مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به قرار منع تعقیب بازپرسی در جرایم در صلاحیت دادگاه کیفری یک

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/20
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در جرایمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه کیفری یک است، چنانچه دادگاه قرار منع تعقیب صادره توسط بازپرس را تایید کند، رسیدگی به اعتراض نسبت به آن، در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان است.

رای خلاصه جریان پرونده

به طوریکه محتویات پرونده حکایت دارد آقای بازپرس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ب. به شرح اعلام نظر مورخه 94/12/9 ضمن صدور قرار جلب به دادرسی آقایان ر.ر.، و ع.م. از حیث اخلال در نظم دادگستری و توهین و فحاشی و مشارکت در ایراد ضرب و جرح نسبت به خانم ر.الف. و همچنین آقای ر.م. از جهت ایراد ضرب و جرح نسبت به آقای الف.الف. و نیز آقای س.الف. در مورد توهین و فحاشی نسبت به آقای ر.م. که در حال حاضر این قسمت از نظریه ابرازی مورد توجه و نظر نبوده در بخش دیگری از قرار صادره اعلام نظر نموده است به اینکه.... و اما در خصوص شکایت س. و ر. والدین طفل الف. مبنی بر ربودن فرزند 11 ساله و تهدید و مزاحمت علیه ر.م. به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی و مستندا به مواد 264 و 265 از قانون اخیرالذکر (آیین دادرسی کیفری) قرار منع تعقیب نامبرده صادر می‌شود... قرار صادره ظرف ده روز پس از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در محاکم صالح می‌باشد... و با توجه به اینکه آقای س.الف. و خانم ر.الف. با تقدیم لایحه ای نسبت به آن قسمت از قرار صادره که مبنی بر منع پیگرد اقای ر.م. از حیث آدم ربائی از طریق ربودن طفل 11 ساله و ایضا تهدید و ایجاد مزاحمت بوده، ا عتراضاتی عنوان و نقض آن را درخواست نموده اند. بدل پرونده به دادگستری شهرستان ب. ارسال و با ارجاع آن بشعبه یکصد و یکم کیفری 2 شهرستان مزبور، در تاریخ 95/1/11 دادگاه مرجوع الیه در وقت فوق العاده نسبت به موضوع رسیدگی و مبادرت به صدور دادنامه شماره --- - 950 - 95/1/12 نموده که متن دادنامه صادره عینا به شرح زیر است.... اعتراض خانم ر.الف. و آقای س.الف. نسبت به قرار منع تعقیب صادره از ناحیه شعبه بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ب. که دادستان محترم نیز با آن موافقت کرده است در پرونده کلاسه --- موضوع شکایت نامبردگان علیه آقای ر.م. مبنی بر آدم ربائی از طریق ربودن طفل 11 ساله ایضا تهدید و ایجاد مزاحمت در معبر عمومی وارد نیست. زیرا دلیل و مدرکی که قرار صادره را مخدوش کند ارائه نشده و تشریفات دادرسی نیز در صدور آن رعایت گردیده است و دادگاه ضمن رد اعتراض به استناد ماده 273 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار معترض عنه را تایید می‌نماید. این رای قطعی است..... و متعاقبا چون معترضان به قرار صادره طی شرحی با اشاره به اینکه در رای صادره ذکری از قابل اعتراض بودن آن نشده، اصلاح دادنامه مزبور را خوا ستار گردیده اند سوابق امر مجددا در شعبه --- دادگاه کیفری 2 شهرستان ب. مورد رسیدگی واقع و شعبه مرقوم این بار طبق دادنامه شماره --- - 950 95/4/22 در خصوص مورد چنین رای صادر نموده است.... در خصوص درخواست آقای س.الف. مبنی بر اصلاح دادنامه شماره --- - 950 صادره از این دادگاه در پرونده کلاسه --- با توجه به محتوای پرونده و درخواست مطرح شده از سوی نامبرده با توجه به اینکه در تنظیم دادنامه سهو قلمی رخ داده است دادگاه اولا درخواست را وارد دانسته و ثانیا به استناد ماده 381 قانون آیین دادرسی کیفری با درج و اضافه کردن متن: رای صادره راجع به آدم ربائی قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ می‌باشد دادنامه موصوف را اصلاح می‌نماید... تسلیم رونوشت بدون رای تصحیحی ممنوع می‌باشد. رای صادره به تبع رای اصلی در مورد آدم ربائی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد و راجع به سایر موارد قطعی می‌باشد... و در ادامه کار چون آقای س.الف و ر.الف. ضمن لایحه ای نسبت به دادنامه های مزبور نیز اعتراض نموده و رسیدگی قانونی را درخواست کرده است. در اجرای قسمت اخیر دادنامه اصلاحی، پرونده امر به دیوانعالی کشور ارسال و نهایتا رسیدگی به موضوع به این شعبه محول گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید، پس از قرائت گزارش آقای سیداحمد حسینیان (عضو ممیز) و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای کامران محمدحسینی (دادیار دیوانعالی کشور) اجمالا مبنی بر با توجه به گزارش عضو محترم ممیز، نظر به اینکه به استناد ماده 271 قرارهای قابل اعتراض بازپرس باید در دادگاهی رسیدگی شود که صلاحیت رسیدگی به اتهام را دارد و نظر به اینکه موضوع آدم ربایی از جرایم موضوع ماده 302 قانون آیین دادرسی کیفری می‌باشد که در صلاحیت دادگاه کیفری 1 می‌باشد و دادگاه کیفری 2 صلاحیت رسیدگی به اعتراض را نداشته است، لذا تقاضای نقض دادنامه را دارم در خصوص دادنامه شماره --- - 95/4/22 فرجام خواسته مشاوره نموده، چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

همانطوری که در ماده 271 قانون آیین دادرسی کیفری آمده، رسیدگی به اعتراض شاکی یا متهم نسبت به قرارهای قابل اعتراض با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به آن اتهام را دارد و با توجه به اینکه در پرونده مطروحه، بزه عنوان شده از جرائم مذکور در بند ت ماده 302 قانون یاد شده بوده و پرونده متشکله نیز منتهی به صدور قرار منع پیگرد شده است، رسیدگی به اعتراض شاکی خصوصی نسبت به قرار مزبور، در صلاحیت دادگاه کیفری 1 بوده و در ادامه نیز چنانچه قرار صادره در مرجع مرقوم مورد تایید واقع شود، تصمیم دادگاه طبق ماده 273 قانون مارالذکر قابلیت تجدیدنظر داشته که در این صورت هم به قرینه ذکر کلمه دادگاه در ماده 274 همان قانون و اینکه رسیدگی در مقام تجدیدنظر از خصائص دادگاه تجدیدنظر محسوب شده و دیوانعالی کشور مرجع رسیدگی فرجامی به آراء صادره می‌باشد، تصمیم متخذه توسط دادگاه کیفری 1 قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان خواهد بود. فلذا با اعلام غیر قابل طرح بودن قضیه در دیوانعالی کشور، سوابق امر را جهت هر گونه اقدام مقتضی بمرجع ذی ربط اعاده می دارد.

رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار

سیداحمد حسینیان - علی مبشری

منبع