محدوده اصل ملکیت در تردید میان ملکیت و وقفیت

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

کلاسه پرونده: *تاریخ رسیدگی: 1400/01/29 شماره دادنامه: *

فرجام خواه: سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات با نمایندگی اقای ی. ک.

فرجام خواندگان: 1- م. ح. م. 2- ع. م. فرزند غ. 3- ع. م. فرزند م.

ف. خواسته: دادنامه شماره **/11/13 صادره از شعبه *

تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجامخواه: 99/11/14

تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 99/12/2

مرجع رسیدگی: شعبه *

هییت شعبه اقایان: ج. رئیس، ح. مستشار

خلاصه جریان پرونده:

به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات با نمایندگی حقوقی اقای ی. ک. دادخواستی به طرفیت اقایان م. ح. م. و ع. م. فرزند م. ح. و ع. م. فرزند غ. به خواسته های: 1- قلع و قمع بنا و مستحدثات بر روی اراضی وقفی قبرستان مقوم به 21 میلیون ریال. 2- خلع ید خواندگان ردیف اول و سوم از اراضی زمین وقفی قبرستان به مساحت 1520 مترمربع مقوم به 21 میلیون ریال. 3- مطالبه 50 درصد حق الوکاله به عنوان نماینده حقوقی به استناد رای وحدت رویه شماره *هیات عمومی دیوان عالی کشور، تقدیم دادگاه عمومی شهرستان *نموده و در شرح دادخواست توضیح داده که برابر استشهادیه محلی، جمعی از معتمدین محلی و ریش سفیدان و شورای اسلامی و دهیاری ع. ا. رشت تایید و گواهی نموده‌اند که در سال 1365 اقای م. ح. م.، یک من اراضی مطابق عرف محل به مساحت 1520 مترمربع را وقف قبرستان ع. ا. *نموده و قبض و اقباض به عمل امده و چند نفر در ان محل دفن شده اند. متعاقب این موضوع چند سال بعد طی سند عادی مورخ 69/5/24 واقف اراضی *که متصل به اراضی وقفی قبرستان مذکور میباشد. را به اقای ح. ب. فروخته که در حد شمال به اراضی قبرستان محدود نموده است. سازمان *جهت کشف واقع و بررسی دقیق موضوع در اجرای قرار تامین دلیل تقاضای کارشناسی نموده که کارشناس منتخب شورای حل اختلاف طی نظریه مورخ 98/10/7 در پرونده کلاسه *(سده) با معاینه محلی و بررسی اسناد و تحقیق از مطلعین وقفیت زمین را تایید نموده است.لذا به شرح ستون خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم گردیده و فتوکپی های: 1- سند عادی مورخ 69/5/24 تنظیمی فیمابین م. ح. م. (به عنوان فروشنده) و ح. ب. (به عنوان خریدار) در خصوص یک قطعه زمین به مساحت 300 مترمربع که در حد شمالی زمین مورد معامله به زمین قبرستان قید گردیده است. 2- نظریه اقای م. خ. (کارشناس رسمی دادگستری) به عنوان قاضی شعبه *در خصوص زمین موضوع دعوی. 3- استشهادیه محلی. 4- دلیل سمت تقدیم کننده دادخواست، ضمیمه دادخواست تقدیمی میگردند.

دادخواست مذکور در تاریخ 98/11/26 جهت رسیدگی به دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) شهرستان *ارجاع شده و طرفین طبق دستور دادگاه دعوت به دادرسی میگردند.

در تاریخ 99/2/7 جلسه دادرسی شعبه *با حضور نماینده سازمان *و خوانده ردیف سوم و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم تشکیل شده و نماینده سازمان *خواسته را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته و در قبال مدافعات وکلای خواندگان مذکور مطالبی را که مفادا تکرار مندرجات دادخواست میباشد. عنوان مینماید. و نماینده سازمان *در پایان جلسه دادرسی اظهار میدارد. که خواهان خواسته خود را از 1520 مترمربع به 839 مترمربع تقلیل میدهد. وکیل خوانده ردیف اول نیز خلاصتا اظهار میدارد. که ادعای خواهان مورد قبول نمیباشد. و مساحت زمینی که موکل وی در سال 1365 وقف قبرستان نموده است.مساحت نیم من زمین یعنی حدود 800 مترمربع بوده و مساحت 1520 متر نبوده و زمین موقوفه در همان زمان تحویل شورای محل شده و افرادی نیز دران دفن شده اند و موکل وی بعد از ان هرگز زمینی را مجددا وقف ننموده که بعدا انرا تصرف کرده باشد. و در قطعه زمین مورد ادعای اوقاف از حدود 20 سال پیش توسط موکل وی (م. ح. م.) *احداث شده و با احداث دیوار زمین مزبور را از زمینی که قبلا وقف نموده بوده است.جدا نموده و تاکنون درتصرف وی (خوانده ردیف نخست) بوده و هیچکس ادعایی بر ان نداشته است.و شهادت دوگواه در تامین دلیل معموله توسط شعبه *نیز بر مبنای استماع از موکل وی بوده و دلیلی برای ادعای اوقاف نیست و شهادت شهود بر زاید بر نیم من (800 مترمربع) نافذ نیست و استشهادیه ای که موکل وی (خوانده نخست) تنظیم نموده است.دلیل بر وقفیت فقط نیم من زمین است.و استشهادیه را تقدیم میدارد. وکیل خوانده دوم نیز مدافعاتی را در قبال دعوی خواهان عنوان مینماید. خوانده ردیف سوم نیز اظهار میدارد. که در سال 96 یک قطعه زمین *تراژ450 مترمربع از ع. م. فرزند م. ح. خریداری نموده و در این قطعه زمین قبری وجود ندارد. و اگر قبری پیدا شد حاضر است.که زمین را به سازمان *تقدیم کند.

دادگاه در جلسه فوق انجام معاینه و تحقیقات محلی را موثر در کشف حقیقت دانسته و قرار معاینه محلی صادر مینماید. تا از قطعه زمین موضوع دعوی و زمین های *به عمل امده و اظهارات افراد مطلع و اگاه بدون واسطه استماع گردد.

در تاریخ 99/5/9 قرار معاینه محلی و نیز تحقیقات محلی با حضور خواندگان و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم انجام شده و قاضی مجری قرار مشاهدات خود را از محل مورد ترافع در صورتمجالس تنظیمی منعکس نموده و سپس از اقایان ح. ح. و ع. ف. ع. ا. و ع. م. به عنوان گواهان محلی تحقیق به عمل میاورد.

بالاخره شعبه *در وقت فوق العاده *وجب دادنامه شماره **/5/19 در خصوص دعوی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات به طرفیت اقایان م. ح. م. و ع. م. فرزند م. و ع. م. فرزند غ. به خواسته اثبات وقفیت و قلع و قمع مستحدثات و خلع ید نسبت به یک قطعه زمین قبرستان *ساحت 1520 مترمربع و مطالبه حق الوکاله و خسارات دادرسی، دادگاه، پس از انعکاس مندرجات دادخواست خواهان و اظهارات نماینده خواهان مبنی بر تقلیل میزان خواسته به 839 مترمربع زمین موضوع دعوی و نیز اظهارات خوانده ردیف سوم و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم و جریان پرونده، خلاصتا، صرفنظر از اینکه خواهان خواسته خود را تنها بر مبنای یک استشهادیه محلی و یک نظریه کارشناسی تامین دلیل مطرح نموده است.و دلیلی برای اثبات ادعای خواهان در پرونده وجود ندارد. و صرفنظر از اینکه خواهان حتی از متراژ موضوع وقف بی اطلاع است.به صورتی که در برگ دادخواست 1520 مترمربع و در جلسه دادرسی انرا به 839 متر کاهش داده است. با توجه به معاینه محلی انجام شده و تحقیقات محلی صورت گرفته دلالت بر این مهم دارد. که انچه که مورد نظر واقف بوده هم اکنون جزی قبرستان است.و واقف فردی مقید و نسبت به موضوع توجه داشته و به وسیله ایجاد دیوار زمین خود را از زمین قبرستان و زمین وقف شده قبرستان جدا نموده و سپس اقدام به بنا و فروش بخشی از ان نموده است.و شخصی که دیوار را بنا کرده نیز شهادت داده که واقف از وی درخواست کرده که با ایجاد دیوار، زمین ایشان را از زمین وقف شده به قبرستان جدا کند و هدف ایشان از ایجاد دیوار جداسازی زمین خود از زمین وقف شده است.و اظهارات افراد دیگر (مطلعین محلی) نیز دلالت دارد. بر اینکه قسمتی از زمین قبرستان کنونی که امواتی از مومنین نیز در ان دفن شده اند در گذشته متعلق به خوانده ردیف اول بوده است.که وی پس از وقف ان، انرا کنار گذاشته و بعد از ان مقدار، دیوار را بنا نموده است.و با توجه به اینکه برخلاف اظهارات خواهان و ادعای وکیل خوانده ردیف دوم، بنا بر مشاهده و بازدید میدانی دادگاه، هیچ قبری در قسمتی از زمین که مورد ادعای خواهان و در تصرف خوانده ردیف اول و سوم میباشد.، وجود ندارد. لذا خواسته خواهان را به طرفیت خوانده ردیف اول و سوم با توجه به مراتبی که ذکر شد و با توجه به اینکه دلیلی بر اینکه قطعه زمین موضوع تصرف دو خوانده مذکور وقف باشد. وجود ندارد. موجه تشخیص نداده و مستندا به ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر مینماید. و خواسته خواهان را به طرفیت خوانده ردیف دوم متوجه ایشان ندانسته و با استناد به ماده 89 ناظر به بند چهارم ماده 84 قانون مذکور، قرار رد دعوی را صادر مینماید.

دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات واقع شده و رسیدگی بدان در تاریخ 99/7/27 به شعبه *ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ 99/10/7 به لحاظ اینکه اولا- سازمان *و امور خیریه مدعی است.که اقای م. ح. م. متعاقب وقف نمودن عرصه محل نزاع، انرا به قبض وقف داده است.و در پرونده عنوان شده است.شخصی با نام خانوادگی جدی انرا قبض نموده است.و ثانیا- مدعی است.از گواهان ان اداره در جهت اثبات وقفیت تحقیق نشده است.و فقط از گواهان تجدیدنظر خوانده کسب گواهی شده است.و ثالثا - با لحاظ اینکه در اسناد عادی موضوع اوراق 34 و 35 و 38 پرونده که حاکی از فروش قطعاتی از زمین توسط اقای م. ح. م. به اقایان ب. و م. است، املاک مورد معامله از حدی به قبرستان تعریف شده است.که با لحاظ موقعیت ان املاک اخذ توضیح از اقای م. ح. م. ضرورت دارد. لذا قرار تحقیق از گواهان را صادر نموده و طرفین را دعوت برسیدگی مینماید.

در تاریخ 99/11/7 جلسه دادرسی شعبه *با حضور نماینده سازمان *و اقای م. ح. م. و وکیل وی و اقای ع. م. فرزند غ. تشکیل شده و نماینده سازمان *اظهار میدارد. که اقای جدی از معتمدین *بوده که مال وقفی را قبض کرده و فوت شده است.و صورتمجلس کتبی مبنی بر قبض وقف هم نداریم ولی دفن میت در محدوده مورد ادعا دلالت بر عمل وقف دارد. و برای اثبات وقف شدن عرصه محل نزاع و قبض ان شهودی باسامی ع. ف. ع. ا. و ح. ب. و ع. م. فرزند م. را حاضر نموده و تقاضای استماع گواهی انان را مینماید. و علت اینکه اقای م. فرزند غ. طرف دعوی قرار گرفته اینستکه اقای م. ح. م. بخشی از زمین محل نزاع به مساحت 450 مترمربع را به فرزند ش ع. م. در قبال منزلی که از او گرفته است، واگذار نموده و او مساحت مذکور را به اقای ع. م. فرزند غ. فروخته است. همچنین اظهارات حاضرین جلسه و پاسخ هریک باظهارات یکدیگر به طور مشروح در صورتمجلس دادگاه انعکاس یافته است.و از سه نفر گواه تعرفه شده نماینده سازمان *باسامی اقایان ع. ف. ع. ا. و ع. م. و ح. ب. نیز استماع شهادت به عمل میاید.

شعبه *براساس دادنامه شماره **/11/13 در خصوص تجدیدنظر خواهی سازمان *و امور خیریه *از دادنامه شماره *صادره از شعبه *که در قسمتی مبنی بر بطلان دعوی مطروحه از جانب ان اداره و در قسمت دیگر مبنی بر رد دعوی مطروحه به لحاظ عدم توجه ان به خوانده ردیف دوم صادر شده است، با مداقه در مجموع محتویات پرونده و بالاخص اظهارات طرفین و گواهان تعرفه شده در این مرحله دادرسی که برغم اینکه دو نفر از انان در جریان اجرای قرار تحقیق محل و معاینه محل انجام شده توسط محکمه بدوی استطلاع و کسب گواهی گردیده بود ولی چون بدون اتیان سوگند بود مجددا در این دادگاه از انان کسب گواهی گردید.نظر به اینکه با این وصف که مبنای ادعای سازمان *و امور خیریه *(تجدیدنظر خواه) اعلام وقف شفاهی یک قطعه زمین از ناحیه اقای م. م. است.و هیچ مدرک کتبی در این خصوص که میزان مساحت عرصه مال موقوفه که اصل وقف نمودن ان مورد قبول واقف مذکور اقای م. م. میباشد. وجود ندارد. و از گواهان تعرفه شده فقط یک نفر گواهی داده است.که بر بالین نامبرده حاضر بوده که یک من زمین را وقف کرده است.که گواهی مذکور کفایت براثبات وقفیت مساحت مازاد بر انچه که خود واقف اعلام میکند، ندارد. مضافا به اینکه در پرونده هیچ دلیلی که مثبت این امر باشد. که با وصف وقف عام بودن موقوفه ادعایی، مطابق مقررات ماده 62 قانون مدنی توسط حاکم یا نماینده او که در مانحن فیه اداره مذکور یا نماینده ان، این مسئولیت را عهده دار هستند مساحت موضوع خواسته و مازاد بر انچه که با الحاق به قبرستان و دفن میت در ان عملا به قبض در امده است، قبض شده باشد.، وجود ندارد.، مضافا به اینکه اظهارات گواهان و تحقیقات معموله که دلالت بر رها بودن عرصه مذکور تا قبل از تصرف ان توسط اقای م. (م. ح.) و احداث بنادر ان و واگذاری ان به غیر وارد، خود نیز دلیلی بر عدم قبض ان به عنوان موقوفه میباشد. و صرف اقدام یکنفر از اهالی محل که حسب ادعای ا. از گواهان عضو شورای وقت روستا و حسب اظهار گواه دیگر صرفا مساح بوده است.را نمیتوان دلیلی بر قبض ملک به عنوان موقوفه تلقی نمود و اینکه با لحاظ تردید در ملکیت و وقفیت با لحاظ مراتب مذکور اصل بر عدم زیاده و بقای مالکیت ملک است.مگر اینکه بینه شرعی بر وقوع وقف و قبض ان وجود داشته باشد. که در مانحن فیه این گونه نیست و اینکه با لحاظ مراتب مذکور دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق موازین قانونی صادر شده است.لذا ضمن رد تجدیدنظر خواهی، مبادرت بتایید دادنامه دادنامه تجدیدنظر خواسته مینماید.

دادنامه مرقوم طبق گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ 99/11/14 جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات ارسال شده و مورد مشاهده اداره مذکور قرار گرفته و اداره مزبور *وجب دادخواستی که در تاریخ 99/12/2 تقدیم داشته است.اقدام به فرجام خواهی از ان نموده و دفتر دادگاه یادشده پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی اداره یادشده و لایحه فرجامی ضمیمه ان و لایحه جوابیه اقای م. ع. ن. به عنوان وکیل فرجام خوانده ردیف نخست به هنگام شور قرائت خواهند گردید.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای

اولا- فرجام خواهی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات از ان قسمت از دادنامه شماره **/11/13 صادره از شعبه *که متضمن تایید ان بخش از دادنامه شماره **/5/19 اصداری از شعبه *که مشعر بر اعلام بی حقی اداره مذکور در دعوی مطروحه به طرفیت اقایان م. ح. م. و ع. م. فرزند غ. به خواسته های اثبات وقفیت و قلع و قمع مستحدثات و خلع ید نسبت به یک قطعه زمین قبرستان *به عنوان اراضی وقفی به شرح منعکس در دادنامه های مذکور و پرونده امر میباشد.، قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه فرجام خواه در قبال این بخش از دادنامه معترض عنه، ایراد و اعتراض موجه و خاصی که در خور امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی اداره مذکور و لایحه فرجامی ضمیمه ان، علاوه بر غیر متکی بودن بدلیل معارض با استدلال دادگاه‌های فوق الذکر و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاه‌های ذیربط واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه های صدرالاشعار، به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس ارای یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاه‌های مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی و موجود در پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و وکلای انان و انجام تحقیق و معاینه محلی از محل موضوع دعوی و انعکاس وضعیت ان و استماع گواهی شهود محلی در محضر دادگاه و تشخیص ارزش و غیرقابل استناد بودن گواهی انان و مجموع محتویات پرونده و غیر مدلل بودن دعوی مطروحه، اصدار یافته اند، وارد ساخته و مخالفت انرا با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض این بخش از دادنامه معترض عنه را ایجاب نمایند علیهذا مستندا به مادتین 370 و 396 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله ف. خواه، دادنامه ف. خواسته موصوف در قسمت مذکور نتیجتا ابرام میگردد.

ثانیا- فرجام خواهی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات نسبت به قسمت دیگر از دادنامه فرجام خواسته صدرالاشعار که در مقام تایید بخش دیگر از دادنامه شماره **/5/19 صادره از شعبه *ات که تحت عنوان قرار رد دعوی ان اداره به طرفیت فرجام خوانده ردیف دوم (اقای ع. م. فرزند م. ح.) به لحاظ عدم توجه دعوی به نامبرده اصدار یافته است.از قابلیت طرح در دیوان عالی کشور برخوردار نیست زیرا قرارهای قابل فرجام خواهی صادره از دادگاه تجدیدنظر استان *وجب بند ب ماده 368 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی تصریحا احصای گردیده اند و قرار رد دعوی از شمول قرارهای منصوص در ماده مرقوم مستثنی بوده و غیرقابل فرجام است.و در مانحن فیه نیز این بخش از دادنامه معترض عنه که مشعر بر تایید قرار رد دعوی صادره از دادگاه بدوی میباشد. با توجه به مقررات مذکور قابل فرجام نیست علیهذا فرجام خواهی معموله از این بخش از دادنامه فرجام خواسته موصوف غیرقابل طرح در دیوان عالی کشور اعلام میگردد.

شعبه *

رئیس:ج. مستشار: ح.

منبع