تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/09
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورت اثبات ارتکاب قتل به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول، قصاص ساقط میشود و نیازی به اثبات مهدورالدم بودن مقتول نیست.
پیرو گزارش دادنامه شماره --- - 1392/09/10 این شعبه دیوانعالیکشور 1 - آقای ن.ر. به اتهام قتل عمدی مرحوم ع.چ. و مشارکت در جنایت بر مرده 2 - خانم ف.الف. به اتهام معاونت در قتل مزبور 3 - آقای ح.الف. به اتهام مشارکت در جنایت بر مرده تحت تعقیب قرار گرفتند؛ متهم ردیف اول با اقرار به قتل اعلام نمودهاست: مقتول برای همسرم ایجاد مزاحمت میکرده است. خانم ف. نیز اعلام نمودهاست: به درخواست شوهرم مقتول را به منزل (محل حادثه) کشاندم، ولی بنا نبود او را به قتل برساند و آقای ح.الف. نیز اعلام نمود: مقداری چوب هیزم برایش آماده کردم، لیکن با تهدید و اجبار از سوی متهم ردیف اول بوده است. شعبه اول دادگاه کیفری استان...طی دادنامه شماره --- - 1391/12/05 با احراز موضوع متهم ردیف اول را به قصاص نفس و پرداخت دیه محکوم نموده و خانم ف. را از اتهام زنا و معاونت در قتل تبرئه کرده، کما اینکه آقای ح.الف. را نیز به لحاظ پذیرش اکراهی بودن عمل وی (آوردن هیزم جهت سوزاندن جسد) از اتهام مشارکت در جنایت بر میت تبرئه کرده است، با تجدیدنظرخواهی طرفین این شعبه دیوانعالیکشور طی دادنامه تجدیدنظرخواسته موضوع اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن مقتول را مطرح و رای صادره را نقض، پرونده را به شعبه همعرض ارجاع نموده، این بار شعبه --- دادگاه کیفری استان... به موضوع رسیدگی نموده و با استناد به اقرار متهم به قتل عمدی و به آتش کشیدن جسد و عدم اقامه دلیل بر اثبات مهدورالدم بودن مقتول و تکذیب رابطه نامشروع از سوی همسر متهم و اینکه دلیلی بر مهدورالدم بودن وجود ندارد، انتساب قتل عمدی به متهم و جنایت بر میت را احراز نموده و رای قصاص نفس و پرداخت دیه محکوم نموده و عمل خانم ف. را ناشی از اکراه شوهرش دانسته و اینکه وی از نیت و هدف شوهرش اطلاع نداشته، رای بر برائت وی صادر نمودهاست و پرونده با تجدیدنظرخواهی محکومٌعلیه و اولیایدم به این شعبه دیوانعالیکشور ارجاع و با قرائت گزارش آقای رزاقی و ملاحظه نظریه آقای حاتمی دادیار دادسرای دیوانعالیکشور مبنی بر تایید حکم قصاص و نقض برائت خانم ف. و لزوم اظهارنظر نسبت به آقای ح.الف. به شرح آتی اقدام به صدور رای میگردد:
با توجه به اینکه دادگاه محترم در خصوص عدم پذیرش دفاع متهم ن.ر. و عدم ترتب موضوع اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول، تاکید بر آن نمودهاست که متهم نتوانسته است مهدورالدم بودن مقتول را اثبات نماید و دلیلی بر مهدورالدم بودن مقتول وجود ندار،د در حالی که رفع حکم قصاص ضرورتا به اثبات مهدورالدم بودن مقتول نیاز ندارد، بلکه آنچه که رافع حکم قصاص است اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن مقتول است و دادگاه محترم توجهی به این نکته نکرده و استدلالی در این خصوص ارائه نکرده است. از سوی دیگر دادگاه محترم در تبرئه خانم ف.الف. به تکذیب رابطه نامشروع و اجبار در آوردن مقتول به محل قتل تمسک نمودهاست که موید صحت حکم برائت وی از بزه زنا میباشد و این در حالی است که انتفاء رابطه نامشروع و تشکیک در انگیزه آوردن مقتول به نیل قتل موید تبانی متهم و همسرش برای آوردن مقتول به محل قتل میباشد که دادگاه محترم موضوع انگیزه اجبار احتمالی از سوی زوج برای دعوت مقتول از سوی زوجه تحلیلی ارائه نداده است، کما اینکه با تصریح متهم ح.الف. به آوردن جمعآوری هیزم (برای آتش زدن جسد) که در دادنامه منقوضی سابق رای برائت وی صادر شده بود، در این مرحله از دادرسی مورد توجه قرار نگرفته است که با نقض کلی رای اطراف و توابع آن نیز منقوض بوده و میبایست در این مرحله نسبت به مشارکت آقای ح.الف. در سوزاندن جسد یا معاونت وی در این عمل نیز رسیدگی گردد؛ لذا در مجموع دادرسی ناقص تشخیص، مستندا به بند 2 شق (ب) ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری، ضمن نقض رای صادره، پرونده جهت رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
مرتضی فاضل - عزیزالله رزاقی