شکایت از تصرف عدوانی در زمین کشاورزی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1399/04/19
برگزار شده توسط: استان کردستان/ شهر قروه

موضوع

شکایت از تصرف عدوانی در زمین کشاورزی

پرسش

اقای (الف) علیه آقای (ب) شکایتی مبنی بر تصرف عدوانی (با این توضیح که مشتکی‌عنه اقدام به تصرف هفت هکتار زمین کشاورزی نموده و حال مانع از برداشت محصول گندم می‌گردد)، مطرح نموده و به لحاظ اینکه فصل برداشت گندم می‌باشد، درخواست صدور دستور موقت مبنی بر برداشت گندم با حضور مامورین نموده تا مشتکی‌عنه برای وی ایجاد مزاحمت نکند. دادرس شعبه کیفری (پرونده در بخش می‌باشد) اقدام به صدور دستور موقت نموده. بعد از صدور دستور موقت و قبل از اجرای آن، مشتکی‌عنه به شعبه مراجعه می‌نماید و ضمن تقدیم لایحه اعتراض توضیح می‌دهد: بنده ده ساله این هفت هکتار زمین کشاورزی را از آقای (ج) اجاره نمودم و طبق عرف محل به مدت نه سال کشت و کار داشتم تا اینکه در سال آخر اجاره، موجر به وی مراجعه و عنوان داشت قصد فروش هفت هکتار را دارم. پیشنهاد فروش به خود مستأجر می‌دهد و ایشان نیز از مالک اصلی هفت هکتار را خریداری می‌نماید و بعد از معامله آقای (ج) اقدام به اجاره همان زمین به آقای (الف) نمود و آقای (الف) هم اقدام به بذر پاشی در زمین مورد اجاره می‌نماید. سپس کاشف به عمل می‌آید که هم آقای (الف) و هم آقای (ب) بر زمین متنازع‌فیه بذرپاشی نمودند. منتهای مراتب آنچه مسلم است تمام مقدمات اعم از شخم زدن و دیسک توسط آقای (ب) انجام شده است و نسبت به اینکه کدام یک ابتدا بذر پاشیدند، اختلاف است.
حال سوال این است که آیا بعد از اینکه برای مقام قضائی مسجل شده که توسط هر دو طرفین بذر بر زمین پاشیده شده و در دستور موقت هم با این تصور که بذر برای شاکی است و طبق قاعده فقهی «الزرع للزارع و لو کان غاصباً» دستور داده شده است که با نظارت مرجع انتظامی، شاکی گندم را برداشت نماید. آیا دادرس می‌تواند از دستور موقت عدول نماید یا باید دستور موقت اجرا گردد؟

نظر هیئت عالی

دستور توقف عملیات متجاوز که مربوط به جلوگیری از ادامه عملیات متصرف عدوانی می‌باشد قابل صدور است که البته این دستور توقف متفاوت با دستور موقت مذکور در قانون آیین دادرسی مدنی است. نظر به ینکه این تصمیم به لحاظ ماهیتی نبودن قابل عدول میباشد دستور دهنده چنانچه متوجه شود که دستور توقف عملیات وفق قانون نبوده می‌تواند از آن عبور کند.

نظر اکثریت

با توجه به اینکه دستور موقت صادر شده است می‌بایست طبق دستور موقت، گندم برداشت گردد. اما با توجه به اینکه بذر متعلق به هر دو است، محصول برداشت شده با توافق طرفین به یکی از آنها به‌عنوان امین تحویل می‌گردد والا دادگاه محصول را به امینی که خود تعیین می‌کند، می‌سپارد تا بعد از رسیدگی و مشخص شدن قضیه، تصمیم مقتضی اتخاذ گردد. آقای ب می‌تواند بعداً مطالبه اجرت‌المثل و خسارت وارده را از دادگاه نماید.

نظر اقلیت

نظر به اینکه بعد از صدور دستور موقت مشخص شده که بذر توسط هر دو طرف پرونده داخل زمین کشاورزی کاشت شده است و تقدم و تاخر آن مشخص نیست و از آنجا که دستور موقت نه حکم است نه قرار و قابل عدول است و از طرفی طبق قاعده فقهی «الزرع لزارع...» و مراد از زارع در عرف کسی است که از بدو کاشت تا برداشت، تمام مراحل را انجام بدهد و با توجه به اینکه آقای (ب) مقدمات کشت از جمله شخم، دیسک و آماده‌سازی برای کشت و بعد از کاشت، کودپاشی را انجام داد و حتی بذر هم کاشت نموده زارع به معنای واقعی است اما آقای الف صرفاً بذر را کاشت نموده اما مقدمات کاشت را انجام نداده و در این صورت به وی زارع صدق نمی‌کند. در نتیجه مشمول قاعده مذکور نمی‌گردد و مورد حمایت قانونگذار نمی‌شود. در مورد سوال موضوع نشست با توجه به اینکه مشخص شده هر دو طرف پرونده اقدام به بذرپاشی نمودند اما مشتکی‌عنه مقدمات کشت زمین را فراهم نموده لذا آقای الف، زارع محسوب نمی‌گردد و دادگاه باید از دستور موقت عدول نماید و با توجه به صدق زارع به آقای ب، ایشان حق برداشت محصول را دارد و آقای الف به علت اینکه اقدام علیه خود نموده است نمی‌تواند بابت بذر کاشت شده، مطالبه خسارت نماید.

منبع