(1)- مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت (2)- رابطه شرط تنصیف دارایی و اجرت المثل ایام زوجیت

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/28
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: 1 -مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت منوط به انجام تشریفات عروسی نیست بلکه به صرف اینکه زوجه به امورخانه داری پرداخته و فراغت حال زوج را فراهم کند تا وی بیرون از منزل مشغول به کار شود و اموالی به دست آورد، رقابل مطالبه خواهد بود. 2 -در صورتی که شرایط لازم برای تحقق شرط تنصیف دارایی زوج فراهم باشد، دیگر ادعای اجرت المثل ایام زوجیت از ناحیه زوجه پذیرفته نیست. زیرا این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/05/21

خلاصه جریان پرونده

خواهان زوج آقای الف. ح. فرزند ب.الف. 24 ساله شغل آزاد طی دادخواست تقدیمی به ریاست دادگاه مجتمع قضایی شهید قدوسی قم پیوست رونوشت سندنکاحیه به طرفیت خوانده همسرش خانم ح. خ.م. فرزند غ. 26 ساله خانه دار محل اقامت زوجین شهرمقدس قم تقاضای صدور حکم طلاق نموده است و اظهار داشته با خوانده عقد بسته هستیم و زندگی مشترک را شروع نکرده ایم و در حین عقد بستگی متوجه شدم که هیچگونه تفاهم اخلاقی نداریم لذا شروع زندگی مشترک با چنین وضعی برایم غیرممکن شده است تقاضای طلاق خوانده را دارم و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه --- دادگاه خانواده قم مطرح و در جلسه اولیه دادگاه که طرفین حضور داشته اند خواهان اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست می‌باشد با این توضیح که نزدیک یک سال است با خوانده ازدواج کرده ام ولی در حال عقدبستگی هستیم هر چند به صورت غیررسمی رفاف و مواقعه انجام شده است اما فرزند نداریم و اکنون به علت عدم تفاهم اخلاقی می خواهم طلاقش را بدهم مهریه اش 14 عدد سکه است و خوانده اظهار داشته من قبول ندارم من شوهرم را دوست دارم و بهمین خاطر که دوستش دارم در محضر مهریه را که 14 سکه و 7/000/000 تومان بود 7/000/000 را به ایشان بذل نمودم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و هر یک از طرفین داور خودرا تعیین و در جلسه مشترک زوجه اظهار داشته اینجانب خانم ح. خ.م. همسر شرعی و قانونی آقای الف. ح. می باشم که فعلا در دوران عقدبستگی هستیم و اینجانب را به خانه خودش برده و چند روزی در خانه خودش نگهداری و با من نزدیکی نموده و مواقعه انجام شده و در این سه سال که عقدبسته هستیم می آمد در خانه ما و داماد سرخانه بود و نفقه آنچنانی به من نمی داد و الان مدت دو ماه است که مرا نبرده به خانه خودش من خودم با مادرم به خانه اش رفتیم و مادرم با مادرش راجع به قضیّه عروسی کردن صحبت کرد مادرش گفت تو برو خانه تان من با پسرم صحبت می کنم که من نرفتم در خانه مادرش ماندم وقتی که همسرم آمد و دید من در خانه اش می باشم به برادرم زنگ زد و گفت بیا خواهرت را تحویل بگیر و مرا با ماشین برد درب خانه مان و به برادرم گفت بیا خواهرت را تحویل بگیر من دوباره برگشتم به خانه همسرم و فعلا در خانه همسرم می باشم و کلیه کارهای همسرم را انجام می دهم ولی همسرم با من حرف نمی زند اینجانب به هیچ وجه خواهان طلاق نیستم و شوهرم بی جهت دادخواست طلاق داده است من شوهرم و زندگی خود را دوست دارم و زوج نیز اظهار داشته حدود سه سال است که با زوجه ازدواج دائم شرعی نموده ام مهریه همسرم تعداد 14 عدد سکه تمام بهار آزادی است فرزند مشترک نداریم به علت عدم تفاهم اخلاقی و اینکه از سوی ایشان و بستگانش مورد فحّاشی ناموسی و تهدید و افترا قرار گرفته ام اجبارا به خاطر اینکه ادامه زندگی مشترک برایم سخت و مشکل می‌باشد اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده ام و در خصوص حق و حقوق متعلقه به همسرم تابع قانون و تصمیم دادگاه می باشم و دادگاه پس از تحقیقات انجام شده ختم رسیدگی را اعلام و در دادنامه شماره --- - 93/9/10 در خصوص دادخواست آقای الف. ح. فرزند ب.الف. به طرفیت خوانده خانم ح. خ.م. فرزند غ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق با عنایت به محتویات پرونده سند ازدواج علقه زوجیت بین نامبردگان را محرز و چون سعی دادگاه و واحد مشاوره در اصلاح فیمابین موثر واقع نشد به استناد مواد قانونی که ذکر کرده گواهی عدم امکان سازش صادر نموده است تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق و پس از وقوع طلاق نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید به ترتیبی که در دادنامه ذکر شده است که از ناحیه زوجه خانم ح. خ.م. مورد اعتراض واقع شده و در دادخواست تجدیدنظر تقدیمی و لایحه پیوست تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان هم مطرح و پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات طرفین و اینکه زوجه مطالبه اجرت المثل و نیز حق تنصیف دارایی زوج که در ایام زندگی مشترک به دست آورده نموده است.در دادنامه شماره --- - 93/11/19 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ح. خ.م. به طرفیت آقای الف. ح. فرزند ب.الف. نسبت به دادنامه شماره --- - 93/9/10 صادره از شعبه هیجدهم دادگاه عمومی حقوقی قم نظر به اینکه تجدیدنظرخواه دلیل موجهی که سبب نقض دادنامه موصوف شود ارائه نموده است و در خصوص ادعای زوجه مبنی بر مطالبه اجرت المثل و تنصیف دارایی موضوع شرط ضمن عقد چون زوجین عقدبسته هستند و هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده اند و تعلق اجرت المثل به زوجه زمانی است که زوجین زندگی مشترک داشته باشند و زوجه در زندگی مشترک کارهائی که به عهده وی نبوده با شرایط تعلق اجرت المثل انجام داده باشدو همچنین است در تعلق حق تا نصف دارائی به زوجه بنابراین ادعای زوجه در این مورد تابعیت استماع ندارد و مردود اعلام می‌گردد و با توجه به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته بر اساس اصول دادرسی صادر شده لذا تایید می‌گردد النّهایه با توجه به اینکه زوجین از تاریخ 90/1/20 عقدبسته هستند و زوجه اعلام کرده زوج در این مدت نفقه او را نداده است در صورتی که او در تمکین همسرش بوده و زوج نیز دلیل و مدرکی که ثابت نماید نفقه معوّقه زوجه را پرداخت کرده ارائه نداده است بنابراین تجدیدنظرخواهی زوجه در این خصوص وارد است و زوج مکلف است نفقه معوقه زوجه را از تاریخ 90/1/20 تا زمان اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ دویست هزارتومان قبل از طلاق پرداخت نماید که از سوی زوجه نسبت به دادنامه دادگاه تجدیدنظر اعتراض و طیّ دادخواست و لایحه فرجامی تقدیمی نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر که اعلام داشته ادعای زوجه مبنی بر مطالبه اجرت المثل و حق تا تنصیف دارائی زوج چون زوجین عقد بسته هستند تعلق نمی گیرد فرجام خواهی نموده است و اظهار داشته این جانب بعد از عقد مدت سه سال با زوج زندگی مشترک داشته ایم لیکن این زندگی مشترک به مدت یک سال در منزل مادر بنده و مابقی در منزل پدر همسرم بوده است و در این مدت علاوه بر تمکین خاصّ و عام از ایشان امور مربوط به زندگی از قبیل آشپزی، خانه داری، شست و شو را نیز بدون قصد تبرع و به دستور شوهر انجام داده ام لذا خودش را مستحق اجرت المثل و نیز حق تا تنصیف دارائی زوجه که در ایام زندگی مشترک به دست آورده دانسته است و همینطور زوج در لایحه تقدیمی به ریاست محترم دیوان عالی کشور که ضمیمه پرونده گردیده نسبت به حکم دادگاه تجدیدنظر مبنی بر مکلف کردن زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه از تاریخ عقد 90/1/20 تا زمان اجرای صیغه طلاق ماهانه مبلغ دویست هزارتومان قبل از طلاق اعتراض و اظهار داشته که بنده زوجه را در منزل سکنی دادم و بالطّبع سکونت داشتن لازمه اش خوراک و پوشاک است که همه از جانب این جانب پرداخت شده فقط بابت هزینه درمانی وی 7 میلیون تومان پرداخته ام و دادگاه تجدیدنظر بدون در نظر گرفتن آن این جانب را مکلف به پرداخت نفقه کل این مدت را نموده است وانگهی طبق دادنامه شماره --- - 93/11/13 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی قم نسبت به نفقه معوقه از 92/7/1 تا زمان صدور حکم و اجرای آن و نیز نفقه جاریه حکم به الزام خوانده به پرداخت نفقه زوجه صادر کرده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه( 26 ) دیوان عالی کشور ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 93/11/19 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/11/28

خلاصه جریان پرونده

پیرو گزارش مشروح قبلی این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) خواهان زوج آقای الف. ح. فرزند ب.الف. 24 ساله طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم مجتمع قضایی شهید قدوسی قم به طرفیت خوانده همسرش خانم ح. خ.م. فرزند غ. 26 ساله محل اقامت زوجین شهر مقدس قم تقاضای صدور حکم طلاق نموده است و شعبه --- دادگاه خانواده قم پس از تحقیقات انجام شده از طرفین در دادنامه شماره --- - 93/9/10 در خصوص دادخواست مذکور با عنایت به محتویات پرونده و سند ازدواج علقه زوجیت بین نامبردگان را محرز و چون سعی دادگاه و واحد مشاوره در اصلاح ذات البین موثر واقع نشد به استناد مواد قانونی که ذکر کرده است گواهی عدم امکان سازش صادر نموده است که از ناحیه زوجه راجع به عدم تعیین اجرت المثل و حق تنصیف مورد اعتراض واقع شده لذا پرونده در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم مطرح و در دادنامه شماره --- - 93/11/19 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ح. خ.م. نسبت به دادنامه --- - 93/9/1 شعبه هجدهم دادگاه عمومی حقوقی قم نظر به اینکه تجدیدنظرخواه دلیل موجهی ارائه ننموده است و چون زوجین عقد بسته هستند و هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده اند لذا حق تا تنصیف دارایی و نیز اجرت المثل موضوع شرط ضمن عقد تعلق نگرفته است زیرا اجرت المثل مربوط به آنجایی است که زوجه در ایام زندگی مشترک کارهایی که به عهده اش نبوده انجام دهد لذا ادعای زوجه قابلیت استماع ندارد و در دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است لیکن با توجه به اینکه زوجین در تاریخ 90/1/20 صیغه عقد جاری کرده اند تجدیدنظر خواهی زوجه را در مورد نفقه وارد دانسته است و زوج را مکلف کرده نفقه معوقه زوجه را از تاریخ 90/1/20 تا زمان اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ دویست هزار تومان قبل از طلاق پرداخت نماید که از سوی زوجه راجع به قابل استماع ندانستن مطالبه اجرت المثل و حق تا تنصیف مورد اعتراض و طی دادخواست فرجامی فرجام خواهی نموده است کما اینکه از ناحیه زوج نیز راجع به میزان پرداخت نفقه معوقه مورد اعتراض واقع شده است لذا پرونده در نهایت در این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) مطرح و در دادنامه شماره....... اعتراض طرفین وارد دانسته است به شرح دادنامه و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده را به شعبه هم عرض ارجاع متعاقبا پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم مطرح و پس از تحقیقات مجدد در دادنامه شماره --- - 94/8/12 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ح. خ.م. با وکالت خانم م. ش. از دادنامه شماره --- - 93/9/10 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی قم که حسب آن نسبت به دعوی(زوج) آقای الف. ح. به طرفیت تجدیدنظرخواه مذکور به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و اذن در طلاق رجعی اتخاذ تصمیم گردیده و مهریه 14 عدد سکه تمام بهارآزادی ونفقه ایام عده هر ماه 200 هزارتومان می‌باشد که پس از اعتراض زوجه شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم در دادنامه شماره --- - 93/11/19 دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اضافه کردن پرداخت نفقه زوجه از تاریخ 90/1/20 تا زمان اجرای صیغه طلاق هر ماه 200 هزار تومان مورد تایید قرار داده که پس از فرجام خواهی پرونده در شعبه --- دیوان عالی کشور مطرح و در دادنامه...... رای شعبه اول هم در قسمت تعیین نفقه برای زوجه و هم در قسمت عدم تعلق اجرت المثل و بیحقی راجع به تا تنصیف دارایی نقض گردیده است و در نهایت پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم مطرح و در دادنامه شماره --- - 94/8/14 و با توجه به بررسی های معموله و اینکه راجع به تعلق نفقه زوجه ادعایی ندارد فقط اجرت المثل ایام زندگی مشترک را و تنصیف دارایی را خواستار شده و حسب اظهارات طرفین هنوز زندگی مشترک را شروع ننموده‌اند و زوج مدعی است در منزل زوجه رفت و آمد داشته نه به طور دائم و زوجه اش نیز به منزل زوج میرفته به همین نحو که گواهی مادر زوجه بر این معنی است و راجع به کارهای مورد ادّعا زوجه که غذاپختن و لباس شویی است هیچ دستوری نمیداده بلکه مادر خانمش این کارها را می کرده که با این وصف واینکه در حال زندگی مشترک بعد از عروسی نبوده و اجرت المثل و یا نحله تعلق نمی گیرد ضمن اینکه شرط تنصیف دارایی که امور مالی تحقق پیدا کرده ادعا اجرت المثل مسموع نیست و جمع بین این دو موجه نمی‌باشد و نسبت به تعلق نصف دارایی هم گذشته از اینکه معلوم نیست آنچه را که زوج قبول کرده دارد در چه زمانی به دست آورده چون تا سه سال با هم صلح بوده اند و رفت و آمد داشته اند از سال 90 تا 93 چون زندگی مشترک نداشته اند و در حال عقدبستگی بوده ظاهرا از اول طبق محتویات پرونده بدوی اختلاف داشته اند استحقاق زوجه محرز نیست و بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی با ردّ دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه با تعیین مبلغ دومیلیون تومان به عنوان نحله برای زوجه تایید می‌شود که از ناحیه زوجه مورد اعتراض و طی دادخواست فرجامی فرجام خواهی نموده است و فرجام خوانده نیز لایحه ای در پاسخ از دادخواست فرجامی تقدیم و ضمیمه پرونده گردیده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به جهت سابقه پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 94/8/14 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی زوجه خانم ح. خ.م. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که در آن ادعای زوجه را مبنی بر مطالبه اجرت المثل کارهایی را که در ایام زندگی مشترک انجام داده و نیز مبنی برمطالبه حق تا تنصیف دارایی موجود زوج را که در ایام زندگی مشترک به دست آورده است مردود اعلام نموده است با این استدلال که زوجین عقدبسته هستند و هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده اند ظاهرا اعتراض وارد است زیرا طبق موازین شرعی به طور کلّی اگر کسی از شخصی بخواهد کاری را انجام دهد و او نیز آن را بدون قصد تبرع انجام دهد مستحق اجرت المثل می‌باشد حضرت امام ره در جلد اول تحریرالوسیله کتاب الاجاره مسئله 36 می فرماید لو طلب من شخص ان یعمل له عملا فعمل استحق علیه اجرت مثل عمله(الی آخره) و همینطور است ماده 336 قانون مدنی و در تبصره الحاقی 81/5/9 زوجه را نیز یکی از مصادیق آن ذکر کرده است بنابراین استحقاق اجرت المثل منوط به عروسی زوجین نمی‌باشد وانگهی زوج طبق محتویات پرونده مدت یک سال در خانه پدر زوجه بوده و بعد از آن نیز در خانه پدر زوج و زوجه می گوید در این مدت شُست و شو و پخت و پز را انجام داده و قصد تبرع نیز نداشته است و خود زوج راجع به محکومیتش به نفقه اعتراض نموده و گفته بنده زوجه را در منزل سکنی دادم و بالطبع لازمه اش خوراک و پوشاک نیز پرداخت شده بنابراین ظاهر قضیه آن است که در طول مدت که زوجه تمکین عام و خاصّ داشته کارهای مربوطه را انجام داده و می گوید قصد تبرع نداشته و قهرا مستحق اجرت المثل خواهد بود کما اینکه موضوع شرط بند الف ضمن العقد نیز منوط به انجام تشریفات عروسی نیست بلکه مربوط به دارایی خود زوج است که در ایام زندگی مشترک به دست آورده است به لحاظ اینکه زوجه در منزل کارهای منزل را انجام داده و فراغت حال زوج را فراهم کرده تا زوج در بیرون از منزل با فراغت بال مشغول به کار شود و در موضوع پرونده در مدتی که با هم بوده اند محقق شده است و ا ز طرف دیگر دادگاه محترم زوج را مکلف نموده که نفقه معوقه زوجه را از تاریخ 90/1/20 تا زمان اجرای صیغه طلاق پرداخت کند که مورد اعتراض زوج واقع شده و ظاهرا اعتراض وی نیز وارد است زیرا زوجه در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی قم همانطور که ذکر شد طرح دعوای مطالبه نفقه از تاریخ 93/7/1 نموده و شعبه مذکور زوج را محکوم به پرداخت نفقه از تاریخ صدور حکم و اجرای آن نموده است بنابراین اولا حکم دادگاه محترم تجدیدنظر مبنی بر پرداخت نفقه نسبت به مدت مذکور لغو و تحصیل حاصل است و نسبت به قبل از مدت مذکور نیز بلاوجه است زیرا خود زوجه نفقه معوقه اش در شعبه --- دادگاه از تاریخ 92/7/1 ذکر کرده زیرا قبل از تاریخ مذکور با هم زندگی مشترک داشته اند و زوج خوراک و پوشاک و مسکن وی را تامین کرده است به هر تقدیر اعتراض از ناحیه طرفین وارد است و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده به شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر ارجاع می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون

رضا انصاری - محمد ربّانی نژاد

رای شعبه

در خصوص اعتراض فرجام خواهی زوجه خانم ح. خ.م. به طرفیت زوج آقای الف. ح. نسبت به دادنامه شماره فوق صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم با توجه به محتویات پرونده و نظر به اینکه اعتر اض فرجام خواه با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م قابل انطباق نمی‌باشد و وارد نیست فلذا ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده به استناد ماده 396 از قانون فوق الاشعار به دادگاه محترم صادر کننده رای عودت می یابد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون

رضا انصاری - محمد ربّانی نژاد

منبع