خلاصه جریان پرونده:
به تاریخ 1399/10/04 اقای س. ا. ن. با وکالت اقای ف. ر. به طرفیت خانم ا. ش. پ. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش را تقدیم کرده که به شعبه *ارجاع میگردد. شعبه شورای حل اختلاف مرقوم به تاریخ 1399/10/17 با حضور خواهان و خوانده و وکیل خواهان تشکیل جلسه داده و وکیل خواهان توضیح داده که خواهان و خوانده در تاریخ 1366/05/03 عقد زوجیت منعقد کرده اند و حاصل ازدواج انها چند فرزند مشترک میباشد. (پسر و دختر) و حالیه به دلیل عدم تفاهم اخلاقی و رفتاری با یکدیگر تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش از دادگاه محترم دارند. توصیه لازم برای اصلاح ذات البین نموده ولی متاسفانه موکل وی (زوج) اصرار به طلاق داشته و خواهان طلاق همسر خودش بوده و قصد صلح و سازش ندارند. خوانده دفاعا اظهار نموده که همسرسوم خواهان هستم و دوتا نفر اول و دوم را طلاق داده است. حدود سی وشش سال است.که همسر خواهان هستم.4 فرزند دارم. که همگی ازدواج کرده اند. خواهان شکاک میباشد. و مدام به بنده شک می کند و درب را می بست با خواهان به عنوان مهمان خانه پسرم امدیم و خودش مخفیانه خانه را ترک کرد و رفت و دیگر سراغ من نیامد. بنده سی و شش سال در خانه ایشان زحمت کشیده ام. مادر مریض او را جمع کرده ام و الان که به این سن رسیدم به بنده تهمت می زند نمی توانم طلاق بگیرم. الان در منزل پسرم که مستاجر است.هستم و خواهان بنده را این جا رها کرده است. من باید چه کار کنم من طلاق نمی خواهم و می خواهم به زندگی ام برگردم. پرونده به دلیل عدم امکان صلح و سازش از امار کسر و به دادگستری اعاده و ارسال میگردد. که به شعبه *(شعبه *) ارجاع و رسیدگی های لازم به عمل می اید در جلسه اول دادرسی که به تاریخ 1399/11/09 تشکیل شده است.وکیل خواهان مطالب مذکور در دادخواست را تکرار و یاداور شده و اضافه کرده موکل حاضر است.کل حقوق مالی زوجه خوانده را بپردازد از یکصدو هزار تومان مهریه سی هزار تومان پرداخت شده و هشتاد هزار تومان باقیمانده را پرداخت می کند و موکل حاضر به پرداخت نفقه از تاریخ 1399/08/01 میباشد. کارهای منزل را زوجه بدون دستور زوج و با قصد تبرع انجام داده است.و موکل اموالی در مدت ایام زوجیت تحصیل ننموده تا تنصیف گردد. وفقط یک جفت زمین از پدر وی به او ارث رسیده است.و جهیزیه ندارد. و فرزند مشترک طفل ندارند.خوانده (زوجه) در این جلسه اظهار داشته که با طلاق مخالف هستم و از بابت مهریه مبلغ 30 هزار تومان نگرفته ام و کل یکصدو ده هزار تومان را طلب دارم. و نفقه از تاریخ 1399/08/01 دریافت نکرده ام و کارهای منزل را به میل خودم انجام داده ام و قصد دریافت دستمزد نداشته ام و یک منزل در روستا دارد. که به نام وی زوج میباشد. و بایدتنصیف گردد.به تاریخ 1399/11/11 قرار ارجاع به داوری صادر شده است.و داور زوجه به تاریخ 1399/11/13 به عدم امکان صلح و سازش بین زوجین اظهارنظر و اعلام کرده است.و د. زوجه هم اعلام کرده که نظرش به ادامه و استمرار زندگی انان بوده و صلاح نیست که زوجه جدا شود.و نظرش این است.که میتواند با هم زندگی کنند و از دادگاه تقاضای سازش بین انان و بازگشت زوجه به منزل مشترک میباشد.دادگاه مرجوع الیه به تاریخ 1400/06/24 و در وقت فوق العاده و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/31 و باتوجه به استدلال و استناد به احراز رابطه زوجیت بین خواهان و خوانده عدم تاثیر تلاش و مساعی دادگاه وداوران منتخب جهت صلح و حل اختلاف مسالمت امیز زوجین، اصرار زوج به طلاق و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و ماده 1133 قانون مدنی و لحاظ نظر قاضی محترم مشاور گواهی عدم امکان سازش با لحاظ و رعایت شرایط صحت اجمالی صیغه طلاق و ثبت ان وفق مقررات مربوطه از نوع رجعی، پرداخت باقی مانده مهریه به مبلغ هشتصد هزار ریال با محاسبه به نرخ روز قبل از اجرای صیغه طلاق، پرداخت نفقه با توجه به نظریه کارشناسی (معوقه و جاریه و اتیه تا پایان عده نحله (تعیین شده توسط کارشناس) پرداخت مبلغ 1/459/330/000 به عنوان تنصیف اموال قبل از اجرای صیغه طلاق صادر و اعلام گردیده است.نسبت به دادنامه اصداری به شرح مرقوم توسط وکیل زوج اقای ف. ر. تجدید نظرخواهی شده و پرونده به شعبه *ارجاع و به موجب دادنامه شماره *00/9/10 تجدید نظر خواهی را با توجه به جمیع اوراق پرونده، تحقیقات و اقدامات معموله در مرحله بدوی رسیدگی وارد ندانسته و رای معترض عنه را مطابق موازین و با رعایت تشریفات و اصول دادرسی تشخیص داده و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را در قسمت تنصیف اموال قیمت عرصه بنای تعرفه شده توسط زوجه حذف و تا نصف دارایی و به یکصدو ده میلیون تومان اصلاح و اعلام نموده است.پس از ابلاغ دادنامه زوجه فرجام خواه نسبت به ان فرجام خواهی کرده و اعلام نموده که حقوق ها ی بعد از سالها ازدواج و زندگی مشترک ورسیدگی به زندگی 6 فرزند وی و 4 فرزند مشترک و2 فرزند از همسر قبلی وی دادگاه به این موضوع توجه نموده و قیمت ساختمان هم کارشناسی قیمت روز ساختمان را نداشته در صورتی که اگر به قیمت کارشناسی ساختمان را بدهند خودم حاضرم ساختمان را بابت کل حق و حقوق خود بر دارم. چون قیمت ملک یکباره ارزش زیادی یافته است.و اکنون به 8 میلیارد ریال هم نمی شود. ان را خرید و در خصوص نحله و اجرت المثل هم طبق احکام صادره به اینجانب تعلق نگرفته است. در حالی که اینجانب تخلف در زوجیت نداشته ام و مقرری ماهیانه نیز پرداخت نشده است.لذا با صدور این دادنامه حق اینجانب تضییع شده است.و لذا تقاضای فرجام خواهی دارم. پس از تبادل لوایح و ارسال و ثبت پرونده و به دیوان عالی کشور و ارجاع به این شعبه مورد بررسی و لازم و مالا رسیدگی قرار گرفته و پس از مشورت هیات قضایی شعبه به شرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای م. ج. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *00/9/10 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ا. ش. پ. نسبت به دادنامه شماره *00/9/10 اصداری از شعبه *متضمن تایید توام با اصلاح (حذف قیمت عرصه به اضافه کردن تا نصف دارایی و مبلغ از 459/330/000 /1ریال به 1/100/000/000 ریال) دادنامه شماره *مورخ 1400/06/31 صادره از شعبه *(شعبه *) که به موجب ان گواهی عدم امکان سازش بین زوجین درخواست زوج فرجام خوانده صادر گردیده است.با توجه به مجموع اوراق پرونده و مبانی و رای فرجام خواسته وارد و موجه نیست زیرا صرف نظر از اینکه زوج مطابق موازین و ماده 1133 قانون مدنی اختیار مطلقه نمودن همسر (زوجه) خود را دارد. و مخالفت زوجه تاثیری در اصل موضوع و مانع ورادع این خواست زوج نخواهد بود و این اراده زوج در قالب و به موجب دادنامه فرجام خواسته رسمیت و بروز و ظهور عینی پیدا کرده است.ودادنامه مورد فرجام خواهی از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم فاقد هرگونه اشکال و ایراد جدی است.و تلاش لازم و کافی برای جلوگیری از این اتفاق و جدایی ناراحت کننده توسط دادگاه و داوران منتخب به عمل امده ولیکن با توجه به اصرار زوج فرجام خوانده طلاق و جدایی رقم خورده است.ولی دادنامه اصداری معطوف به قرائن و شواهد و قانونی و مقید در پرونده صادر و انشا گردیده است.و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که دادنامه فرجام خواسته را مخدوش کند و حقوق مالی وی از نفقه مهریه نحله و تنصیف دارایی هم با نظر کارشناسان ذیربط براورد تعیین و مقرر شده و محکمه هم در رای بدان عنایت و مورد حکم قرار داده است.لذا فرجام خواهی معموله وارد نبوده و بدین وسیله ضمن رد ان به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. -م. ج. ح. م.