تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که متهم در جریان رسیدگی به شهادت شهود استناد نماید، دادگاه مکلف است به دلیل او رسیدگی کرده و از شهود موردنظر تحقیق لازم به عمل آورد.
برابر گزارش مورخ 1391/09/16 پلیس اطلاعات و امنیت... عنوان دادستان عمومی و انقلاب فردی به نام د.الف. به واحد گشت انتظامی مراجعه و اعلام داشته آقای ع.ع. با نوهاش به نام ح.الف. 13 ساله، در تاریخ 1391/09/15 لواط به عنف کرده. مامورین گشت پس از هماهنگی با دادیار کشیک، متهم را دستگیر و به کلانتری انتقال[داده]، از ح.الف. با حضور پدرش در حالی که به شدت گریه میکرده تحقیق[به عمل آمده است]، اظهار داشته: متهم در ساعت 10/5 صبح من را به بیرون از روستا کشاند و سپس دستهایم را گرفت. با لگد زیر پایم زد و به زور عمل لواط انجام داد، به نحوی که احساس درد کردم، ولی منی یا هر نوع مایعی از وی بر روی بدن من نریخت. که وی با متهم مواجهه حضوری داده شده و متهم به کل منکر موضوع بوده و اظهار میدارد: من مرتکب لواط با شاکی نشدهام. مجنیٌعلیه به پزشکی قانونی معرفی شده که پاسخ واصله حاکی از آناست که در تاریخ 1391/09/16 ساعت 12 ظهر از ناحیه مقعد نامبرده معاینه به عمل آمده، عضله تنگ کننده مقعد در حالت طبیعی است. آثار فشار یا دخول جسم سخت مشهود نیست. لازم به ذکر است در صورت گذشت زمان یا تماس سطحی ممکن است در معاینه ظاهری پزشک علائمی مشاهده نگردد و لازم به ذکر است که از مجنیٌعلیه در تاریخ 1391/09/15 در شبکه بهداشت و درمان... نیز معاینه به عمل آمده و آثاری را در معاینه از مقعد وی ملاحظه و منعکس کردهاند. پس از وصول گزارش به دادسرا، رسیدگی به موضوع به شعبه بازپرسی دادسرای... ارجاع گردیده، آقای بازپرس از متهم تحقیق و اتهام تهدید شاکی و آدمربائی از طریق بردن شاکی به بیرون از روستا را به وی تفهیم، وی شکایت شاکی را دروغ[گو] دانسته و اظهار داشته: من کار بد با او نکردهام. ساعت 10/5 صبح از خواب بیدار شدم و دائیام به من گفت برو هندل موتور را درست کن که من گفتم: امروز روز من نیست. رفتم جای دیگر و شاهد دارم. آقای بازپرس در مورد اتهامات متهم از جمله تهدید و آدمربائی، به لحاظ عدم کفایت دلیل، قرار منع تعقیب صادر، در خصوص اتهام وی دایر به ارتکاب لواط، قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاههای کیفری استان... صادر نموده که به موافقت مقام اظهارنظر دادسرا رسیده و متعاقب آن پرونده در شعبه --- دادگاه کیفری استان... مطرح شده و دادگاه مرقوم در تاریخ 1391/09/20 از متهم تحقیق و اتهام ارتکاب لواط با ح.الف. را بهوی تفهیم نموده. اظهار داشته: اتهام کذب است و قبول ندارم. پدربزرگ این بچه مواد فروش بود و من یک بار رفتم روی پشت بام آنتن درست کنم که مامورین ریخته و آنها را گرفته و آنها فکر کردند که من آنها را لو دادهام، با من لج کردهاند. من سه تا شاهد دارم که آن روز از ساعت 10 صبح که رفتم، تا ساعت 9 شب در روستا نبودم و شاکی پسر خالهام میباشد. دادگاه قرار کفالت به وجهالکفاله مبلغ دویست میلیون ریال در مورد متهم صادر نموده که به لحاظ عجز از معرفی کفیل، بازداشت شده است که متعاقبا متهم به جای معرفی کفیل، وثیقه سپرده و با صدور قرار قبولی آن آزاد شده است.( 1391/09/22 ) پس از آن خانم ش.ش. وکالت متهم را عهدهدار شده، دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار طرفین را داده است که جلسه مقرر در تاریخ 1392/04/01 با حضور نماینده دادستان و آقای ع.الف. ولی طفل مجنیٌعلیه و خود طفل(آقای ح.الف.) و متهم ع.ع. و وکیل وی خانم ش.ش. تشکیل گردیده. دادگاه اظهارات شاکی، مجنیٌعلیه و متهم را استماع و اتهام ارتکاب لواط با ح.الف. را به متهم تفهیم و دفاع و آخرین دفاع وی را اخذ نموده و نیز دفاعیات وکیل متهم را استماع و سرانجام به شرح دادنامه شماره --- - 1392/04/10 با اکثریت آراء ( 3 نفر) به صدور رای مبادرت نمودهاند و با استدلالات منعکس در رای، جرم را در حد لواط تفخیذی محرز دانسته و به استناد مواد 233 و 235 و 236 و ماده 211 و تبصره ذیل آن از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 وی را به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی بابت تفخیذ محکوم مینماید؛ لیکن در خصوص اتهام متهم دایر به لواط ایقابی، به علت عدم وجود دلیل کافی و انکار متهم و حاکمیت اصل برائت و اقتضاء «قاعده درا»، جرم را محرز ندانسته، رای بر برائت وی صادر و اعلام میدارند. اقلیت اعضاء دادگاه (دو نفر) اظهار عقیده بر برائت متهم (از اتهام تفخیذ نیز) نمودهاند. پس از صدور و ابلاغ رای مزبور به طرفین، محکومٌعلیه تجدیدنظرخواهی نموده و پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی نامبرده به دیوان عالی کشور ارسال گردیده است که حسبالارجاع در این شعبه مطرح و اینک رسیدگی به درخواست مطروحه در دستور کار شعبه قرار گرفته. مفاد لایحه تجدیدنظر خواه حین شور قرائت میگردد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ع. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان... که مشعر است به محکومیت وی به اتهام ارتکاب تفخیذ به تحمل یکصد تازیانه حد تفخیذ، نظر به اینکه اقتضاء داشت دادگاه محترم با توجه به استناد متهم به شهادت شهود که مکررا در جریان رسیدگی پرونده به شهادت آنان استناد نموده، از شهود نامبرده تحقیق لازم به عمل میآورد (برگهای 5 و 13 و 22 و 42 پرونده) و نیز با توجه به مغایرت در گواهی پزشکی شبکه بهداشت و درمان... و گواهی پزشکی قانونی (برگ های 16 و 17 پرونده)، لازم بود علت مغایرت و توضیح لازم را از پزشکی قانونی مربوطه سوال و اخذ مینمود و نیز در خصوص وضعیت اخلاقی متهم نیز، محسوس و غیرمحسوس تحقیق و بررسی میگردید. (هر چند که این امر مورد توجه بازپرس به شرح برگ 15 پرونده قرار گرفته، لیکن پاسخی در این زمینه واصل نشده و ضمیمه نگردیده است.) و سپس به صدور رای مبادرت مینمودند. در نتیجه تجدیدنظرخواهی وارد است و رای معترضٌعنه مستندا به بند 2 قسمت (ب) ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، به لحاظ نقص تحقیقات، نقض و رسیدگی مجدد را به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع مینماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
محمدعلی کریم پور - عبدالغفور دری