رابطه بیماری دو قطبی و سوءرفتار زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1398/02/24 خانم ا. م. ن. به طرفیت همسرش اقای م. ا. م. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به علت تحقق بندهای 1و 2و 7 از شروط ضمن عقد نکاح مبنی بر اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر که موجب بیماری روحی و روانی وی گردیده است.و عدم پرداخت نفقه و بدرفتاری و سویمعاشرت نامبرده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. اقای م. ف. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.و هم چنین اقای ب. ا. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان (زوجه) اعلام وکالت کرده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1398/03/08 که با حضور وکلای زوجین تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت موکله در تاریخ 91/4/27 به عقد دائم خوانده در امده و حاصل این ازدواج یک دختر سه ساله به نام رها میباشد. و حسب اظهار موکل خوانده مدت سه سال است.دچار اعتیاد به مواد شده است.و در *بستری گردیده و تقاضای استعلام را دارم. و حتی در بیمارستان م. ر. ا. م. هم در فروردین سال 1397 بستری شده که تقاضای استعلام از این مرکز را دارم. و به علاوه خوانده به علت سویمصرف مواد مخدر دچار بیماری های روحی و جسمی گردیده است.که جهت تشخیص موضوع معرفی زوج به پزشکی قانونی مورد استدعاست و علت دیگر درخواست طلاق سویرفتار میباشد. که در این خصوص موکله را در اخرین اقدام با تهدید با چاقو از منزل بیرون نموده است.که حاضر به معرفی شهود در خصوص سویرفتار و سویمعاشرت میباشد. علت دیگر طلاق نیز نقض شرط در خصوص عدم پرداخت نفقه است.که موکل از طریق مراجع قضایی جهت اثبات این موضوع اقدام نموده است.و از طرفی حاضر به معرفی میباشد. موکل جهیزیه خود را مسترد نموده است.و در خصوص مهریه جداگانه اقدام نموده و در این پرونده ادعایی ندارد. اجرت المثل ایام زناشویی را در این پرونده مطالبه مینماید. و در خصوص نفقه هم جداگانه اقدام نموده است.لهذا با توجه به نقض بند 1و 2و 7 از شروط مندرج در سند نکاحیه صدور حکم طلاق مورد استدعاست. وکیل خوانده (زوج) ضمن تقدیم لایحه دفاعیه در دو صفحه اظهار داشت دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است.ادعای خواهان در خصوص اعتیاد موکل کاملا بی اساس و غیرواقع است.و نامبرده هیچگونه اعتیادی ندارد. و حاضر به انجام آزمایشات میباشد. و هم چنین ادعای دیگر خواهان مبنی بر اینکه موکل وی را با تهدید با چاقو از منزل بیرون رانده است.صحت ندارد. و خواهان به اختیار خود در مورخه 98/1/25 ترک منزل و زندگی مشترک نموده و به منزل پدری رفته که موکل اقدام به طرح دعوی الزام به تمکین نموده و هم اکنون مطرح رسیدگی است.لذا با عنایت به علاقه موکل به همسر و زندگی مشترک و اینکه نامبرده حاضر به طلاق نمیباشد. و شروط سه گانه مورد استناد خواهان نیز تاکنون محقق نگردیده است.صدور حکم بربطلان دعوی ایشان مورد استدعاست. در پایان جلسه دادگاه مقرر داشته به طرفین ابلاغ شود. که هریک داور خود را معرفی نمایند و هم چنین زوجین جهت صلح و سازش به مرکز مشاوره معرفی شوند و طی شرحی به کلانتری خواسته شود. در خصوص وضعیت اخلاقی و اعتیاد خوانده تحقیق و نیز از *سوابق بستری و علت و مدت بستری خوانده استعلام شود. هم چنین خوانده جهت تشخیص سلامت روانی و تست شخصیت به پزشکی قانونی معرفی شود. در گزارش مورخ 98/3/21 مامور کلانتری اعلام گردیده بنا به اظهارات اهالی اقای م. ا. از نظر اخلاقی مشکل خاصی ندارد. ولی با لباس نامناسب شب ها مشاهده میگردد. درب منزل تا نیمه های شب نشسته و مشاهده شده که سیگار می کشد ولی از اعتیاد وی اظهار بی اطلاعی کردند. و مدتی بیماری داشته و دارد. و اکثر همسایه ها، نامبرده را از نظر اخلاقی و اجتماعی تایید و اعلام کردند. مشکل خاصی از وی ندیده اند. مدیر مجتمع *در پاسخ به استعلام دادگاه طی جوابیه مورخ 98/3/12 ضمن ارسال عین نظریه پزشک معالج اقای دکتر ج. ه. اعلام نموده که بیمار (م. ا. م. ا.) در تاریخ 97/7/25 و 97/5/21 در این مرکز بستری گردیده است.و در گواهی پزشک معالج اعلام گردیده اقای م. ا. فرزند ب. از مورخه 97/7/25 لغایت 97/8/12 در مرکز فارابی *بدلیل اختلال خلقی دو قطبی همراه با علایم جنون بستری گردیده است. در جوابیه مورخ 1398/04/03 پزشکی قانونی *اعلام گردیده نامبرده (م. ا. ا.) معاینه روانپزشکی شد با همسرش مصاحبه و اسناد پزشکی وی رویت شد. مبتلا به اختلال خلقی به دنبال سکته مغزی است.که در دوره حال بیماری روانپریش بوده و منجر به بستری وی شده است.در حال حاضر تحت درمان روانپزشکی است.و کنترل نسبی است.هر چند نامبرده در بهبود نسبی به سر میبرد اما با توجه به سوابق در صورت عود بیماری احتمال خطر برای زوجه وجود دارد. توصیه به درمان مستمر روانپزشکی میشود. در گزارش مورخ 98/4/10 مرکز مشاوره خانواده وابسته به سازمان بهزیستی شهرستان *اعلام گردیده اختلافات زوجین اساسی است، دخالت خانواده و بیکاری و بیماری جسمی زوج منجر به تشدید اسیب های زندگی شده است.که با توجه به شرایط فعلی ادامه زندگی مشترک منجربه تشدید اسیب ها به زوجین میگردد. زوجین علاقه ای به ادامه زندگی مشترک نمی‌باشند و در نتیجه سازش میسر نیست. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند وکیل خوانده طی لایحه تقدیمی تقاضای ارجاع موضوع به کمیسیون پزشکی قانونی را نموده است. زوجه طی لایحه تقدیمی (ص70) اعلام نموده که یکصد عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه خود را بذل مینماید. سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور و اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 1038 مورخ 1398/09/09 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات بعدی وکیل ایشان و مدافعات وکیل خوانده و اعلام احراز علقه زوجیت بین طرفین و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده است.با اعلام اینکه تحقیقات انجام گرفته توسط ضابطین حاکیست که زوج مدتی بیماری داشته و مشاهده شده سیگار می کشد اما در خصوص اعتیاد اظهار بی اطلاعی نمودند و از نظر اخلاقی و اجتماعی زوج را تایید نموده‌اند و با توجه به عقیده قاضی مشاور خانواده که عقیده بر صدور حکم طلاق داشته و با توجه به نظریه داوران که در خصوص ادامه زندگی مشترک بین زوجین به راه حلی نرسیده اند و با توجه به نظر واحد مشاوره دائر بر اینکه باتوجه به شرایط فعلی ادامه زندگی مشترک بین زوجین منجر به تشدید اسیب ها میشود. و سازش را میسر ندانسته است.و اینکه زوجه و وکیل ایشان نسبت به نفقه و اجرت المثل عنوان داشته اند که در این پرونده ادعایی ندارند و در خصوص مهریه یکصد عدد سکه تمام بهار ازادی را زوجه بذل نموده است.و در مورد فرزند مشترک به نام ر. سه ساله در پرونده جداگانه ای بکلاسه *در خصوص نگهداری و ملاقات رسیدگی شده است.و با توجه به جوابیه پزشکی قانونی به تاریخ 1398/04/03 که در ان عنوان شده زوج در حال حاضر تحت درمان روان پزشکی و کنترل نسبی است.و هرچند نامبرده در بهبود نسبی بسر میبرد اما با توجه به سوابق در صورت عود بیماری احتمال خطر برای زوجه وجود دارد. و توصیه به درمان مستمر روان پزشکی شده است.هر چند این نظریه مورد اعتراض وکیل خوانده قرار گرفته اما این اعتراض خارج از فرجه قانونی بوده لذا با توجه به شرایط پیش امده برای زوجه و اینکه ادامه زندگی مشترک برای زوجین ممکن نمیباشد. مستندا به ماده 1119 قانون مدنی و مواد 26و 28و 29و 33 قانون حمایت خانواده حکم به طلاق زوجه به لحاظ احراز تخطی از شروط ضمن عقد نکاح بند 2 سند نکاحیه صادر و به زوجه اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق به وکالت از زوج و ثبت ان اقدام نماید. اعتبار حکم طلاق صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی اعلام داشته است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه، شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و با صدور قرار ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی زوجین را به پزشکی قانونی معرفی تا کمیسیون پزشکی با مصاحبه از زوجین و انجام معاینات و تست لازم از انان و بررسی سوابق مشخص نمایند ایا زوج دچار بیماری میباشد. یا خیر و ادامه زندگی مشترک برای زوجین مشکل ساز و مخاطره امیز میباشد. یا خیر. کمیسیون تخصصی سه نفره پزشکی قانونی در پاسخ به استعلام دادگاه طی جوابیه مورخ 99/2/25 چنین اعلام نموده است. نامبرده (اقای م. ا. م. ا. فرزند ب.) در حال حاضر روانپریش نیست مبتلابه اختلال خلقی در زمینه مصرف مواد و عارضه مغزی است.که در حال حاضر به طور نسبی کنترل است.ولی با توجه به سوابق بستری و قطع درمان احتمال عود اختلال مذکور وجود دارد. اختلال مذکور باعث اشکال در زندگی مشترک شده است.و در صورت عود مخاطره امیز خواهد بود و درباره زوجه خانم ا. م. ن. فرزند ن. به شرح زیر اعلام نظر نموده است. نامبرده در حال حاضر روانپریش نیست اختلال عمده روانپزشکی دیگری ندارد. سابقه ای نیز ارائه نشد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/04/12 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به شرح زیر انشای رای نموده است. …. اظهارات طرفین به شرح صورتجلسه دادگاه، نظریه داوران طرفین، نتیجه تحقیقات محلی، سابقه بستری شدن زوج در بیمارستان تخصصی بدلیل اختلال خلقی دو قطبی همراه با علایم جنون بنا به گواهی پزشکی معالج نظریه دکتر متخصص مشاوره مبنی بر اینکه ادامه زندگی مشترک بین زوجین منجر به تشدید اسیب ها به زوجین میگردد.، نظریه پزشکی قانونی که وی را مبتلا به اختلال خلقی دانسته و متذکر شده در صورت عود بیماری احتمال خطر برای زوجه وجود دارد. هم چنین نظریه کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی در این مرحله از رسیدگی که ابتلای وی را به اختلال خلقی در زمینه مصرف مواد و عارضه مغزی تایید نموده و قید نموده که در صورت عود بیماری در زندگی مشترک مخاطره امیز خواهد بود مراتب مذکور من حیث المجموع تحقق شروط مذکور را احراز و اثبات می نماید.، ایراد و اعتراض موثری که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم نماید. به عمل نیامده است. رای برابر مقررات صادر و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی فاقد اشکال است.مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میگردد. …. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/04/18 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/04/28 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره * به شرح زیر انشای رای نموده است.

فرجامخواهی وکیل فرجامخواه اقای م. ا. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1399/04/12 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 1398/09/09 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج از بند دوم از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجامخوانده اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده پرونده مالا وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته به علت نقص تحقیقات قابل ابرام نبوده و درخور نقض میباشد. زیرا زوجه خواهان و وکیل ایشان به شرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسه اول دادرسی با اشاره به اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر که موجب بیماری جسمی و روحی وی و بستری شدن ایشان در بیمارستان گردیده و نیز عدم پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک و سویرفتار و سویمعاشرت نامبرده نسبت به زوجه که با تهدید با چاقو وی را در تاریخ 98/1/25 از منزل مشترک اخراج نموده است.مدعی تحقق بندهای 1و 2و 7 از شروط ضمن عقد نکاح گردیده و صدور حکم طلاق را خواستار شده اند و جهت اثبات ادعا تقاضای استعلام از بیمارستان های مربوطه و معرفی زوج به پزشکی قانونی نموده و به شهادت شهود استناد کرده اند و دادگاه محترم بدوی به موجب دادنامه صادره که طی دادنامه فرجامخواسته مورد تایید قرار گرفته ضمن احراز سویرفتار و سویمعاشرت زوج، تحقق بند دوم از شروط ضمن عقد نکاح را محرز تشخیص و حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه صادر نموده است.از انجاییکه نظریات پزشک معالج و پزشکی قانونی و کمیسیون تخصصی پزشکی که در دادنامه های بدوی و فرجامخواسته مورد استناد قرار گرفته، فعلیت سویرفتار و سویمعاشرت زوج نسبت به زوجه را مدلل نمیدارد. و صرف بیماری روحی زوج که در نظریات پزشکی مذکور توصیف گردیده فی نفسه مصداق سویرفتار و سویمعاشرت را نخواهد داشت و دیگر ارای صادره هم جهت احراز تخلف زوج از بند دوم از شروط ضمن العقد کافی بمقصود به نظر نمیرسد و از طرفی زوجه خواهان جهت اثبات ادعای خویش مبنی بر عدم سویرفتار و سویمعاشرت زوج و اعتیاد وی به مواد مخدر به شهادت شهود استناد و نیز تقاضای استعلام از *(ص) *را که زوج در ان بستری گردیده نموده است.لذا جهت روشن شدن موضوع و توجه و رسیدگی به ادله استنادی خواهان (زوجه) و احراز اینکه ایا زوج متاثر از بیماری روحی خویش در ایام زندگی مشترک نسبت به زوجه دارای سویرفتار و سویمعاشرت بوده است.یا خیر و هم چنین ایا دارای اعتیاد به مواد مخدر میباشد. یا خیر اقتضای داشته که دادگاه محترم اولا- در جلسه دادرسی از گواهان زوجه در خصوص مراتب ادعایی نامبرده و چگونگی اخلاق و رفتار و عملکرد زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک و ایا زوج، زوجه را از منزل مشترک اخراج نموده تا زوجه راسا و طوعا منزل مشترک را ترک نموده است.و به طور کلی علت و منشا اختلاف طرفین و افتراق جسمانی انان و مدت ان و هم چنین در خصوص سابقه اعتیاد زوج به مواد مخدر و اینکه ایا در حال حاضر مصرف مواد مخدر و اعتیاد نامبرده استمرار دارد. یا خیر به نحو جامع وکامل تحقیق و استماع گواهی به عمل اورده و ثانیا- زوج را بدون اطلاع قبلی و به نحو اطمینان بخشی به پزشکی قانونی جهت انجام آزمایش اعتیاد به مواد مخدر به پزشکی قانونی اعزام و نظریه پزشکی قانونی را در خصوص مورد اخذ نموده و ثالثا- از *استعلام گردد. که ایا زوج در ان بیمارستان دارای سابقه مراجعه و بستری میباشد. یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ علت مراجعه و بستری شدن نامبرده و مدت ان چه بوده است. انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله بالحاظ دیگر دلایل و موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته در وضعیت فعلی به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 5 ماده 371و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدید نظر شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و جهت رفع نواقص پرونده و تکمیل تحقیقات در خصوص سابقه بستری بودن زوج و علت ان از بیمارستان های *و م. ر. ا. (ص) *استعلام و در تاریخ 1399/08/10 زوج را جهت انجام آزمایش اعتیاد به مواد مخدر سنتی و صنعتی به پزشکی *م. تصویر پرونده بالینی اقای م. ر. ا. پ. در 16 برگ را ارسال نموده و در پاسخ واصله از مرکز پزشکی فارابی اعلام گردیده اقای م. ر. ا. پ. در مورخ 97/7/25 تا تاریخ 97/8/12 در مرکز فارابی در سرویس اینجانب (دکتر ج. ه. متخصص روانپزشکی) با تشخیص اختلال دو قطبی همراه با علایم جنون بستری گردیده است.توضیح اینکه نامبرده سابقه سکته مغزی را از قبل از بستری می داده است.و بخشی از علایم روانپزشکی ایشان مربوط به ضایعه مغزی بوده است.هم چنین در شرح حالی که ان زمان از بیمار و اطرافیان وی ثبت شده و در پرونده موجود می‌باشد. مصرف حشیش قید شده است.که عین این نظریه پزشک معالج از سوی *در تاریخ 99/8/26 برای دادگاه ارسال گردید. در جلسه دادرسی مورخ 99/9/19 که با حضور زوجین و وکیل زوج تجدید نظر خواه تشکیل گردیده وکیل زوج ضمن تقدیم لایحه دفاعیه که پیوست پرونده گردیده اظهار داشت دفاعیات به شرح لایحه مورخ 99/9/18 تقدیمی است.استماع شهادت شهود که قبلا معرفی شده اند را استدعا دارم. دادنامه مورد اعتراض صرفا به استناد بند دوم سند نکاحیه صادر شده که ان هم برگرفته از سکته نمودن موکل و نظریه پزشکی قانونی بوده که دیوان محترم عالی کشور بیماری را مصدق سوی رفتار ندانسته فلذا سوی رفتاری از ناحیه موکل محقق نگردیده و هم اکنون دعوی زوجه بدون اتکا به دلیل محکمه پسند است.هم چنین با عنایت به عدم اثبات و تحقق موارد استنادی زوجه از جمله تهدید و بیرون راندن از منزل، ضرب و جرح و ترک انفاق و عدم استناد زوجه در دادخواست به عسر و حرج و فراهم بودن شرایط زندگی مشترک با وجود داشتن یک فرزند دختر مشترک شایسته است.با معرفی زوجین به مرکز مشاوره در خصوص صلح و سازش بین انان تلاش بیشتری صورت گیرد. زوجه تجدید نظر خوانده اظهار داشت تقاضای طلاق دارم. حاضر به سازش نیستم ایشان چند مرتبه در *بخاطر اعصاب و روان بستری شده که در اثر اعتیاد به شیشه و حشیش و متادون بستری شد موادی را هم میخورد که منتهی به سکته مغزی هم شده است.کتک کاری هم کرده است.و بخاطر ادامه زندگی شکایت نکردم- خرجی نمیداد کارگر پمپ بنزین - رنگرزی بود که سرکار نرفت و بیکار بود حدود دو سال است.که جدای از یکدیگر زندگی می کنیم دختر 6 ساله داریم نزد من زندگی می کند پرونده هایی در مورد مهریه ونفقه و نفقه فرزند و سلب حضانت و ترک انفاق داشته ایم و اعسار از مهریه داده هر ده ماه یک سکه بدهد که تاکنون یک سکه از مهریه را داده است.از چهارصد سکه مهریه خود یکصد عدد را بذل کرده ام شهود خود را حاضر کرده ام. دادگاه از چهار نفر شاهد تعرفه شده از ناحیه زوجین (دو نفر شاهد زوج و دو نفر شاهد زوجه) در اوراق 160 الی 163 پرونده تحقیق و استماع گواهی به عمل اورده است. بیمارستان م. ر. ا. (ص) *در پاسخ به استعلام دادگاه مجددا اعلام نموده که اقای م. ر. ا. پ. م. فرزند ب. از سال 93 لغایت سال 99 چهل مراجعه (بستری و سرپایی) به دلایل مختلف به این مرکز داشته و تحت درمان قرار گرفته است.که در پرونده مورخ 97/2/9 به اعتیاد بیمار اشاره شده است.واحد آزمایشگاه مرکز پزشکی قانونی *نتیجه آزمایش اعتیاد زوج را منفی اعلام نموده است. (ص 167) سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره *99 مورخ 1399/10/23 با توجه به تحقیقات اخیر صورت گرفته و گواهی گواهان و پاسخ استعلام از *حضرت م. ر. ا. (ص) زوج از سال 93 تا سال 99 چهل مرتبه (بستری و سرپایی) به دلایل مختلف در بیمارستان داشته که در پرونده به اعتیاد وی اشاره شده است و علیرغم دو نوبت اخطار بوی جهت آزمایش و تست اعتیاد مراجعه ننموده و پاسخی ارائه نکرده است.و هم چنین نظریه داوران طرفین، نتیجه تحقیقات محلی، بستری شدن در بیمارستان تخصصی بدلیل اختلال خلقی دو قطبی به همراه علایم جنون (بنا بر گواهی پزشک معالج)، نظر دکتر متخصص مشاوره مبنی بر اینکه ادامه زندگی مشترک بین زوجین منجر به تشدید اسیب ها به زوجه میگردد. و نظریه پزشکی قانونی که ویرا مبتلا به اختلال خلقی دانسته و متذکر شده در صورت عود بیماری احتمال خطر برای زوجه وجود دارد. هم چنین نظر کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی در این مرحله از رسیدگی که ابتلای وی را اختلال خلقی در زمینه مصرف مواد مخدر و عارضه مغزی تایید و قید نموده که در صورت عود بیماری در زندگی مشترک مخاطره امیز خواهد بود که مراتب مذکور تحقق شروط ضمن العقد را احراز و اثبات می نماید. لذا اعتراض تجدید نظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدید نظر خواسته را برابر مقررات قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی دادنامه تجدید نظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه فوق الاشاره در تاریخ 1399/10/30 به زوج و وکیل ایشان ابلاغ شد و وکیل زوج در تاریخ 1399/11/19 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجامخواهی وکیل فرجامخواه اقای م. ر. ا. پ. م. ا. نسبت به دادنامه شماره *99 مورخ 1399/10/23 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره 1038 مورخ 1398/09/09 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تحقق بعد دوم از شرایط ضمن العقد حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجامخوانده اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا زوجه به شرح دادخواست تقدیمی به علت اعتیاد زوج به مواد مخدر و سوی رفتار و سوی معاشرت نامبرده و عدم پرداخت نفقه و تخلف از بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن العقد مقید در قباله نکاحیه صدور حکم طلاق را خواستار گردیده و دادگاه محترم بدوی به موجب دادنامه شماره *98 با احراز تخلف زوج از بند دوم از شرایط ضمن عقد نکاح حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه صادر و شعبه *وجب دادنامه فرجامخواسته دادنامه صادره از دادگاه بدوی را تایید نموده است.در حالی که از ناحیه زوجه در مراحل دادرسی ادله کافی بر اثبات صحت ادعای مطروحه اقامه و ابراز نگردیده و نه تنها ادعای نامبرده مبنی بر عدم پرداخت نفقه و سوی رفتار و سوی معاشرت زوج نسبت بوی مستند به احکام قضایی نبوده بلکه مودای گواهی گواهان تعرفه شده از ناحیه ایشان هم به طور قطع و یقین دلالتی بر صحت ادعای زوجه نداشته و امتناع زوج از پرداخت نفقه زوجه و نیز سوی رفتار و سوی معاشرت وی نسبت به زوجه و هم چنین اعتیاد نامبرده به مواد مخدر را مدلل نمیدارد. و به علاوه گزارش تحقیق محلی انجام شده از سوی مرجع انتظامی (ص 35) هم دلالتی بر سوی اخلاق و رفتار زوجه نداشته و صحت ادعای زوجه در خصوص مورد و اعتیاد زوج را تایید نمی نماید. و حتی پزشکی شعبه *هم طی گواهی مورخ 1399/08/15 نتیجه آزمایش اعتیاد به مواد مخدر زوج را منفی اعلام نموده است. (ص 168 پرونده) مضافا اینکه هر چند زوج فرجامخواه حسب نظریه پزشکی قانونی و کمیسیون پزشکی و نیز گواهی صادره از پزشک معالج وی در *مبتلا به اختلال خلقی دو قطبی بوده ولی از انجاییکه در نظریات پزشکی قانونی و کمیسیون پزشکی صریحا اعلام گردیده که بیماری زوج در حال حاضر تحت کنترل نسبی بوده و در صورت عود اختلال مذکور این بیماری مخاطره امیز و باعث اشکال در زندگی مشترک خواهد بود لذا صرف این بیماری زوج دلیل قاطع بر سوی رفتار و سوی معاشرت وی نسبت به زوجه محسوب نبوده و مثبت ادعای زوجه نخواهد بود بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز سوی رفتار و سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه و تخلف نامبرده از بند دوم از شرایط ضمن عقد نکاح با محتویات پرونده و پیوست ان مطابقت نداشته و از این رو دادنامه فرجامخواسته به لحاظ عدم انطباق ان با موازین قانونی قابلیت ابرام نداشته و در خور نقض می‌باشد. لهذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر استان *به عنوان شعبه همعرض محول میگردد. تا با توجه به محتویات پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.

منبع