حسب محتویات پرونده خانم ط. ل. پ. م. فرزند ن. با وکالت خانم ز. و. (خواهان) در تاریخ 98/9/18 دادخواستی را به طرفریت اقای پ. ت. فرزند ع. … (خوانده) به خواسته طلاق به درخواست زوجه تقدیم دادگستری شهرستان *نموده که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نمود در سال 97 به عقد خوانده در امده متاسفانه از تاریخ عقد تاکنون در منزل پدر خود زندگی مینماید. و زوج هیچ اقدامی در جهت تهیه مسکن و مراسم عروسی ننموده همچنین از پرداخت نفقه امتناع و در اینرابطه توسط شورای حل اختلاف محکوم شده است.لذا بند 1 و 2 شروط ضمن عقد محرز و تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش دارم. و تعداد 14 عدد سکه از مهریه خود را نیز جهت طلاق بذل می نمایم. (ص 19) اولین جلسه دادگاه با حضور قاضی محترم مشاور و با حضور وکیل خواهان و بدون حضور خوانده تشکیل گردیده است. وکیل خواهان اظهارات خود را به شرح دادخواست اعلام نمود در این جلسه وکیل خواهان اعلام نمود از 500 عدد سکه تعداد 400 سکه را به لحاظ تنفری که زوجه از زوج دارد. در برابر طلاق بذل می نماید. در خصوص سایر حقوق غیر از نفقه ادعایی ندارد. و در صورت لزوم حاضر است.شهود را به دادگاه معرفی نماید. (ص 27) طبق اظهارنامه منعکس در صفحه 25 پرونده علیرغم معرفی شماره حساب به زوج ایشان همچنان از پرداخت نفقه تعیین شده امتناع ورزیده است. دادگاه در تاریخ 98/9/25 قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. (ص 39) داور زوج در نظریه مورخه 98/10/11 اعلام نمود: از لحاظ اخلاقی و رفتار و عدم تمکین زوجه جدایی انها به صلاح میباشد. زوج توانایی مالی لازم را جهت جلب رضایت زوجه ندارد. اما زوج می گوید همسرش را دوست دارد. و حاضر به طلاق نیست (ص 56) براساس مدارک منعکس در صفحات 63 و 64 پرونده در رابطه با محکومیت نفقه اجراییه نیز صادر گردیده است.و حکم جلب زوج نیز صادر گردیده است. (ص 68) داور زوجه نیز در نظریه مورخه 98/10/4 طلاق را به صلاح طرفین دانسته و اعلام نمود این امر باعث میشود. که از بلاتکلیفی زوجه جلوگیری شود. (ص 55) قاضی محترم مشاور در نظریه 98/12/13 اعلام نمود: به جهت تخلف از شروط ضمن عقد و باتوجه به دادنامه محکومیت زوج به پرداخت نفقه و نیز صدور اجراییه و عدم توفیق داوران جهت انصراف از طلاق نظر به پذیرش دادخواست خواهان و صدور اجازه برای زوجه جهت مطلقه نمودن خود میباشم. (ص 71) دادگاه در تاریخ 98/12/26 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: … نظر به عدم توفیق داوران و دلایل ارائه شده از سوی زوجه از قبیل گواهی اجرای احکام کیفری و عدم حضور زوج و عدم ارائه دلیل رد اظهارات زوجه حکایت از صحت ادعای زوجه دارد. لذا دادگاه باتوجه به نظر قاضی مشاور خانواده و با احراز تحقق شروط ضمن عقد خواسته خواهان را وارد دانسته مستندا به ماده 198 قانون ایین دادرسی مدنی و ماده 1119 قانون مدنی به زوجه اجازه داده میشود. با حضور در یکی از دفاتر رسمی طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و با شرایط ذیل خود را مطلقه نماید. 1 زوجه یکصد عدد سکه از مهریه خود را اقدام نموده و مابقی را در رابطه با طلاق بذل نموده است. 2 در خصوص نفقه اقدام شده است.3 زوجه باکره است. (ص 74) زوج از رای صادره واخواهی نموده و چند فیش پرداختی در خصوص مهریه و نفقه را نیز ضمیمه واخواهی خود نموده است. (ص 89) دادگاه در رابطه با واخواهی زوج به شرح ذیل اظهارنظر می نماید.: باتوجه به اینکه دادنامه صادره حضوری بوده لذا اعتراض ایشان را به عنوان تجدیدنظر خواهی در مهلت قانونی پذیرفته و دستور دادند تا پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال گردد. (ص 100) در این مرحله خانم ا. ن. به عنوان وکیل زوج با تقدیم لایحه ای (خطاب به ریاست محترم دیوانعالی کشور) از رای صادره فرجامخواهی نموده و ادله وجهات فرجامخواهی را به شرح ذیل بر شمرده است: 1 عدم رعایت اصل تناظر و اصل ترافعی بودن رای صادره بدون حضور موکل (زوج) و با ابلاغ قانونی صورت پذیرفته است.2 در خصوص الزام زوج به پرداخت نفقه این الزام موثر بوده و زوج (موکل) اقساط نفقه را پرداخت نموده است. و باتوجه به اینکه پیش قسط نفقه را پرداخت نموده استناد وکیل زوجه به حکم جلب فاقد وجهه قانونی است. تاخیراتی که بعضا در پرداخت اقساط نفقه پیش امده به جهت شرایط حاکم بر کشور (بیماری کرونا) بوده است.چون موکل کارگری ساده است. 3 موکل اقدام به برگزاری جشن عروسی نموده اما زوجه به لحاظ استفاده از حق حبس از حضور در منزل مشترک استنکاف مینماید. 4 متاسفانه موکل به جهت عدم اشنایی با دانش حقوقی علیرغم ابلاغ قانونی اقدام به اعتراض در قالب واخواهی از دادنامه فرجامخواسته نموده که مورد پذیرش دادگاه محترم بدوی قرار نگرفته و به همین دلیل حق تجدیدنظرخواهی ایشان زایل گردیده است.لذا باتوجه به موارد مذکور تقاضای نقض دادنامه صادره را دارم. (صفحات 102 الی 130) همزمان وکیل زوجه در رابطه با تبادل لوایح در مرحله تجدیدنظرخواهی خطاب به دادگاه تجدیدنظر اعلام نمود: 1 در خصوص اعتراض زوج نسبت به دادنامه صادره و واخواهی بودن ان با عنایت به ابلاغ واقعی به ایشان و معرفی داور از سوی وی و نظریه داور پیوست در پرونده واخواهی وجاهت قانونی نداشته و دادگاه محترم بدوی اعتراض ایشان را تجدیدنظرخواهی تلقی نموده در حالی که جهل به قانون مسموع نبوده و میبایست قرار رد واخواهی صادر میگردید.که در این خصوص تقاضای صدور تصمیم شایسته را دارم. 2 زوج علیرغم گذشت 2 سال نسبت به برگزاری جشن عروسی هیچگونه اقدامی ننموده است.و دو سال است.که زوجه در بلاتکلیفی بسر میبرد. 3 زوج در رابطه با محکومیت نفقه تاکنون فقط دو قسط واریزی داشته و فیش استنادی مربوط به پیش قسط مهریه بوده نه نفقه. 4 براساس ماده 1129 قانون مدنی و همچنین نظریه داور منتخب زوج که صراحتا موافقت خود را با طلاق اعلام نموده تقاضای رسیدگی و تایید دادنامه معترض عنه را دارم. (ص 137) پرونده به دادگاه تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد. این شعبه فقط نسبت به تبادل لوایح فرجامخواهی (براساس فرجامخواهی زوج) اقدام نموده و وکیل زوجه خانم ز. و. در لایحه فرجامخواهی خود اعلام نمود: فرجامخواه (زوج) نسبت به دادنامه فوق الاشعار (1377 صادره از شعبه *) در یک مقطع زمانی تواما اقدام به تجدیدنظر خواهی و فرجامخواهی نموده است.که در حال حاضر نسبت به تجدیدنظرخواهی نامبرده پرونده در شعبه *تحت کلاسه *در حال رسیدگی میباشد. در حالی که مطابق نص صریح قانون ایین دادرسی مدنی نمیتوان همزمان نسبت به یک دادنامه در دو مرجع مختلف. اعتراض خود را اعلام نمود و با عنایت به تجدیدنظر خواهی ایشان میبایست در دادگاه تجدیدنظر اتخاذ تصمیم شودو سپس نسبت به ان فرجامخواهی گردد. لذا با توجه به این ایراد رسیدگی درماهیت امکان پذیر نبوده و فرجامخواهی فاقد وجاهت قانونی میباشد. لذا تقاضای صدور تصمیم شایسته را دارم. (ص 144) پروندبدواه به دیوانعالی کشور ارسال و پس از ثبت و جری تشریفات قانونی جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه رای صادره از سوی شعبه *در تاریخ 99/1/6 مورد واخواهی زوج قرار گرفته است، دادگاه محترم بدوی واخواهی را بدلیل حضوری بودن رای صادره تجدیدنظر تلقی نموده و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاههای تجدیدنظر *ارسال نموده است.پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد.، همزمان وکیل زوجه از رای صادره فرجامخواهی مینماید. و شعبه تجدیدنظر پس از تبادل لوایح فرجامخواهی زوجین پرونده را جهت رسیدگی فرجامی به دیوانعالی کشور ارسال می نماید. در حالی که پس از اظهارنظر دادگاه بدوی (شعبه *) و پذیرش تجدیدنظرخواهی زوج پرونده میبایست در همان دادگاه تجدیدنظر مورد رسیدگی قرار گرفته و رای مقتضی صادر میشد و سپس در صورت فرجامخواهی از رای صادره پرونده به دیوان عالی کشور ارسال میگردید.که این امر مورد توجه دادگاه محترم تجدیدنظر قرارنگرفته و مغفول مانده است.علیهذا باتوجه به اینکه ارسال پرونده بدون رسیدگی به تقاضای تجدیدنظرخواهی زوج به منزله محروم نمودن وی از یک مرحله دادرسی محسوب میشود. این امر فاقد وجاهت قانونی بوده مقرر میگردد. پرونده به شعبه مربوطه تجدیدنظر اعاده تا طبق مقررات به موضوع رسیدگی و رای مقتضی و شایسته را صادر فرمایند.
پس از گزارش مورخ 99/7/8 عضو ممیز شعبه رای صادره از شعبه *بدلیل حذف یک مرحله از تشریفات رسیدگی و عدم ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر و ارسال مستقیم ان به دیوان عالی کشور بخاطر تلقی دادگاه محترم بدوی از واخواهی به عنوان مرحله تجدیدنظر رای صادره به لحاظ محروم نمودن زوج (فرجامخواه) از یک مرحله دادرسی نقض و پرونده به شعبه مربوطه تجدیدنظر اعاده گردیده تا طبق مقررات به موضوع رسیدگی و رای مقتضی را صادر فرمایند. (146) شعبه *استعلام نموده است.که ایا زوج تمامی نفقه زوجه را پرداخت نموده است.یا خیر؟ پاسخ شورای حل اختلاف به حکایت از (صفحه 157) پرونده این است.که: در مجموع تسویه شده ولی به صورت نامنظم بوده است. شعبه *ارسال گردیده و با توجه به سبق ارجاع جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 1400/01/21 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی اقای پ. ت. فرزند ع. با وکالت خانم ا. ن. و خانم م. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/01/21 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 98/12/26 صادره از شعبه *با احراز تحقق شرط ضمن عقد خواسته خواهان را وارد دانسته و به زوجه اجازه داده است.با حضور در یکی از دفاتر رسمی اجرای صیغه طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق خود را مطلقه نماید.، با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی انطباق ندارد. دادنامه فرجامخواسته برابر مقررات قانونی صحیحا صادر گردیده است.و از ناحیه فرجامخواه و وکلای ایشان نیز مطلب مستند و مدللی که موجب نقض گردد. ابراز و ارائه نشده است.از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمی گردد.، بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون مرقوم ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام مینماید. /
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: ح. ح.