رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواه: ر. ا. به وکالت از م. غ. ش. فرزند چ.
فرجام خوانده: 1 - م. س. 2 - ر. س. فرزند ا. م.
فرجام خواسته: دادنامه شماره *- 1401/12/16 صادره از شعبه *
شعبه *
قضات رسیدگی کننده: م. ح. (مستشار) و ن. ق. (عضو معاون)
خلاصه جریان پرونده:
پیرو دادنامه قبلی این شعبه از دیوان عالی کشور به شماره *- 1401/04/29 در اوراق 469 - 472 که به جهت پرهیز از اطاله و اطناب از تکرار ان خودداری میشود. و اجمالا اینکه طی این دادنامه رای شماره *- 1400/12/28 شعبه *در بخش حکم به سقوط قصاص هر دو چشم و یا یک چشم م. س. در قبال نابینایی هر دو چشم شاکی م. غ. ش. به جهت انکه نظریه سازمان *قانونی درباره امکان یا عدم امکان قصاص بینایی چشمان متهم تحصیل نشده و درباره مطالبه دیه یا عدم ان از سوی شاکی در صورتی که نظریه سازمان *قانونی بر عدم امکان قصاص باشد. از وی پرسش به عمل نیامده است. که ایا مطالبه دیه دارد. یا خیر و نیز در مورد برائت ر. س. از ایراد ضرب و جرح و سایر اتهامات به دلیل عدم احضار گواهان به دادگاه نقض گردیده بود، دادرسان دادگاه در این مرحله در صدد رفع نواقص برامده و نظریه سازمان *تحصیل و جلسه دادرسی دادگاه در تاریخ 1401/11/03 و 1401/12/14 تشکیل (ص 505 و 506 و 509 - 512) و رسیدگی منتهی به صدور دادنامه فرجام خواسته بالا در اوراق 515 - 517 گردیده که متن ان عینا اورده میشود. و از این قرار است:
رای دادگاه
در خصوص اتهام م. س. فرزند م. با وکالت م. ب. دایر بر ایراد جرح عمدی با سلاح شکاری منتهی به نابینایی کامل هر دو چشم موضوع شکایت م. غ. ش. با وکالت ر. ا. بنا بر امارات ذیل بزهکاری وی علما محرز است: همانطور که در دادنامه سابق این دادگاه امده است. بعد از یک بحث کوتاه بین بستگان دو خانواده سرخوش و ن.، م. س. به درب منزل ع. ن. مراجعت نموده که منتهی به درگیری انها میشود. م. س. و م. ن. به کلانتری هدایت میشوند پس از اعزام انان به کلانتری دوستان و بستگان ن. در باغی دور هم جمع شده و برای حفظ برتری، م. غ. از *وان 22 کیلومتری محل نزاع و ع. م. از *برای همکاری دعوت میشوند و در باغی تجمع مینمایند و در زمان حادثه بدوا از سوی ا. م. پ. اقدام به تیراندازی شده که فقط یک ساچمه به پای م. س. اصابت مینماید. م. و ر. س. درب منزل خود بوده و در خیابان مترصد حضور شاکیان برای نزاع میشوند و یکی از انها اسلحه شکاری بدون مجوز را در دست داشته و به محض رد شدن ماشین پژو اقدام به پرت نمودن چوبی به سمت شیشه عقب خودرو نموده که شیشه ان خرد میشود. و بلافاصله توسط یکی از انان اقدام به تیراندازی به سمت خودروی پژو میگردد. و سه سرنشین عقب که در تیررس بوده اند بشدت زخمی شده که یکی از ساچمه ها موجب اسیب عصب بینایی هر دو چشم م. غ. و نتیجتا نابینایی هر دو چشم وی میگردد. و سایرسرنشینان خودرو نیز به لحاظ پخش شدن ساچمه در طول مسیر حرکت و افزایش شعاع برخورد ساچمه ها اسیب می بینند و البته بر دادگاه احراز نگردیده در ان شب چند عدد گلوله به سمت خودرو شلیک شده است. متهم م. س. در ص 102 اقرار صریح به تیراندازی نموده و برخی از شاکیان نیز تیرانداز را م. س. اعلام نمودهاند فلذا با عنایت به محتویات پرونده از جمله: الف) گزارش و تحقیقات فنی مرجع انتظامی که حکایت از درگیری بین طرفین داشته ب) گواهی پزشکی قانونی نیز که مبین اصابت ساچمه به چشم شاکی را داشته ج) متهم اقرار به حضور در محل وقوع درگیری داشته د (برخی از شکات پرونده از ابتدا متهم م. س. را به عنوان ضارب معرفی نموده ه (در ان شب نزاع دیگری رخ نداده که نابینایی چشم شاکی منتسب به ان نزاع باشد. و (تصاویر خودرو که در پرونده پیوست گردیده حکایت از اسیب خودرو با ساچمه شلیک شده از اسلحه ساچمه پران دارد.لذا دادگاه کماکان معتقد است. نابینایی چشم شاکی م. غ. منتسب به فعل م. س. بوده و مستندا به مواد 211 و 404و689 از قانون مجازات اسلامی ضمن صدور حکم بر سقوط قصاص، نامبرده را به پرداخت یکفقره دیه کامل مرد مسمان بابت نابینایی هر دو چشم شاکی محکوم می نماید. در خصوص جنبه عمومی جرم چون سابقا این دادگاه نامبرده را به تحمل حبس محکوم نموده و رای صادره در این مورد قطعی شده است. لذا دادگاه مواجه با تکلیفی در این خصوص نمیباشد. و اما در خصوص اتهام ر. س. فرزند م. دایر بر ایراد جرح عمدی با سلاح شکاری و ایراد جرح عمدی نسبت به شاکیان و نگهداری سلاح و سایر اتهامات مندرج در کیفرخواست دادگاه کماکان مطابق دادنامه سابق معتقد است. از انجا که تیراندازی صرفا با یک سلاح صورت گرفته و دلیلی در پرونده موجود نمیباشد. که سلاح دیگری در شب درگیری مورد استفاده قرار گرفته باشد. و شاکیان از ابتدا نام م. س. را به عنوان ضارب معرفی نمودهاند هرچند ر. س. متواری بوده ولی متواری بودن وی اماره ای بر انتساب بزه به وی نمیباشد. دادگاه معتقد است. اصولا در درگیری هایی که سریع رخ می دهد و هیجان بالایی در نزاع برقرار است. اسلحه دست به دست نشده و یک نفر تیراندازی نموده به نظر دادگاه پس از ایستادن و پارک خودرو حامل شاکیان، م. س. اقدام به تیراندازی نموده و تیر اول از شیشه عقب خودرو وارد میشود. و تیر دوم نیز وقتی که برخی از شاکیان از خودرو پیاده شده اند. به انان اصابت می نماید. نهایتا از انجا که دلیلی بر انتساب بزه بنامبرده وجود ندارد. و متهم دیگر به همین اتهامات محکوم و رای وی در خصوص سایر شاکیان به جز شاکی فوق قطعی شده است. مستندا به اصاله البرایه و اصل سی و هفت قانون اساسی به لحاظ فقد ادله اثباتی حکم بر برائت وی صادر و اعلام میگردد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور میباشد.
شعبه *خراسان: رئیس دادگاه:ه.د. مستشار: غ. م.
این رای در پی صدور و ابلاغ برابر لایحه مورخ 1401/12/27 در اوراق 526 و 527 مورد فرجام خواهی ر. ا. به وکالت از م. غ. ش. قرار گرفته و اجمالا و مفادا یاداور شده است. که درباره امکان قصاص موکل اصرار به ارجاع به کمیسیون شعبه *دارد. و در حالت بیهوشی قصاص ممکن است. در این پرونده افرادی مانند م. غ. ش.، ع. م.، س. ا. و م. ت. اسیب دیده اند و امکان ایراد این همه اسیب تنها توسط م. س. وجود ندارد. بلکه ر. س. نیز ایراد صدمه نموده و هر دو متهم ر. س. و م. س. اقرار به حضور در محل نزاع دارند و م. س. حضور برادرش ر. س. و اقدام وی به تیراندازی را تایید نموده و ر. س. حدود سه سال متواری بوده که خود دلیل بر بزهکاری او است. و …. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر: نقض به جهت نقص تحقیقات و اینکه علی رغم نقض قبلی نواقص مورد نظر این شعبه مرتفع نشده است. که در مانحن فیه حکم اولی قصاص میباشد. که اخذ تصمیم بر دیه دلیل می خواهد که موضوع به سازمان *ارجاع نشده است. و از جهت حکم به دیه نیز دادنامه اصداری مستند به دلیل نگردیده را و اقدام شایسته پس از ان را دارم. و مشاوره پیرامون موضوع ذیلا مبادرت به اصدار رای میگردد.:
رای شعبه
رای فرجام خواسته بالا به شماره *- 1401/12/16 شعبه *حاوی حکم به سقوط قصاص بینایی چشمان متهم م. س. فرزند م. در قبال از بین بردن بینایی چشمان م. غ. ش. و حکم به الزام متهم یاد شده به پرداخت یک دیه کامله (معادل یکصد نفر شتر) در حق م. غ. ش. بابت دیه از بین بردن بینایی هر دو چشم مجنی علیه و حکم به برائت ر. س. فرزند م. از اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح شکاری نسبت به شاکیان م. غ. ش.، ع. م.، س. ا. و م. ت. و … و نگهداری سلاح شکاری و سایر اتهامات وی مندرج در کیفرخواست به دلیل انکه اولا نظریه کمیسیون دیگری از پزشکی قانونی مورخ 1401/09/07 در برگ 482 حکایت از عدم امکان قصاص بینایی چشمان متهم م. س. دارد. و دلیل قاطعی بر عدم پذیرش این نظریه اقامه و ابراز نگردیده و در مورد برائت ر. س. نیز نسبت به ایراد جرح به م. غ. ش. و سایر اتهامات وی مندرج در کیفرخواست نیز دلیلی در پرونده تحصیل نگردیده و دلیلی هم از سوی فرجام خواه بر نقض دادنامه در این خصوص اقامه و ابراز نشده است. حاصل انکه رای فرجام خواسته در بخشهای یاد شده با استناد به بند الف ماده 469 ق.ا.د.ک ابرام میگردد. و این دادنامه نسبت به ایراد جرح از سوی ر. س. به سایر شاکیان مانند س. ا. و غیره مورد فرجام خواهی قرار نگرفته این شعبه با لحاظ ماده 435 همین قانون با تکلیفی روبرو نیست./ب
شعبه *
م. ح. (مستشار) ن. ق. (عضو معاون)