نقض دادنامه بدوی در اعتراض به ضبط وثیقه؛ بررسی اختیارات مقام قضایی و تفویض آن در دادگاه تجدیدنظر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .
رای دادگاه بدوی

در خصوص اعتراض آقای س.ل. نسبت به دستور ضبط وثیقه صادره از ناحیه معاون دادستان و سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 3 تهران مورخ 26/5/90 ، دادگاه با توجه به اوراق پرونده نظر به رای وحدت رویه شماره 679 - 18/5/84 هیات عمومی دیوان عالی کشور اختیار ضبط وثیقه را قائم به شخص دادستان حوزه قضایی دانسته است و در قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رئیس حوزه قضایی طبق ماده 140 قانون مرقوم شخصا مجاز به دستور ضبط بوده و بر خلاف صراحت قانون قابل تفویض نبوده، به خصوص اینکه این قبیل مواد به لحاظ اهمیت موضوع و عدم کثرت آن در مقایسه با سایر امور دادسراها نیاز به نظارت و اطلاع شخص دادستان دارند، لذا مستندا به رای وحدت رویه 694 - 9/8/85 و با فعالیت به رای شماره --- مورخ 23/10/85 شعبه دوم تشخیص دیوان عالی کشور اعتراض به ضبط وثیقه را وارد تشخیص و دستور ضبط وثیقه معترضٌ عنه لغو می‌گردد. رای صادره قطعی است.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - محمدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص اعتراض دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1390/10/04 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که دادنامه مذکور حاکی از صدور رای بر نقض دستور مورخه 1390/05/26 معاون دادستان و سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 3 تهران (ونک) که دستور متضمن ضبط وجه الوثاقه از آقای وثیقه گذار به نام س.ل. بوده که ضمانت متهم به نام آقای و.ک. نموده است و این دستور مورد اعتراض وثیقه گذار قرار گرفته که دادگاه محترم اصدارکننده دادنامه مذکور با این استدلال که دادستان شخصا اختیار صدور دستور ضبط وجه وثیقه را مطابق ماده 140 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری داشته و این اختیار قابل تفویض نبوده و اهمیت موضوع و عدم کثرت این امور نیز نیاز به نظارت و اطلاع شخص دادستان را دارد که طی مرقومه ای دادستان تهران ضمن اعتراض اعلام داشته که رای وحدت رویه شماره 679 دیوان عالی محترم کشور در مقام بازگرداندن اختیارات دادستان پس از احیای دادسراها بوده که با حذف دادسراها در قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب به رئیس حوزه قضایی واگذار گردیده و منصرف از موضوع معنونه بوده است. علی ایحال با توجه به اینکه هیات قضایی این دادگاه اعتراض مذکور را وارد دانسته این توضیح را ضروری می داند که ضبط وجه الکفاله یا وجه الوثاقه برخلاف آراء و احکام صادره از دادگاه‌های صالحه که از اتقان و تحکم خاص قانونی در نحوه صدور و نحوه نقض آن ها برخوردار بوده نیازمند تشریفات ویژه ای نبوده و اصولا و ماهیتا با آرای دادگاه ها متفاوت بوده بدین نحو که این اقدام تحت عنوان دستور قضایی مورد نظر قانونگذار به شمار آورده شده و حتی نقض آن ها در صورت وجود دلایل و مدارک مورد پذیرش صادرکننده آن دستور می‌تواند انجام گیرد؛ علاوه بر این مطابق مقررات و قواعد قانونی دادستان می‌تواند به تعداد لازم معاون و دادیار داشته باشد و برخی از اختیارات و وظایف خویش را به ایشان واگذار نماید. مضافا اینکه در شهرهای بزرگ به ویژه تهران که امکان اتخاذ تصمیم توسط شخص دادستان در همه مجتمع های قضایی دایر شده در خصوص اموراتی از قبیل موضوع مذکور و با توجه به تعدد وظایف و اختیارات سمت مذکور امکان پذیر نبوده و حتی موجبات اطاله در رسیدگی و رفت و برگشت های غیرضروری افراد و پرونده ها [را] فراهم خواهد آورد. تکمیلا اینکه در صورت پذیرش استدلال دادنامه مذکور و ایامی که شخص دادستان به هر دلیلی (از جمله مرخصی، بیماری و معذوریت و...) امکان حضور در تصدی سمت خویش را برای مدت طولانی نداشته باشد تکلیف مشخص نبوده و لذا مستندا به بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و تبصره 5 ماده 3 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب دادنامه معترضٌ عنه نقض، پرونده امر جهت رسیدگی به اعتراض وثیقه گذار و اقدام مقتضی به نزد سرپرست محترم مجتمع قضایی شهید قدوسی ارسال می‌گردد و اعلام می‌نماید این رای مطابق مقررات قطعی است.

رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

محمدی - ایرانی

منبع