تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوای نفی نسب، با وجود سند رسمی (شناسنامه) نوبت به آزمایش دی ان ای نمی رسد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هجدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/03/10 - 10 : 54 قاضی: حسین جان طالبی قاضی: سعید عمرانی قاضی: علی شمس
خلاصه جریان پرونده
به حکایت محتویات پرونده آقای الف. ب.ت.ک. فرزند ع. در تاریخ 90/5/5 دادخواستی را به خواسته صدور حکم نفی نسب به شرح دادخواست به طرفیت ق. ن.س. فرزند م. و اداره ثبت احوال هریس تقدیم محضر دادگاه عمومی بخشی خواجه نموده است و در توضیح خواسته در متن دادخواست اعلام نموده است مرحومه خورده خانم بخشی فوت نموده است و اینجانب تنها ورثه آن مرحوم هستم این در حالی است که در سوابق ثبت احوال خوانده به عنوان پسر آن مرحومه قید شده و حال اینکه خوانده پسرایشان نبوده است و مادر وی شخصی به نام جیران آفاقی میباشد که در سوابق ثبت احوال این موضوع لحاظ نشده است و استشهادیه تنظیمی بر صحت ادعای اینجانب دلالت دارد و لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم نفی نسب خوانده را دارم. دادگاه دستور ثبت پرونده و تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر نموده است و در تاریخ 90/7/6 با حضور طرفین تشکیل جلسه داده است و پس از استماع اظهارات طرفین به شرح دادنامه شماره --- - 90/7/12 با استدلال به اینکه خانم جیران آفاقی دارای ورثه دیگری است که در دادخواست نیامده است دعوای خواهان را به کیفیت مطروحه قابل استماع ندانسته است و قرار عدم استماع صادر نموده است پس از ابلاغ رای مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای الف. ب.ت.ک. قرار گرفته است و پرونده به نظر دادگاه عمومی بخش خواجه رسید باعتبار اینکه درخواست تجدیدنظر خارج از وقت داده شده است قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر نموده است از این تصمیم تجدیدنظرخواهی شده و پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع شد شعبه مرقوم بدوا به اعتراض به قرار رد تجدیدنظرخواهی رسیدگی و اعتراض به شرح منعکس در پرونده در فرصت قانونی دانسته و قرار رد تجدیدنظرخواهی را نقض آنگاه وارد رسیدگی در رسیدگی به دادنامه صادره از شعبه دادگاه عمومی خواجه به شماره 90/00659 - 90/7/12 گردید و اقدام به نقض رای صادره (قرار عدم استماع دعوا) نموده و پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه عمومی حقوقی خواجه اعاده نموده است دادگاه در رسیدگی بعدی پس از بررسی ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 93/4/16 به شرح آتی مبادرت به صدور رای نموده است:« در خصوص دادخواست تقدیمی آقای الف. ب.ت.ک. فرزند ع. به طرفیت آقای ق. ن.س. (مشهور به نادر نامی) فرزند م. با وکالت آقای س. سیف الهی دایر بر نفی نسب فرزندی و مادری ما بین خوانده و خانم خورده خانم بخشی. با این شرح که خواهان اعلام نموده خانم خورده بخشی به عقد دایم مرحوم م. نامی پدر خوانده دعوی درآمده و هیچگاه صاحب فرزندی نشده است و مرحوم م. نامی سابقا با خانم جیران آفاقی ازدواج کرده بود که حاصل ازدواج تولد یک فرزند ذکور میباشد که همان خوانده، دعوی میباشد و در اسناد سجل احوال مرحوم خورده خانم به اشتباه نام خوانده دعوی به عنوان فرزند خورده خانم بخشی قید گردیده است دادگاه با توجه به استشهادیه تقدیمی خواهان شهادت شهود تعرفه شده خواهان در دادگاه و اظهارات مطلعینی که در جریان اجرای قرار تحقیق محلی اعلام نمودهاند دادگاه خواسته خواهان را محمول بر صحت تشخیص داده به استناد مواد 1158 و 1157 قانون مدنی و مواد 194 ، 233 ، 248 ، 255 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب و امور مدنی حکم برنفی نسب خوانده دعوی از خانم خورده خانم ب.ت.ک. را صادر و اعلام مینماید.... »; پس از ابلاغ دادنامه صادره مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای ق. ن.س. با وکالت آقای س. سیف الهی قرارگرفته است و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال گردید و به شعبه نهم آن دادگاه ارجاع گردیده است و شعبه مرقوم پس از رسیدگی دادنامه تجدیدنظرخواسته را به شرح دادنامه شماره --- - 94/12/16 مورد تایید قرار داده است پس از ابلاغ آن مورد اعتراض و فرجام خواهی آقای ق. ن.س. با وکالت آقای س. سیف الهی قرار گرفته است و عمده اعتراض فرجام خواه همان مطالبی است که در دادخواست تجدیدنظر بیان داشته است از جمله با وجود سند سجلی گواهی گواهان مورد پذیرش نمیباشد پرونده حکایت دیگری ندارد و لوایح فرجام خواهی در مقام مشورت قرائت خواهد شد پس از فرجام خواهی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (هیجدهم) ارجاع گردید.هیات شعبه در تاریخ بالا تشگیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده اکثریت چنین رای میدهد:
رای شعبه
بسمه تعالی فرجام خواهی آقای ق. ن.س. با وکالت آقای سیف الهی از دادنامه شماره --- مورخ 94/12/16 صادره از شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی وارد است زیرا اولا پدر خوانده (مرحوم م. ن.س.) در زمان حیات خودش و همسر مرحومش خورده خانم تازه کند و با طی تشریفات قانونی شناسنامه گرفته و مرحومه خورده خانم تا پایان عمرش نفی نسب نموده است ثانیا اظهارات شهودی که معرفی شده اند به علم اجمالی دائر بر صحت ادعای خواهان گواهی داده اند و منشا علم و اطلاعات خود را نیز اعلام نکرده و بدون اینکه از جزئیات قضیه خبر دهند بیشتر به « شنیده ام، گفته اند و همه می گویند »; اکتفا شده است مضافا به اینکه مثلا آقای الف. جهانی متولد 1352 به موضوعی گواهی میدهد که در سال 1342 واقع شده، آقای م.ح. مظاهری متولد 1331 به هنگام خوانده 12 ساله بوده و جملگی به اینکه جیران (مادر مورد ادعای خواهان) را ندیده و نمی شناسند نیز شهادت داده اند ضمن اینکه با وجود سند رسمی نوبت به آزمایش دی ان ای هم نمی رسد، بنا به مراتب و با استناد به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و با اختیار حاصله از بند ج ماده 401 قانون فوق الاشعار پرونده جهت تجدید رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع میگردد.
علی شمس: مستشار سعید عمرانی: مستشار