تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: شرط قصاص افراد بالغ کمتر از 18 سال احراز رشد و کمال عقل مرتکب و نیز درک ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن است.
در این پرونده آقای ع.ج. متولد 1374 ، با وکالت تعیینی آقای ن.ر. به اتهام قتل عمدی مرحوم م.ط. موضوع شکوائیه اولیای دم مرحوم تحت تعقیب قرار گرفته است. به این توضیح که در تاریخ 1391/09/12 در پی اعلام خبر از پلیس 110 مبنی بر چاقوکشی... مامورین به محل مراجعه مینمایند. شخصی به هویت ب.ط. به مامورین اظهار میدارد: شخصی به نام ع.ج.، 21 ساله، به علت خصومت قبلی با پسر عموی وی به نام م.ط. درگیر شده و در اثر ضربه چاقوی ع.ج.، پسر عمویش مجروح شده و ضارب از محل متواری و مصدوم با خودرو پراید عبوری به بیمارستان انتقال میگردد که به علت شدت جراحات وارده فوت نموده است. از م.ص. به عنوان مطلع تحقیق شده است، وی اظهار داشته: من با موتور وی (ع.ج.) را در کوچه پیاده کردم او با م. درگیر شد. نفهمیدم با چاقو وی را زد و فقط آمد سوار موتور من شد و گفت حرکت کن و من هم آمدم سر کوچه، وی را رساندم. م. (ش.) هم با وی بوده است. برادر مقتول به نام ف.ط. اعلام شکایت نموده و گفته است پدر و مادرش پیر و در شهرستان... سکونت دارند. در نتیجه پیگیریهای پلیس آگاهی در تاریخ 1391/09/13 در حالی که متهم ع.ج. در منزلی واقع در... مخفی شده بود، دستگیر میشود. وی در نزد مامورین اظهار داشته: مقتول را از قبل به علت مزاحمت که برای خواهرش ایجاد کرده بود میشناخته و خصومت داشته است و شب گذشته با یک قبضه کارد آشپزخانه یک ضربه به پشت مقتول زده است و سپس متواری شده است. آقای ف.ط. که در صحنه وقوع جنایت حضور داشته بیان نموده: من به اتفاق پسر عمویم م.ط. پیاده به نانوایی میرفتیم که یک دستگاه موتورسیکلت که دارای سه نفر ترکنشین بودند که یکی از آنها ع.ج. بود. پیاده شد و به طرف م.ط. رفت و گفت چرا فحش دادهای؟ پس از آن ع.ج. یک قبضه چاقو بیرون آورد و م.ط. چند قدم فرار کرد و ع.ج. با چاقو از پشت یک ضربه وارد نمود. من به سمت منزل آمدم و بچهها را خبر کردم. ع. سوار موتور شد و فرار کرد. م. هنوز روی زمین افتاده بود که وی را به بیمارستان انتقال دادیم. در بیمارستان فوت کرد. پزشک معتمد دادگستری در گزارش معاینه جسد اعلام نموده خلف قفسه سینه در سمت راست یک جراحت عمیق با خون ریزی زیاد مشاهده و لمس شد. علت دقیق فوت منوط به انجام کالبد گشایی میباشد. از متهم ع.ج.، متولد 1374 ، توسط بازپرس شعبه اول بازجویی و وی مجددا اقرار به زدن مقتول با چاقو نموده است. در ادامه حین بازجویی اظهار داشته: من قبول دارم یک ضربه چاقو به او زدم. از پشت زدم. نمیخواستم کشته شود. حتی میخواستم توی دستش بزنم، یک لحظه آن هم چاقو را درآورد، چرخید، چاقو به پشت او خورد. در تاریخ 1391/09/18 مجددا از متهم در اداره آگاهی بازجویی شده و در این مرحله نیز اقرار به زدن مقتول با چاقو کرده است. پزشکی قانونی در معاینه از جسد علت فوت مقتول را اصابت جسم نوک تیز و برنده اعلام نموده است. آقای ع.ط. پدر مقتول تقاضای قصاص متهم را نموده است. شورای حل اختلاف.... گواهی نموده که مقتول حینالفوت دو وارث به نامهای ع.ط. پدر مقتول و پ.ع. مادر مقتول داشته است. پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان... ارسال میشود. تصویر صفحه اول شناسنامه متهم حاکی است که وی متولد 1374/03/29 میباشد. در تاریخ 1392/05/13 کانون اصلاح و تربیت به علت این که سن متهم موصوف بالای 18 سال میباشد، جهت تحمل کیفر به اداره زندان... اعزام مینماید. به تاریخ 1392/09/25 شعبه اول دادگاه کیفری تشکیل جلسه داده است. در این جلسه متهم ادعا نموده که وقتی با مرحوم گلاویز شدم مرحوم گلوی مرا گرفت و به دیوار چسباند و من هم گلوی وی را گرفته بودم. م.ش. (ش.) پشت سر مرحوم بود و چاقو دست م.ش. بود که دیدم مرحوم دست و پایش شل شد و آنها فرار کردند. من هم ترسیدم. رفتم داخل جنگل آنها را پیدا کردم. به م.ش. گفتم که چرا چنین کردی؟ گفت به خاطر تو بود. تو زیر 18 سال هستی قانون با تو کاری ندارد. مرا تهدید کرد که اگر اسمی از من ببری خانوادهات را میکشم. آقای ب.ط. پسر عموی مقتول در این جلسه اظهار نموده: وقتی به سر مضروب رسیدم، گفته چه شده است. او هنوز زنده بود. گفت ع. مرا زده است. سپس ف.ط. پسر عموی دیگر مقتول که در هنگام درگیری همراه مقتول بوده، اظهارات قبلیاش در مرحله تحقیق را تکرار و گفته است: متهم ع. با چاقو چند ضربه به سمت سر ع. انداخت و با چاقو به طرف او حمله میکرد و او خودش را کشید عقب و از زیر دست ع. در رفت و با هم فرار کردیم به سمت خیابان که دوباره آمدند دنبال ما و یک صد متری رفتیم دوباره به ما رسیدند من چند متری از پسر عمویم جلوتر بودم موتور که آمد جلو او را گرفت و مرحوم خواست که دوباره فرار کند که ع. از پشت با چاقو به وی حمله کرد و با چاقو از پشت وی را مجروح کرد و من رفتم به برادرم و چند نفر دیگر خبر دادم. دادگاه سپس اظهارات م.ص. را برای متهم قرائت میکند. وی اظهار داشته: وی فامیل م.ش. است، از کجا معلوم که با وی نساخته است؟! وکیل مدافع متهم در دفاع از موکل خود بیان نموده حسب اظهارات موکل قتل را م.ش. مرتکب شده است که فردی شرور و دارای سوابق متعدد میباشد و اقاریر موکلش را عندالحاکم ندانسته است. سپس دادگاه دستور جلسه رسیدگی فوقالعاده با حضور م.ش. را اعلام مینماید. به تاریخ 1392/02/10 جلسه دوم دادگاه برگزار میشود. در این جلسه با توجه به ادعای وکیل اولیای دم مبنی بر این که متهم ع.ج. دارای سابقه کیفری ایراد جرح عمدی با چاقو است از متهم سئوال میشود، وی پاسخ داده: اظهارات وکیل اولیای دم را مبنی بر محکومیت در پرونده دیگری... به اتهام ایراد جرح عمدی با چاقو را قبول دارم. اما قتل عمدی م.ط. را قبول ندارم و مدعی شده است که م.ش. چاقو دستش بود و اقرار خود را حاصل تهدید م.ش. داشته است. سپس دادگاه از م.ش. که تحتالحفظ از زندان به جلسه دادگاه دعوت شده است میخواهد که پاسخ خود را درباره اظهارات متهم ع.ج. بگوید، وی اظهار داشته: ع.ج. از روزی که با خانواده مقتول دعوا کرده بود با من آشنا شد و گفت: پسرها مزاحم خواهرم شدند و من یکی از آنها را با چاقو زدهام. گفت که از من شاکی شدهاند، من میآیم دنبال شما و همراه شما متواری میشوم. من این را دنبال خود نمیبردم. در حد و اندازه ما نبود. شب واقعه قتل، من خانه مادربزرگم بودم. به من زنگ زد. گفتم بیا در خانه مادربزرگم. آن شب آمد و گفت یک پسر دیگر را زدم و چاقو هم دستش بود. دست از سر ما نمیکشید و همراه من میآمد. آن شب با من بود تا فردا صبح. من سر صحنه قتل نبودم. به دلیل این که تحت تعقیب بودم اصلا جرات نمیکردم سر خیابان بروم و آن شب به من زنگ زدند که این قتل کرده است. من این را صبح رها کردم و رفتم و شب با هم داخل کوه بودیم و در یک اتاق بغل کوه خوابیدیم. چاقوی وی خونی بود. چاقو را پرتاب کرد بالای پشت بام خانهی یکی از همسایهها آن سمت خیابان. پس از اعلام ختم دادرسی، دادگاه به موجب دادنامه صادره و استدلالهای به عمل آورده و تقاضای اولیای دم مرحوم مبنی بر قصاص متهم و تحقیقات معموله و گواهی پزشکی قانونی و اقاریر اولیه متهم و مواجهه حضوری متهم با م.ش. و مطلعین به شرح منعکس در پرونده و مدافعات بیوجه متهم و عدم دفاع موثر وکیل وی، دادگاه به اتفاق آراء علم و یقین حاصل مینماید که متهم ع.ج. مرتکب قتل عمدی م.ط. شده است و لذا وی را به یک بار قصاص نفس محکوم مینماید. متهم ع.ج. در مهلت مقرر قانونی به حکم محکومیت خود اعتراض و درخواست تجدیدنظر نموده است. پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ج. نسبت به دادنامه شماره --- - 93 - 1393/02/20 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان... نظر به گزارش مامورین انتظامی و تحقیق از مطلعین و اقاریر اولیه متهم ع.ج. در نزد پلیس آگاهی و بازپرس پرونده و نظریه پزشکی قانونی و انکار بلا وجه متهم و وکیل مدافع ایشان در مرحله دادرسی و اظهارات ب.ط. در دادگاه مبنی بر این که وقتی بر سر مضروب رسید هنوز زنده بود و به او گفت که ع. مرا زده است و نیز اظهارات شاهد عینی ف.ط. که در هنگام درگیری همراه مقتول بوده و سایر قرائن منعکس در دادنامه، لذا حصول علم و یقین برای اعضای هیات حاکمه دادگاه از لحاظ انتساب جرم ارتکابی به متهم موصوف وفق موازین قضایی تلقی میشود، لیکن با توجه به ماده 91 قانون جدید مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 که به نفع متهم میباشد و قانونگذار در مورد افراد بالغ کمتر از هجده سال که مرتکب جرم موجب قصاص شدهاند، صدور حکم قصاص را منوط به احراز رشد و کمال عقل مرتکب و همچنین درک ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن دانسته است. لذا به لحاظ وجود این شبهات و عدم تحقیق محلی و لزوم و اخذ نظریه پزشکی قانونی، پرونده تجدیدنظر خواسته با استناد به بند 2 از شق (ب) ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه اول دادگاه کیفری استان... اعاده میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
علی شوشتری - هادی احتشامی