تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که علی رغم صدور حکم تمکین، زوجه از تمکین و زندگی مشترک با زوج خودداری کند، ادعای تفریق جسمانی مثبت عسر و حرج زوجه در زندگی و پذیرش درخواست طلاق وی نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/16 - 15 : 06 قاضی: سعید عالم قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ
خلاصه جریان پرونده
پیرو گزارش مورخ 94/12/4 موضوع دادنامه --- که در مقام فرجام خواهی خانم ص. ق. با وکالت آقای الف. ع.م. و آقای ط. الف.الف. وکلای پایه 1 دادگستری نسبت به دادنامه --- صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل هیات این شعبه رای فرجام خواسته را به لحاظ نقض شکلی عدم رعایت مقررات و اصول و قواعد دادرسی یعنی ارجاع امر داوری و جلب نظر داوران در اصلاح ذات البین در موضوع خواسته خواهان بدوی در محاکم بدوی و تجدیدنظر نقض و پرونده را به شعبه محترم صادر کننده رای منقوض جهت ادامه رسیدگی و با ارجاع امر به داوری و اخذ نظریه داوران و سپس با توجه به نتیجه حاصله رای خود را صادر نمایند. پرونده به شعبه مذکور اعاده شده که هیات شعبه به موجب تصمیم مورخ 95/1/14 ضمن صدور قرار ارجاع امر به طرفین ابلاغ نموده داوران خود را مطابق شرایط مندرج در ماده 28 قانون حمایت خانواده اخیر معرفی کنند که پس از معرفی داور از سوی زوجین و تعیین جلسه توجیهی برای داوران نظریه داوران در اوراق 51 و 52 پرونده اعلام شده است. دادگاه با تعیین وقت جهت رسیدگی و دعوت طرفین و وکلای طرفین در جلسه مورخ 95/2/5 که خانم ص. قلی زاده و وکیلش آقای ط. امیری و آقای م. ط. حضور داشته اند خانم ص. ق. گفته است 4 سال است که شوهرم مرا بلاتکلیف گذاشته و هیچگونه خرج و مخارج نمی دهد و اصلا نمی دانم که در کجا می مانم و تا به حال اسیر دادگاه شده ام و تا به حال یکبار نگفته با هم زندگی کنیم و الان نمی دانم چه کار کنم من به او اعتماد کردم ولی شوهرم حتی یکبار تقاضای طلاق داده بود بعدا مسترد کردند و هرچه التماس می کنم که اختلاف خودمان را با توافق حل کنیم حاضر نمی شود تقاضای صدور حکم شایسته را دارم. و خواسته ام طلاق است مسائل مالی ندارم و فقط راجع به طلاق می خواهم حکم صادر کنید. هدف شوهرم فقط آزار و اذیت کردن است و می خواهد مرا اذیت کند والا قصد زندگی با من ندارد و به دروغ ادعای زندگی می کند و اهل زندگی نیست و علاقه ای به من ندارد دادگاه خطاب به آقای ط. امیری وکیل تجدیدنظرخواه چنانچه دفاعی دارید بیان کنید؟ ج- موکل در حضور دادگاه اعلام داشته حدود چهارسال است طرف موکل را به خانه پدری برده و هر چند برادر و خانواده موکل تقاضای بردن زوجه از طرف زوجه به خانه شوهر داشته اند قبول ننموده بعدا اقدام به طرح دعوی طرح علیه موکل نموده و در جلسه در شورای حل اختلاف برگزار گردیده است حال اگر به این چهار سال گذشته نگاه کنیم متوجه می شویم که زوج حتی یکبار برای دعوت از زوجه مراجعه نکرده است و حتی یک ریال هم در حق وی برای نفقه پرداخت ننموده است در روابط خانوادگی رسومات و شرع مقدس اسلام در جامعه ما حاکم است. اگر فردی یعنی زوج چهار سال هیچ گونه نفقه در حق خانم پرداخت ننماید حتما زوجه در عسر و حرج واقع خواهد شد و اگر طالب بود زوج که در دادگاه می گوید مراجعه می کرد همراه ریش سفیدان به خانم یا خانواده وی جهت زندگی فقط در دادگاه می گوید زوجه زن من است وقتی رفت بیرون از دادگاه فراموش می کند که یک شوهر در قبال زن خود چه وظایفی دارد بنابراین اگر به شرع مقدس اسلام و احادیث نظری داشته باشیم متوجه می شویم ایجاد عسر و حرج و آزار و اذیت برای شخص حرام است. مخصوصا زنی باشد تنها و بی کس فقط با دسترنج خود زندگی کرده و امرار معاش نموده است. لذا استناد به ادعاهای پوچ و بی اساس و غیرعملی نمی تواند برای زن خونه غذا، زندگی، سرپناه و دارو و درمان تکیه گاه باشد لذا با توجه به اینکه در این چهار سال فقط نام شوهر داشته ولی بدون شوهر بوده و با توجه به نظر داور که بین طرفین سازش مقدور نیست تقاضای صدور حکم طلاق به شرح دادخواست بدوی دارم. ضمنا موکل استشهادیه ای و صورت جلسه 95/1/26 را تقدیم نموده عنداللزوم برای روشن شدن حقیقت استماع شهادت شهود مورد تقاضاست. تجدیدنظرخوانده در پاسخ به اظهارات وکیل زوجه و زوج گفته است تمام گفته های ایشان در مورد بنده صحت ندارد ایشان طی حکم شماره 0029/93 با شماره بایگانی --- در شعبه --- دادگاه خانواده اردبیل محکوم به تمکین شده و در آنجا صراحتا اعلام نموده که بدون دلیل موجه خانه شوهر را ترک نموده و بستگان خویش را به جهت بردن لباسهایش فرستاده و حاضر به تمکین از شوهر نمیباشند و همسرم در آن تاریخ برای خود خانه ای اجاره کرده و تقاضای اختیار تعیین مسکن نمودهاند در حالی که بنا به حکم دادگاه (شعبه --- خانواده) خانه همسر واحد مستقل و جدا از سایر افراد و مناسب زندگی میباشد و زوجه مکلف است در منزلی که شوهر تعیین کرده است زندگی کند و اختیار تعیین مسکن جداگانه به زوجه داده نشده است و این حکم نیز در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل طی شماره بایگانی --- تایید شده است و بعد از آن بنده بارها خودم برای آوردن همسرم مراجعه کردم که هر بار با دخالت خانواده همسرم به خصوص برادر و خواهرش و مادرش متاسفانه دخالت نمودهاند و اجازه نداده اند همسرم با بنده به منزل شوهرش برگردد و هر بار مراجعه کردم فحاشی و توهین و مخالفت خود را ابراز داشته اند و بعد از آن شوهرم تقاضای نفقه نموده که توسط شعبه --- خانواده رد شد و حکم در پرونده موجود است. بعد از آن تقاضای مهریه نموده که تمام مهریه اش را تمام و کمال پرداخت نموده ام. الان هم بهانه تراشی نموده و ادعا می کند که همسرم 3 سال است مرا به حال خویش رها نموده درحالی که دادگاه خانواده او را مستحق نفقه شناخته است چگونه انتظار دارد شوهری که از او تمکین مینماید نفقه به او بپردازد. من صراحتا اعلام می کنم همانطور که در پرونده های قبلی اعلام نموده ام همسرم را دوست دارم و همیشه مشتاق و حاضر به زندگی مشترک با ایشان هستم ولی دخالت اطرافیان مانع این زندگی مشترک میشود الان هم دو سال است از هم جدا هستیم. اعلام می نمایم ایشان را دوست دارم. و ذره ای از علاقه مندی به همسرم کم نشده است و در محضر دادگاه تقاضا می کنم به زندگی مشترک برگردد. چون به خاطر علاقه ای که به ایشان دارم دو سال است مشکلات زندگی را تحمل نموده ام و تقاضای ازدواج مجدد را ندارم. و به نظر شروع زندگی مشترک خودم با ایشان هستم. دادگاه با بررسی اوراق پرونده و ختم آن طی دادنامه --- تجدیدنظرخواهی زوجه و وکلای او را با توجه به اینکه با ارجاع موضوع به داوری و اخذ نظریه داوران در برگ های 51 و 52 پرونده و استماع اظهارات طرفین و وکلای آنان در جلسه دادرسی و آنچه از اظهارنظر داوران مستفاد میشود هیچ کدام عسر و حرج زوجه را برای طلاق تایید نکرده اند و از مندرجات پرونده نیز حدوث عسر و حرجی که زمینه جدائی طرفین را فراهم نماید استنباط نمی شود و اظهارات طرفین تکرار مطالبی است که در جریان دادرسی مطرح شده است حتی از اظهارنظر داوران عدم تمایل نامبردگان به جدائی طرفین حاصل میشود النهایه دادگاه با توجه به قسمت آخر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ بند الف ماده 405 همان قانون حکم بدوی تایید مینماید. رای صادره قابل فرجام در دیوانعالی کشور میباشد اکنون از این رای وکلای زوجه فرجام خواهی کرده اند که هنگام شور لایحه فرجامی با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد
رای شعبه
با وصف اینکه زوجه با صدور حکم تمکین و الزام او به تمکین از زوج حاضر به مراجعت به زندگی مشترک نگردیده است و در حالی که او اصرار بر طلاق برای رها شدن از علقه زوجیت دارد مهریه خود را نیز دریافت نموده است و تقصیر زوج را برای تفریق جسمانی موجود فیمابین به اثبات نرسانده است و عذر موجهی برای عدم مراجعت به زندگی مشترک ارائه نداده است و در پرونده به اثبات نرسیده است چون خودش حاضر به تمکین از زوج نیست نمی تواند ادعای عسر و حرج نسبت به وضع موجود خود داشته باشد چون طلاق از حقوق قانونی زوج است و زوجه در حدود شروط ضمن عقد و در صورت اثبات تقصیر زوج و تخلف از وظایفی که طبق موازین قانونی به عهده اوست میتواند با مراجعه به حاکم زوج را اجبار به طلاق نماید که چنین امری را زوجه و وکلای او در پرونده به اثبات نرسانده اند و ادعای ترک انفاق در حدود ماده 1129 قانون مدنی در حالی که حاضر به تمکین از زوج نبوده و دعوی او در شعبه --- خانواده راجع به مطالبه نفقه رد شده است نیز توجیه قانونی نداشته است. آراء بدوی و تجدیدنظر بلااشکال و برابر موازین قانونی و صحیحا صادر شده است مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی با رد فرجام خواهی وکلای زوجه تایید و ابرام میگردد.
شعبه شانزدهم دیوان عالی کشوررئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم