تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: فقدان قصد رشاء در شخص پرداخت کننده مال یا وجه، تاثیری در مسئولیت کیفری مرتشی ندارد.
در خصوص اتهام آقای م.الف. متولد 1346 رئیس وقت گروه مالیاتی ---- اداره کل مالیات منطقه... تهران، فاقد سابقه محکومیت کیفری، دایر بر اخذ رشوه به مبلغ ده میلیون ریال از آقای ع.و. مودی مالیاتی موضوع کیفرخواست شماره 931043132000221 صادره از دادسرای کارکنان دولت، بدین توضیح که شاکی با مراجعه به دادستان انتظامی مالیاتی، ادعا نمودند که متهم در قبال مساعدت در تعیین مالیات عملکرد سال 1391 از وی تقاضای وجه نموده که پس از شکایت نامبرده و با هماهنگی حراست از وجوه پرداختی به متهم قبل از پرداخت تصویر برداری نموده است و پس از تحویل به نامبرده با حضور دادیار مسئول، مامور انتظامی و نماینده حراست وجوه از متهم کشف و صورتجلسه تنظیم گردید. حال با توجه به مراتب فوق و با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده، گزارش و اعلام جرم هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری وزارت امور اقتصاد و دارایی، گزارش مورخ 1392/10/28 دادستان انتظامی ،صورتجلسه تنظیمی به تاریخ 1392/10/22 در زمان دستگیری و اخذ وجوه از متهم اظهارات آقایان ی.ر.، ع.ب.، س.ق.ن. (کسانی که ذیل صورتجلسه مورخ 1392/10/22 را امضا نمودند) و همچنین اظهارات آقای الف. معاون دفتر بازرسی، اقرار و اذعان متهم به وجود وجوه در ید وی و دفاعیات بلاوجه نامبرده، مجموع تحقیقات انجام شده توسط بازپرس و همچنین دادگاه، بزهکاری نامبرده محرز مستندا به ماده 3 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری و با رعایت بند ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به لحاظ جوانی و فقدان سابقه کیفری نامبرده و در راستای ماده 37 قانون اخیر الذکر با دو درجه تخفیف، حکم به محکومیت نامبرده به تحمل شش ماه حبس تعزیری و پرداخت مبلغ ده میلیون ریال جزای نقدی انفصال موقت به مدت شش ماه از خدمات دولتی و پرداخت مبلغ دو میلیون ریال جزای بدل از ده ضربه شلاق تعزیری صادر و اعلام میدارد رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی تهران ویژه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت - حیدری
تجدیدنظرخواهی آقای ع.ب.ن. و خانم الف.م. به وکالت از آقای م. الف.الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/12/04 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که طی آن متهم تجدیدنظرخواه از حیث اتهام اخذ رشوه به مبلغ ده میلیون ریال به تحمل شش ماه حبس تعزیری و پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت و پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی بدل از ده ضربه شلاق تعزیری و انفصال موقت از خدمات دولتی به مدت شش ماه محکومیت جزایی حاصل نموده است، وارد به نظر نمیرسد. چه آنکه برابر ماده 3 از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 ، ارتشاء عبارت از این است که یکی از کارکنان موضوع این ماده وجه یا مالی به منظور انجام دادن یا انجام ندادن امری که به شرح مذکور در ماده مزبور مربوط به وظیفه او است از کسی بگیرد و اگر دهنده وجه یا مال در حقیقت قصد دادن رشوه را به مشارالیه نداشته باشد، تاثیری در رفع مسئولیت کیفری او ندارد. در مانحنفیه نیز آقای ع.و. قصد دادن رشوه به متهم تجدیدنظرخواه نداشته است و مبین این موضوع گزارش مشارالیه پیش از دریافت و پرداخت وجه به دادستانی انتظامی مالیاتی و دفتر مرکزی حراست سازمان مالیاتی بوده است. مضاف بر اینکه در پرونده کار، دلیلی که مدلل نماید که متهم تجدیدنظرخواه، بدون قصد انجام امری و به اغراض دیگری از قبیل اطلاع دادن به مقامات مربوطه و اعلام جرم دهنده رشوه اقدام به دریافت وجه از آقای ع. و. نموده، ملحوظ و مشهود نبوده، بلکه دریافت وجه از سوی متهم اساسا در راستای مساعدت در تعیین مالیات عملکرد سال 1391 بوده است. همچنانکه در پرونده امر مضبوط گردیده متهم تجدیدنظرخواه پس از مدت ده دقیقه گفتمان با آقای ع.و. اقدام به دریافت مبلغ ده میلیون ریال شامل بیست طغری ایران چک پانصد هزار ریالی (تصویربرداری شده) کرده و متعاقبا وجوه ماخوذه را در جیب خود قرار داده و بعد از خروج آقای ع.و. دستگیر شده که صراحتا به این امر به شرح منعکس در برگ یازدهم پرونده اقرار و اذعان داشته است. افزون بر اینکه تحقق بزه ارتشاء منوط به این نیست که میان انجام یا خودداری از انجام امری و میزان وجه یا مال ناشی از ارتشاء از حیث ارزش مالی، موازنه برقرار باشد تا اگر موضوع جرم ارزشی کمتر از مورد توافق در رابطه با انجام یا خودداری از انجام امری داشته، آن را از شمول ارتشاء مستثنی تلقی نماییم. از طرف دیگر حسن سابقه متهم میتواند در اعمال کیفیات مخففه قضایی موثر باشد، اما این موضوع دلیلی بر عدم تحقق بزه معنونه از سوی متهم تجدیدنظرخواه تلقی نمیگردد. علیهذا با عنایت بمراتب مسطوره و نظر به اینکه وکلای متهم تجدیدنظرخواه بیان اعتراضی که نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید، به عمل نیاوردهاند و از طرفی از حیث دلایل احراز بزه و انتساب آن به متهم تجدیدنظرخواه و انطباق آن با قانون و رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکال موثری که مستلزم گسست دادنامه تجدیدنظرخواسته باشد، ملاحظه نمیگردد. لهذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی توجها به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار مینماید. رای دادگاه قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
اسدالله مسعودی مقام - خیرالله غفوری گوراب