تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: از آنجایی که حجر از تاریخ شروع علت آن اثرگذار است، تاریخ شروع آن میبایست به طور دقیق تعیین گردد. در غیراین صورت دادنامه صادره قابلیت ابرام ندارد.
خانمها م. و ط. و ف. و ع. شهرت همگی ه.ن. دادخواستی به طرفیت شعبه سرپرستی دادسرای یزد و خانم الف. ب. و ع. ه.ن. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره --- - 93/6/2 شعبه --- دادگاه عمومی یزد تقاضای نقض حکم محجوریت خوانده ردیف سوم تقدیم و اضافه نمودهاند اینجانبان دادخواستی مبنی بر اجرای مفاد تقسیم نامه به شعبه اول دادگاه ا. ارائه دادیم با تحقیقات و استعلامات مکرر دادگاه ا. درمورخه های 93/2/21 و 93/3/21 اعلام عدم محجوریت نموده و از کارافتادگی ایشان گردید و رای دادگاه بدوی به شماره 10043 صادر گردید به همین دلیل ع. جهت نقض این دادنامه اقدام به صدور حکم محجوریت کرده است در صورتی که قریب به 55 سال سن دارد و دو فرزند را تربیت و معاملات متعددی انجام داده است آیا یک شخص حقیقی تا دو ماه قبل میتواند امضا و اثر انگشت و معاملات وی نافذ باشد ( 55 سال)و ظرف دو ماه و صدور حکم حجر تمامی معاملات وی غیر نافذ باشد که چنین کاری باعث هرج و مرج میگردد از مقام محترم قضایی درخواست نقض حکم حجر ع. را برابر مدارک پیوستی خواستارم لازم به ذکر است تاریخ اطلاع و روئیت حکم حجر 93/6/31 میباشد ضمنا خوانده ردیف سوم اقدام به اخذ وام از بانک ا. حدود سال 86 - 85 نموده که خود فعالیت اقتصادی محسوب میگردد پرونده به شعبه دوازدهم دادگاه عمومی یزد ارجاع شده دادگاه طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده خواهانها و همچنین خانم الف. ب.و وکیل ایشان آقای س. د. ف. در دادگاه حاضر گردیده خانم ط. ه.ن. اظهار داشته به رای صادره در خصوص حکم حجر اعتراض دارم به این توضیح که اینها هدفشان ابطال تقسیم نامه ایست که داریم به همین جهت حکم حجر گرفته خانم ع. خواهر من است فعالیت اجتماعی دارد در انتخابات شرکت کرده از بانک ملی وام دریافت کرده از حساب بازنشستگی شوهرش خود ایشان یک باغ در ا. داشت که چند سال پیش فروخته و یک معاوضه با خود من داشته و یک تقسیم نامه دیگر بابت مغازه و خانه قدیمی هست که همین خانم الف. ب. که دختر ایشان هست همراهشان بودند و آن تقسیم نامه انجام شد و ع. هم امضا کرد ایشان به راحتی زندگی خود را اداره می کند دو فرزند زائیده و بزرگ کرده و اگر ایشان محجور است چرا پزشکی قانونی ا. اول گفتند که از کار افتاده است و نیاز به قیم ندارد سایر معترضین ثالث اظهارات فوق را تایید کرده اند وکیل خواندگان دعوی مذکور اظهار داشته کسی جز محجور و دایره سرپرستی و فرزند محجور حق اعتراض ندارد و این خانم از بدو تولد محجور بوده و دلائل معترضین را رد می کنم در همین تقسیم اخیر یک باب مغازه تجاری را این چهار خواهر برداشتند و یک خرابه ایکه پشت آن بوده به خانم ع. داده اند که من متوجه حجر مشارالیها شدم و حکم حجر گرفتم خانم الف. اظهار داشت در مورد شرکت در انتخابات برای اینکه رای زیاد شود مادر را می بردیم به علاوه در دادخواستی که در دادگاه ا. داده اند خودشان اعلام کرده اند که یکی از خواهرهای ما محجور است و به نماز جماعت، خودمان مادرمان را می بردیم پدربزرگ و مادر بزرگمان تربیت ما را به عهده گرفته بودند خانم ع. نیز اظهار داشته اینکه می گویند حق ما ضایع شده ما نمی گذاریم حق آنها ضایع شود ولی ایشان باید ما را اذیت نکند ضمنا ما حق او را ضایع نکرده ایم کارشناس آمد و قیمت گذاری کرد سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره --- - 93/8/27 اجمالا چنین رای داده در خصوص دعوی خواهانها به طرفیت خواندگان الف. ب. فرزند ب. با وکالت آقای س. د. ع. ه.ن. و دایره سرپرستی دادسرای یزد به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره --- - 93/6/2 و نقض حکم محجوریت خوانده ردیف دوم با توجه به مجموع اوراق پرونده و اینکه معترضین هیچ دلیلی که مثبت ادعای خود در خصوص محجور نبودن خانم ع. ه.ن. باشد به دادگاه ارائه ننمودهاند و مفاد استشهادیه ابرازی آنان وافی به مقصود نبوده و تنها مفید این معناست که خانم ع. ه.ن. قادر به انجام امورات و کارهای شخصی و زایمان فرزندان و شرکت در مسجد و انتخابات بوده درحالی که انجام چنین اموری (در صورت فرض و صحت) نافی عدم سفاهت نامبرده نمیباشد و به علاوه اینکه مصاحبه به عمل آمده با محجور به شرح صورتجلسه 93/6/2 دادگاه بیانگر عقب ماندگی ذهنی نامبرده بوده و نظریه پزشکی قانونی به شماره... 93/2/23 موید سفاهت وی میباشد و از طرفی حسب دفاعیات وکیل خانم الف. ب. (قیم محجور) و ارائه فتوکپی مصدق دادخواست تقدیمی معترضین به دادگاه حقوقی شهرستان ابرکوه نامبردگان اقرار و اعتراف به محجوریت خانم ع. ه.ن. نمودهاند لذا دادگاه با عنایت به مراتب فوق الذکر من حیث المجموع اعتراض معترضین را غیروارد تشخیص و با اخذ نظر قاضی محترم مشاور به استناد ماده 1257 قانون مدنی ضمن رد اعتراض معترضین حکم به بطلان دعوی خواهانها صادر و اعلام میگردد رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است خانمها ط. و ع. و ف. و م. ه.ن. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نمودهاند پرونده به شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارجاع شده عمده اعتراض در این مرحله این بوده که اقداماتی از ناحیه بانو ع. انجام گرفته مانند اخذ وام و انجام معامله و تقسیم نامه اموال بجا مانده از ناحیه مورث که دلالت بر سلامت روان مشارالیها دارد در نتیجه دادگاه مذکور مجددا وی را به پزشک قانونی معرفی نموده که متخصصین امر نظریه خود را در خصوص وضعیت روحی و اینکه نامبرده قادر به انجام تملیک و تملک و تعهدات مالی میباشد یا خیر اعلام نمایند نظریه کمیسیون مبتنی بر این امر است که با توجه به عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط نامبرده و نداشتن ارتباط اجتماعی متناسب نامبرده توانایی انجام امور مالی خود را به تنهایی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمیباشد مالا دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره --- - 93/12/23 اعلام داشته با توجه به نظریه پزشکی قانونی و با توجه به عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط نامبرده و نداشتن ارتباط اجتماعی مناسب نامبرده توانائی انجام امور مالی خود را به تنهایی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمیباشد علیهذا با توجه به مراتب از طرف تجدیدنظرخواهان اعتراض موجه و مدللی که موجبات گسیختن دادنامه پیش گفته گردد به عمل نیامده لذا دادگاه به استناد قسمت ذیل ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید رای صادره قابل فرجامخواهی ظرف بیست روز پس از ابلاغ در دیوانعالی کشور است خانمها ط. و ف. و ع. و م. ه.ن. از رای صادره درخواست رسیدگی فرجامی را نمودهاند که پس از تبادل لوایح پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفته.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از بررسی اوراق پرونده و قرائت گزارش تنظیمی مشاوره نموده چنین رای می دهد:
با ملاحظه دادنامه فرجامخواسته و مبانی صدور آن و محتویات پرونده اعتراضات فرجامخواهان نسبت به دادنامه شماره --- - 93/12/23 شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد وارد و دادنامه معترض عنه واجد ایراد است زیرا اداره کل پزشکی قانونی یزد در اظهارنظر اولیه خود به شماره...- 93/2/8 اختلال روانی که منافات با مسئولیت پذیری داشته باشد را در خانم ع. ه.ن. احراز نکرده متذکر شده به لحاظ افت شنوائی هر دو گوش و به تبع آن اختلال در برقراری ارتباط لازم است در امور مالی امینی داشته باشد در نظریه شماره... - 93/2/15 نیز اعلام نموده نامبرده (خانم ع. ه.ن.) قادر به اداره امور مالی خویش به طور مستقل نمیباشد متعاقب نظرات فوق در اظهارنظر شماره... - 93/5/25 متذکر شده با توجه به عقب ماندگی ذهنی در حد خفیف تا متوسط نامبرده سفیه محسوب میگردد و به دلیل افت شنوائی هر دو گوش و عقب ماندگی ذهنی و عدم امکان برقراری ارتباط در مجموع از کار افتاده جسمی محسوب میگردد و کمیسیون پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان یزد در نظریه شماره...- 93/2/17 پاسخ داده به علت عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط و نداشتن ارتباط اجتماعی مناسب نامبرده توانائی امور مالی خود را به تنهایی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمیباشد که صرف نظر از اینکه نظرات مرقوم خصوصا اظهار نظر کمیسیون پزشکی که متعاقب نظرات اداره پزشکی قانونی یزد و در مرحله تجدیدنظر اعلام شده مجموعا دلالتی بر حجر خانم ع. ه.ن. ندارد به فرض احراز حجر مشارالیها تاریخ شروع حجر تعیین نشده چه در گواهی شماره... 93/2/8 اداره پزشکی قانونی یزد قید شده نامبرده دچار افت شنوائی هر دو گوش (متصل به زمان صغر) میباشد که شعبه دوازدهم دادگاه عمومی یزد علیرغم تصریح مذکور و بدون توجه به اظهار نظر فوق الذکر افت شنوائی متصل به زمان صغررا تاریخ شروع حجر تشخیص و در دادنامه شماره --- - 93/6/2 شروع حجر را از زمان صغر به بعد تعیین کرده و مرجع تجدیدنظر یزد نیز درو مقام تایید آن برآمده بنا به مراتب چون اثر حجر از تاریخ وجود علت حجر مترتب میشود و تاریخ شروع حجر به شرحی که مذکور افتاد تعیین نگردیده دادنامه فرجامخواسته مخدوش تشخیص و مستندا به بند 2 و 3 و قسمت آخر بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض میشود و رسیدگی به استناد بند ج ماده 401 قانون مرقوم به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
رحمت الله سعیدی - حسن نقیب الحسینی