براساس محتویات پرونده خانم س. ک. ق. ع. در تاریخ 1398/08/25 به طرفیت اقای م. س. ن. دادخواستی به خواسته طلاق به علت عسر وحرج بدادگستری *تقدیم نموده و در توضیح خواسته اعلام کرده است.که در تاریخ 1395/08/10 با خوانده ازدواج دائم و رسمی نموده است.با عنایت به اینکه خوانده از بدو ازدواج مدام مرا مورد فحاشی، توهین و تهمت و تهدید و ضرب وشتم قرار داده است.و از سوی دیگر حاضر به تامین نفقه اینجانبه نبوده و مشکلات عدیده بسیاری را برای اینجانب فراهم می نماید. و مضافا به اینکه نامبرده بیش از 9 سال است.که دچار بیماری اعصاب و روان بوده که در هنگام ازدواج این موضوع را از بنده پنهان نموده و چون دوام زوجیت موجبات عسر و حرج اینجانبه را فراهم می نماید. درخواست رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق را دارم. پرونده بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شعبه *ارسال گردیده است. اقای ع. ز. با ارائه وکالتنامه وکالت از سوی خواهان را به عهده گرفته است. خوانده با تقدیم لایحه مخالفت خود را با طلاق اعلام کرده است.شورای حل اختلاف پس از عدم موفقیت در ایجاد سازش پرونده را بدادگستری اعاده نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.خانم م. چ. وکالت از ناحیه زوج را به عهده گرفته است. برابر تصویر قرار منع تعقیب صادره از شعبه *به شماره *مورخ 1399/02/27 اقای دادیار در رد شکایت زوجه چنین استدلال نموده است.در خصوص ضرب و جرح هر چند شاکی گواهی پزشکی قانونی ارائه داده لیکن گواهی پزشکی قانونی دارای جنبه ثبوتی بوده و شاکی گواهانی که ارائه داده شاهد ضرب و جرح نبوده اند و تحقیقات محلی شاهد از ان دارد. (حکایت از ان دارد.) که همسایه ها صدای درگیری انها را بارها شنیده اند لیکن درگیری را کسی شاهد نبوده … و شهود الفاظ توهین و افتراء را نشنیده اند. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داوران زوجین در گزارش مشترک اعلام کرده اند طی یک، چند جلسه داوری و مشاورت و بررسی شرایط این زوج سازش ندارند و به تفاهم نمی رسند. لطفا دستورات لازم را مبذول فرمایید. در جلسه مورخ 99/8/17 دادگاه وکیل زوجه اعلام کرده موکل حاضر است.200 سکه از مهریه خود را بذل نماید. تا مطلقه شود. وکیل زوج خواسته خواهان را بلادلیل اعلام کرده است.و در خصوص بیماری موکل خود اظهار داشته نامبرده در سال 90 تصادف نموده و 5 بار عمل جراحی انجام داده است.و پیرو همان تصادف و بیماری مکرر دچار افسردگی خفیف گردیده است.که به مدت چند سال تحت نظر دکتر ا. پ. بوده است. پزشک مذکور ابتلا به بیماری افسردگی وی از تاریخ 90/7/25 و مراجعه به وی تا تاریخ 1398/07/15 را گواهی نموده است. مشاور خانواده دادگستری دزفول پس از برگزاری جلسات متعدد اعلام کرده است.متاسفانه حریم ها بین زوجین و خانواده انها از بین رفته است.و زوجه حاضر نیست با زوج در زیر یک سقف زندگی کند ضمنا زوجه اصلا حاضر به تمکین و برگشت به زندگی نمیباشد. و زوج هم حاضر به طلاق نیست. زوجه ضمن تقدیم لایحه ای اعلام کرده است.از تاریخ 1395/08/10 با مهریه 350 سکه بهار ازادی به عقد زوجیت دائم اقای م. س. ن. در امده باتوجه به سوی رفتار، روانپریشی در زناشویی و بیماری زوج و رفتارهای غیر انسانی و غیر متعارف در ارتباطات زناشویی و عمل به رفتار قوم لوط در زناشویی تداوم زندگی را برای من مشکل و غیر قابل تحمل نموده است.بنده به ستوه امده و با بذل سیصد و سی سکه از مهریه ام تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به دلیل عسر و حرج را از محضر دادگاه محترم دارم. (99/9/29) قاضی مشاور دادگاه خانواده بااشاره به رفتارهای غیر متعارف زوج در ارتباط زناشویی وکراهت زوجه و بذل بخش اعظم مهریه و نظریه داوران به لحاظ تحقق عسر و حرج به استناد ماده 1146 قانون مدنی عقیده به صدور حکم طلاق خلع ابراز نموده است. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1762 مورخ 1399/11/26 پس از درج خلاصه ای از اظهارات و خواهان و دفاعیات خوانده و سیر رسیدگی باتوجه به عدم تاثیر سعی وتلاش دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش و بذل بخش اعظم مهریه از ناحیه زوجه که حاکی از عمق اختلاف فیمابین و استیصال وی وغیرقابل تحمل بودن ادامه زوجیت میباشد. و زوجین صاحب فرزند مشترک نمیباشند با احراز عسر و حرج و کراهت زوجه به استناد ایه شریفه 78 سوره مبارکه حج و ماده 1130 قانون مدنی حکم بر الزام خوانده به مطلقه نمودن خواهان (همسرش) صادر و اعلام نموده است.با اعتراض وکیل زوج نسبت به این دادنامه شعبه *به موجب دادنامه شماره 9356 مورخ 1400/02/11 با این استدلال که زوجه حکمی دال بر محکومیت زوج ارائه نکرده است.بانقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.سپس براساس فرجامخواهی وکیل زوجه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 9356 1400/02/11 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی خانم س. ک. ق. ع. ش. با وکالت اقای ع. ز. ر. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره صدرالاشاره که به موجب ان پس از نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *در خصوص دعوی ف.خواه به طرفیت فرجامخوانده به خواسته طلاق حکم به بطلان صادر گردیده وارد است.1- مطابق تکلیف مقرر در ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 دادگاه موظف است.در صورت نپذیرفتن نظر داوران در رد ان استدلال نماید. علیرغم اظهار نظر هر دو داور بر عدم امکان سازش دادگاه هیچگونه استدلالی در رد ان تبیین ننمود است.و دادنامه از این حیث واجد نقص است.2- قاضی مشاور دادگاه خانواده عقیده بر صدور حکم بر الزام زوج به طلاق ابراز کرده دادگاه مطابق ماده 2 قانون مرقوم مکلف است.در صورت نپذیرفتن با ذکر دلیل نظریه وی را رد نماید. دادگاه در این خصوص نیز هیچگونه استدلالی ننموده و دادنامه از این جهت نیز دارای نقص است.3- در خصوص اعلام زوجه دائر بر سوی رفتار زوج با اعمال غیر متعارف در ارتباط زناشویی که موضوعی است.صرفا اعلامی و قابل اقامه دلیل نمیباشد. زوج هیچگونه دفاعی ننموده است.و فقط این عمل کافی است.در اثبات عسر وحرج زوجه. 4- مفاد قرارمنع تعقیب صادره در خصوص شکایت زوجه که حاکی از اینستکه همسایگان به صورت مکرر صدای درگیری زوجین را شنیده اند و سایر فقرات این قرار کافی است.در اثبات سوی رفتار زوج 5- اعلام استیصال و کراهت زوجه که امری است.درونی و قابل اقامه دلیل از خارج نبوده و صرف اظهار ان کافی در اثبات است.مشمول ماده 1146 قانون مدنی است.خصوصا اینکه زوجه 330 سکه از 350 سکه مهریه خود را بذل نموده است.و دادگاه مکلف بوده مطابق ماده مرقوم اتخاذ تصمیم نماید. بنابه مراتب مرقوم به استناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد را به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می نماید./ا400/6/14
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. ت.