شرایط تحقق محاربه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

شکات: 1. دادسرای عمومی و انقلاب *دادستان

2. خانم ک. ز. فرزند ح. با وکالت اقای س. و. پ. فرزند س. به نشانی *و اقای م. ا. فرزند ف. ا. به نشانی *بالاتر از دفتر خدمات الکترونیک قضایی دفتر وکالت ارم 3. اقای ح. ب. فرزند م. با وکالت اقای س. و. پ. فرزند س. به نشانی *و اقای ح. ق. فرزند خ. به نشانی *و اقای م. ا. فرزند ف. ا. به نشانی *بالاتر از دفتر خدمات الکترونیک قضایی دفتر وکالت ارم

متهمین: 1. اقای ع. ص. ح. فرزند ع. با وکالت اقای ا. ف. فرزند غ. به نشانی *امام روبروی اداره برق و اقای ع. و. ز. ق. فرزند ی. به نشانی *روبروی سازمان *2. اقای م. ش. فرزند م. با وکالت اقای ع. س. ح. فرزند خ. به نشانی *1 و اقای ع. م. فرزند ر. به نشانی *5 (اورژانس سابق) 3. اقای ی. ا. ف. ا. فرزند م. با وکالت اقای ا. ف. فرزند غ. به نشانی *امام روبروی اداره برق و اقای م. ر. فرزند م. به نشانی *دفتر وکالت

اتهام ها: 1. اخلال در نظم و اسایش عمومی2. محاربه و افساد فی الارض

گردشکار: به تاریخ 1403/03/27 در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد. در این پرونده حسب گزارش مرجع انتظامی شهرستان شاهیندژ؛ برابر اعلام اهالی به تاریخ 1401/05/14 سه نفر که یکی از انها فردی به هویت ع. ص. و دونفر دیگر اهل و ساکن *می باشند با س. ب. (مقتول) در گیر و با ضربه چاقو مشارالیه را به قتل رسانده اند. اورژانس به محل اعزام و لیکن عملیات احیا ناموفق بوده است. متهم ع. ص. در جلوی درب منزلشان دستگیر و متهمین دیگر با موتورسیکلت به سمت *متواری گردیده اند. یکی از متهمین به نام م. ش. زخمی بوده که حین مراجعه به اورژانس طی عملیاتی هر دو در *منتقل گردیده اند. اظهارات متهمین در مرجع انتظامی اخذ و اظهار داشته اند که شرب خمر نموده بودیم و مست بودیم به *رفتیم و ان جا دسته عزاداری هم بود. دعوا شد لیکن متهمین قتل را انکار نموده اند. متهمین ی. ا. و ع. ص. در دادسرا حاضر و اظهارات ان ها توسط دادستان *اخذ و متهم ی. ا. ابراز داشته دوستانم درگیر شدند. دیدم ناگهان مردم به سمت پایین می دویدند از محل فرار کردیم و دوستم م. زخمی شده بود. و گفت یک نفر در انجا به قتل رسید ان پسر با چاقو 2 ضربه به پشت من زد و من هم چاقو را از کمرم در اوردم و تمام تیغه را به شکمش زدم و متهم ع. ص. ابراز داشته: به پارک رفتم احوال پرسی کردم لبه س *شده چند نفر را گرفتم که دعوا نکنند ا. م. را کشیدم که دعوا نکند انگشترم افتاد دنبال انگشترم می گشتم ک. گفت ع. از اینجا برو گفتم چرا گفت رفیقت که با شما بود. ان پسره را زد بعد گفتند س. فوت کرده است. قبل از رسیدن به پارک دیدم م. (چاقوی قمه ای حدودا بیست سانتی با جلد چرمی) و ی. چاقو داشتند. اصلا درگیری م. را ندیدم. پس از ان قرار بازداشت موقت متهمین ی. ا. و ع. ص. به تاریخ 1401/05/15 صادر و به زندان معرفی شده اند. اظهارات مطلعین در مرجع انتظامی اخذ و ر. ا. ن. فرزند ع. متولد 1382 ابراز داشته: ع. ص. در معیت دو نفر عربده کشان وارد پارک شدند می گفتند لات محله کیست. ع. یقه ا. را گرفت. و کشید دوستش هم یقه ا. را کشید. س. وارد شد با فردی که تیشرت زرد داشت (م. ش.) درگیر شد دوستان ع. ص. هر دو چاقو داشتند س. هم چاقو کشید و ان فردی که تیشرت زرد داشت را زد. ندیدم او س. را بزند و فقط تی شرت زرد با سینا درگیر شد. م. ر. فرزند ا. متولد 1383 ابراز داشته: در معیت س. ب. و ا. م. و ر. ا. ن. و … در پارک نشسته بودیم ع. ص. در حالی که یک قبضه چاقو در دست داشت به همراه دو نفر دیگر وارد پارک شدند ان دو نفر هم چاقو داشتند که داد می زدند می گفتند اینجا چه کسی مدعی است. با چند نفر درگیر شدند انها فرار کردند. نزد ما امدند اول با ا. م. درگیر شدند که انها به س. ب. چسبیدند س. روی زمین افتاد چاقوی خود را بیرون اورد س. رفت بالای سکو فرد پیراهن زرد که سرش را خم کرده بود. تا با چاقو به شکم س. بزند س. هم از بالا دو ضربه چاقو به کتف او زد و فرد پیراهن نارنجی (ی. ا.) انجا ایستاده بود. اجازه نمی داد ما جلو برویم. فرد پیراهن زرد با چاقو به س. ضربه زد و متواری گردیدند. ا. م. فرزند ا. متولد 1383 ابراز داشته: دیشب حوالی ساعت 23:30 با دوستانم م. ر. و ر. ا. ن. و ا. ب. و ه. ف. ز. در *حضور داشتیم به طور ناگهانی شخص ع. ص. با عربده کشی که چاقو هم داشت وارد پارک شد و دو نفر دیگر نیز همراه او بودند همه انها چاقو داشتند ع. یقه پیراهن بنده را گرفت. گفت: تو را می زنم تو قلدری می کنی انها مست بودند متوجه شدم س. از پشت من دوید و فردی که تی شرت زرد داشت او را دنبال می کرد س. حدودا صد متر رفت و افتاد. م. س. متولد 1376 ابراز داشته: در *حضور داشتم چند نفر با هم درگیر شدند یک نفر که تی شرت زرد داشت و غریبه بود. چاقو در دست داشت و همه را تهدید می کرد که با س. ب. درگیر شدند بدوا با ان فرد همدیگر را با مشت و لگد زدند ان فرد با چاقو به پهلوی س. زد. شکایت پدر ومادر مقتول پیوست پرونده می‌باشد. تن پیمایی جسد پیوست پرونده می‌باشد. که دارای خال کوبی متعدد در نواحی گوش راست قفسه سینه قدام شانه ها بازوها ساعد هر دو دست پشت پای راست می‌باشد. بینی دارای تورم و به احتمال شکستگی زخم تازه ایجاد شده به اندازه تقریبی 3 سانتی متر با عمق نامشحص در ناحیه تحتانی سمت چپ شکم به چشم می خورد. اقای ن. ف. که به همراه متهمین بوده و با انان وارد پارک شده و در محل حضور داشته به عنوان مطلع در مرجع انتظامی حاضر و ابراز داشته: متهمین مست کامل بودند وضعیت بسیار نامناسبی داشتند ی. به من گفت برویم دسته عزاداری جلوی *را نگاه کنیم به محل که رسیدیم کلی جمعیت جمع شده بودند و در وسط پارک دانشجو حضور داشتند دعوای بسیار بزرگی شد حدودا صد متر با من فاصله داشتند مشاهده کردم ی. ا. چاقو در دست داشت دعوا می کرد و جماعت او را می گرفتند ع. ص. هم فقط داد و بیداد می کرد چون مست بود. از موتور پیاده شدم و چند متر جلو تر رفتم و ترسیدم دوباره برگشتم چون از سرقت موتور سیکلتم می ترسیدم دیدم فرد پیراهن زرد از پارک دوید و خودش را روی موتور من انداخت یک قبضه چاقوی حدودا بیست سانتی دستش بود. چاقوی خونی بود. گفت سریعا حرکت کن در غیر انیصورت تو را می زنم با چاقو تهدید کرد پیراهنش از پشت خونی بود. درگیری م. ش. را مشاهده نکردم. فردا فهمیدم س. ب. را کشته اند. تحقیقات مرجع انتظامی از اهالی محل حکایت از این دارد. که درگیری به صورت ناگهانی اتفاق افتاده و 3 الی 4 دقیقه بیشتر طول نکشیده است. بعد از افتادن مقتول سه نفری که با او و دوستانش درگیر بودند متواری شده اند. پرونده به شعبه *ارجاع و متهم م. ش. در بازپرسی حاضر و اتهام مشارکت در قتل عمدی به وی تفهیم و متهم ابراز داشته: به *امدیم مشروب خوردیم داخل پارک شدیم عزداری می کردند. ن. گفت ی. و ع. دعوا درست کردند. من هم رفتم وسط دعوا برای جداکردن دیدم یک پسری که اسمش را نمی دانم چاقو خورده بود. و یکی هم از شانه هایش گرفته بود. داشت می برد نمی دانم کی زده بود. ولی ی. وقت فرار کردن به *می گفت من چند نفر شان را زده ام. رفتم از کسی که چاقو خورده بود. معذرت خواهی کنم که س. ب. با چاقو از پشتم زد و من هم جیبم چاقوی حدودا 18 سانتی بود. دراوردم چون س. روی سکو بود. بلند تر ازمن بود. و چاقو به دست به من حمله کرد بنده می خواستم از پایش (قسمت ران) بزنم که او خودش را روی من پرتاب کرد و چاقو به شکمش اصابت کرد دنبالش افتادم می خواستم کمکش کنم ولی او فرار کرد. سپس قرار بازداشت موقت وی صادر و به زندان معرفی شده است. مجددا اظهارات م. ش. و ع. ص. در بازپرسی اخذ و م. ش. ابراز داشته: به هنگام ورود به پارک ع. ص. با چند نفر درگیر شد و به صورت حرف مشاجره می نمود و من ندیدم که کتک کاری نماید. ولی قصد ایجاد دعوا را داشت و انجا اصلا یادم نیست که ع. چاقو را در اورده بود. یا خیر؟ از پشت س. ب. به من حمله کرد و به من 2 ضربه با چاقو وارد و من هم با چاقو او را زدم و بعد به دنبالش افتادم و او فرار کرد می خواستم بازه هم بزنمش ولی نتوانستم. ع. ص. ابراز داشته: داشتیم احوال پرسی می کردیم یک دفعه دیدم بالاتر دعوا شد نمی دانستم کی دعوا می کند با صدای بلند گفتم چرا دعوا می کنید به ا. م. گفتم دعوا نکن فکر کرد می خواهیم با او دعوا کنیم یک دفعه انگشترم افتاد ک. گفت ع. فرار کن رفیقت یک نفر را زد. بازپرس دادسرای شاهین دژ در معیت متهمین جهت بازسازی صحنه قتل به محل درگیری مراجعه و صورتجلسه مربوطه پیوست پرونده می‌باشد. ی. ا. ابراز داشته: زمانی که به پارک رسیدیم ع. با افرادی به نام های س. ص. و ک. ع. صحبت می کرد ن. و م. هم ورودی پارک ایستاده بودند افراد زیادی داخل پارک ایستاده بودند. من دیدم م. به طرف جمعیت می رود که دستش را گرفتم ن. ومهران رفتند. من از همانجا بطرف موتور برگشتم یک نفر کرد زبان به من گفت برو بطرف *دوستت را بردند. چون چاقو خورده بود. من با هیچ کس درگیر نشدم و چاقوی بنده و م. داخل خودروی ک. ص. ز. ماند. م. ش. اذعان نموده: بعد از ورود به داخل پارک ن. پشت سرش را نگاه کرد و گفت ی. دعوا می کند. من خودم دیدم جمعیت دور ع. ص. را گرفته بودند و ع. بادست چپ به ان ها اشاره می کرد. و نمی فهمید که به چی می گوید. من هم وسط دعوا و ان جمعیت رفتم ی. دستم را گرفت. کمی ارام شدم بعد پیش نفری رفتم که ضربه خورده بود. معذرت خواهی کردم به طور ناگهانی س. ب. که اصلا او را ندیده و نمی شناختم با چاقو به پشت من زد و در ادامه به شرح ماقبل نحوه چاقو کشیدن را ذکر کرده است. ع. ص. ابراز داشته: گفته سایر متهمین را قبول دارم. داخل پارک شلوغ بود. به نظرم قبلا دعوا شده بود. من وارد جمع شدم که اکثر انها را می شناختم دست ا. را کشیدم و گفتم برو دعوا نکن انگشترم افتاد با صدای بلند گفتم انگشترم افتاد پیدا کردند. و تحویل دادند ک. ع. گفت ع. فرار کن دوستانت دعوا کردند. و با چاقو همدیگر را زدند من اصلا درگیری م. با س. را ندیدم روی پل رفتم دیدم م. زخمی است. در ادامه م. ش. ابراز نموده: ی. و ع. اصلا با س. (مقتول) درگیر نشدند درگیری ما اتفاقی بود. و هماهنگی قبلی و جود نداشت. مجددا اظهارات ی. ا. در بازپرسی اخذ و ابراز داشته: رفتیم پارک ع. پیاده شد دیدم با ک. ع. و س. سفری صحبت می کند رفتم پیششان ک. و س. گفتند پارک را نگاه کن دیدم حدودا 20 نفر با ع. دعوا می کنند تاریک بود. جزییات را نمی دیدم که ع. چاقو را دراورده بود. یا خیر؟ ولی صدایشان را می شنیدم که ع. داد می کشید در جمعیت دیدم م. می خواهد برود داخل دعوا دستش را گرفتم م. رفت برگشتم سمت موتورها و ایستادم دیدم مردم همه ترسیده بودند و سمت دعوا می رفتند. و مردم هراسان بودند یکی امد و گفت رفیقت را زدند رفتم کنار پل دیدم م. چاقو خوردم فکر کردم با دکه ای دعوا کرده حتی فحش هم دادم. در ادامه بازپرسی اظهارات مطلعین را اخذ نموده است؛ اقای ن. ف. ابراز داشته: از دور دیدم که تعداد زیادی داخل پارک جمع شده و ی. ا. چاقو در دست داشت و خط و نشان می کشید ولی ندیدم کسی را بزند ع. هم داد و بیداد می کرد ولی چاقوی ع. را ندیدم. م. را ندیدم با چه کسی درگیر شد؟ قبلا نیت درگیری و دعوا نداشتند به طور ناگهانی درگیر شدند. با حرکات متهمین مردم دچار رعب و وحشت شده و پارک را ترک می کردند. س. م. س. فرزند س. ح. متولد 1376 ابراز نموده: همراه خانواده در *دانشجو نشسته بودیم سه نفر که یکی ع. ص. بود. وارد پارک شدند تعدادی نوجوان دور ان ها جمع شده بودند تی شرت زرد چاقو در دست داشت و ع. ص. هم داد و بیداد می کرد در دست ع. و نفر دیگر چاقو ندیدم فقط دیدم س. ب. با تی شرت زرد درگیر شد تی شرت زرد پای س. را گرفته و چاقو به شکم س. زد. از حرکات و رفتار انها حاضرین در پارک دچار رعب و وحشت شده و پارک را محل ناامن کرده بودند. م. ر. ابراز داشته: در معیت چند نفر از جمله س. ص. داخل پارک نشسته بودیم سه نفر وارد پارک شدند اول به چند نفر که خانواده هم همراه داشتند گیر دادند پیش ما امدند ع. با ا. م. درگیر شد با چشمانم دیدم هر سه نفر چاقو داشتند دو نفر دیگر که یکی لباس زرد و دیگر نارنجی داشت به سمت س. ب. امدند لباس زرد با س. درگیر شد س. هم چاقو کشید و از خود دفاع می کرد که اول س. او را زد حاضرین در پارک ترسیده و رعب و وحشت ایجاد شده بود. و اکثرا پارک را ترک نمودند هر سه نفر چاقو داشتند و داد و بیداد می کردند. فقط پیراهن زرد چاقو کشید و س. را زد. ا. م. ابراز داشته: ع. ص. و دو نفر دیگر عربده کشان وارد پارک شدند هر سه نفر چاقو داشتند و چاقو گردن این و ان می گذاشتند و شدیدا رعب و وحشت و ترس بین حاضرین در پارک ایجاد کرده بودند.ع. به من گیر داد گفت لات و گنده این پارک کیه؟ بدون هدف با همه درگیر می شدند ع. امد و به من پیچید دو بار هل داد و لگد انداخت که س. ب. گفت دعوا نکنید کاری کنید که از محل بروند. هر سه نفر مست کامل بودند. با ع. حرف می زدم متوجه عبور س. ب. از بغل شدم شکمش چاقو خورده بود. شکل چاقوی ع. را ندیدم چاقویی که نشان من دادید دست پیراهن زرد بود. س. ص. فرزند ح. متولد 1382 ابراز داشته: روی موتور روبروی درب مدرسه کار و دانش نشسته بودم دیدم ع. ص. در معیت 2 نفر که نمی شناختم با موتور امدند سلام و علیک و احوالپرسی کردیم ع. ص. گفت بیا برویم نگاه کنیم رفتم اب معدنی بگیرم برگشتم دیدم جمعیت زیادی جمع شده امبولانس هم امده بود. س. زخمی شده بود. پرسیدم گفتند دوست ع. (پیراهن زرد) با چاقو س. را زد و متواری شد. خارج از پارک که ع. و دوستانش را دیدم چاقو دست ان ها نبود ولی به نظرم در کمر یکی ازانها (پیراهن زرد) چاقو بود. زیر لباس به صورت برجسته به چشم می خورد. س. م. ع. فرزند ا. متولد 1381ابراز داشته: من در معیت دوستم ا. ش. ح. نزدیک پارک روبروی *به دسته عزاداران نگاه می کردیم. متوجه شدیم جمعیت به طرف پارک هجوم بردند. ما هم به طرف پارک رفتیم دیدیم چند نفر یکی را بلند کرده و به طرف خیابان *پارک می برند ع. ص. را می شناسم نزاع را ندیدم. حاضرین گفتند دعوا شد. ا. ش. ح. فرز ا. متولد 1383 نیز عین اظهارات اقای س. م. ع. را بیان کرده است. در ادامه متهمین مجددا در بازپرسی حاضر و ی. ا. ابراز داشته: ع. ص. ما را به محل وقوع قتل برد. به پارک رسیدیم عزاداری بود. داخل پارک هم مردم بودند و جمعیت زیاد بود. من از موتور پیاده شدم ع. ص. با 2 نفر حرف می زد ع. رفت و گفت الان بر می گردم داخل پارک که رفت دیدم جمعیت به این طرف و ان طرف فرار می کنند و سر و صدای ع. که عربده کشی می کرد می امد شوکه شدم رفتم جلو دیده همه جمع شده اند. ع. در دستش چاقو بود. و قدرت نمایی می کرد. اقای م. ش. نیز اظهارات اقای ی. ا. را تایید نموده است. روح االله ن. فرزند ع. متولد 1382 به عنوان مطلع در بازپرسی اظهار داشته: ماه محرم عزاداری بودهمراه س. و … نشسته بودیم دیدم 3 نفر که همگی چاقو به دست داشتند وارد پارک شدند و شروع به عربده کشی نمودن و موجبات ترس خانواده های که در پارک بوده راهم فراهم کردند. به خاطر اینکه چاقو به دست بودند مردم به این طرف و ان طرف فرار می کردند. ع. ابتدا طرف ما امد و قصد دعوا داشت و ا. م. را با خود ان طرف برد ا. با ع. داشت حرف می زد که دعوا نکند که س. کنار من رد شد و گفت ر. ا. مرا به بیمارستان ببرید. ان دو نفر هم وقتی ع. امد با ا. م. درگیر شد داشتند همراهی اش می کردند. و عربده کشی می نمودند و به علت حضور ان دو ع. داشت پر رو بازی در می اورد هر سه نفر سلاح داشتند قدرتنمایی را نمی دانم ولی چاقودر دست داشتند پارک کلا پر از ادم بود. و می خواستند کاری کنند که مردم و خصوصا ما بترسیم و جلوتر نرویم نحوه چاقو خوردن س. ب. را مشاهده نکردم. طبق صورتجلسه بازپرسی اقایان م. ش. و ی. ا. چاقوهای خود را که در روز نزاع از ان ها استفاده کرده بودند را شناسایی و تایید نمودند ولی اقای ع. ص. چاقوی خود را ارائه ننموده و صورتجلسه به امضای متهمین رسیده است. در بازپرسی مواجهه حضوری بین شهود اقایان ا. م. م. ر. ن. ف. س. م. س. و متهمین انجام و م. ر. ابراز داشته: متهمین وارد پارک شده و اولین نفر ع. ص. بود. چاقو در دست داشت و وارد پارک شد عربده کشی و فحاشی می کرد می گفت هر کسی ادعا دارد. من می کشمش حتی بیا یک نفر که خانواده بودند درگیر شد و بعد هم به ما گیر داد و م. ش. به س. ب. گیر داد ی. دعوا شدنی نزدیک م. چاقو به دست ایستاده بود. لیکن اصلا دعوانکرد ولی ی. هم با چاقو عربده کشی می کرد و زن و بچه ها فرار می کردند. وحشت کرده بودند و جوانان هم نگاه می کردند. ا. م. ابراز داشته: با چند نفر از دوستان در پارک نشسته بودیم هر سه نفر متهمین پرونده با چاقو وارد پارک شدند ع. ص. با من شروع به درگیری نمود در حد جر و بحث بود. عربده کشی می کرد. بعدش س. داد می زد می گفت بیا بیا مردم. ی. ا. هم چاقو به دست من را هل می داد و مردم ترسیده بودند و زن و بچه ها پارک را ترک کردند. س. م. س. ابراز داشته: متهمین وارد پارک شدند اول ع. بعد م. و بعد ی. 5 دقیقه بعد دیدم داد و بیداد بلند شد و مردم کشیده بودند کنار و چند نفری هم داشتند دعوا را تماشا می کردند. م. ش. امد سمت من گفت تو بودی تو بودی؟ انگار داشت دنبال کسی می گشت کشیدم کنار ع. با لگد ا. را زد ع. انگشترش افتاده بود. و دنبال ان می گشت نمی دانم ی. موقع دعوای م. و س. انجا بود. یا نه ولی ع. چند متر ان طرف تر بود. س. دوبار با مشت به م. ش. از پشتش ضربه وارد کرد ولی من چاقو را ندیدم س. لگد می زد م. پای او را گرفت. و با چاقو از شکمش زد. ن. ف. ابراز داشته: ع. با چاقویی که در دست داشت داد و بیداد می کرد و عربده کشی می نمود. م. رفت وسط دعوا و چاقو را در اورد ی. با چاقو ان طرف و این طرف رفت و روی مردم چاقو می کشید. هیچ کس داخل پارک نماند و به حدی ترسیده بودند که پارک را تخلیه کردند. طبق صفحه شماره 169 پرونده متهمین ی. ا. و ع. ص. به قرار بازداشت موقت اعتراض و لیکن شعبه *اعتراض انها را رد نموده است. متهمین در بازپرسی حاضر واتهام های محاربه و اخلال در نظم عمومی و معاونت در قتل س. ب. و شرب خمر و قدرت نمایی با چاقو به اقایان ی. ا. و ع. ص. و اتهام های قتل عمد و محاربه و قدرت نمایی با چاقو و شرب خمر و اخلال در نظم عمومی به متهم اقای م. ش. تفهیم و وکیل ی. ا. دفاعیاتی ارائه و وکلای سایر متهمین طی لایحه دفاع و بدین ترتیب اخرین دفاع اخذ گردیده است. و قرار بازداشت موقت متهمین در خصوص اتهام محاربه به تاریخ 1401/08/04 صادر گردیده است. متهمین ی. ا. و ع. ص. به بازداشت موقت اعتراض و شعبه *اعتراض را وارد دانسته و قرار بازداشت موقت را در خصوص تمامی اتهامات انتسابی وارد دانسته و ضمن نقض قرار بازداشت موقت پرونده را جهت صدور قرار تامین کیفری از نوع وثیقه متناسب به بازپرسی اعاده نموده است. و بازپرسی قرارهای بازداشت موقت متهم ی. ا. را با ذکر شماره هر دو قرار بازداشت منعکس در پرونده به قرار وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان تبدیل و دریک صورتمجلس دیگر بدون ذکر نام متهم قرار بازداشت را که شماره قرار های مربوز به ی. ا. ذکر شده که ظاهرا مربوط به ع. ص. است. که سهوا شماره قرارهای اشتباه درج شده است. قرارهای بازداشت ع. ص. به وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان تبدیل نموده است. که در ادامه دو مورد قرارقبولی وثیقه هر یک به میزان یک میلیارد تومان در خصوص متهم اقای ی. ا. در تاریخ 1401/08/14 و یک مورد قرار قبولی وثیقه در خصوص اقای ع. ص. به تاریخ 1401/08/16 صادر گردیده است. (پرونده بدل می‌باشد. و اصل پرونده به دادگاه کیفری یک *ارسال شده برخی قرار های قبولی وثیقه و نامه ازادی منعکس نشده اند احتمالا از برگه های قرار قبولی وثیقه صحیحا رونوشت اخذ نشده است.) اعتراض اقای م. ش. به قرار بازداشت موقت توسط دادگاه رد شده است. النهایه بازپرس جلب به دارد.سی متهمین را صادر و پس از موافقت دادستان شاهین دژ کیفرخواست تنظیم و بدل پرونده جهت رسیدگی به اتهام متهمین دایر بر محاربه به دادگاه انقلاب *و اصل پرونده جهت رسیدگی به سایر اتهامات انها به دادگاه کیفری یک استان مستقر در *تقاضای تشدید قرار تامین متهمین ی. ا. و ع. ص. و تبدیل ان به قرار بازداشت موقت را نموده و که دادگاه انقلاب *قرار تامین وثیقه متهمین را به 5 میلیارد تومان تشدید نموده است. جلسه دادرسی تشکیل و م. ش. در مقام دفاع ابراز داشته: ع. و ی. وسط جمعیت بودند و ع. چاقو به دست عربده می کشید متوجه نشدم دقیق با چه کسی دعوا می کرد چاقو دستش بود. با دوستان س. دعوا می کرد. من هم چاقو داشتم رفتم نزدیک ی. هم بغل ع. بود. چاقو دستش نبود اول میانجیگری کردم دعوا ان لحظه تمام شد. هر سه نفر مست بودیم من رفتم از رفیق های س. معذرت خواهی کردم س. از پشت به من چاقو زد. ی. ا. ابراز داشته: مست بودیم در پارک از موتور پیاده شدم صدای داد و هوار شنیدم صدای ع. بود. با دوست های س. دعوا می کرد دوست های س. دورش را گرفته بودند من دست ع. چاقو ندیدم خودم چاقو داشتم اصلا در نیاوردم م. هم هنوز چاقو در نیاورده بود. دعوا یک لحظه تمام شده رفتم پیش موتورم و …. ع. ص. ابراز داشته: مست بودیم ورودی پارک س. ص. با ی. ا. ایستاده بود. ا. م. امد رد شود. من نگذاشتم چون می خواست با یک نفر دعوا کند دستش را کشیدم گفتم برو و او هم رفت عربده نمی کشیدم چاقو هم دستم نبود انگشترم افتاده بود. و دنبال ان می گشتم و دوستانم دورم را گرفته بودند حرف می زدیم من اصلا با کسی دعوانکردم. ک. گفت ع. بیا فرار کن. رفیقت با س. دعوا کرد و با چاقو او را زد. در ادامه جلسه رسیدگی تجدید و مطلعین به دادگاه احضار گردیده اند. لازم بذکر است. متهمین ع. ص. و ی. ا. وثیقه متناست مد نظر دادگاه را تودیع وقرار قبولی وثیقه نیز صادر گردیده است. جلسه دادرسی تشکیل و از مطلعین صرفا اقای ن. ف. حاضر و اظهارات وی اخذ گردیده است. و ابراز داشته: من ع. ص. را دیدم داد و بیداد می کرد پایش را زمین می کوبید نمی دانم چه می گفت یادم نمی اید چاقو داشت یا نه در مرحله دادسرا قشنگ یادم بود. ان موقع راست گفته ام. الان یادم نیست. مزاحم جمع شده بودند. داد و بیداد می کرد با شخص خاصی مشکل نداشت پا را زمین می کوبید و داد و بیداد می کرد. ی. ا. چاقو دستش بود. و دستش را بالا برده و تکان می داد امدم او را بگیرم زد زیر دستم و رفت سمت یک نفر ترسیدم رفتم پیش موتورم ایستادم. ی. چاقو را برای شخص خاصی بلند نکرده بود. مردم زیاد بودند. مردم محل دعوا را ترک کردند. بعد از چند دقیقه م. دوان دوان امد چاقو در درست داشت و چاقوی او خونی بود. وقت دعوا هم چاقو را در دست م. دیدم و می گفت کسی عرضه دارد. جلو بیاید. بزرگتون کیه؟ به تمام مردم می گفت. مردم ترسیده بودند احساس می کنم ترسیده بودند همه وسط بودند ولی پخش شدند فرار کردند. جلسه دادرسی تجدید و سایر مطلعین مجددا احضار شده اند: س. م. س. ابراز داشته: دیدم سه نفر وارد پارک شدند ع. ص. را می شناختم و سایر متهمین هم بودند بعد از 5 دقیقه صدا امد رفتم دیدم این سه نفر وسط پارک هستند. م. ش. چاقو دستش بود. داد و بیداد می کرد و دنبال یک نفر می گشت ع. ص. هم داد و بیداد می کرد ی. هم وسط بود. چاقو دست این 2 نفر ندیدم. م. با س. درگیر و س. اول زد بعد …. ا. م. ابراز داشته: من و س. و م. ر. و رو ا. ن. ز. در پارک نشسته بودیم متهمین امدند ع. با من در گیر شد مست بود. خواستم درگیر شوم س. نگذاشت. هر 3 نفر چاقو در دست داشتند من دست ع. را گرفتم با او صحبت کنم دیدم س. دوید و دو نفر هم دنبال او هستند دیدم س. افتاده و چاقو خورده است. چاقو دستشان بود. و می گفتند چه کسی گنده و لات است. عربده می کشیدند زن و بچه ها ترسیده بودند از چاقو ترسیده بودند و داد و بیداد بود. اول که داخل پارک شدند ع. ص. چاقو دستش نبود بعدا امد با من درگیر شد چاقو دراورد دوستانش از اول ورود دستشان بود. کل مردم را می ترساندند و داد و بیداد می کردند. بعدا ع. ص. هم با چاقو روی مردم داد و بیداد می کرد. م. ر. ابراز داشته: من و س. و ا. م. و ر. ا. ن. ز. نشسته بودیم دیدیم از بالا سه نفر داخل پارک شدند. چاقو دستشان بود. می گفتند کی انیجا مدعی است. اول به م. س. گیر دادند بعد امدند سمت ما و به س. و ا. گیر دادند داد و بیداد هم می کردند. ا. و ع. بحثشان شد م. ش. با س. بحث کرد و درگیر شدند س. را هل داد و س. هم چاقو در اورد و ان سه نفر وقتی با چاقو امدند خانواده ها ترسیده بودند و از پارک رفتند. ما ایستاده بودیم و نترسیدیم دنبال دعوا می گشتند و با س. مشکل قبلی نداشتند. ر. ا. ن. ز. ابراز داشته: من با س. دوست بودم من و ا. و م. و س. بودیم چند دقیقه بعد ع. ص. و دوستانش امدند سمت ما ان طرف پارک هم به چند نفر گیر داده بودند ع. یک مشت به ا. زد و ع. چاقو در اورد برای ا. چاقو در اورد بعد دوستانش به ا. حمله کردند. لباس زرد چاقو داشت ولی دیگری را ندیدم لباس زرد از اول ورود چاقو داشت. ه. ف. ز. ابراز داشته: مرحوم س. ب. فامیل ما بود. دختر عموی من با دایی س. ازدواج کرده است. من ان شب پارک بودم ولی هیچ صحنه ای را ندیدم. گفتند بیا فامیلت چاقو خورده است. مجددا وقت رسیدگی تعیین و اخرین دفاع متهمین اخذ و اقای م. ش. ابراز داشته: من چاقو داشتم. مردم را نترسانده ام چاقو را هم وقتی دراوردم که دو تا چاقو خورده بودم. ی. چاقو نداشت ولی ع. عربده می کشید و چاقو دستش بود. و به سمت 4 نفر اینکار را می کرد و با مردم کاری نداشت نمی دانم با ان سه چهار نفر چه مشکلی داشت الان هم نمی دانم س. چرا مرا زد من دعوایی نداشتم من فکر کردم ی. دعوا میکند. ی. ا. ابراز داشته: من چاقو در دست نداشتم موقعی که داخل پارک شدم ع. ص. در پارک با سه چهار نفر درگیر بود. من ندیدم چاقو دستش باشد. و بین سه چهار نفر انگار می خواست چیزی را ثابت کند با داد و هوار فقط با انها مشغول بود. با داد و هوار ع. رفتم جلو چند نفر دور او بودند ع. با صدای بلند با انها حرف می زد م. هم رسید گفت چی شده؟ چاقو داشتم ولی در نیاوردم دعوا به من ربط نداشت هیچ کس را هم نترسانده ام. ع. ص. ابراز داشته: چاقو در دست نداشتم و کسی راهم ندیدم چاقو دستش باشد. صدایم را برای چند نفر بلند کردم با صدای بلند حرف می زدم اشنا بودند من به ا. گفتم دعوا نکن من دعوا نداشتم. دفاعیات وکلای متهمین به شرح صورتجلسات و لوایح پیوست پرونده می‌باشد. فی الحال دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه بدوی

در خصوص اتهام متهمین اقایان 1 م. ش. فرزند م. متولد 1381/06/17 فعلا بازداشت به موجب صدور قرار بازداشت موقت دارای سابقه کیفری باوکالت اقایان ع. م. و ص. ا. ع. 2 ع. ص. ح. فرزند ع. متولد 1379/07/17 فاقد سابقه محکومیت کیفری ازاد با قید تودیع وثیقه با وکالت اقایان ع. و. و ا. ف. 3 اقای ی. ا. ف. ا. فرزند م. متولد 1382/04/26، فاقد سابقه محکومیت کیفری، ازاد با قید تودیع وثیقه باوکالت اقای ا. ف. دایر بر مشارکت در محاربه موضوع اعلام جرم اولیای دم مقتول س. ب. (ح. ب. و ک. ز.) کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شاهیندژ؛ باعنایت به اوراق و محتویات پرونده من جمله گزارش مرجع انتظامی دایر بر وقوع نزاع و درگیری در یکی از پارک های *و تحقیقات انجام گرفته در مرحله دادسرا اعم از بازسازی صحنه درگیری در معیت متهمین و مواجهه حضوری متهمین و مطلعین و اخذ اظهارات مطلعین و صورتجلسه تحویل سلاح سرد (چاقو) متهمین م. ش. و ی. ا. و اظهارات متهمین مذکور علیه متهم دیگر اقای ع. ص. در مراحل رسیدگی، مبنی بر عربده کشی در پارک در حالی که که سلاح (چاقو) در دست داشته و مردم نیز حاضر بوده اند و اقرار متهم اقای م. ش. به قتل مرحوم س. ب. با ضربه چاقو، که جملگی حکایت از وقوع درگیری و نمایان کردن سلاح توسط متهمین دارد. علاوه بر دلایل و قرائن مذکور حاصله در مرحله دادسرا، مطلعین در دادگاه حاضر و سه نفر از انها که اظهارات انها در پرونده مضبوط می‌باشد. به ورود متهمین به پارک با حالت مستی و نمایان کردن سلاح سرد (چاقو) برای عموم و تحقق خوف و ترس، به نحوی که افراد حاضر در محل به سرعت انجا را ترک نموده اند، اظهار نموده‌اند از طرفی اگر چه قصد و نیت متهمین بدوا نزاع و درگیری با چند نفر و یا اخافه افراد خاصی باشد. لیکن علم متهمین به اینکه اقدام انها موجب سلب امنیت و اخافه عموم خواهد شد که امری وجدانی است. و این اخافه در مانحن فیه همانطور که بیان ان گذشت محقق گردیده و افراد حاضر در محل به علت رفتار مرتکبین و با ایجاد خوف محل ترک نموده اند، برای تحقق بزه محاربه کفایت می نماید. و به عبارت دیگر تجرید السلاح توسط متهمین در حالی که علم به نتیجه و اخافه الناس (عموم) داشته اند، با ایجاد ناامنی موجب تحقق بزه محاربه گردیده اگر چه قصد ابتدایی و مستقیم انها افراد خاص بوده است. با توصیفات فوق علیرغم عدم وجود و عدم تحقق شهادت شرعی از اظهارات شهود، با توجه به قرائن و امارات مذکور علی الخصوص اتفاق مطلعین در تجرید السلاح و اخافه الناس و اظهارات برخی از متهمین علیه همدیگر و شرب خمر متهمین قبل از ارتکاب بزه با این قید که با توجه به عدم ادعای مسلوب الاختیار بودن و ذکر جزییاتی در خصوص حضور افراد و نام انها، موجب سلب اختیار کامل از انها نگردیده بر عکس زمینه ارتکاب جرم را که هم اورد طلبی با سلاح سرد و اخافه ناس می‌باشد. را ایجاد نموده است. و اینکه موارد مذکور مستنداتی است. که موجبات ایجاد علم بر تحقق جرم را فراهم می اورد، دادگاه بزهکاری متهمین را محرز دانسته و مستندا به مواد 18 و 19 و 211 و 279و282و283و284و285 قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمین را به 2 سال نفی بلد (تبعید) که در نفی بلد محارب باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت، مراوده و رفت و امد نداشته باشد.، به ترتیب متهم اقای م. ش. را در زندان *، محکوم و اعلام می دارد. حکم صادره حضوری بوده و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور می‌باشد.

رئیس و دادرس شعبه *

س. د. غ. ک. خ.

منبع