خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم س. ش. پ. با وکالت اقای ر. س. در تاریخ 1399/12/18 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت اقای م. ش. پ. با خواسته طلاق به درخواست زوجه با ادعای وقوع زوجه در عسر و حرج تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: موکل حسب سند نکاحیه شماره 249530 مورخ 1380/06/04 با خوانده ازدواج کرده خوانده بیش از یک سال است.که نفقه زوجه را نداده است.و به پرداخت نفقه محکوم شده است.علاوه بر اینکه موکله را مورد ضرب و جرح قرار داده است.لذا موکل تقاضای صدور حکم طلاق و هزینه های دادرسی را دارد. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/17 به شرح و استدلال مندرج در متن ان حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه به شرح ذیل نموده است:
در خصوص دعوی خانم س. ش. پ. با وکالت اقای س. به طرفیت اقای م. ش. پ. با وکالت اقای م. به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج زوجه و مطالبه خسارت دادرسی، با احراز رابطه زوجیت طرفین حسب رونوشت مصدق سند نکاحیه منعکسه و نظر به اینکه سعی و تلاش دادگاه و داوران در جهت اصلاح بین زوجین به نتیجه نرسیده و زوجه اصرار بر طلاق داشته و زوج طبق دادنامه های منعکسه به پرداخت دیه در حق خواهان به خاطر ضرب و جرح عمدی محکوم شده و به دلیل ترک انفاق کیفری به تحمل حبس محکوم شده زوج طبق اظهارات خودش در جلسه 17/ 1/ 1401 به اتهام خیانت در امانت به تحمل حبس محکومیت یافته و مدتی هم در کمپ ترک اعتیاد بستری شده و تعهد محضری داده که از مصرف مواد مخدر خودداری کند لذا دوام زوجیت موجب عسر و حرج شده است.بنابراین دعوی خواهان وارد تشخیص و به استناد ماده 1119 و تبصره الحاقی ماده 1133 از قانون مدنی و مواد 26 و 27 و 33 و 34 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391 حکم به الزام زوج به حضور در دفتر طلاق و مطلقه نمودن همسر خود (با اعطای نمایندگی به سردفتر طلاق در صورت عدم حضور زوج) صادر و اعلام می دارد. 1- زوجه طبق اظهارات وکیلش در صفحه 36 و 37 پرونده در خصوص موضوعات مهریه و نفقه پرونده جداگانه تشکیل داده و در مورد اجرت المثل ادعایی ندارد. و ذمه زوج را بری کرده است.و جهیزیه هم نزد زوجه میباشد. و ادعایی ندارد. و فرزند مشترک هم ندارند بنابراین دادگاه در خصوص موضوعات مهریه و نفقه و جهیزیه تکلیفی ندارد. و اجرت المثل هم زوجه استحقاقی ندارد. حضانت هم سالبه به انتفای موضوع میباشد. 2- زوجه در جلسه 17/ 1/ 1401 چهارده سکه از مهریه اش را در قبال طلاق به زوج بذل کرده و از طرف زوج قبول بذل نموده است.نوع طلاق باین خلع مدخوله نوبت اول است. ارائه گواهی پزشک ذی صلاح مبنی بر عدم وجود حمل به دفتر طلاق قبل از اجرای صیغه طلاق توسط زوجه به دفتر طلاق الزامی است.اعتبار این حکم شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی است.و در صورت عدم اقدام در جهت اجرای صیغه طلاق فاقد اعتبار میگردد.
رای مذکور از ناحیه زوج و وکیل او مورد اعتراض قرار گرفته است.که شعبه *در مقام رسیدگی به تجدید نظر خواهی ایشان بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1401/04/07 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدید نظر خواسته را عینا تایید نموده است.این رای نیز به طرفین ابلاغ شده است.که اقای م. ش. پ. با وکالت اقای ع. م. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت میشود. نسبت به این رای نیز فرجام خواهی کرده است.وکیل محترم فرجام خواه در دادخواست تقدیمی اجمالا ادعا نموده است. عمده دلیل فرجام خوانده برای طرح دعوی طلاق عدم پرداخت نفقه بوده است.در حالی که ترک نفقه در صورتی از موجبات طلاق است.که زوجه به دادگاه مراجعه کند حکم قطعی بگیرد و دادگاه نیز نتواند زوج را ملزم به پرداخت نفقه کند و در مانحن فیه حکم یا اجراییه ای در این خصوص صادر نشده است.و رایی که مورد استناد زوجه بود صادره از شورای حل اختلاف بوده است.که نقض گردیده است.ثالثا شرط عدم امکان اجرای حکم موضوع ماده 1129 قانون مدنی هنوز تحقق نیافته است.زوجه در جلسه 1401/01/17 اقرار کرده است.که قبل از زندان رفتن زوج و چند ماه بعد از زندان رفتن زوج در خانه اش (خانه زوج) زندگی می کرده است.و نفس زندگی مشترک زوجین در زیر یک سقف دلالت بر پرداخت نفقه زوجه دارد. موکل در سال نود و هشت برای زوجه طلاجات خریده است.که حکایت از زندگی ارام زناشویی و پرداخت نفقه بین انان دارد. و حکم ترک انفاق که موجب محکومیت موکل شده و مستند وکیل فرجام خوانده میباشد. بعد از زندانی شدن موکل میباشد. که به لحاظ زندانی بودن عملا قادر به پرداخت نفقه نبوده است.و … وکیل زوجه نیز با تقدیم لایحه ای به فرجام خواهی وکیل زوج پاسخ داده است.که ان هم در حین شور قرائت خواهد شد. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای م. ش. پ. فرزند ع. با وکالت اقای ع. م. به طرفیت خانم س. ش. پ. فرزند ع. با وکالت اقای ر. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/04/07 صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید./ط
شعبه *
غ. ق. (رئیس) س. ج. (عضو معاون)