در تاریخ 1399/07/23 اقای م. م. ب. لت از طرف خانم ر. ی. به طرفیت اقای ک. د. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم مبنی بر تجویز اعمال وکالت در طلاق به لحاظ تحقق بندهای 2 و 12 از شروط مندرج در سند نکاحیه به علت ازدواج مجدد زوج بدون اجازه همسر اول تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد و تصویر دادنامه کیفری متضمن محکومیت زوج به حبس و پرداخت جزای نقدی به اتهام فروش مال غیر موضوع شکایت زوجه به پیوست دادخواست ارائه گردیده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/08/19 وکیل خواهان ضمن تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است.و در لایحه دفاعیه اظهار داشت حضور زوج بدلیل ازدواج مجدد از شرط ضمن عقد نکاح تخلف کرده و حق طلاق برای زوجه بوجود امده است، خوانده اظهار میدارد. من در سال 89 ازدواج کردیم و با همسرم یعنی خواهان سازش کردیم و بعد از ان دو سال بعد دو فقره چک دادم و مبلغ ده میلیون نقدی دادم و مابقی را هم چک دادم و پاس نشده است.و در عوض سه دانگ اپارتمان دادم و بعد گفت ببر بفروش و من هم فروختم و الان هم اگر بخواهد من زمین میدهم و اگر مشکل خانم دومم هست خانم دوم را طلاق میدهم و من همسرم را دوست دارم. و بچه ها را دوست دارم. ولی حاضر به طلاق نیستم و من خانه اجاره دادم و اجاره ان را ماهیانه میدهم و حاضر به تمکین نمیباشد. و الان خانه دخترم زندگی میکند و دخترانم بزرگ هستند و نفقه انها را میدهم من همسر دوم گرفتم و بدون اجازه گرفتم و بعدا سازش کردیم وکیل خواهان اظهار میدارد. به نظر شرط مندرج در عقدنامه با ازدواج تحقق می یابد و بدنبال اختلاف پیش امده اعلام نارضایتی کرده و مانع تحقق شرط وکالت نیست خواهان اظهار میدارد. که من نامه محضری ندارم. و من امضای ذیل سازشنامه را قبول دارم. و بعد از اینکه فهمیدم زن گرفته است.به خاطر بچه ها این سازشنامه را گرفتم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور و اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 1097 مورخ 1399/10/07 پس از انعکاس خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان با این استدلال که حسب اظهارات طرفین، خوانده دعوی در سال 89 ازدواج مجدد نموده و پس از بروز اختلاف حسب سازش نامه های پیوست پرونده با هم سازش نمودهاند و خواهان صراحتا قید نموده که هیچگونه شکایت و ادعایی نداریم که با این اوصاف با وجود تحقق شرط، خواهان یعنی مشروط له به اختیار خود از انجام شرط صرفنظر نموده و اجرای شرط مذکور را ساقط نموده است.مضافا اینکه مشروط له از زمان تحقق شرط در صورت تعیین مدت در زمان تعیین شده و در صورت عدم تعیین زمان میبایست طبق قواعد عمومی در مدت متعارف و عرفی به طرح دعوا اقدام در غیر این صورت حق وی ساقط میشود. لذا با توجه به اسقاط حق اجرای تخلف از شرط توسط خواهان ضمن رد نظریه قاضی مشاور خواسته خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه اعتراضیه نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 99/12/26 که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده است.وکیل زوجه اظهار داشت خواسته موکل طلاق بدلیل تخلف از شرط ضمن عقد نکاح و ازدواج بدون اجازه همسر است.و دادگاه بدوی به استناد یک توافقنامه عادی دعوی را رد کرده است.در حالی که در ان توافقنامه درج شده است.ازدواج بدون اجازه همسر یعنی اول ازدواج و بدون اجازه صورت گرفته و تخلف شرط محقق شده و بعد موکل مطلع شده است.و صورتجلسه دلالت بر اسقاط حق پدید امده ندارد. و موکل سایر حقوق مالی ناشی از زوجیت مثل نفقه معوقه و نفقه ایام عده و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را در قبال اجرای صیغه طلاق بذل مینماید. و تقاضای صدور حکم طلاق را دارد. و وکیل زوجه در مورد مهریه مطالبی بیان داشته که در صورتمجلس انعکاس یافته است. زوج اظهار داشت نه سال قبل اقدام به ازدواج مجدد کرده ام البته با رضایت همسرم این کار را کرده ام و همسرم بعد از ازدواج مجدد به من اظهار داشت که مهریه مرا پرداخت کند و من هم مبلغ هفتاد میلیون تومان طی یک فقره چک به صورت مهریه به همسرم دادم ولی چک پرداخت نشد و خودش اقدام نکرد و مبلغ ده میلیون تومان به صورت ملک بابت مهریه پرداخت کردم و حدود چهار ماه بعد از اینکه ازدواج مجدد انجام دادم صورتجلسه ای به تاریخ 89/10/29 تنظیم کردیم و قرار شد که همسرم زندگی مشترک داشته باشد. در حال حاضر نمیدانم بعد از ده سال که از قضیه گذشته است.همسرم چرا اقدام به دادخواست طلاق کرده است.ولی من همسرم را دوست دارم. و میخواهم با همسرم زندگی کنم و حاضر به طلاق نمی باشم سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/12/27 با این استدلال که طبق بند 12 شروط ضمن عقد سند ازدواج زوجه شرط نموده در صورتی که همسرش بدون رضایت وی اقدام به ازدواج مجدد نماید. او بتواند ب. لت تفویضی مندرج در سند نکاحیه خود را مطلقه نماید. و با توجه به اینکه زوج ازدواج مجدد خودش را قبول کرده و هیچگونه دلیل و مدرکی مبنی بر اینکه ازدواج مجدد وی در زمان ازدواج با رضایت همسرش بوده است.به دادگاه ارائه نشده است.و از طرفی گذشت زمان تاثیری در تخلف زوج از شروط ضمن عقد ندارد. لذا تخلف زوج تجدیدنظرخوانده از بند دوازده شروط ضمن عقد را محرز دانسته و با وارد تشخیص دادن اعتراض تجدیدنظرخواه مستندا به ماده 1119 قانون مدنی و ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به زوجه اجازه داده تا با استفاده از وکالت تفویضی مندرج در سند نکاحیه خود را مطلقه نماید. و مدت اعتبار حکم صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ ان اعلام داشته است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/12/28 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/01/15 بتوسط وکلای خود خانم ن. د. و ن. ب. با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی وکلای فرجامخواه اقای ک. د. ا. نسبت به دادنامه شماره *99 مورخ 1399/12/27 شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج از بند 12 از شروط ضمن العقد مندرج در سند ازدواج مبنی بر ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول (زوجه فرجامخوانده) ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجامخوانده صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا هر چند زوج فرجامخواه در جلسه دادرسی مورخ 1399/08/19 صریحا اقرار نموده که بدون اذن و رضایت زوجه فرجامخوانده اقدام به ازدواج مجدد نموده و همسر دوم اختیار نموده است.و به این ترتیب تخلف نامبرده از بند 12 از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه ثابت و محرز بوده لیکن نظر به اینکه متعاقب تخلف زوج از شرط ضمن عقد نکاح، فیمابین زوجین در مورد ازدواج مجدد زوج و مهریه و اجرت المثل زوجه و ضرب و شتم نسبت به زوجه اختلاف حادث و سرانجام بین انان توافق حاصل و به شرح مندرج در صورتجلسه مورخ 89/10/29 پیوست پرونده منتهی به سازش گردیده است.و مفاد صورتجلسه استنادی مذکور حاکیست که زوجین در خصوص موارد اختلاف فیمابین خود که ازدواج مجدد زوج از جمله ان موارد بوده و در صورتجلسه ذکر شده به توافق رسیده و بر اساس توافق حاصله زوجه صریحا اعلام نموده که هیچگونه شکایت یا ادعایی از زوج ندارد. که این امر بمعنای اسقاط ضمنی حق استفاده از وکالت در طلاق که با تخلف زوج از شرط ضمن عقد نکاح برای او ایجاد گردیده خواهد بود چنانچه عدم اقدام زوجه به استفاده از وکالت در طلاق خویش بعد از صورتجلسه سازشی مذکور تا تاریخ تقدیم دادخواست طلاق به مدت حدود دهسال خود موید اسقاط حق نامبرده در اعمال وکالت در طلاق خود طی صورتجلسه سازش مذکور خواهد بود که در دادنامه فرجامخواسته راجع به صورتجلسه سازش مورد بحث و مفاد ان هیچ اشاره ای نشده و نسبت به این مستند زوج فرجامخواه هیچ اظهارنظر قضایی به عمل نیامده است.بنابراین و با توجه به اسقاط حق اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه، تخلف سابق زوج از شرط ضمن عقد نکاح قانونا مجوزی برای طلاق زوجه از طریق اعمال وکالت تفویضی نبوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده به لحاظ عدم انطباق ان با دلایل موجود در پرونده و موازین قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *ارجاع میگردد. تا با توجه به دلایل و موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.