تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مخفی کردن جسد توسط قاتل،جرم مستقل محسوب نمی شود.
آقای ت. پ. به اتهام قتل عمدی مرحوم ج.ن. تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب شهریار قرار گرفته و پس از صدور کیفرخواست به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/25 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران از نظر قتل عمدی به قصاص نفس و از نظر مخفی کردن جسد... به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده است و اجمال موضوع به این شرح است که در تاریخ 1392/01/23 خانمی به نام م. با تماس تلفنی به پلیس اعلام میکند حدود 12 سال قبل همسرش فردی به نام ج. یا ج. را به قتل رسانده و او را در منزل مسکونی خود دفن کرده است (برگ 1 ) و پس از شناسایی خانم مذکور به شرح برگهای 2 و 3 در تکمیل گزارش تلفنی خود اظهار میدارد حدود 20 سال است با فردی به نام ت. پ. (متهم) ازدواج کردهام و در حال حاضر هشت ماه است از او طلاق گرفتهام و همسرم که مشاور املاک بود با فردی به نام ج.م. به ج. کار میکرده است و حدود 12 سال قبل جواد به خاطر مسائل ناموسی میخواست فردی را به قتل برساند و این قتل را با همکاری همسرم انجام داد اما من هویت... را نمیدانم و همسرم برایم تعریف کرده است و من به علت تهدیدهای همسرم جرائت نکردم به پلیس اطلاع بدهم و از همسرم پرسیدم اگر جواد دستگیر شود و تو را لو دهد چکار میکنی همسرم به من گفت فقط به تو میگویم میخواهم جواد را به قتل برسانم تا تنها سرنخ و شاهد ماجرا را نیز از بین ببرم و به طور مداوم به من میگفت به منزل خواهرت برو تا من جواد را به قتل برسانم و من قبول نمیکردم تا اینکه یک روز خواهرم مرا دعوت کرد فردا صبح که برگشتم روی دیوار لکههای فراوان خون مشاهده کردم و کف اتاق خون زیادی وجود داشت و فرش نیز کاملا خونی شده بود و پس از آن به درب مغازه همسرم رفتم به من گفت ناراحت نشو مجبور شدم جواد را به قتل برسانم و پس از مدتی خانواده جواد به درب منزل ما آمدند و سراغ جواد را میگرفتند که همسرم میگفت از او خبر ندارد و در آن زمان ما در خیابان... پلاک... سکونت داشتیم و پلاک... نیز متعلق به ما بود و نیمهکاره بوده است و همسرم جسد ج. را در داخل چاه فاضلاب پلاک... انداخته و روی آن را با سیمان پوشانده و پر کرده است تا به گفته خودش بوی جسد خارج نگردد. پس از گزارش موضوع به دادسرای عمومی و انقلاب شهریار ارجاع پرونده به شعبه دوم بازپرسی، دستورات قضایی لازم صادر میشود و متهم ت. پ. دستگیر میشود و به شرح برگ 9 اظهار میدارد در حال حاضر خرید و فروش اتومبیل انجام میدهم ولی قبلا در کار مشاور املاک بودم و یک بار به اتهام خرید و فروش اشیاء عتیقه و مواد مخدر به زندان رفتم و در حال حاضر شیشه و تریاک مصرف میکنم و 2 بار جهت ترک به کمپ رفتم ولی ترک نکردم و در ادامه تحقیقات پلیس مشخص شده است (برگ 10 تا 12 ) فردی به نام ج. معروف به ج. که اسم وی ج.ن. میباشد و معروف به ج. املاکی بوده است از حدود 12 سال قبل مفقود شده است و کارمند آموزش و پرورش شهریار بوده و دارای انحرافات اخلاقی شدید بوده است. خانم م.پ. دختر متهم به شرح برگهای 24 و 25 ضمن تایید اظهارات مادرش اظهار داشته در زمان قتل من کوچک بودم ولی پدرم چون با مادرم به مشکل برخورده بودند پارسال به من گفت دو نفر را به قتل رساندهام و کسی خبر ندارد و مادرت را نیز به قتل میرسانم و حدود یک ماه قبل من و پدرم و زن پدرم از کنار محل چاه میگذشتیم که پدرم گفت این منزل را یادت میآید که چه کارهایی کردیم و ظاهرا قضیه را برای همسرش به نام م. نیز تعریف کرده بود. خانم م.ح. به شرح برگهای 26 تا 28 ضمن تکرار مطالب قبلی اظهار داشته همسرم بعد از انداختن جسد به داخل چاه تا چند روز شن و ماسه و سیمان درست میکرد و داخل چاه میریخت و میگفت این کار را میکنم تا بوی جسد خارج نگردد. خانم ق.ت. همسر ج.ن.... به شرح برگهای 38 تا 40 اظهار داشته همسرم کارمند آموزش و پرورش بود و در امر مشاور املاک نیز فعالیت داشت و با فردی به نام ت. پ. کار میکرد تا اینکه در تاریخ 1379/08/05 مفقود شد و تا کنون از ایشان خبری نیست و در آن زمان از افرادی به نام ف.ا.، م.ا. و ب.ا. شکایت کردیم و اسم کامل همسرم ج.ن. معروف به ج. بوده است متهم ت. پ. به شرح برگهای 41 تا 45 اظهار داشته ج.ن. (ج.) را میشناسم و حدود 13 الی 14 سال قبل با ایشان در امر مشاور املاک فعالیت میکردیم و قبول دارم که اقدام به قتل ج. کردهام و حدود 10 روز بود که با ج. شروع به کار کرده بودیم یک روز حدود ساعت 7 الی 8 شب ج. به من گفت در مغازه بنشین تا من یک مشتری را برای نشان دادن یک منزل به بیرون ببرم و ایشان با اتومبیل خودش از مغازه بیرون رفت و حدود 2 ساعت از این مطلب گذشته بوده که من مغازه را بستم و به منزل رفتم و مشاهده کردم اتومبیل جواد نزدیک منزل ما پارک شده بود و من درب منزل را زدم و کمی طول کشید تا همسرم به نام م.ح. درب را باز کرد و من به داخل منزل رفتم و در حیاط منزل جواد را دیدم که من کمی شک کردم و به ج. گفتم شما اینجا چکار میکنید که ج. به من گفت من برای نشان دادن یک منزل به مشتری اینجا آمده بودم و همسر شما را در کوچه دیدم و ایشان گفت ما منزل را میخواهیم بفروشیم و به همین خاطر آمده بودم منزل را ببینم و من از ج. خواستم به داخل منزل بیاید و پس از صرف چای و شام از منزل خارج شود و ایشان را به منزل آوردم و در این حین که جواد به دستشویی رفته بود از وی سوال کردم قضیه چیست که همسرم گفت ج. میخواست به من تعرض کند که من پس از صرف شام کمی تریاک تهیه کردم و ج. را داخل هال طوری نشاندم که ایشان پشت به آشپزخانه باشد و با هم شروع کردیم به مصرف تریاک و در همین حین یک دفعه همسرم به ج. از پشت حمله کرد و با یک جسم آهنی که یادم نیست چه بوده است یک ضربه به سر ج. زد و ج. به روی زمین افتاد و سرش را گرفته بود و من بلافاصله شروع کردم اول ایشان را با مشت و لگد زدم و بعد به داخل حیاط رفتم و یک جسم لوله مانند آهنی آوردم و شروع کردم جواد را کتک زدم و ضربات متعددی به گردن و سر و سینه وی زدم تا اینکه خون زیادی از وی رفته بود و ایشان به روی زمین افتاد و فکر کنم هنوز زنده بود تا اینکه حدود یک ساعت ایشان را در منزل نگه داشتیم و پس از آن حدود ساعت 12/5 الی 1 شب ایشان را به داخل ساختمان نیمهکاره و نیمهسازی که متعلق به خودم بود و در مجاورت ساختمان محل سکونت (محل قتل) خودم میباشد بروم و در حیاط آن ساختمان نیمهکاره دو حلقه چاه کنده بودم که یکی برای فاضلاب و دیگری برای چاه آب آشپزخانه بوده است که جسد را به داخل چاه آشپزخانه که حدود 10 متر ارتفاع داشته است انداختم و با صدای انداختن جسد یکی از همسایهها که در پشت ساختمان محل سکونت ما بود بیرون به داخل کوچه آمد و به من گفت صدای چی بود که من گفتم نمیدانم و چیزی اطلاع ندارم و ایشان رفت و من و همسرم شروع کردیم به داخل چاه خاک ریختیم و روی چاه را پوشاندم و یک نایلون کشیدم و کمی وسایل روی آن قرار دادم و من به همراه همسرم اتومبیل جواد را که یک پیکان سفید رنگ بوده است به میدان آزادی بردیم و آنجا رها کردیم و سپس به منزل برگشتیم و من تا مدت حدود یک هفته کاملا چاه را پر از خاک کردم و کاملا پر شده و غیر قابل استفاده شده و پس از حدود یک ماه منزل را فروختیم و از آنجا رفتیم و دیگر اطلاع ندارم و یک بار در خیابان برادر و پدرش مرا دیدند و سراغ ج. را گرفتند که من گفتم خبر ندارم و در پاسخ به این سوال که شما به اتفاق ج. اقدام به قتل یک فرد دیگر کردهاید اظهار داشته خیر قبول ندارم و قتل دیگری مرتکب نشدم. متهم ت. پ. به شرح برگهای 47 و 48 در محضر بازپرسی نیز به شرح توضیحات فوق البته به صورت مختصر صریحا به قتل اقرار کرده است و اظهار داشته همسرم با یک گوشت کوب به سر... زد بعد من حمله کردم و با چند ضربه به سر او ،او را گیج کردم و بعد به حیاط خانه رفتم یک تکه آهن آوردم و با آن به سر و گردن (گلو) و قلب... زدم البته آهن تیز و برنده نبود و فقط با آن ضربه محکم میزدم که ایشان بیهوش شده. متهم ت. پ. مجددا به شرح برگهای 50 تا 52 در اداره آگاهی اظهارات سابق خود را تکرار کرده و به قتل مرحوم ج. (ج.) ن. با مشارکت همسرش اقرار کرده است اما ارتکاب قتل دیگر به اتفاق جواد را منکر شده است و علت قتل را چنین بیان کرده است که به خاطر اینکه ایشان به همسرم تعرض و تجاوز کرده بود با همسرم وی را به قتل رساندیم. خانم م.ح. همسر سابق متهم ت. پ. به شرح برگهای 57 و 58 ضمن تکرار اظهارات قبلی خود منکر مشارکت در قتل مرحوم ج. ن. شده است و به شرح برگهای 62 تا 64 در محضر بازپرسی نیز اظهارات قبلی را تکرار کرده و منکر مشارکت در قتل شده است و بازپرس در تاریخ 1392/02/09 در مورد وی نیز به اتهام مشارکت در قتل قرار بازداشت موقت صادر کرده است. مامورین به شرح برگ 66 به همراه متهم به آدرس منزل سابق متهم که ادعا شده محل دفن جسد بوده است مراجعه کردهاند و متهم اظهار داشته محل دقیق را نمیدانم و محلی را به صورت تقریبی اعلام کرده است خانم ق.ت. همسر... ج.ن. به شرح برگ 67 اظهار داشته پدر و مادر همسرم فوت کردهاند و سه فرزند به اسامی ن. ن. 22 ساله و م. ن. 18 ساله و م. ن. 16 ساله دارم. به شرح برگهای 68 و 69 بین آقای ت. پ. و همسر سابق وی خانم م.ح. در اداره آگاهی مواجهه حضوری انجام شده است که آقای پ. اظهارات قبلی خود مبنی بر مشارکت در قتل آقای ج.ن. به همراه همسرش را تکرار کرده است اما خانم ح. اظهار داشته اظهارات ایشان را قبول ندارم و من در قتل نقشی نداشتم ولی از نحوه و چگونگی قتل اطلاع دارم و جنازه را پنهان کردیم و روی آن خاک ریختیم. به شرح برگهای 70 و 71 آقای ج. مالک منزلی که ادعا شده جسد در آنجا دفن شده است شناسایی شده و اظهار داشته سال 1379 این ملک را از آقای ت. پ. خریداری کردم و محل دستشویی (توالت) ملک تغییری نکرده است و آقای پ. به من گفت کف حیاط چون گود بود یک کامیون خاک ریختیم و پر کردم بالا آوردم و دهانه چاه را ندیدم و خودم هم پس از خرید چون بازم کف حیاط گود و ناهموار بوده است یک کامیون خاک دیگر هم خودم روی کف حیاط ریختم و حتی دهانه چاه فاضلاب را ندیدم و نمیدانم کجاست و متهم ت. پ. نیز اظهارات او را تایید کرده است و تصویر مبایعهنامه مورخ 1379/08/14 که آقای ت. پ. ملک را به آقایان ج. و ا. فروخته است نیز به شرح برگ 72 ضمیمه پرونده شده است. به شرح برگ 76 اتهام مشارکت در مخفی کردن جسد نیز علاوه بر اتهام مشارکت در قتل عمدی به آقای ت. پ. تفهیم شده است که اظهار داشته قبول دارم به اتفاق همسرم متوفی آقای ن. را کشتیم و هنوز جان داشت که داخل چاه انداختیم هنوز چاه خالی بود. فرزندان مرحوم ج.ن. به اسامی م. و ن. و م. که به ترتیب متولد 1373 ، 1369 و 1376 هستند به شرح برگهای 79 تا 81 شکایت خود از قاتل یا قاتلین پدرشان (ت. پ. و همسرش م.ح.) را اعلام کردهاند و تصویر مدارک شناسایی... و همسر و فرزندانش نیز به شرح برگهای 82 تا 101 ضمیمه پرونده شده است. با توجه به ادعای آقای ت. پ. مبنی بر اینکه در زمان انداختن جسد به داخل چاه یکی از همسایگان متوجه صدا شده و از او سوال کرده است به شرح برگهای 106 و 107 از آقای ا.گ. تحقیق شده است که اظهار داشته آقای ت. پ. قبلا همسایه ما بوده است و کلا یک ماه بیشتر آنجا سکونت نداشته و منزلشان را فروختند و رفتند اما به علت گذشت زمان در مورد ادعای آقای پ. چیزی به خاطر ندارم. پس از دستور بازپرس برای حفر چاه به منظور کشف بقایای جسد... به شرح برگ 113 اعلام شده است که در محل مورد ادعای متهم حدود 13 متر حفر شده است اما چیزی کشف نشده است و متهم اعلام کرده آن زمان عمق چاه 8 الی 10 متر بوده است. به شرح برگ 126 خانم ق. ت. همسر... ج. ن. از قاتلین همسرش شکایت و تقاضای قصاص کرده است. آقای ق.الف. ق.م. به شرح برگهای 134 و 135 در تاریخ 1392/04/09 به عنوان وکیل آقای ت. پ. اعلام وکالت کرده است آقای ت. پ. به شرح برگهای 142 تا 144 در تحقیقات مورخ 1392/06/15 در اداره آگاهی به کلی منکر ارتکاب قتل مرحوم ج. ن. شده است و اظهار داشته چیزی به یاد نمیآورم و نمیدانم که چه گفتهام و قتلی نکردهام و نمیدانم کدام منزل را به عنوان محل دفن جسد نشان دادهام و نمیدانم چرا اسم همسایه به نام م.گ. را بردهام و چیزی از اعترافات قبلی خودم نیز به خاطر نمیآورم. در ادامه بازپرس دستور قضایی لازم از جمله در مورد کشف جسد... صادر کرده است خانم ق. ت. همسر... در برگهای 148 و 149 اظهار داشته خانمی به نام ف.ا. حدود یک سال قبل از فقدان همسرم با او رابطه نامشروع داشته است و حتی یک بار با هم دستگیر شده بودند و در تاریخ 1379/08/03 یعنی دو روز قبل از فقدان همسرم ، برادر این خانم به نام ح. ا. به قتل رسیده بود و وقتی برای پیگیری موضوع مفقودی شوهرم به آگاهی اسلام شهر رفتیم متوجه شدیم خانواده ا. از شوهرم ج. شکایت کردهاند و ما نیز متقابلا در خصوص فقدان ج. از آنها شکایت کردیم و پرونده قتل ح. ا. کماکان مفتوح است و به این دلیل به شرح برگهای 150 تا 152 در اداره آگاهی بین آقای ت. پ. و خانم م.ح. مواجهه انجام شده است که خانم ح. اظهار داشته شوهرم ت. پ. به من گفت ج. ن. با یک خانم شمالی رابطه نامشروع داشته است و من و ج. برادر آن خانم را به قتل رساندهایم و بعد به خاطر ترس از افشاء قتل مذکور اقدام به قتل ج. (ج.) کرده است و مجددا ماجرای قتل را شرح داده است اما آقای پ. تمام اظهارات همسر سابق خود را تکذیب کرده است متهم ت. پ. به شرح برگهای 153 تا 154 نیز تمام اقاریر قبلی خود را انکار کرده است و اظهار داشته در مورد اظهارات قبلی خود چیزی به خاطر نمیآورد و خانم م.ح. نیز در برگهای 155 و 156 اظهارات قبلی خود تکرار کرده است و در برگ 157 نیز در معیت بازپرسی و مامورین به محل دفن جسد رفته و اظهار داشته محل که ت. پ. به عنوان محل دفن جسد اعلام کرده درست نبوده است و عمدا محل چاه را به اشتباه اعلام نموده است و محل چاه حدودا در وسط هال بوده است. پلیس آگاهی اسلام شهر در پاسخ به استعلام انجام شده به شرح برگهای 159 و 160 اعلام کرده موضوع قتل مرحوم ح. ا. در سال 1379 صحت داشته است و اسم متهم پرونده نیز ج.ن. ثبت شده است. حسب گزارش پلیس آگاهی به شرح برگهای 161 و 162 انکار موضوع قتل از طرف متهم ت. پ. با راهنمایی برادرش ع. پ. انجام شده است و حتی وکیل نامبرده در زندان با خانم م.ح. نیز ملاقات کرده و قصد وکالت او را نیز داشته است (آقای ق.الف. ق.م. به شرح برگ 127 به منظور انتقاد قرارداد وکالت با آقای ت. پ. و خانم م.ح. تقاضای ملاقات با آنان را کرده است و به شرح برگهای 128 و 129 اجازه ملاقات دریافت کرده است اما بعدا فقط در مورد آقای پ. اعلام وکالت کرده است. عضو ممیز) و به این دلیل بازپرس محترم به شرح برگهای 163 تا 166 از خانم م.ح. تحقیق کرده است که نامبرده ضمن تکرار ماجرای قتل ج.ن. توسط همسرش اظهار داشته من وکیل انتخاب نکردهام اما یک روز یک وکیل به نام ق.الف. به ملاقات من آمد و گفت من وکیل شما هستم و هزینهاش را برادر شوهرت پرداخت کرده است و در مورد موضوع از من سوالاتی پرسید و گفت تو چاه را نشان نده من هر دو نفر شما را تبرئه میکنم و یک روز که دخترم م. به ملاقات من آمد نیز گفت عمویم گفتم به مادرت بگو چاه را نشان ندهد وی گفت م. گفته به م. بگویید چاه را نشان ندهد چون پرونده مرا توهم زدهاند و وکیل کار را درست میکند. آقای ت. پ. به شرح برگ 167 پس از تفهیم اتهام قتل آقایان ج. ن. و ح. ا. منکر قتل شده و اظهار داشته خبر ندارم و اتهامی است که به من زدهاند. آقای ف. الف.ب. و خانمها ش. الف.ب. و ف. الف.ب. فرزندان مرحوم ح. الف.ب. و خانم س. م. همسر نامبرده که در تاریخ 1379/08/03 به قتل رسیده است به شرح برگهای 192 تا 197 و 199 تا 203 از ت. ح. شکایت کرده و تقاضای قصاص نمودهاند و همسر... شرح ماجرای مفقود شدن و قتل همسرش را نیز بیان کرده است و مدارک شناسایی نامبردگان و متوفی به شرح برگهای 182 تا 191 ضمیمه پرونده شده است. خانم ف. الف.ب. خواهر... به شرح برگهای 208 تا 210 و 212 تا 215 شرح ماجرای آشنایی خود و همسرش با ج. ن. را بیان کرده و اظهار داشته یک بار به همراه ج. ن. به اتهام رابطه نامشروع دستگیر شدهاند و ج. ن. یک صیغهنامه جعل درست کرد و به دادگاه ارائه کرد و ج. ن. با برادرم ح. ا. نیز دوست شده بود اما اختلافی با هم نداشتند و حتی برادرم به من میگفت از شوهرم طلاق بگیرم و با جواز ن. ازدواج کنم. به شرح برگ 228 و با توجه به اطلاعات ارائه شده از طرف خانم م.ح. در تاریخ 1392/07/27 چاه محل دفن جسد مرحوم ج. ن. شناسایی و حفاری شده و بقایای جسد وی کشف شده است که به صورت استخوانهای از هم پاشیده بوده است و لباسهای... نیز کشف شده است و ملحفهای به دور سر جسد پیچیده شده بوده است که به دستور بازپرس که در صحنه حضور داشته باز شده و مشخص شده در ناحیه گیجگاهی سمت چپ جمجمه حفرهای وجود دارد که احتمالا محل اصابت ضربه به سر بوده است و یک شلوار بافتنی دخترانه نیز به دور گردن جسد پیچیده شده بوده است، البته کفشهای... یافت نشده است. بازپرس محترم نیز به شرح برگ 230 مشاهدات خود را صورتجلسه کرده که منطبق با صورتجلسه مامورین است و به نقل از عوامل خاکبرداری ذکر شده است که عمق چاه حدود 7 متر بوده است و در حدود 60 سانتیمتر جسد مقداری بتون به ضخامت تقریبی 30 سانتیمتر وجود داشته است. خانم ق. ت. همسر... جبراییل ن. به شرح برگ 231 ضمن شکایت از قاتل و تقاضای قصاص اظهار داشته با توجه به مشاهده بقایای جسد و البسه مکشوفه البته مذکور متعلق به شوهرش میباشد و در زمان قتل شوهرش، پدر و مادر وی زنده بودهاند و چند سال بعد از قتل فوت کردهاند. آقای ر. ن. برادر... نیز به شرح برگ 232 ضمن تکرار اظهارات همسر... اظهار داشته من و برادرم الف. ن. و خواهرانم ز.ت. و خ.ت. ورثه پدر و مادرم هستیم و خواهان قصاص هستم و من همان وقت به آقای ت. پ. مراجعه کردم به من گفت برادرت به تفریح رفته است و ماشین برادرم نیز در تهران کشف شد. صورتجلسه شناسایی البسه... که به امضا افسران پرونده و همسر و برادر... رسیده است در برگ 228 موجود است. صورتجلسه معاینه جسد مرحوم ح. ا. که در تاریخ 1379/08/05 انجام شد به شرح برگ 241 حاکی است که پارگی سطحی به قطر 2 سانتیمتر در ناحیه راست پیشانی همراه با سائیدگیهای ریز متعدد در پیشانی و گونهها مشهود است. پارگی به طول 2 سانتیمتر در ناحیه گیجگاه است و 2 عدد پارگی وسیع به طول 4 سانتیمتر در سمت راست پس سری و به طول 2 سانتیمتر در ناحیه گیجگاه راست و دو عدد پارگی وسیع به طول 4 سانتیمتر در سمت راست پس سری و به طول 2 سانتیمتر در سمت چپ پس سری رویت شد. پارگیهای فوقالذکر لبه مضرس و واکنش زمان حیات دارد. پارگی مضرس گوش چپ مشهود است. در معاینه قفسه صدری چند عدد سائیدگی خطی مشهود است معاینه شکم پارگی سطحی (به داخل شکم راه نیافته) در سمت چپ و تحتانی شکم به طول 4 سانتیمتر رویت شد. در معاینه خلف تنه سائیدگی سوختگی وسیع در سرتاسر خلف قفسه صدری و کمر مشهود است که تمامی چربی شکل گرفته است. دو منطقه سوختگی با واکنش حیاتی به قطر 5 سانتیمتر در سمت چپ قفسه صدری و کمر با حاشیه رنگ پریده اطراف آن و پرخونی وسیع اطراف آن مشهود است. سائیدگیهای وسیع ریز در سرتاسر اندام فوقانی همراه با ذرات خار و خاشاک رویت شده در معاینه اندامهای تحتانی سه عدد سائیدگی خطی بر روی اندام تحتانی چپ همراه با سائیدگی سوختگی بر روی پای چپ مشهود است. کالبدگشایی به عمل آمد. خونمردگی وسیع در پس سر و ناحیه گیجگاه رویت شد. شکستگی فرو رفته در ناحیه پس سری در سمت راست دارد. جمجمه باز شد خونمردگی وسیع تحت سخت شامه و تحت عنکبوتیه در تمام لبهای مغزی همراه با لهشدگی وسیع نسج مغز در ناحیه پس سری رویت شد پوست گردن باز شد در زیر پوست و لابلای عضلات خونریزی خونمردگی ندارد. پوست قفسه صدری و شکم باز شد. خونمردگی وسیع در سمت چپ قفسه صدری همراه با شکستگی جناغ و دندههای 3 تا 8 سمت چپ رویت شد. جناغ برداشته شد درون فضای قفسه صدری در سمت چپ حدود یک لیتر خون سیال مشهود است. پارگی ریه چپ منطبق بر شکستگی دندهها رویت شد. علت فوت صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت تعیین شده از بقایای جسد مرحوم ج. ن. نیز به شرح برگ 243 در تاریخ 1392/07/30 از طرف پزشکی قانونی شهریار معاینه انجام شده است که پس از توصیف وضعیت استخراجهای باقیمانده و البسه مکشوفه در نهایت اعلام شده است که.... غیر چند قطعه بودن جمجمه آثاری از شکستگی استخوانی و اصابت گلوله مشاهده نشد. با عنایت به شکل ظاهری و ابعاد استخوانها و تناسب آنها با هم همگی متعلق به یک انسان هستند. با توجه به موارد فوقالذکر به نظر میرسد استخوانها متعلق به مردی بالغ جوانتر از 40 سال با قد حدود 173 سانتیمتر باشد که هر چند به علت عدم اطلاع از محل دفن و کشف بقایا و خصوصیات طبیعی و جغرافیایی آن محل از نظر آب و هوا وضعیت آبهای زیرزمینی و قلیایی یا اسیدی بودن خاک تعیین زمان مرگ مشکل میباشد ولی با توجه به خصوصیت استخوانهای مورد معاینه (در صورت دفن آنها در شرایط متعارف) به نظر میرسد از زمان فوت بیش از ده سال سپری شده است چون نسوج نرم از بین رفتهاند و در استخوانها نیز شکستگی استخوانی، آثار گلوله و شواهد دیگری از آثار ضربه وجود ندارد و تعیین علت فوت مقدور نمیباشد. لازم به ذکر است در خصوص سوال مطرح شده (سوال این بوده است که با توجه به وضعیت ظاهری جسد مکشوفه و جمجمه متوفی در خصوص ضربه یا ضربات احتمالی به ناحیه سر... نیز اظهارنظر شود. عضو ممیز) در مورد جمجمه وی با توجه به گذشت بیش از 10 سال از فوت وی و فساد شدید و از بین رفتن تدریجی مواد آلی و معرفی استخوانها در خصوص جدا شدگی موجود در جمجمه نمیتوان اظهارنظر قطعی به عمل آورد. از آقای ت. پ. به شرح برگهای 249 و 250 در پلیس آگاهی تحقیق شده است که ارتکاب قتل را انکار کرده است و اظهار داشته از چیزی خبر ندارد و توضیحی در مورد علت کشف بقایای جسد در منزل سابق خود ارائه نکرده است و خانم م. ح. نیز در برگ 252 مشارکت خود را در قتل انکار کرده است و اظهار داشته چون میدانستم شوهرم مرتکب قتل شده و محل دفن را به من گفته بود گزارش کردم و اگر نقشی در قتل داشتم گزارش نمیکردم. آقای ت. پ. به شرح برگهای 253 تا 255 در محضر بازپرس اظهارنظر اطلاعی از قتل مرحوم ح. ا. ندارد و ج. ن. را نیز نکشته است و خانم م. ح. نیز منکر قتل شده است و اظهار داشته دو روز قبل که از زندان آمدیم آقای ت. پ. گفت من میخواهم بگویم ج. ن. آقای ا. را کشته و من با ج. داشتم در منزل مواد مصرف میکردیم ج. حالش بد شد آمد بیرون استفراغ کند افتاد داخل چاه و من تو را صدا زدم آمدی موضوع را دیدی و گفت تو باید منکر شوی که روی دیوار و فرش خون بوده است اما آقای پ. منکر مطالب مذکور شده است و اظهار داشته از کشف جسد در چاه منزل نیز اطلاعی ندارد. گزارش تکمیلی پزشکی قانونی موضوع برگ 291 نیز حاکی است که علیرغم تلاش بسیار برای به دست آوردن پروفایل DNA جسد فوق (ج. ن.) با توجه به فساد شدید و تغییرات حاصله در بقایا، DNA مکفی و قابل بررسی از آن استحصال نگردید لذا امکان مطابقت با بستگان احتمالی وجود ندارد. حسب گواهی انحصار وراثت موضوع برگ 300 ورثه مرحوم ح. ا. در زمان فوت عبارتند از خانم ن. ا. (مادر متوفی) و م. م. (زوجه متوفی) و آقای ف. ا. و خانمها ف. و ش. ا. (فرزندان متوفی) و حسب گواهی انحصار وراثت موضوع برگ 301 نیز ورثه مرحوم ج. ن. در تاریخ فوت عبارتند از خانم ق. ت. (همسر متوفی) و خانم ن. ن. و آقایان م. ن. و م. ن. (فرزندان متوفی) و آقای الف. ن. (پدر متوفی) و خانم ب. خانم ا. (مادر متوفی) آقای ت. پ. به شرح برگهای 311 و 312 در مقام آخرین دفاع نیز منکر اتهامات انتسابی شده است و در نهایت به شرح برگهای 214 تا 316 بازپرس محترم در خصوص اتهامات آقای ت. پ. دایر بر ارتکاب دو فقره قتل عمدی آقایان ج. ن. و ح. ا. و مخفی کردن جسد مرحوم ج. ن. قرار مجرمیت در مورد اتهامات خانم م.ح. دایر بر شرکت در قتل عمدی و مخفی کردن جسد قرار منع تعقیب صادر کرده است. قرار منع تعقیب ابلاغ نشده است و به شرح برگ 319 در مورد اتهامات آقای ت. پ. کیفرخواست صادر شده و پرونده به شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شده است. حسب برگ 366 به موجب دادنامههای شماره 558 و 559 مورخ 1383/06/10 شعبه --- دادگاه کیفری اسلام شهر در مورد شکایت متقابل خانواده ح. ا. و ج. ن. در خصوص موضوع قتل ح. ا. و مفقود شدن ج. ن. به دلیل فقد ادله الف. ی. قرار موقوفی تعقیب هر دو پرونده صادر شده است. شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران به شرح برگهای 367 تا 374 در تاریخ 1393/11/11 با حضور نماینده دادستان و ورثه مرحوم ج. ن. (شامل ن. و م. و م. فرزندان متوفی و خانم ق. ت. همسر متوفی و ورثه پدر و مادر متوفی به نام ر. و الف. و ز.ت. و خ.ت. همگی ن. برادران و خواهران متوفی) و اولیاءدم مرحوم ح. ا. (که مورد بحث نیستند) به موضوع رسیدگی کرده است و متهم ت. پ. و وکیل تعیینی وی آقای ق.الف. ق.م. نیز حضور داشتهاند اولیاءدم مرحوم ج. ن. از متهم اعلام شکایت و تقاضای قصاص کردهاند متهم ت. پ. که خود را 42 ساله ، بیسواد، متاهل و دارای سه فرزند و دارای سابقه کیفری به اتهام مواد مخدر معرفی کرده است اتهامات انتسابی مندرج در کیفرخواست را انکار کرده است و اختلاف خانوادگی خود و همسرش را مبنای این پرونده اعلام کرده است و حتی اظهار داشته با مرحوم ج. ن. در مشاور املاک کار نمیکرده است و یادم نمیآید گفته باشم قتل را مرتکب شده باشم و ممکن است شخص دیگری مرتکب قتل شده و جسد را در آن منزل دفن کرده باشد و شاید همسرم خودش مرتکب قتل شده است. در جلسه مورخ 1393/11/18 دادگاه (برگهای 381 تا 388 ) که با حضور نماینده دادستان و برخی از اولیای دم.... ین و متهم و وکیل وی و همسر سابق متهم خانم م. ح. و دخترش م. پ. برگزار شده است خانم ح. اظهارات خود در تحقیقات مقدماتی را تکرار کرده است و اضافه کرده است که شوهرم گفت ج. را کشته و جسد او را در چاه انداخته است و چاه خانه نیمه کاره بود و روی آن چاه که دیدم فرق کرده گفتم که راست میگوید و علت طلاق من و همسرم مصرف مواد مخدر و شیشه بود و علت اینکه بعد از 12 سال گزارش کردم این بود که از او میترسیدم خانم م. پ. دختر متهم که 21 ساله میباشد نیز اظهار داشته من آن زمان سنی نداشتم چیزی یادم نمیآید. آن روز که مادرم تعریف کرد و بعد به پلیس تماس گرفت و موضوع را بازگو کرد. پدر من در توهم بود و در مورد مادرم حرفهای بدی می زد چون مواد مصرف میکرد و در دعواهایش میگفت که من چه کاری از دستم بر میآید و صراحتا در خصوص قتل چیزی نمیگفت از ختم برمیگشتیم که از سرکوچه همان خانه برمیگشتم که پدرم به زنش گفت از این خانه حرف میزد که از این خانه خاطراتی صحبت کرد و من آن موقع فهمیدم قتل را گفته است. آقای ج. ف. خریدار منزل نیز اظهار داشته خانه را نیمه کاره حدود 12 یا 14 سال قبل خریده است از ت. پ. خریده است و چاه پوشیده بود. متهم اظهار داشته به خاطر اینکه طلاقش داد خود همسرم شاید کشته که از محل خبر داشته است. وکیل متهم اظهار داشته ظرف یک هفته لایحه تقدیم میکند و اضافه کرده است که موکل تحت شرایطی فشار روحی در آن هنگام شیشه مصرف میکرده و عقل و شعور درست نداشته و حتی اداره آگاهی ش. تحت شدیدترین شکنجه قرار داده و اقاریری از ایشان انجام شده که ارزش و اعتبار قانونی ندارد و عندالحاکم هیچگونه اقراری نداشته و قتل توسط ایشان انجام نشده است. متهم در مقام آخرین دفاع نیز منکر اتهامات انتسابی شده است. وکیل متهم در لایحهای که به شماره 451 مورخ 1393/11/25 ثبت شده دفاعیات خود را در 4 صفحه تقدیم کرده است که اجمالا حاکی است موکل وی تحت شدیدترین شکنجهها در اداره آگاهی قرار گرفته است (اذیت و آزار بدنی، نگهداری به صورت انفرادی، چشم بند زدن، فحاشی، دادن گرسنگی و تشنگی و ضرب و جرح که باعث شکستن قسمتی از دست راست موکل گردیده) و اقاریر وی فاقد اعتبار و ارزش قانونی است و عندالحاکم اقرار نداشته است و علت گزارش همسرش نیز اختلاف ، طلاق و سوء ظنی که به همسرش داشته و به منظور انتقام از شوهرش قتلهایی را به او منتسب کرده است و خدا میداند به جز خود وی چه کسانی در این قتل ها نقش داشتهاند و مرحوم ج. ن. طبق اظهارات همسر مرحوم ح. ا. و خواهرش ف. ا. ، با ف. ا. رابطه نامشروع داشته است و پس از قتل ح. ا. مفقود شده است و احتمال دارد خود وی نیز در این ارتباط به قتل رسیده باشد و از طرف دیگر خانم م. ح. اعلام کرده همسرم با وسیلهای سنگین ضربهای به پشت سر... وارد آورده که باعث پاشیدن خون به در و دیوار اتاق شده بود در حالی که در گواهی پزشکی قانونی هیچگونه شکستگی در جمجمه و با دست و پای... دیده نشده است و حاکی از بیاعتباری اظهارات خانم ح. است و محلی که جسد کشف شده به صورت چهار دیواری کوتاه بوده و به اظهار خریدار هر کسی میتوانسته در آن رفت و آمد نماید و اگر جسد در آنجا کشف شده است شاید بنا بر اظهار موکل خود خانم ح. و اشخاص دیگری از این جنایت مطلع بوده که صرفا جهت انتقامگیری به وی منتسب نموده است. شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران پس از وصول لایحه وکیل متهم به موجب دادنامه فرجامخواسته با اکثریت آراء ( 4 نفر) به شرح زیر مبادرت به صدور رای نموده است و اقلیت (یک نفر) نیز عقیده بر برائت متهم از هر دو فقره قتل داشته است: « در خصوص اتهام ت. پ. فرزند چ. 42 ساله باسواد متاهل و دارای اولاد اهل هشترود و ساکن شهریار (بازداشت از تاریخ 1392/02/05 ) با وکالت تعیینی آقای ق.الف. ق.م. دائر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم ج. ن. فرزند الف. (معروف به ج.) 2 - مخفی کردن جسد وی 3 - مشارکت در قتل عمدی مرحوم ح. ا. با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات به عمل آمده و گزارشات مرجع انتظامی و شکایت اولیاء دم... ین و گزارشات معاینه جسد پزشکی قانونی و هر چند به شرح برگ 243 پرونده در معاینه پزشکی قانونی از بقایای استخوانهای مکشوفه متعلق به جسد مرحوم ج. ن. به علت گذشت مدت نسبتا مدیدی از وقوع جنایت (قریب 13 سال) تعیین علت تامه فوت مقدور نبوده لیکن تعلق آن به انسان تایید گردیده و البسه مکشوفه به همراه جسد از ناحیه اولیاءدم... ج. ن. (ج.) شناسایی گردیده است و با توجه به اظهارات و اقاریر صریح متهم در تحقیقات مقدماتی و اداره آگاهی و نزد بازپرس (تا برگ 142 پرونده که متهم منکر بزه قتل مرحوم ج. ن. میگردد) ازجمله اوراق 41 تا 45 در آگاهی و 47 و 48 و 76 در بازپرسی که صراحتا اقرار به قتل ج. ن. (ج.) با مشارکت همسرش م. ح. نموده و شرح جریان و نحوه قتل را با جزئیات تشریح نموده و نحوه انتقال جسد را از داخل منزلش که قتل اتفاق افتاد به ساختمان مجاور که متعلق به وی بوده و ساختمان نیمه کاره بوده و دو حلقه چاه در آن حفر شده بوده است و جسد را به داخلی یکی از چاهها که عمق تقریبی 10 متر داشته انداخته و روی آن را به خاک و سیمان پر کرده نموده است و حتی به دنبال این اقاریر همسر سابقش م. ح. به اتهام مشارکت در قتل مدتها بازداشت بوده و نهایتا با احراز بیگناهیش قرار منع تعقیب برای وی صادر شده است و مشخص گردیده منظور متهم ت. پ. از اقدام به قتل ج. ن. با مشارکت م. ح. یک نوع انتقامگیری از وی به دلیل اطلاع دادن موضوع قتل مرحوم مذکور به مامورین بعد از حدود 13 سال از تاریخ قتل میباشد، هر چند در ادامه منکر اقاریر سابق گردیده و اتهامات انتسابی را رد نموده است و مدعی گردیده اظهارات همسر سابقش م. ح. علیه وی ناشی از اختلافات خانوادگی است لیکن با توجه به ادله ذیل: 1 - متهم در جلسه دادگاه منکر هرگونه شناخت و آشنایی با... ج. ن. (ج.) بوده در حالی که مطابق تحقیقات محلی مضبوط در اوراق 10 الی 12 پرونده افرادی به اسامی جع.ج. و د. ارتباط... با متهم و همکاری آنها را در مشاور املاک تایید و گواهی نمودهاند. 2 - اظهارات گواهان به خصوص خانم م.ح. همسر سابق متهم که اولین بار بعد از 13 سال از وقوع جنایت موضوع قتل مرحوم ج. ن. (ج.) را به مامورین گزارش نموده و پس از بررسی مشخص گردیده اظهارات وی با واقع منطبق میباشد 3 - کشف جسد... ج. ن. (ج.) در منزل متعلق به متهم ت. پ. که به صورت نیمه کاره بوده و پس از وقوع قتل، متهم حسب اقاریر اولیه خود جسد را به آنجا منتقل و داخل چاه انداخته و روی آن را با خاک و سیمان پوشانده است تا کشف نشود و هرچند در بررسی اولیه نامبرده محل دقیق چاه را به منظور عدم کشف جسد به مامورین نشان نداده است لیکن در ادامه با راهنمایی همسر سابقش م.ح. به شرح برگ 228 پرونده بقایای جسد وی از داخل چاه کشف میگردد و با توجه به به دست آمدن البسه همراه جسد که مورد شناسایی اولیاءدم مرحوم ج. ن. قرار میگیرد تعلق جسد به وی مشخص میگردد. 4 - اقاریر اولیه متهم در آگاهی و نزد بازپرس (تا صفحه 142 پرونده که متهم منکر جنایت میگردد) با اوضاع و احوال قضیه کاملا منطبق میباشد. 5 - انکار بعدی متهم در مرحله دادسرا و جلسه دادگاه به نظر ناشی از آموزههای زندان و اطرافیان نشات گرفته و ادعای وی و وکیلش مبنی بر اینکه اقاریر اولیه در اثر فشار و شکنجه بوده است مستند به دلیل نمیباشد 6 - هر چند انگیزه متهم از ارتکاب جنایت دقیقا مشخص نیست و در اینکه آیا متهم قتل ج. ن. را آنطور که در اقاریر اولیه خود بیان نموده به جهت اینکه... قصد تعرض به همسرش م. ح. را داشته وی را به قتل رسانده یا آنطور که گواه م. ح. اظهار داشته به جهت ترس از فاش شدن قتل اول (ح. ا.) که متهم نزد وی اقرار نموده با مشارکت ج. (ج. ن.) آن را مرتکب شدهاند مبادرت به قتل نموده است محل تردید میباشد لیکن با توجه به دلایل فوق و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده وقوع جنایت و قتل عمدی مرحوم ج. ن. (معروف به ج.) مخفی کردن جسد وی از طریق حصول علم متعارف از ناحیه متهم ت. پ. برای اکثریت اعضای دادگاه محرز است و چون اولیای دم تقاضای قصاص قاتل را دارند دادگاه به استناد مواد 211 بند الف ماده 290 - 381 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 636 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) مصوب 75 نامبرده را به یک بار قصاص نفس به جهت قتل عمدی مرحوم ج. ن. در حق اولیای دم... و تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازگذشته به جهت مخفی کردن جسد وی محکوم مینماید...» و در خصوص موضوع قتل مرحوم ح. ا. نیز به لحاظ فقد دلیل حکم به برائت متهم ت. پ. و پرداخت دیه... از بیت المال صادر شده است. وکیل محکومعلیه در مهلت مقرر به موجب لایحهای که به شماره 0080 مورخ 1393/12/25 ثبت شده نسبت به رای صادره اعتراض کرده است و جهات اعتراض وی اجمالا همان مواردی است که در مرحله رسیدگی اعلام نموده است و محکومعلیه نیز در مهلت مقرر به موجب 2 فقره لایحه که از طریق زندان ارسال شده نسبت به رای صادره اعتراض کرده است و پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای حمید دلیر عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و لوایح تقدیمی و نظریه کتبی آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر با توجه به محتویات پرونده و اقاریر متهم در مراحل تحقیقات مقدماتی و جهات موجود و علم متعارف حاصله از سوی اکثریت قضات دادگاه کیفری یک، تقاضای تایید دادنامه فرجامخواسته از حیث حکم قصاص نفس و نقض دادنامه فرجامخواسته از حیث اتهام اخفای جسد که نسبت به قاتل انصراف دارد را دارم در مورد دادنامه فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
فرجامخواهی آقای ق.الف. ق.م. به وکالت از آقای ت. پ. فرزند چ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/25 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران از حیث محکومیت آقای ت. پ. به قصاص نفس از نظر قتل عمدی مرحوم ج. ن. وارد نیست زیرا اکثریت اعضای دادگاه بدوی به استناد علم حاصل از قرائن و امارات مندرج در رای، بزهکاری متهم را احراز کردهاند و علم مذکور نیز متعارف و منطبق با محتویات پرونده است مضافا اینکه علاوه بر قرائن و امارات مذکور در دادنامه فرجامخواسته قرائن و امارات دیگری نیز در پرونده موجود است که موید بزهکاری متهم میباشد از جمله اینکه متهم در تحقیقات اداره آگاهی ضمن اقرار صریح به قتل عمدی مرحوم ج. ن. ، منکر قتل مرحوم ح. ا. شده است و این موضوع بیانگر آزادی عمل متهم و نافی موضوع شکنجه ادعایی وکیل متهم میباشد و از طرفی متهم از زمانی که از اقرار اولیه خود عدول کرده و منکر قتل شده است در مورد شکنجه مطلبی بیان نکرده است و صرفا در پاسخ به سوالات اظهار داشته در مورد اظهارات قبلی خود چیزی به خاطر نمیآورد و صرفا در مراحل پایانی موضوع شکنجه را مطرح کرده است و دلیلی نیز بر صحت ادعای خود ارائه نکرده است و قرینه دیگر اینکه منطقی نیست خانم م. ح. شخصا یا به اتفاق افراد دیگر مرتکب قتل شده باشد و بعد از حدود 13 سال به انگیزه انتقام از شوهر سابق خود موضوع را به نحوی گزارش کند که او را قاتل جلوه دهد و از طرف دیگر اظهارات خریدار ملک در مورد اینکه آقای ت. پ. به او گفته وسط هال گود بوده و او یک کامیون خاک در آنجا ریخته است بیانگر این است که پر کردن چاه محل کشف بقایای جسد... از طرف متهم صورت گرفته است، بنابراین با توجه به مراتب فوق و اینکه از نظر رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز ایرادی بر رای صادره وارد نیست ضمن ردّ اعتراض فرجامخواه، به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دادنامه فرجامخواسته را ابرام مینماید اما از حیث محکومیت آقای ت. پ. به اتهام مخفی کردن جسد... هر چند فرجامخواه دلیلی که موجب نقض رای باشد ارائه نکرده است و تاکید فرجامخواه بر انکار اتهام قتل و به تبع آن انکار اتهام مخفی کردن جسد بوده است اما نتیجتا اعتراض وی وارد است زیرا مقررات ماده 636 قانون تعزیرات مصوب 1375 مبنی بر « هرکس جسد... ی را با علم به قتل مخفی کند...» به قرینه « علم به قتل » منصرف از قاتل است و هدف قانونگذار از جرمانگاری موضوع ماده مذکور، مجازات افرادی غیر از خود قاتل است بنابراین مخفی کردن جسد از طرف خود قاتل موجب انتساب اتهام دیگری به جز اتهام قتل نخواهد بود و اقدام مذکور نسبت به خود قاتل جرم محسوب نمیشود، بنابراین به استناد بند 1 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 این بخش از دادنامه فرجامخواسته نقض بلاارجاع میگردد.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
محمد ناصری صالح آباد - حمید دلیر