خانم م. ا. به موجب دادخواست تقدیمی بدوی به تاریخ 1399/02/06 درخواست طلاق بدلیل عدم پرداخت نفقه موضوع بند اول سند نکاحیه و از جمله شروط ضمن عقد نموده است. پرونده به شعبه *ارجاع میشود. و اولین جلسه رسیدگی به تاریخ 1399/03/13 با حضور خواهان و وکیل ایشان خانم ط. ک. منجرانی و در غیاب خوانده (زوج) که ظاهرا شناسایی نشده بود تشکیل وبرگزار میگردد. خواهان در دادخواست بدوی خود علت درخواست طلاق را عدم پرداخت نفقه توسط زوج و محکومیت وی به پرداخت ان و مالا عدم امکان اجرای رای و الزام وی به پرداخت نفقه عنوان داشته است. به تاریخ 1399/04/22 اقای ح. و. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از زوج خوانده وارد دعوی شده و وکالت نامه خود را تقدیم دادگاه نموده است.در جلسه دادرسی مورخ 1399/04/28 وکیل خواهان زوجه اظهار می نماید. که موکل وی از سال 1395 به عقد دائم زوجه (خوانده) درامده و از ان تاریخ تاکنون زوج نفقه پرداخت نکرده است.و حکم محکومیت وی هم صادر شده و شرایط حق طلاق زوجه طبق تخلف از شرط سند نکاحیه محقق شده است. زوجه در دوران عقد بسر می برد و فرزند مشترک ندارد. و مهریه زوجه 114عدد سکه تمام بهار ازادی میباشد. و تقاضای صدور حکم طلاق زوجه مورد استدعاست. طبق گزارش پلیس خوانده متواری است.یک عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه را زوجه در قبال طلاق به شوهرش بذل می نماید. و به وکالت حاصل از شروط ضمن عقد سند نکاحیه از طرف زوجه قبول بذل می نماید. و در مورد نفقه اقدام قانونی نموده و حکم صادر شده است.و زوجه در دوران عقد میباشد. و جهیزیه ندارد. و در مورد نحله و اجرت المثل هم ادعایی ندارد. و زوجه غیر مدخوله و دوشیزه میباشد. وکیل زوج (خوانده) بیان و اظهار نموده که دادخواست طلاق از ناحیه زوجه به استناد رای محکومیت نفقه و عدم پرداخت ان تقدیم شده است.ان رای به صورت غیابی صادر شده بود که دادخواست واخواهی تقدیم و در حال رسیدگی است.و واخواهی مورد قبول دادگاه واقع شده است.و بر فرض محکومیت موکل ایشان امادگی پرداخت خسارت خواهد داشت و لذا درخواست میگردد. تا در خصوص دادخواست طلاق تصمیم مقتضی اتخاذ گردد. وکیل خواهان زوجه بیان داشته که رای محکومیت خوانده در مورد نفقه در تاریخ 97/11/29 صادر شده است.و لذا موکل تصمیم به طلاق گرفته است. شعبه *دادگاه مرجوع الیه به تاریخ 1399/09/04 در جلسه فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/09/04 با توجه و استناد به اینکه برابر بند 1 از بند ب شرط ضمن عقد شوهر اگر از دادن نفقه به همسرش به مدت 6ماه خودداری کند و الزام شوهر به پرداخت نفقه نیز ممکن نباشد. که با نگاه به گفتار افراد حاضر در جلسه دادگاه و درون مایه پرونده رای مورد واخواهی قرار گرفته ولی هنوز قطعی نشده و به مرحله اجرا در نیامده است. و شرط یاد شده تحقق نیافته و شرط مذکور هنگامی تحقق یافته (می یابد) که رای مورد واخواهی به نفع خواهان صادر گردد. و محکوم له درخواست اجراییه بنماید. و خوانده نیز محکوم به را پرداخت نکند. بنابراین خواسته خواهان با نگاه به مطالب بیان شده پذیرفته نمی گردد. و به گواه بند 5 ماده (1257) و ماده (4) قانون حمایت خانواده و ماده (197) قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر میگردد. نسبت به رای مرقوم توسط خواهان بدوی (زوجه) تجدیدنظرخواهی میشود. و پرونده به شعبه *ارجاع و شعبه محترم بدوا سرانجام و نتیجه رای راجع به محکومیت زوج نسبت به نفقه زوجه را خواستار و کپی رای مذکور ارائه و پیوست پرونده گردیده که حاکی است.واخواهی زوج مورد پذیرش و قبول واقع شده است.و رای در مورد محکومیت قبلی وی نقض گردیده است. (برگ51) دادگاه به تاریخ 1400/08/23 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و با توجه به بررسی و مشاوره و حصول توافق ختم دادرسی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/08/26 و با توجه به نقض رای غیابی در مورد نفقه در مرحله واخواهی و عدم اجرای رای مرقوم تخلف زوجه از شرط احراز نمی گردد. و دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق موازین شرعی و قانونی بوده و خالی از اشکال و ایراد شکلی و ماهوی موثر میباشد. و با استناد به ماده (358) قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار نموده است. نسبت بدادنامه صادره ازشعبه *توسط وکیل زوجه طی لایحه ای ارسال و تقدیمی به تاریخ 1400/09/20 فرجامخواهی شده است. وکیل فرجامخواه در لایحه خود متذکر شده است.که موکله در تاریخ 1395/07/09 به عقد دائم فرجامخوانده درامده است.و بعد از یک ماه از عقد زوجه را رها کرده و از ان تاریخ تاکنون پنج سال و دو ماه می گذرد و تاکنون هیچ نفقه ای نپرداخته است. در جلسات رسیدگی به نفقه عمدا شرکت نمی کرد و ادرس واقعی خود را نداده و علی رغم تجدید جلسات حضور نمی یافت و گزارش پلیس هم پیوست پرونده میباشد. زوج نه به طلاق راضی میشود. و نه به نفقه دادن. دختری جوان که پنج سال از عمرش را در بلاتکلیفی به سر می برد و اسیب های روحی و روانی بسیاری دچار شده است.و لذا نقض دادنامه و صدور رای شایسته را استدعا نموده اند. که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ج. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم م. غ. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/08/26 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1399/09/04 صادره از شعبه هیجدهم دادگاه خانواده شهرستان *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تحقق بند یک از شروط ضمن عقد نکاح حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا محتویات پرونده حاکی است.که دادنامه متضمن محکومیت زوج (فرجام خوانده) به پرداخت نفقات معوقه و جاریه زوجه که در دعوی طلاق مطروحه از سوی زوجه جهت اثبات تخلف زوج از بند یک از شروط ضمن عقد نکاح مورد استناد قرار گرفته دادنامه غیابی بوده که از سوی زوج محکوم علیه مورد واخواهی قرار گرفته و پس از رسیدگی لازم سرانجام منتهی به صدور دادنامه شماره *مورخ 1399/10/07 گردیده و به موجب دادنامه اخیرالصدور که بعد از تقدیم دادخواست طلاق در پرونده حاضر اصدار یافته، دادنامه غیابی واخواسته مورد نقض کامل قرارگرفته و مجددا زوج به پرداخت نفقات معوقه و جاریه که میزان ان کمتر از میزان وجوه مقرر در دادنامه واخواسته منقوض بوده محکوم گردیده است.که این دادنامه اخیرالصدور هنوز منتهی به صدور اجراییه نگردیده و هیچ اقدامات اجرایی نسبت به ان به عمل نیامده است.بنابراین با نقض دادنامه غیابی واخواسته کلیه اثار مترتب بر اقدامات اجرایی ان زایل و منتفی بوده و در نتیجه در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق، تخلف زوج از بند یک از شروط مندرج در سند نکاحیه ثابت و محرز نبوده تا قانونا موجبی برای اعمال وکالت از سوی زوجه جهت اجرای صیغه طلاق بوده باشد. از این رو استنباط و تشخیص دادگاه در عدم احراز تحقق شرط مذکور صایب و موجه بوده و بدین لحاظ دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای بر استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمیباشد.، لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه - ح. ع. مستشاران- ح. م. ه. - م. ج. ح. م.