تاثیر صدور حکم اعسار از نفقه بر دعوای طلاق زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در این پرونده خانم ه. ن. ا. دادخواست طلاق به طرفیت اقای ص. ح. پ. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 1396/09/01 با خوانده ازدواج نمودم به دلیل سوی رفتار و ایراد ضرب و جرح و ناسازگاری و نپرداختن نفقه قادر به ادامه زندگی مشترک با خوانده نمی باشم لذا به علت عسر و حرج و با توجه به شرط ضمن عقد نکاح تقاضای طلاق دارم. زوجه در لایحه خود توضیح داده مدت بیش از سه سال است.زوج مرا سرگردان نموده و قصد ازار و اذیت مرا دارد. با وجود اینکه یک بار باجبار و کتک و تهدید مرا مجبور به اقرار کرده که کل مهریه ام را گرفته ام باز هم راضی به طلاق نشدند و تقاضای مبالغ بسیار بالا و گرفتن پول از بنده در ازای طلاق داشته است.رفتار ایشان روز بروز نسبت به من بدتر شده است.بیش از دو سال است.با هم هیچ رابطه ای نداریم زوج نفقه مرا بیش از 19 ماه است.که پرداخت ننموده است.حاضرم 50 عدد سکه بهار ازادی مهریه ام را در قبال طلاق به زوج بذل نمایم زوج علی رغم محکومیت نفقه محکوم به را تا زمان تقدیم دادخواست طلاق پرداخت ننموده است.لذا به استناد ماده 1130 و 119 قانون مدنی تقاضای طلاق دارم. زوجه تصویر دو فقره محکومیت زوج به پرداخت نفقه توسط شورای حل اختلاف را ارائه داده که پیوست پرونده می‌باشد. (تاریخ تقدیم دادخواست 99/12/28 می‌باشد.) خوانده اقای س. خ. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده و در لایحه دفاعیه از موکل خود اظهار داشته اولا زوجه باکره است.و حتی یک ساعت با موکل زیر یک سقف زندگی نکرده است.و علی رغم درخواستهای موکل حاضر به تمکین نشده است.و زوجه از حق حبس خود استفاده نموده است.موکل هیچ گونه سوی رفتاری نسبت به زوجه نداشته است.و ادعای ایشان کاملا بی اساس است.ثانیا زوج نفقه همسرش را پرداخت کرده است.و حکم جلب نسبت به ان صادر شده است.گواهی پرداخت واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف پیوست می‌باشد. دادگاه در تاریخ 99/12/20 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.خواهان درخواست خود را به شرح دادخواست تقدیمی و لایحه خود بازگو نموده است.وکیل زوج هم دفاعیات خود را به شرح لایحه فوق الاشاره بازگو نموده و از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق را نموده است.دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است.زوجه در نظریه داوری خود تعداد بذل مهر را به صد سکه بهار ازادی افزایش داده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/02/09 مبادرت به صدور رای به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج و تخلف زوج از شرط ضمن عقد نکاح نموده است.سپس زوج دادخواست تجدیدنظرخواهی به شرح لایحه وکیل خود تقدیم نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/03/23 مبادرت به صدور رای به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق نموده است.متعاقبا زوجه به شرح لایحه خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست فرجامخواهی تقدیم داشته پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/6/13 به شرح زیر انشای رای نموده است.

در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ه. ن. ا. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/03/23 شعبه *متضمن نقض رای شماره *مورخ 1400/02/09 شعبه *و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق به لحاظ عدم وجود دلیل بر طلاق با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است.زیرا اولا زوجه علت طرح دعوای طلاق را سوی رفتار زوج نسبت به خود از جهت توهین و ایراد ضرب و جرح و عدم پرداخت نفقه از تاریخ 97/9/1 تاکنون اعلام نموده است.ثانیا زوج در مقام دفاع اظهار داشته اولا من و زوجه هنوز زندگی مشترک را شروع ننمودیم و علی رغم اینکه اینجانب ایشان را دعوت به شروع زندگی مشترک و تمکین نمودم ولی ایشان از حق حبس استفاده نموده و حاضر به تمکین نشده است.ثانیا اینجانب نفقه زوجه را پرداخت نموده ام و از طرف دیگر هیچ گونه سوی رفتاری نسبت به زوجه نداشته ام اساسا هنوز زندگی مشترک را شروع ننموده ایم تا اینکه سوی رفتار داشته باشم لذا تقاضای رد دعوی طلاق را دارم. ثالثا با توجه به مراتب مذکور نظر به اینکه زوجه یکی از ادله طرح دعوای طلاق را عدم پرداخت محکوم به نفقات معوقه برابر دو فقره محکومیت توسط شورای حل اختلاف قرار داده و مدعی است.زوج تخلف از بند اول شروط ضمن عقد نکاح نموده و به دلیل مذکور به استناد ماده 1129 قانون مدنی موجبات عسر و حرج را نیز فراهم نموده است.در این مورد ابهاماتی وجود دارد. زیرا اولا معلوم نیست کل محکوم به نفقات معوقه چه مبلغ است.ثانیا در چه تاریخی اجراییه های مربوطه به زوج ابلاغ شده است.ثالثا ایا زوج کل محکوم به نفقات را تا زمان تقدیم دادخواست مورخ 99/11/28 پرداخت کرده است.اساسا تاکنون چه مبلغ از محکوم به پرداخت شده است.رابعا بررسی شود. در زمان تقدیم دادخواست طلاق ایا بند اول از شروط ضمن عقد نکاح و تخلف زوج از شرط مذکور محقق گردیده است.یا خیر لذا ضرورت دارد. کلیه پرونده های مربوط به محکومیت نفقه ها و پرونده های اجرایی مربوطه از مراجع مربوطه درخواست شده ضمن تهیه گزارش مفید از انها ابهامات ذکر شده رفع گردیده سپس با توجه به نتایج حاصله از فرایند تحقیق رای مقتضی اصدار نمایند علی هذا رای فرجامخواسته با توجه به نواقص تحقیقاتی قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی انرا نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی در راستای مطالب گفته شده به شعبه *ارجاع می نماید. سپس پرونده جهت رسیدگی به رفع نواقص تحقیقاتی مذکور در این شعبه دیوان عالی کشور به شعبه *ارجاع و ارسال گردیده و دادگاه مذکور پرونده های محکومیت زوج به پرداخت نفقه و پرونده های اجرایی مربوطه را از واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف مطالبه نموده و خلاصه اتهام را در صورت جلسه مورخ 1400/08/15 و 1400/08/23 منعکس نموده و در نهایت دادگاه در تاریخ 1400/08/24 مبادرت به صدور رای به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق نموده است.متعاقبا زوجه نسبت به رای صادره مذکور معترض است. از دیوانعالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می‌باشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ه. ن. ا. نسبت به رای شماره *مورخه 1400/08/24 شعبه *متضمن نقض دادنامه شماره *مورخه 1400/02/09 شعبه *و صدور حکم ببطلان دعوی به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است.زیرا: اولا - زوج برابر رای شورای حل اختلاف به شماره 858 مورخه 98/9/19 محکومیت قطعی به پرداخت نفقه زوجه حاصل نموده و در تاریخ 98/10/4 اجراییه صادر گردیده و به محکوم علیه (زوج) ابلاغ شده است. ثانیا - زوج برابر ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی موظف بوده ظرف ده روز پس از ابلاغ اجراییه مربوط به محکومیت نفقه محکوم به نفقه را به واحد اجرای احکام تودیع و پرداخت نماید. در غیر این صورت مستنکف از پرداخت محکوم به محسوب می‌گردد.ثالثا - برابر ماده 1129 قانون مدنی اعلام می دارد. در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می‌تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است.در صورت عجز شوهر از دادن نفقه ملاحظه می‌گردد. زوج برابر اجراییه صادره محکوم به نفقه را در موعد مقرر قانونی و حتی تا زمان تقدیم دادخواست طلاق مورخه 99/11/28 پرداخت ننموده است.و ادعای اینکه دادخواست اعسار و تقسیط محکوم به نفقه تقدیم دادگاه کرده و حکم اعسار و تقسیط در تاریخ 99/2/4 صادر گردیده و در تاریخ 99/4/3 و *پیش قسط رای اعسار و تقسیط پرداخت نموده نمی‌تواند تخلف زوج از انجام تکلیف در قبال زوجه در پرداخت نفقه در موعد مقرر و پس از صدور اجراییه و نیز عسر و حرج بوجود امده که در زمان تقدیم دادخواست طلاق وجود داشته است.و زوجه به علت ان دادخواست طلاق داده را بی اعتبار و بی اثر نماید. زیرا عدم پرداخت محکوم به نفقه پس از صدور اجراییه و در موعد مقرر و تا زمان تقدیم دادخواست طلاق شرایط استحقاق طلاق را برابر ماده 1129 قانون مدنی برای زوجه فراهم نموده و صدور حکم اعسار و تقسیط محکوم به نفقه و پرداخت ان در تاریخ 99/4/3 که به نوعی اظهار عجز و اقرار به ان نسبت به پرداخت محکوم به نفقه محسوب می‌شود. و انطباق کامل یا ذیل ماده 1129 قانون مدنی دارد. نمی‌تواند به عنوان دفاع موجه و قانونی محسوب شده وموجبات رد درخواست طلاق زوجه را فراهم اورد. لذا با عنایت به مراتب مذکور رای فرجامخواسته بر خلاف مذکور صادر گردیده مضافا به اینکه زوج پس از محکومیت نفقه فوق الذکر مجددا از انجام تکلیف خود در پرداخت نفقه امتناع نموده به طوری که رای دیگری در زمان متاخر به محکومیت زوج صادر گردیده که گزارش ان برابر صورت جلسه مورخه 1400/08/15 منعکس است. علی هذا و با عنایت به اینکه زوجه حاضر گردیده قسمت عمده از مهریه خود را در قبال طلاق به زوج برابر لایحه مورخه 1400/10/18 بذل نماید. و اینکه رای فرجامخواسته مطابق مذکور و موجود در پرونده صادرنگردیده لذا رای فرجامخواسته قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی انرا نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع می نماید.

رئیس شعبه *:ح. ع. مستشاران:ح. م. ه. - م. ج. ح. م.

منبع