تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دربزه قوادی، وجود وحدت قصد میان شخص قواد و مرتکبین زنا یا لواط شرط است.
در تاریخ 1393/06/19 آقای ب. م. علیه ب. و ر. و ح. تحت عنوان اغفال فرزندش به نام م. 17 ساله در روز 1393/06/18 ساعت 5 بعدازظهر به بهانه گردش او را سوار خودرو نموده و پس از سوار شدن او به پیکان به منزل ح. انتقال داده و به زور و تهدید با چاقو به فرزندم مشروب خورانده و به وی تجاوز ناموسی نمودند که موجب هتک حرمت بنده و فرزندم شدهاند درخواست تعقیب و مجازات آنان را دارم شکوائیه به دادسرای عمومی و انقلاب ت. تقدیم شده که معاون دادستان به بازپرس دادسرا شعبه نهم رسیدگی را محول نموده است در تحقیقات اولیه از شاکی ادعای عمل لواط توسط هر سه نفر مشتکیعنه با پسرش شده است و گفته است کسی در محل نبوده ولی منزل پدری ب. را پسر کوچکم میشناسد م. نیز که سن خود را 17 ساله اعلام نموده است شکایت خود را از ب. و ر. و ح. اعلام نموده و گفته است در کافینت بودم گفتند بیا برویم برای گردش مرا سوار ماشین کردند وقتی میبردند دیدم ع. میبرند میخواستم پیاده شوم مانع شدند و بردند منزل پدری ح. کسی آنجا نبود چاقو را به گردن من گذاشتند و به زور مشروب به من خوراندند و نهایتا با زور چاقو و تهدید شلوارم را هر سه نفر در آوردند مشروب خورده بودند به زور به من تجاوز کردند بعد از اتمام کار سوار ماشین کرده آورده و در محله خودمان رها کردند محلی که مرا بردند فعلا نمیتوانم بشناسم و در ع. بود ب. هم محلهای ماست و برادر کوچکم الف. منزلشان را میداند در سه راه ب..... است هر سه سرباز هستند در همدان خدمت میکنند که به مرخصی آمدهاند بازپرس پرونده را به پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ارسال نموده تا ضمن معرفی مجنیعلیه به پزشکی قانونی نسبت به شناسائی و دستگیری متهمین با همکاری و راهنمائی شاکی اقدام و پس از تحقیق در خصوص شکایت مطروحه مبنی بر تهدید با چاقو و شربخمر نتیجه گزارش شود با معرفی شاکی به پزشکی قانونی اعلام شده است در تاریخ 1393/06/02 از ناحیه مقعد از م. م.الف. معاینه به عمل آمد علائم دخول اخیر (خراشیدگی - کبودی - قرمزی) در حلقه مقعدی مشاهده نشد در تاریخ 1393/06/26 آقای ب. ع. با حضور در پلیس امنیت اخلاقی و مواجهه حضوری بین شاکی و او شاکی گفته است روز سه شنبه مورخ 1393/06/18 ساعت 16 به کافینت ع. رفته بودم که ب. ع. با بنده تماس گرفت و اظهار داشت اگر تمایل داری با هم به یک قهوهخانه واقع در... برویم و من هم قبول کردم و با هم به قهوهخانه رفتیم وقتی در قهوه خانه نشسته بودیم ب. ع. با ر. و ح. و الف. تماس گرفت و آنها هم با ماشین آمدند دنبالمان با هم رفتیم بیرون پس از مدتی گردش من را به خانهای واقع در چهارراه ع. که آدرس آن را دقیق نمیدانم بردند و ح. ک. درب منزل را باز کرد و من را با زور به داخل منزل بردند و با اجبار ح. ک. کمی مشروب الکلی به من دادند و آقای ب. ع. من را به داخل یک اتاق برد و با اجبار از من تقاضای خلاف شرع نمود و به من تجاوز نمود بعد از اینکه به من تجاوز کرد از بقیه دوستانش خواست تا همان عمل خلاف شرع را با من انجام دهند و آنها هم به من تجاوز کردند موقعی که از آنها خواستم به من تجاوز کنند ر. ر. با کتک از من خواست ساکت شوم پس از این عمل من را سوار خودرو کردند و در نزدیکیهای کانکس کلانتری 21 پیاده کردند من هم از مامورین که در داخل کانکس بودند تقاضای کمک و تماس با پدرم کردم در این مواجهه ب. ع. گفته است بنده به همراه آقای م. م. بعد از اینکه به قهوهخانه رفته بودیم دوستم ر. ر. به آنجا آمد بعد از اینکه به اتفاق ر. ر. و م. بیرون از قهوهخانه رفتیم دو نفر به هویت ح. ز. و ا. ک. که سوار خودروی پیکان بودند و با هم دوست هستیم و با آنها هم خدمت میباشم ما را سوار کردند و با هم منزل ح. ز. رفتیم بعد از اینکه سه نفر با هم به داخل منزل رفتند من بیرون منزل ماندم چون با تلفن صحبت میکردم بعد از حدود نیم ساعت من به داخل منزل رفتم و به اتفاق هم برگشتیم و آقای م. م. در کنار کلانتری... پیاده شد و به منزلشان رفت اظهارات این دو نفر و تذکر مامورین که ب. ع. بردن شاکی به منزل متهم ح. ز. را تایید مینماید توسط مامورین حاضر و شاکی و سه نفر مامور و م. م. و ب. ع. پس از صورتمجلس تایید شده است ب. ع. در تحقیقاتی که در اوراق 20 و 21 پرونده از وی شده است اتهام تفهیم شده توسط بازپرس را که شرب خمر و تهدید با چاقو بوده است قبول ننموده است و گفته است من در کافینت با شاکی آشنا شدم دو سه سال است م. را میشناسم وقتی در کافینت بودیم با هم بلند شدم به قهوهخانه بروم گفت کجا میروی گفتم قهوهخانه گفت صبر کن با هم برویم با هم به قهوهخانه و آنجا نشسته و مشغول کشیدن قلیان شدیم آن موقع که من و م. قلیان میکشیدیم ر. ر. آمد و مقداری نشست بعد گفت برویم بیرون دور بزنیم بیرون رفتیم گردش میزدیم با ماشین ح. ز. ی و الف. ک. هم آمدند آنها را مشاهده کردیم ر. گفت بیا با اینها بگردیم ما سوار ماشین شدیم م. م. گفت من هم میآیم سوار ماشین شده در خیابان میگشتیم ح. ز. ی گفت که منزل ما خالی است برویم آنجا یک چای بخوریم تا پنج نفری رفتیم منزل ح. ز. ی در ع. و آقای ح. ز. ی چای حاضر کرد و آورد چای خوردیم و صحبت میکردیم که گوشی من زنگ زد من رفتم بیرون با گوشی صحبت کرده و رفتم سیگار خریدم حدود بیست و پنج دقیقه گشت و برگشتم طول کشید پیش آنها آمدم و گفتم از منزل به من زنگ زدند پس میروم به منزل آنها هم گفتند که ما هم میرویم سوار ماشین شدیم همگی آمده و م. م. در میدان... پ. پیاده شد و رفت آنجا ما مشروب نخوردیم ندیدم کسی م. م. را با چاقو تهدید کند و با وی کاری نداشت ظاهرا م. گفته به وی تجاوز شد والله دروغ است مشروب نبود کسی را ندیدم مشروب بخورد و کسی به م. چاقو نکشید آدرس پدری ر. را میدانم نشان دادم به نشانی ح. ز. یکبار رفتم نشانی او را شفاها نمیتوانم بگویم چون بلد نیستم ر. و ح. هر دو سرباز در پادگان ه. میباشند که ح. ز. از ه. به عمل آورند و با همکاری ب. ع. آنان را شناسائی و دستگیر نمایند فعلا ب. ع. با توجه به تحقیقات معموله آزاد باشد، در تاریخ 1393/08/10 بازپرس طی قراری که به تایید و موافقت دادیار اظهارنظر رسیده و در برگ 28 پرونده پیوست است موضوع لواط به عنف چون از جمله جرائمی است که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه کیفری استان است پرونده را در مورد این اتهام تکفیک و با صدور قرار عدم صلاحیت خود با توجه به ماده 243 قانون مجازات اسلامی و ماده 4 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب جهت رسیدگی به آن مرجع ارسال نموده است و در بقیه موارد اتهامی تا دستگیری متهمین پرونده را مفتوح گذاشته است پرونده به شعبه --- کیفری استان آ. ارجاع شده است که آقای م. م.الف. شاکی با حضور در دادگاه در برگ 33 و 32 پرونده اظهارات قبلی خود را که در پرونده منعکس است و نزد بازپرس گفته است تکرار نموده و گفته است ب. وقتی مرا بردند به منزل ح. با دوستانش دوست ب. یه بطری پر آورد گفت بنوش آب میوه است من هم خوردم دیدم که مزهاش خیلی زهر بود ب. برد به اتاق گفت م. دوستم میگه به من باید بدی گفتم ب. چی بدم گفت میخواد دوستم با تو حال کنه من گریه کردم دوستش آمد به صورتم سیلی زد گفتم چرا میزنی گفت اگر با من حال نکنی به تو چاقو میزنم این داستان من است. اینجانب از آقایان ر. ب. ح. اعلام شکایت میکنم به من ر. مشروب دادند گفت بخور هیچ نمیشه گفتم نمیخورم گفت اگر نمیخوری تو را با چاقو میزنم ر. برد اتاق یکی یکی به من تجاوز کردند دادگاه پس از استماع اظهارات شاکی وقت احتیاطی تعیین و طی شرحی خطاب به نیروی انتظامی خواسته است از طریق پلیس امنیت اخلاقی متهمان ب. ع. ر. ر.، ح. ز. ی را به اتهام مشارکت در آدمربائی و ارتکاب عمل شنیع لواط بعنف جلب و پس از دستگیری تحتالحفظ به دادگاه معرفی شوند ب. ع. با هدایت شاکی دستگیر و کلانتری وی را به دادسرا اعزام نموده است قاضی کشیک دادسرا دستور معرفی مجلوب را به دادگاه ظاهرا داده است چون در تاریخ 1393/10/13 در برگ 41 از متهم مذکور تحقیق نموده است وی اتهامات خود را قبول نکرده است و اظهارات قبلی خود را که در پرونده نزد بازپرس بیان نموده است تکرار کرده است دادگاه درباره متهم قرار تامین وثیقه هفتاد میلیون تومانی صادر نموده است و در قرار صادره اتهام وی را آدمربائی و شرب خمر و قوادی ذکر نموده است و سپس دادگاه قرار مذکور را به یکصد و پنجاه میلیون تومان برابر مندرجات نامه زندان افزایش داده است که این افزایش در برگ 60 پرونده در تاریخ 1393/11/04 با تفهیم قرار به وی صورت گرفته است و مراتب به زندان نیز اعلام شده است در اوراق 51 الی 55 پرونده از متهم ر. ر. با تفهیم اتهام لواط به عنف و آدمربائی نسبت به م. م. تحقیق به عمل آمده وی منکر ادعای شاکی در مورد لواط شده و در مورد اینکه با هم از قهوهخانه به همراه ح. ز. ی و الف. ک. و ب. ع. به منزل ح. ز. ی رفتهاند اقرار نموده است و ادعای مشروب دادن موضوع اظهارات شاکی را نیز تکذیب نموده است دادگاه به وی گفته است اگر هدف شما از رفتن به منزل ح. ز. ی صحبت کردن بود در کافه که با ب. و م. هم صحبت بودید به همان کافه میرفتید چرا به منزل ح. ز. ی رفتید ؟ پاسخ داده است به خواسته ح. ز. ی که درخواست کرد خیلی با ماشین گشتیم میخواهید کمی بریم در خانه ما نشستیم و صحبت کنیم و بعد که رفتیم او گفت قلیان هم بذارم بکشیم ما هم گفتیم اگر داری بیار که او آورد کشیدیم ما در حدود 1/5 ساعت در خانه ح. ز. ی نشستیم از وضعیت خدمتی یکدیگر صحبت کردیم و قلیان میکشیدیم والدین ح. ز. ی در خانه نبودند و ما در حدود غروب آنجا بودیم دادگاه به متهم گفته است شما میگوئید اولین بار م. م. را دیدهاید علت اینکه بر علیه شما شکایت مطرح نموده است بیان نمائید پاسخ داده است باز هم میگویم که تا به آن حال من او را اصلا ندیده بودم و بعد از آن هم ندیدهام نمیدانم که ایشان چرا و برای چه از من شکایت دارد در مواجهه حضوری شاکی و ر. ر. شاکی گفته است ما از کافه رفتیم خانه ح. ز. به ب. گفتم ب. منو از اینجا ببرد گفت بشین 5 دقیقه میریم گفتم ب. دیره گفت بنشین نوشیدنی بخوریم دید وقتی که نخوردیم خیلی مزش زهر بود ب. برد به اتاق گفت ر. باهات کار داره گفتم میخواد چه کار کنه گفت میخواد به تو تجاوز کنه گفتم ب. من این کار را نمیکنم ر. گفت اگر لباسها تو در نیاوری با چاقو میزنم و یکی یکی به من تجاوز کردند (عضو ممیز این اظهارات ظاهرا با خط شاکی در برگ تحقیق درج شده است) من را گرفته و تجاوز کردند ر. به من چاقو کشید به من تجاوز کرد بدن ر. خالکوبی بود دادگاه از شاکی سئوال کرده است چند نفر به تو تجاوز کردند ؟ ج - ر. ر. و ح. ز. به من تجاوز کردند و الف. و ب. رفتند بیرون ساعت 10 بود گفتم ر. برای من دیره گفت 5 دقیقه دیگرم بنشین میریم دادگاه سئوال کرده است منظور از تجاوز را توضیح دهید پاسخ داده یعنی هر دو آلت خود را داخل کردند دادگاه خطاب به وی چه کسی شما را تهدید با چاقو کرد ؟ ج - تهدید کردن به وسیله ر. بود به من چاقو کشید گفت اگر لباسهای خود را در نیاوری با چاقو میزنم ر. ر. اظهارات شاکی را در مورد تهدید و تجاوز تکذیب نموده است و گفته است مشروبی کسی نخورده است دادگاه خطاب به متهم ر. ر. علت شکایت شاکی علیه شما چیست گفته است نمیدانم اتهام لواط به عنف و آدمربائی به ر. ر. تفهیم شده است هر دو اتهام خود را تکذیب نموده است دادگاه درباره ر. ر. قرار تامین دو میلیارد ریالی وثیقه صادر نموده است و متهم را به زندان در تاریخ 1393/10/30 معرفی کرده است آقای ن. ز. به عنوان وکیل ر. ر. وارد پرونده شده است الف. م. به عنوان وکیل ب. ع. اعلام وکالت نموده است در برگ 76 پرونده رضایتنامه ب. م.الف. ی و م. م.الف. ی برابر سند رسمی تنظیمی در دفتر اسناد رسمی 112 تبریز مربوط به پرونده 940/93 (پرونده مطروحه) اعلام شده است که این نامه را آقای ی. ع. پدر ب. ع. طی لایحهای تقدیم نموده است برای آزادی ب. ع. نیز درخواست صدور قرار قبولی وثیقه ملکی از سوی خانم ف. الف. واصل شده که پس از صدور قرار قبولی دو فقره ملک در قبال آزادی ب. ع. در تاریخ 1392/12/26 متهم آزاد شده است دادگاه برای تاریخ 1394/01/31 وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است و شاکی و متهمین را دعوت نموده است در جلسه مذکور ر. ر. و وکیل او آقای ن. ز. وکیل متهم و ب. ع. در معیت وکیلش الف. م. حضور دارند ح. ز. ی تاکنون دستگیر نشده لوایحی وکلای متهمین تقدیم نمودهاند که ثبت و به شماره 59/94 و 60/94 ثبت دفتر و پیوست پرونده شده است نماینده دادستان حضور دارد و به شرح محتویات پرونده درخواست رسیدگی نموده است. شاکی تقاضای صدور حکم شایسته را نموده است دادگاه خطاب به ر. ر. اتهام شما مشارکت در آدمربائی و لواط به عنف نسبت به م. م. است از خود دفاع کنید؟ پاسخ داده است من اتهامات را قبول ندارم و هیچ آدمربایی یا لواط یا عنفی با آقای شاکی نکردهایم او خود با میل شخصی با ماشین من و ح. ز. ی و الف. ک. به خانه ح. ز. ی رفتیم و آن جا فقط صحبت و چای خوردیم و هیچ خلاف شرعی انجام ندادیم اصل ماجرا این بود که من در خانه نشسته بودم که اس ام اس آمد ب. ع. بود نوشته بود بیا کافه من با دیدن این پیام به کافهای که در پآیین محلهی ما بود رفتم دیدم ب. ع. با فرد ناشناس نشسته است که او را نمیشناسم بعد از احوالپرسی چای خوردیم و قلیان هم کشیدیم و من بعد به ب. گفتم الف. ک. هم به مرخصی آمده بذار زنگ بزنم او را هم ببینم چون پای او در تصادف شکسته بود زنگ زدم که او هم پیش ح. ز. ی بود و گفت داریم با ماشین میگردیم سر خیابان... باشید بیائیم آمدند ما را هم برداشتند من و م. م. و ب. ع. سوار ماشین شدیم و هیچ آدمربائی انجام ندادهایم بعد که در خیابانها گشتیم الف. ک. گفت پایم درد میکند بیائید برویم یک جائی بشینیم که ح. ز. ی گفت خانه ما خالی است بیائید بریم خانه ما همگی آنجا رفتیم و با میل خودمان رفتیم حدود یکساعت و نیم در آن جا نشستیم و مشغول صحبت در مورد پادگان و محل خدمتی خود شدیم و بعد بدون هیچ کار خلافی خارج شدیم همهمان را ح. ز. ی با ماشین خود به خانههایمان رساند م. صندلی پشت سر راننده نشسته بود ا. ک. بغل راننده ح. ز. ی بود در وسط ب. ع. من در سمت راست ب. بودم من م. را نمیشناختم ولی او را در کافه با ب. ع. دیدم و آشنا شدم نمیدانم چرا علیه من شکایت کرده است دادگاه به ب. ع. تفهیم اتهام قوادی و مشارکت در آدمربائی کرده است و گفته است اینجانب بارها گفتهام من از هیچ چیزی خبر ندارم بیرون از کافه آدم م. م. گفت ب. کجا میروی گفتم میروم قهوهخانه گفت من هم میایم دو نفری رفتیم نشسته بودیم که ر. ر. آمد و من هیچ گونه زنگ و پیامی به ایشان نفرستاده بودم بعد که او آمد گفت الف. ک. هم آمده مرخصی برای او زنگ بزنیم تا او را هم به بینیم سر خیابان 42 متری وقتی رفتیم بیرون ایستاده بودیم که سواری پیکان آمد نگه داشت ر. ر. و م. با هم سوار ماشین شدند و من هم بعد آنها سوار شدم ح. ز. ی وقتی الف. گفت بریم جائی بنشینم گفت خانه ما خالی است بریم اونجا در خانه ح. گوشی من زنگ خورد آنها رفتند خانه و من مشغول حرف زدن با گوشی بودم هیچگونه مشروبی همراه ما نبود و اینجانب در اظهارات قبلی هم گفتهام که من در آن خانه نبودهام وکیل وی نیز با استناد به اظهارات موکلش که منکر هر گونه جرمی نسبت به شاکی شده است چون لواطی صورت نگرفته و این امر مورد انکار بوده جرم قوادی نیز منتفی است و ادعای آدمربائی نیز متکی به دلیل نمی باشد درخواست برائت موکل را با توجه به رضایت شکات از وی نموده است دادگاه به ر. ر. تفهیم اتهام تفخیذ با تغییر نوع اتهام نموده است وی منکر ادعای شاکی و ارتکاب جرم مذکور شده است وکیل او درخواست برائت موکلش را به لحاظ فقط وکیل نموده است سپس دادگاه با اعلام ختم دادرسی و در برگ 110 پرونده مشاهدات هیات شعبه از بدن متهم ر. ر. که آثار خالکوبی در ناحیه بازوی راست و ساعد راست او وجود داشته است و در قسمتهای دیگر بدن او نبوده و متهم وجود این آثار و مشاهده آن را توسط شاکی به علت استفاده از تیشرت (لباس آستین کوتاه) که پوشیده بوده و در رویت شاکی بوده است اعلام نموده است ضمنا تامین ر. ر. را از مبلغ دو میلیارد ریال به هفتصد و پنجاه میلیون ریال تقلیل و تخفیف داده است و مراتب به متهم در زندان ابلاغ شده است. که با تودیع وثیقه وی نیز آزاد شده است در تاریخ 1394/02/09 دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه --- ضمن مقدمهای که از سیر تحقیقات و رسیدگیهای صورت گرفته در پرونده پس از اعلام شکایت شکات از آنان و متهمین دستگیر شده به عمل آورده است و مدافعات متهمین و نظریه پزشکی قانونی در معاینه از مجنیعلیه اظهارات شاکی (مجنیعلیه) را بیشائبه در بیان واقعیت دانسته و اقاریر متهمین را که در منزل ح. ز. ی به همراه شاکی متعاقب هم آهنگی در کافینت و کافه رفتهاند و انطباق اقاریر متهمین در این خصوص با اظهارات شاکی به نحوی که موجب حصول علم برای اعضای دادگاه شده است اتهامات انتسابی را محرز و مسلم دانسته مستندا به تبصره 1 ماده 242 ، 244 ، 26 ، 235 ، 211 از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 آقای ر. ر. را به تحمل یکصد ضربه شلاق تعزیری از بابت حد و آقای ب. ع. را به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری و 4 ماه حبس تعزیری با لحاظ مواد 37 و 38 بند الف مواد فوق به جهت اعلام رضایت شاکی از قانون مجازات اسلامی محکوم و اعلام میدارم و اما راجع به اتهام دیگر آقای ر. ر. دائر بر لواط به عنف نسبت به شاکی (م. م.) توجها به فقد ادله شرعی و قانونی و انکار متهم، مستندا به حاکمیت اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسی و 177 قانون آیین دادرسی کیفری حکم برائت متهم صادر و اعلام میدارد راجع به اتهام آدمربائی متهمین موصوف نظر به اینکه رسیدگی مستقیم در دادگاه کیفری استان صرفا در خصوص بزههای مطروح در تبصره 3 ماده 3 قانون اصلاح تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب (زنا و لواط) بوده و رسیدگی به سایر موارد (در صلاحیت دادگاههای کیفری استان به شرح تبصره ماده 4 همان قانون) به استناد مفهوم مخالف ماده مرقوم بدون کیفرخواست قابلیت طرح مستقیم و رسیدگی نیست لذا پرونده در این خصوص قابلیت رسیدگی را ندارد مراتب به شعبه بازپرسی که سابقه رسیدگی مقدماتی در آن شعبه بوده و در خصوص شرب خمر و تهدید پرونده مفتوح اعلام گردیده است گزارش و فتوکپی دستور حاضر به آن بازپرسی ارسال تا در این خصوص اتخاذ تصمیم نمایند پرونده در مورد اتهام ح. ز. ی دائر بر انجام عمل لواط به عنف نسبت به م. م. به جهت متواری بودن مفتوح میباشد اکنون از این رای آقای الف. م.ق. وکیل آقای ب. ع. احد از محکومعلیهم دادنامه بدوی تجدیدنظر خواهی نموده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض در خصوص دادنامه شماره --- تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
تجدیدنظرخواهی وکیل آقای ب. ع. محکومعلیه دادنامه --- صادره از شعبه محترم کیفری استان آ. در مورد محکومیت موکلش که به اتهام قوادی محکوم گردیده است وارد است زیرا: علیرغم استدلال دادگاه محترم در مورد وقوع عمل لواط دلیل کافی اثباتی و قرائن ظنی علمآور در پرونده موجود نیست متهمین دستگیر شده همگی منکر ارتکاب بزه مذکور بودهاند و گواهی پزشکی قانونی نیز دلالت بر عدم دخول و آثار عمل لواط نسبت به شاکی دارد از طرفی روابط دوستانهای که بین برخی از متهمین با ب. ع. و شاکی با او وجود داشته است به کیفیتی که نشاندهنده این امر نمیباشد که آنان با واسطهگری ب. ع. برای ارتکاب عمل لواط آن روز به منزل متهم فراری ح. رفته باشند چون از این لحاظ نحوه تماس آنان با ب. ع. و رفتن آنان به قهوهخانه که محل قرار ب. ع. با آنان بوده است و سپس گردش همگی آنان در شهر و سپس رفتن آنان به منزل ح. ک. که به لحاظ خستگی الف. و پیشنهاد ر. و قبول ح. ک. صورت گرفته است نقش واسطه عمل لواط بودن آقای ب. ک. را منتفی میسازد و نمیتوان در حدود اقدام صورت گرفته از جانب ب. ک. در جمع کردن آشنایانش که ظاهرا به منظور دیدار و گردش در شهر با آنان بوده است عمل او را مصداق ماده 242 و تبصره 1 ذیل آن از قانون مجازات اسلامی دانست. چون وحدت قصد بین او و متهمین برای لواط با شاکی به اثبات نرسیده است لذا جرم مذکور محقق نگردیده است و رای صادره منطبق با محتویات پرونده در خصوص محکومیت تجدیدنظرخواه به اتهام قوادی به نظر نمیرسد و مغایر با موازین قانونی است چون علم قضات صادرکننده رای متکی به دلیل و قرینه کافی علم آور برای اثبات جرم آنگونه که در ماده 211 قانون مجازات اسلامی آمده است نیست بلکه قرائن ظنیه موجود در پرونده با توجه به رضایت شاکی و پدرش از ب. ع. و اینکه شاکی ارتکاب جرم لواط و یا تفخیذ را متوجه ر. و ح. دانسته که متوجه ب. و الف. چون رای صادره صحیحا و منطبق با موازین قانونی اصدار نیافته است مستندا به بند 4 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای صادره در این قسمت یا نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به یکی از شعب محاکم کیفری 1 استان قائم مقام شعب کیفری استان جهت رسیدگی ارجاع میگردد. رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده