی برای احضار متهم در خصوص شکایت راننده سمند علیه متهم موصوف مبنی بر آدمربائی و اتهام وی منبی بر نگهداری 37 گرم شیشه و آلات استعمال مواد مخدر قرار مجرمیت صادر و در خصوص اتهام راننده سمند و سرنشین دیگر خودرو موصوف دائر به معاونت در حمل مواد مذکور قرار منع پیگرد صادر کرده است (ص 36 ) با صدور کیفرخواست برای متهم پرونده به دادگاه ارسال گردیده و دادگاه با تعیین وکیل تسخیری برای متهم و اخذ سابقه متهم از زندان شهرستان گرگان در تاریخ 1393/05/27 با حضور نماینده دادستان و وکیل تسخیری متهم (بدون اینکه متهم را از طریق نشر آگهی احضار نماید) تشکیل جلسه داده و پس از قرائت کیفرخواست نسبت به استماع دفاعیات وکیل پرداخته است وکیل متهم در دفاع از متهم اظهار نموده یکی از اتهامات موکل در کیفرخواست استعمال مواد مخدر است که هیچ گزارش یا دلیل محکمه پسند یا شاهدی که استعمال مواد مخدر را به موکل اثبات و انتساب دهد موجود نیست لذا این اتهام به موکل وارد نمیباشد اما در خصوص حمل و نگهداری نیز باید بگویم عبارت نگهداری معمولا وقتی اطلاق میشود که شخص با تدارک محلی جنس مورد نظر را نگهداری و حفظ کند تا اندک اندک آن را استعمال یا به فروش برساند و حداقل عرض آن این است که اجناس کشف شده ار مرز عرفی آن خارج کردند که در مانحن فیه نیز نگهداری صدق نمیکند. چون از نظر قانون و عرف در جیب گذاشتن و پرتاب آن به بیرون نگهداری صدق نمیکند اما در مورد حمل مواد مخدر مقدار 37 گرم شیشه و برخی آلات استعمال نیز باید عرض نمایم که در خودروی تحت تعقیب سه نفر بودهاند که به اشتباه یا کذب ادعا کردهاند ربوده شدهاند و مامورین اظهار کردهاند مواد از خودروی مورد بحث به بیرون پرتاب شده است ولی از کدام طرف خودرو یا از طرف صندلی جلو یا عقب خودرو هیچ اظهارنظری نکردهاند بنابراین هیچ دلیلی که این وسایل توسط چه شخصی به بیرون پرتاب شده وجود ندارد وفق اصل معتبر تفسیر شک به نفع متهم وقتی هیچ ادلهای وجود ندارد که مواد مخدر و آلات استعمال با فرض صحت گزارش مامورین مبنی بر پرتاب آنها از خودرو تحت تصرف موکل توسط موکل بیرون ریخته شده است باید این شک را به نفع موکل دایر بر عدم ادله اثبات جرم تفسیر و تلقی کرد لذا تقاضای رفع اتهام از نامبرده را دارم و در آخرین دفاع از موکل نیز تقاضای برائت وی را دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با توجه به گزارش مرجع انتظامی شهادت شهود و عدم حضور متهم در مراحل دادرسی (در واقع دادگاه ادعای دو نفر سرنشین اتومبیل که خود آنها را به عنوان معاونت در بزه انتسابی تحت تعقیب بودهاند را به عنوان شهادت شهود تلقی کرده است) کشف آلات جرم و توزین آن و دفاعیات بیوجه وکیل تسخیری متهم بزهکاری وی را محرز دانسته و به استناد مواد 1 و 8 و 20 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن و مواد 18 و 19 قانون مجازات اسلامی متهم را در خصوص نگهداری 37 گرم شیشه به اعدام و با رعایت تبصره ماده 8 قانون صدرالذکر به جهت عدم موفقیت در توزیع یا فروش آن و کمتر بودن مواد از یکصد گرم مجازات اعدام را به حبس ابد تبدیل و در خصوص نگهداری آلات مخصوص استعمال مواد مخدر (سه عدد پایپ) به تحمل 60 ضربه شلاق تعزیری محکوم نموده و در راستای ماده 215 قانون مجازات اسلامی حکم به ضبط مواد مخدر مکشوفه به نفع دولت نیز صادر و تصریح نموده با توجه به نظریه مشورتی شماره 8/4853 مورخ 1380/05/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه این رای حضوری و قطعی بوده و پس از ابلاغ لازم الاجراء میباشد. رای صادره در تاریخ 1393/07/15 حضورا توسط مدیر دفتر دادگاه به وکیل تسخیری محکومعلیه ابلاغ شده و پرونده به اجرای احکام ارسال گردیده است. دادیار اجرای احکام دستور دستگیری محکومعلیه را صادر که مشارالیه در تاریخ 1393/09/21 توسط مامورین انتظامی بخش ن. دستگیر و به دادسرا ب. اعزام گردیده است متهم به زندان معرفی و با تقدیم لایحهای نسبت به حکم صادره اعتراض نموده که دادیار اجرای احکام با وارد ندانستن اعتراض و قانونی دانستن رای دادگاه پرونده را به دفتر دادستان کل کشور ارسال کرده است. پس از آن پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و متعاقب لازم الاجراء شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/04 و اصلاحیه بعدی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علیعلیا عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حسین محمدی منور دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض رای به استناد بند ب ماده 469 ق.آ.د.ک به علت مغایرت فعل ارتکابی با حکم دادگاه و عدم جرم از تبدیل اعدام به حبس ابد در خصوص دادنامه شماره --- تجدید نظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
صرفنظر از اینکه بر فرض ارتکاب جرم از ناحیه متهم و اثبات آن، مجازات قانونی فعل مجرمانه مذکور با توجه به تبصره 1 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر حبس ابد بوده نه اینکه دادگاه با رعایت جهات توجیهی که در رای آورده بخواهد مجازات اعدام را تخفیفا به حبس ابد تبدیل نماید، نظر به اینکه متهم در هیچ یک از جلسات دادرسی در مراحل مختلف تحقیقات و محاکمه حاضر نگردیده و دادگاه بدون حضور مشارالیه و صرفا با تعیین وکیل تسخیری اقدام به رسیدگی پرونده و صدور حکم نموده است در حالی که ماده 384 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب چهارم اسفند ماه 1392 و اصلاحیه بعدی آن تصریح دارد « هرگاه متهم وکیل معرفی نکرده باشد وکیل تسخیری تعیین میشود که مستنبط از ماده مذکور در واقع دادگاه باید در راستای اعمال اراده متهم مبنی بر عدم توان یا عدم تمایل به معرفی وکیل اقدام به وکیل تسخیری برای متهم نماید و به عبارت دیگر وکیلی که دادگاه راسا و بدون درخواست متهم انتخاب میکند نماینده متهم محسوب نمیگردد تا حضور وی موجب حضوری بدون حکم و اسقاط حق دفاع مرحله واخواهی رای صادره گردد و علاوه بر آن تبصره 2 ذیل ماده 406 قانون مارالبیان نیز به محکومعلیه علی غایب حق واخواهی حکم غیابی را 20 روز پس از ابلاغ واقعی آن داده است لذا با تلقی اعتراض محکومعلیه به عنوان درخواست واخواهی پرونده به حوزه قضایی مربوطه اعاده تا در دادگاه صادرکننده رای غیابی رسیدگی و پس از رسیدگی به واخواهی محکومعلیه اقدام مقتضی به عمل آید.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
دکترعلی اصغر جمالو - علی علیا