دعوی اثبات نسب

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 1397/02/20 خانم ف. ا. فرزند ع. با وکالت م. ر. ی. دادخواستی به طرفیت خانم ف. ا. و م. ش. با خواسته نفی نسب به دادگاه خانواده *تقدیم نموده و ادعا کرده است: مرحوم د. ا. کودکی حدود ده روزه را به منزل اورده و بعدا به کمک گواهی اقوام برای خوانده به عنوان فرزند اخذ سند سجلی گردید.نهایتا پدر خوانده به رحمت خدا رفته و به تبع مرحوم پدر موکل به دیار باقی شتافته و علی رغم مساعی بسیار، خواندگان پیام داده اند از طریق محکمه احقاق حق شود. حال به استناد گواهی گواهان و دلایل علمی نفی نسب مورد تقاضاست. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده و خواندگان دفاعیات خود را با تقدیم لایحه ای با ضمیمه پرونده کرده اند. جلسه دادگاه در تاریخ 1397/03/21 بدون حضور خواندگان تشکیل و وکیل خواهان اظهار داشته: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.ضمنا خواسته را نسبت به خوانده ردیف دوم مسترد می نمایم. دادگاه با توجه به استناد خواهان به گواهی گواهان قرار استماع گواهی گواهان را صادر نموده و به موجب دادنامه شماره *- 1397/03/22 در خصوص دادخواست خواهان به طرفیت خانم م. ش. به خواسته نفی نسب با استدلال به استرداد دادخواست توسط وکیل خواهان قرار رد دعوی صادر کرده است.خوانده دعوی نیز وکیل خود را به دادگاه معرفی کرده است.و جلسه دادگاه در تاریخ 1397/04/30 تشکیل و طرفین جهت مذاکرات اصلاحی و سازش استمهال نموده‌اند و دادگاه نیز موافقت کرده است.و جلسه بعدی دادگاه در تاریخ 97/7/30 تشکیل، خواهان خواستار رسیدگی به موضوع شده و استماع گواهی گواهان، وکیل خوانده نیز ضمن ایراد به سمت خواهان و ذی نفع نبودن وی در دعوی نسبت به گواهان نیز ایراد جرح نموده است. دادگاه اظهارات طرفین و گواهان و استماع و صورت جلسه نموده و دستور دعوت از مطلع را داده است.و جلسه دادگاه در تاریخ 1397/10/01 تشکیل و اظهارات طرفین و مطلع صورت جلسه شده و دادگاه با اعلام ختم رسیدگی دادنامه شماره *- 97/10/18 را صادر نموده و به موجب ان با استدلال به این که خوانده دلیلی بر وجود رابطه نسبی فیمابین خود و مرحوم د. ا. ارائه و ابراز نکرده است، دعوی خواهان را صحیح و وارد تشخیص و با استناد به ماده 1312 به بعد قانون مدنی حکم به نفی نسب و عدم وجود رابطه خویشاوندی فیمابین مرحوم د. ا. (برادر خواهان) و خوانده و نیز محکومیت خوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل مطابق تعرفه در حق خواهان صادر نموده است. این رای پس از ابلاغ مورد تجدیدنظرخواهی ح. م. به وکالت از ف. ا. واقع شده و پرونده به شعبه *ارجاع شده و پس از بررسی دادنامه شماره *- 1398/01/20 صادر شده و به موجب ان ضمن رد تجدیدنظرخواهی، رای بدوی تایید شده است. این رای نیز در تاریخ 1398/02/04 به تجدیدنظرخواه ابلاغ شده و در تاریخ 1398/02/23 مورد فرجام خواهی وی واقع شده و پس از جری تشریفات قانونی، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و به این شعبه ارجاع شده است. و این شعبه در مقام رسیدگی به ان مطابق دادنامه شماره *مورخ 1398/09/17 چنین رای داده است:

دادنامه فرجام خواسته به شماره *- 1398/01/20 صادر شده از شعبه *به دلیل نواقص موجود در رسیدگی قابل ابرام نمی‌باشد. زیرا اولا حسب موازین قضا اثبات دعوی به عهده ی مدعی است.لکن در رای فرجام خواسته عدم ارائه دلیل بر وجود رابطه نسبی (علی رغم وجود سند سجلی) توسط خوانده دلیل بر صحت ادعای مدعی دانسته شده است. ثانیا دعوی خواهان مالا دعوی علیه میت است.که طبق ماده 278 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب درا مور مدنی با بینه و یمین استظهاری قابل اثبات است.و مفاد این ماده در رسیدگی رعایت نشده است. ثالثا دعوی خواهان بر خلاف مفاد سند رسمی است.که طبق ماده 1309 قانون مدنی و نظریه شورای نگهبان قانون اساسی به شماره 2655 - 1367/08/08 با بینه قابل اثبات است.رابعا از پزشکی قانونی استعلام نشده و تحقیق لازم جهت کشف حقیقت نشده و مفاد ماده 199 قانون ایین دادرسی موصوف رعایت نشده است. لذا در اجرای بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی یاد شده رای فرجام خواسته نقض می‌گردد. و پرونده جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌شود.

پس از اعاده پرونده به دادگاه مذکور قضات محترم متصدی شعبه پس از انجام اقداماتی مبادرت به صدور دادنامه شماره *مورخ 1401/03/28 به شرح اتی نموده اند:

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ف. ا. با وکالت اقای ح. م. به طرفیت خانم ف. ا. از دادنامه شماره 2032 مورخ 1397/10/18 شعبه *که به موجب ان حکم به نفی نسب و عدم وجود رابطه خویشاوندی نسبی فیما بین مرحوم د. ا. و تجدیدنظرخواه به شرح دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر گردیده و پس از اعتراض مشارالیها در مرحله تجدیدنظر رای موصوف طی دادنامه شماره 121 مورخ 1398/01/20 تایید و ابرام گردیده اعتراض وارد نیست زیرا این دادگاه پس از نقص دادنامه اخیر توسط شعبه 26 دیوانعالی محترم کشور به موجب رای شماره *و عودت پرونده اخذ آزمایش dna را در اجرای منویات دیوان و در راستای احراز رابطه خویشاوندی مورد ادعای تجدیدنظرخواه ضروری دانسته اما متاسفانه مشارالیها به حکایت مرقومه شماره 1/1028/99/321 مورخ 1401/03/02 پزشکی محترم قانونی همکاری لازم را با مرکز مزبور معمول نداشته و از طرفی به نظر دادگاه با وصف عدم انجام آزمایش موصوف اظهارات شهود که فقط می‌تواند موید حضور تجدیدنظرخواه در کنار مورث باشد. در راستای اثبات مدعی قابل ارزیابی نیست و بدیهی است.که در صورت رد دعوای خواهان بدوی ا. س. استظهاری در دعوای بر بیت اثر حقوقی ندارد. بنابراین به اعتقاد این مرجع رای بر اساس مقررات و موازین قانونی صادرشده وایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به ان وارد نیست واستدلال محکمه بدوی ونیز ان صحیح میباشد. وتجدید نظر خواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بی اعتباری دادنامه را فراهم نماید. ارائه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 ضمن رد اعتراض دادنامه معترض عنه را عینا تایید می نماید. رای دادگاه به موجب ماده 365و368 قانون فوق الذکر ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی محترم کشور است.

این رای در تاریخ 1401/03/31 به خانم ف. ا. ابلاغ گردید.و ایشان در تاریخ 1401/04/16 (در فرجه قانونی) با تقدیم دادخواستی خطاب به قضات دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت می‌شود. نسبت به این رای نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است.ایشان در دادخواست فرجام خواهی خود اجمالا ادعا نموده است. اولا پدر و مادرم در زمان حیاتشان هیچگونه دعوی نفی ولد مطرح نکرده اند ثانیا پدر ومادر و پدر بزرگ خوانده هنگامی که زنده بودند اقراری به این موضوع که من فرزند شان نیستم نکرده اند و از زمانی که بنده به یاد دارم. پدرم مرحوم د. ا. و مادرم مرحوم م. ش. و پدربزرگم مرحوم ع. ا. بوده اند و همه مدارک و سجلی نیز موید این مطلب می‌باشد. از سیزده نفر ورثه ع. ا. غیر از یک نفر بنده را فرزند ایشان می دانند فقط ان یک نفر با خیال باطل طرح دعوی کرده مدعی باید برای ادعای خود ادله کافی به دادگاه محترم ارائه می کرد که ایشان با ارائه یک شاهد درخواست آزمایش دی - ان - ا خوانده را داده است.که با توجه به موارد مذکور فوق، اینجانب از این آزمایش امتناع کرده ام زیرا برای اثبات این موضوع مدعی باید دلایل کافی داشته باشد. لذا تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته و صدور رای شایسته و عادلانه دارم. فرجام خوانده نیز با تقدیم لایحه ای که در حین شور قرائت می‌شود. به فرجام خواهی مطروحه پاسخ داده است. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ف. ا. فرزند د. به طرفیت خانم ف. ا. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/28 صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید./ط

شعبه *

غ. ق. (رئیس) س. ج. (عضو معاون)

منبع