احراز نشوز زوجه پس از صدور حکم الزام به تمکین

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: صرف صدور حکم قطعی بر الزام زوجه به تمکین که آثار آن ناظر به آینده است، به تنهایی دلیل بر نشوز محسوب نمی شود، بلکه باید اقدامات زوج در جهت اجرای حکم مزبور و تهیه مقدمات تمکین بررسی شود و آخرین واکنش زوجه در قبال حکم دادگاه و درخواست زوج مبنی بر تمکین (در فرض مهیا بودن مقدمات قانونی) روشن گردد.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/01/29 - 14 : 36 قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: حسن عباسیان قاضی: سیروس کیقبادی

خلاصه جریان پرونده

مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو، حکایت از آن دارد که: در تاریخ 1393/02/02 ، خانم س. ر.، دادخواستی به طرفیت همسرش آقای م. ز. به خواسته طلاق به لحاظ عسر وحرج خواهان و ترک زندگی مشترک توسط زوج به دادگستری شهرستان فسا تقدیم داشته که رسیدگی به موضوع به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی آن شهر ارجاع گردیده و پرونده امر با ثبت به کلاسه بایگانی شماره 930174 در مدار رسیدگی قرار گرفته است. خواهان به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند رسمی نکاحیه شماره 28798 مورخ 1389/07/09 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره 38 حوزه ثبتی فسا با صداقیه 124 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی و رسمی خوانده در آمده ام. متاسفانه، بیش از دو سال است که به دلیل اختلافات شدید که هر گز حل نگردید به صورت متارکه زندگی می کنیم به گونه ای که مرا بلاتکلیف بدون پرداخت هر گونه خرجی و نفقه رها کرده و نه حاضر به زندگی کردن و نه جدایی می‌باشد که ادامه این وضعیت باعث عسر و حرج این جانبه است لذا با عنایت به مراتب فوق مستندا به قوانین مربوطه و قاعده فقهی موجود تقاضای الزام زوج به مطلقه نمودن این جانبه جهت صیغه طلاق دارم. در نخستین جلسه رسیدگی دادگاه که به تاریخ 1394/04/09 برگزار گردیده، خواهان حضور یافته و خوانده با وصف ابلاغ حاضر نشده است. آقای حمید رضا هادی پور، وکیل پایه یک دادگستری، در دادگاه حضور یافته و با ارائه وکالت نامه، خود را به وکالت از طرف زوج خوانده معرفی نموده است. زوجه خواهان در این جلسه اظهار داشته که این جانب در بلا تکلیفی به سر می برم شوهرم به هر بهانه ای مرا از منزل بیرون می کند. در حال حاضر هم دادخواست صدور اجازه ازدواج مجدد داده است با این وصف دچار عسر و حرج هستم. تقاضای رسیدگی دارم. وکیل زوج خوانده نیز در دفاع از موکل خویش اظهار داشته که خواهان در حال حاضر ناشزه بوده و علیرغم مراجعات مکرر موکل به ایشان و علیرغم پا در میانی افراد ریش سفید، خواهان حاضر به ادامه زندگی مشترک نگردیده و حتی دادنامه شماره --- - 92 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس مبنی بر الزام خواهان حاضر به تمکین از موکل افاقه ننموده و کماکان خواهان حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی‌باشد از سویی، کلیه حقوق مالی وی اعم از مهریه و... توسط موکل موجبات پرداخت آن مهیاگردیده و به موجب دادنامه شماره --- - 92 همین شعبه محترم مهریه خواهان به نحو تقسیط توسط موکل در حال پرداخت ماهیانه می‌باشد لذا ادعای خواهان مبنی بر عدم پرداخت حقوق مالی ایشان توسط موکل فاقد وجاهت بوده و قابلیت استناد ندارد. از سویی، موکل حاضر به ادامه زندگی مشترک بوده و هست و تلاش های ایشان به جهت صلح و سازش با خواهان افاقه ننموده و این خود خواهان می‌باشد که بدون هیچ گونه دلیل و علتی ترک زندگی مشترک نموده فلذا ادعای وی مبنی بر ایجاد عسر و حرج، باطل و بی اساس می‌باشد. موکل کلیه امکانات لازم جهت ادامه زندگی مشترک را فراهم و حقوق مالی زوجه خود را در موعد مقرر پرداخت نموده و حاضر به طلاق نمی‌باشد که این حق مسلم هر زوجی می‌باشد تقاضای صدور حکم بر رد ادعای خواهان را دارد. دادگاه در این مرحله، دستور تجدیدجلسه دادرسی را به منظور انجام مواجهه حضوری میان زوجین صادر کرده است. جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1393/06/24 تشکیل شده است. در این جلسه، فقط زوجه خواهان حضور یافته و زوج خوانده و وکیل وی با وصف ابلاغ در دادگاه حاضر نشده و لایحه ای نیز نفرستاده اند. دادگاه در این مرحله قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است هر یک از طرفین داور منتخب خود را به دادگاه معرفی نموده اند. پس از تعیین داوران و انجام تشریفات قانونی، نظریه داوران که حکایت از عدم توفیق آنان در بر قراری صلح و سازش میان زوجین دارد واصل گردیده است. تصاویر 9 فقره دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان فسا در خصوص برخی از دعاوی زوجین علیه یکدیگر با موضوعات مطالبه مهریه، الزام به تمکین، صدور اجازه ازدواج مجدد، مطالبه نفقه و تعدیل و کاهش اقساط مهریه، توسط زوجه خواهان به دادگاه ارائه گردیده است.به موجب دادنامه شماره --- - 92 مورخ 1392/02/16 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا، زوج خوانده به پرداخت نفقات معوقه زوجه خواهان از تاریخ 1389/08/09 الی پایان دی ماه 1391 جمعا به مبلغ 3/888/320 تومان و از تاریخ اول بهمن ماه 1391 به بعد، ماهیانه مبلغ 145000 تومان - با قید در سال های آتی، هر سال مبلغ یکصد هزارریال اضافه می‌گردد و هم چنین به پرداخت خسارات هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل در حق خواهان محکومیت یافته است. برابر دادنامه شماره --- - 90 و 1176 - 91 مورخ 1390/07/30 و 1391/06/07 همان دادگاه، زوج خوانده به پرداخت مهریه همسرش به شرح مندرج در سند نکاحیه محکوم شده است. به موجب دادنامه شماره --- - 91 مورخ 1391/11/04 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا، حکم بر بطلان دعوی زوج به خواسته الزام زوجه اش به تمکین از وی به لحاظ عدم احراز عدم تمکین زوجه صادر شده است. هم چنین، برابر دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/03/28 همان دادگاه، دعوی زوج خوانده علیه همسرش به خواسته صدور اجازه ازدواج مجدد بنا به جهات مندرج در رای محکوم به بطلان اعلام گردیده است.در جلسه مقرر دادرسی مورخ 1393/12/25 که با هدف انجام مواجهه حضوری میان زوجین برگزار گردیده، طرفین در دادگاه حضور یافته اند. زوجه خواهان در این جلسه اظهار داشته از ایشان سئوال شود سه سال است آیا حال مرا پرسیده است آیا من همسر پدرش می باشم. همیشه پدرش می آید و خودش به من نگاه نمی کند. ایشان شب ادراری دارد من باید با ایشان چه کار کنم حتی یک تلفن نزده است. پول تو جیبی از پدرش می‌گیرد. در خیابان مرا می بیند خودش را مخفی می‌نماید. زوج خوانده هم در این جلسه اظهار داشته ایشان دروغ می گوید من شب ادراری ندارم. تقاضای معرفی به پزشکی قانونی دارم. زوجه خواهان مجددا اظهار داشته من هزار من آرایش کردم اصلا به من نگاه نمی کرد شما همیشه خون دماغ می شوید به من توجه نمی کنید و پشت به من می کنید. دادگاه مرجوع الیه در این مرحله، قرار تحقیق محلی صادر نموده و طی شرحی از کلانتری مربوط خواسته است تا با مراجعه به محل سکونت زوج خوانده در خصوص وضعیت اخلاقی زوج و علت اختلاف زوجین تحقیق و نتیجه را به دادگاه اعلام نماید همچنین زوج خوانده را به موجب نامه دیگری به پزشکی قانونی معرفی نمود تا مرجع مزبور در مورد بیماری شب ادراری مشارٌالیه اظهارنظرنماید مرجع انتظامی نتیجه تحقیقات خودرا در تاریخ 1394/01/18 به دادگاه اعلام داشته است داشته است. در گزارش ضمیمه نامه مرجع انتظامی آمده است که نامبردگان(زوجین) پسر خاله و دختر خاله می‌باشند و به مدت تقریبا سه سال می‌باشد باهم زندگی می کرده اند به علت این که آقای م. ز.، بی کار و اهل کارکردن نبوده و در منزل پدرش به صورت مشترک زندگی می کرده اند و خانمش درخواست زندگی مستقل و جداگانه داشته ترجیحا در شهر، مسافرخانه اجاره و زندگی نمایند که آقای م. ز. توانایی منزل جداگانه گرفتن را نداشته، اختلاف دارند و از نظر وضعیت اخلاقی مشکلی نداشته است و سالم بوده و اعتیاد هم نداشته است. دادگاه معرفی نامه زوج خوانده را در تاریخ 94/2/8 به شخص زوج تحویل داده است، اما پاسخی از پزشکی قانونی در پرونده مشهود نیست. زوجه خواهان طی لایحه مورخ 94/3/4 از دادگاه خواسته است برای خروج از بلا تکلیفی و چون زوج خوانده نتیجه مراجعه به پزشکی قانونی را به دادگاه ارائه ننموده او را به دادگاه دعوت نموده و از او نتیجه را بخواهد. دادگاه به وکیل زوج خوانده اخطار نموده که جهت اخذ توضیح در دادگاه حاضر شود. اما ظاهرا وکیل مزبور نیز در دادگاه حاضر نشده و لایحه ای هم از وی در پرونده در خصوص موضوع (معرفی موکل اش به پزشکی قانونی) مشهود نیست.سر انجام دادگاه در تاریخ 94/3/16 دروقت فوق العاده، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/03/18 با توجه به محتویات پرونده واقدامات قضایی از سوی دادگاه و با عنایت به نظریه داوران منتخب زوجین و نتیجه تحقیقات انجام شده توسط مرجع انتظامی و پرونده های متعددی که از سوی زوجین علیه یکدیگر در دادگاه‌های تشکیل شده و با توجه به آرای محکومیت زوج به پرداخت مهریه و نفقات زوجه و نیز بطلان دعاوی زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین و صدور اجازه ازدواج مجدد و چون پرونده ها و آرای مزبور حکایت از شدت اختلاف زوجین با یکدیگر داشته و ادامه زندگی مشترک زوجین را صرفا اتلاف عمر و زندگی آنان را به دنبال خواهد داشت عسر و حرج زوجه خواهان را ثابت تشخیص داده و با استناد به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و تبصره ماده 1133 و مواد 1134 الی 1141 و 1143 و 1145 همان قانون و قاعده فقهی الحاکم ولی الممتنع، حکم به الزام خوانده به طلاق خواهان صادر نموده است ودر ادامه رای خویش نیز در خصوص حقوق مالی زوجه آورده است که در خصوص مهریه و نفقه خواهان در دادنامه های جداگانه اتخاذ تصمیم شده، در خصوص نفقه ایام عده خواهان مبلغ هفت میلیون و پانصد هزار ریال برای سه ماه مناسب به نظر می‌رسد.زوجه درحصوص اجرت المثل ایام زناشویی نیز ادعایی ندارد زوجه، مدخوله بوده ونوع طلاق بائن قضایی است دادگاه مدت اعتبار حکم رانیز سه ماه پس از قطعیت اعلام و اضافه نموده در صورت عدم ارائه آن به دفتر طلاق، حکم صادره کان لم یکن تلقی می‌گردد. دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و زوج خوانده توسط وکیل خود - آقای حمید رضا هادی پور - ظرف مهلت مقرر قانونی و با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین، نسبت به دادنامه مزبوراعتراض و تقاضای تجدیدنظر کرده است.وکیل زوج تجدیدنظر خواه ضمن ارائه مستنداتی از جمله، تصویردادنامه قطعی شماره 69 - 92 مورخ 1392/04/24 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس که طی آن دادنامه بدوی شماره 244 - 91 مورخ 91/11/4 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا مشعر بر بطلان دعوی زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین نقض و حکم بر محکومیت زوجه به تمکین از همسرش صادر شده و نیز تصاویر دو برگ استشهادیه محلی و دو برگ اجاره نامه عادی، در لایحه اعتراضیه خود مفادا و به خلاصه آورده است که زوجه تجدیدنظر خوانده به هیچ وجه در عسر و حرج نبوده است. مشارالیها خود راسا زندگی مشترک را ترک نموده و حتی دعوی استرداد جهیزیه اش را اقامه نموده و نهایتا جهیزیه اش را نیز مسترد نموده است. نفقه معوقه زوجه توسط موکل پرداخت گردیده و در مورد نفقات جاری و آتیه هم چون حکم به محکومیت زوجه به تمکین از زوج صادر گردیده و اوتمکین ننموده لذا با توجه به نشوز وی، استحقاقی برای دریافت نفقه جاری و آتی ندارد. موکل کلیه امکانات زندگی را در حد توان خود مهیا نموده ولی متاسفانه زوجه بنای ناسازگاری داشته و دارد و مراجعات مکرر موکل به تجدید نظر خوانده و نیز وساطت ریش سفیدان محل، تاثیری در بازگشت زوجه به زندگی مشترک نداشته است. موکل در مغازه پتوفروشی کار می کرده و در آمد مشخصی داشته ولی با شروع ناسازگاری زوجه و غیبت های چندین باره زوج از محل کار خود اخراج گردیده است. در مورد ادعای ابتلای زوج به بیماری صعب العلاج نیز این ادعا ارتباطی با پرونده حاضر نداشته و اثبات نگردیده است. زوجه تجدیدنظر خوانده با تقدیم لایحه ای به موارد اعتراض و تجدیدنظر خواهی زوج تجدیدنظر خواه پاسخ داده است. مندرجات لایحه جوابیه زوجه متضمن تکذیب برخی از ادعاهای وکیل زوج تجدیدنظر خواه بوده و در پایان لایحه نیز زوجه ضمن تکرار ادعای بیماری زوج آورده است تجدیدنظرخواه بیماری شدید و مداوم شب اداری دارد که علیرغم ارجاع امر به پزشکی قانونی حاضر به پزشکی قانونی نگردیده و این امر در روابط زناشوئی آنان موثر واقع گردیده و از موارد عسر و حرج وی در تداوم زوجیت بوده است. پس از ثبت دادخواست تجدیدنظرخواهی و انجام تشریفات قانونی، پرونده در تاریخ 94/6/17 به دفتر کل دادگاه‌های تجدید نظر استان فارس ارسال و بعد از وصول به دفتر مذکور، رسیدگی به موضوع در تاریخ 94/7/15 به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع گردیده است. دادگاه تجدیدنظر مرجوع الیه، در تاریخ 94/7/21 در وقت فوق العاده محتویات پرونده را مورد ملاحظه قرار داده و چون اقدام قضایی دیگری را ضروری تشخیص نداده ،ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/21 با این استدلال که زوجه تجدیدنظر خوانده به موجب دادنامه قطعی شماره 469 - 92 مورخ 94/4/24 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس ملزم به تمکین از همسرش گردیده و در واقع، ناشزه اعلام شده و بنا بر مندرجات این پرونده، پس از آن طرفین زندگی مشترک نداشته اند بنابراین تجدیدنظرخوانده مستحق دریافت نفقه نبوده تا مجاز به طرح دعوی طلاق از این حیث باشد و با توجه به دادنامه مربوط به تمکین، ترک زندگی از ناحیه زوجه بوده نه زوج، بنابراین هیچ گونه عسر و حرجی که صدور حکم طلاق را تجویز نماید در پرونده ملاحظه نمی گردد، اعتراض تجدیدنظر خواه را وارد و موجه تشخیص داده و بااستناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مفهوم مخالف ماده 1130 قانون مدنی دادنامه تجدید نظر خواسته را نقض و حکم بر بطلان دعوی زوجه خواهان بدوی صادر نموده است.دادنامه فوق الذکر در تاریخ 94/8/9 به زوجه تجدیدنظر خوانده ابلاغ گردیده و نامبرده در تاریخ 94/8/25 - داخل در موعد و فرجه مقرر قانونی - با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه صادر کننده رای تجدیدنظری، نسبت به دادنامه مزبور اعتراض و فرجام خواهی نموده است گه پرونده امر پس از انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی به موضوع در تاریخ 94/11/13 به این شعبه ارجاع گردیده است. گزارش پرونده و مندرجات دادخواست و لایحه فرجامی و یز لایحه جوابیه زوج فرجام خوانده به هنگام شور قرائت خواهد شد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای جعفر پوربدخشان - عضو ممیز- و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی خانم س. ر. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/21 شعبه بیست و هشتم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که به موجب مفاد آن، دادنامه بدوی شماره 304 - 94 مورخ 1394/03/18 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان فسا نقض و حکم بر بطلان دعوی زوجه فرجام خواه به خواسته طلاق صادرگردیده است، مالا وارد و موجه بوده و دادنامه فرجام خواسته به لحاظ وجود نقص موثر تحقیقاتی در آن در خور نقض به نظر می‌رسد، زیرا به دلالت مندرجات اوراق پرونده و همان گونه که در گزارش عضو ممیز نیز منعکس است، زوجه فرجام خواه به شرح دادخواست بدوی تقدیمی و توضیحات بعدی خود در جلسات رسیدگی و در مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده، با اشاره به ترک زندگی مشترک توسط زوج فرجام خواندهآقای م. ز. - و عدم پرداخت نفقه به مشارالیها علیرغم صدور حکم محکومیت زوج به پرداخت نفقه و اخراج مکرر خود توسط زوج از منزل مشترک و مفارقت جسمانی آنان از یکدیگر به مدت طولانی و نیز ابتلای زوج به بیماری شب ادراری، مدعی عسر و حرج خویش در تداوم زوجیت گردیده و صدور حکم بر الزام زوج به طلاق را از دادگاه تقاضا نموده است و محتویات پرونده مبین آن است که زوج فرجام خوانده به موجب بخشی از دادنامه قطعی شماره 101 - 93 مورخ 93/2/6 شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان فارس به پرداخت نفقات معوقه زوجه فرجام خواه از تاریخ 1391/02/19 الی 1392/04/23 (به مدت حدود چهارده ماه) به میزان مقرر در حکم محکومیت یافته و وکیل زوج فرجام خوانده علیرغم ادعای پرداخت نفقات مزبور، دلیل و مدرکی ارائه ننموده و زوجه نیزدر لایحه اعتراضیه خود در مرحله تجدیدنظر این ادعای زوج را تکذیب نموده است و ازطرفی، صرف صدور حکم قطعی بر الزام زوجه به تمکین نیز قطع نظر از کیفیت استدلال مطروحه در متن حکم مزبور و صرف نظر از این که آثار حکم موصوف ناظر به آینده بوده و تسری به گذشته ندارد، به تنهایی دلیل بر نشوز زوجه محسوب نمی شود و علی الاصول می‌بایست اقدامات زوج را ،در جهت اجرای مفاد حکم مزبور و تهیه مقدمات تمکین زوجه - از جمله، تدارک منزل مستقل و متناسب و نیز اثاث البیت - مورد بررسی قرار داد و آخرین واکنش زوجه در قبال حکم دادگاه و درخواست زوج مبنی بر تمکین با فرض مهیا بودن مقدمات قانونی و عرفی نیز روشن شود، از سوی دیگر، وکیل زوج فرجام خوانده تصویر استشهادیه ای را در مرحله تجدیدنظر به دادگاه ارائه نموده که طی آن موکل وی به صراحت، اذعان نموده که بی کار است و فاقد هر گونه عایدات و در آمدی می‌باشد که با این وصف، به نحوی اقرار به عدم تادیه حقوق مالی زوجه اش و از جمله، نفقه وی را نموده است ،وانگهی،زوجه مدعی شده که زوج مبتلا به بیماری شدید و مداوم شب ادراری بوده و از این حیث نیز زوجه در عسر و حرج به سر می برد و علیرغم تکرار این ادعا در مرحله تجدیدنظر و تقاضای معرفی زوج به پزشکی قانونی، دادگاه محترم تجدیدنظر استان رسیدگی لازم را نسبت به این موضوع معمول نداشته است و این در شرایطی بوده که دادگاه نخستین، زوج را به پزشکی قانونی معرفی نموده و زوج با وجود دریافت معرفی نامه مزبور، ظاهرا هیچ اقدامی در جهت مراجعه به پزشکی قانونی انجام نداده است، بنابراین اقتضا داشته که با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین، دادگاه تجدید نظر، به منظور احراز واقع و کشف حقیقت، و با استفاده از اختیارات ناشی از ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اولا ،پرونده های محاکماتی و اجرایی موضوع دادنامه استنادی شماره 101 - 93 مورخ 1393/02/06 شعبیه بیستم دادگاه تجدید نظر استان فارس که مرتبط با دعوی مطالبه نفقه از سوی زوجه بوده را مطالبه و با وصول و ملاحظه آنها، خلاصه مفیدی از محتویات پرونده های مزبور و خصوصا، مندرجات پرونده اجرایی و اقدامات اجرایی انجام شده در جهت وصول محکوم به با ذکرتاریخ های مربوطه را در پرونده طلاق مطروح درج و منعکس نماید. ثانیا، مشابه اقدام مذکوردر بند قبلی، در خصوص پرونده مربوط به محکومیت زوجه به تمکین از زوج (موضوع دادنامه --- - 92 مورخ 92/4/24 ) نیز با مطالبه پرونده مزبور، محتویات آن پرونده نیز خصوصا از منظر اجرای حکم و این که آیا زوج، اجرای حکم تمکین را از دادگاه تقاضا نموده یا خیر؟ در صورت تقاضا، چه اقداماتی در جهت تدارک مقدمات اجرای حکم- از جمله، تهیه منزل متناسب و مستقل و نیز اثاث البیت - به انجام رسانده و آخرین واکنش و اعلام نظر زوجه (محکوم علیها) به مقامات اجرایی دادگاه در مورد تمکین از همسرش با وصف مهیا بودن مقدمات قانونی و عرفی این امر چه بوده است، مورد ملاحظه و بررسی قرار گرفته و نتیجه در پرونده حاضر منعکس شود و تصاویر اوراق ضروری و موثر پرونده های فوق الذکر نیز استخراج و ضم این پرونده گردد. ثالثا، با ارجاع موضوع به دایره مددکاری اجتماعی و یاهرمرجع دیگری که مورد وثوق دادگاه باشد ازطریق مراجعه به آخرین محل سکونت مشترک زوجین و نیز محل سکونت فعلی هر یک از آنان، در مورد صحت و سقم ادعاهای زوجه و علت و منشاء و مدت اختلافات زوجین و وضعیت اخلاقی و رفتاری زوج و شغل و حرفه وی ومیزان در آمد متعارف ماهیانه نامبرده و توانایی مشارالیه درتامین هزینه ها و مخارج یومیه زوجه و زندگی مشترک و مدت مفارقت جسمانی زوجین از یکدیگر از والدین و خویشاوندان زوجین و همسایگان و معتمدین محلی به نحو جامعی تحقیقات به عمل آورده و چنانچه هر یک از طرفین شهودی نیز اقامه نمودند از گواهان آنان نیز در مورد صحت و سقم ادعا های مطروحه از سوی ایشان علیه یکدیگر تحقیق لازم صورت پذیرد. رابعا، با توجه به ادعای زوجه مبنی بر ابتلای زوج به بیماری شب ادراری، با معرفی مجدد وی به پزشکی قانونی، نظریه مرجع مذکور در خصوص موضوع مزبور ونیز صعب العلاج بودن یا نبودن این بیماری (در صورت ابتلای زوج به آن) اخذ گردد و آن گاه، بر اساس نتایج حاصله از تحقیقات و رسیدگی در مورد موضوعات پیش گفته، مبادرت به صدور رای مقتضی نماید، بنابراین دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه به مراتب مرقوم در فوق انشاء گردیده، به علت نقص تحقیق و رسیدگی قابلیت ابرام نداشته فلذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادنامه معترض عنه نقض و رسیدگی مجدد به موضوع به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح فوق الذکر و بر اساس نتیجه محصله و با لحاظ دیگر امارات و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای شایسته قانونی اقدام نماید.

رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: سیروس کیقبادی عضو معاون: جعفرپوربدخشان

منبع