تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورت تحقق شرکت در جنایت موجب دیه، صدور حکم به پرداخت دیه به نحو تضامن، فاقد وجاهت قانونی است.
در این پرونده ر. خانم الف. و ر. طی شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب حوزه قضایی ک. اعلام داشتند ف. و تعدادی افراد ناشناس و از اراذل و اوباش در روز جمعه 1386/09/16 بدون دلیل اینجانبان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند که آثارش مشهود میباشد. لذا هیچگونه تامین جانی و مالی نداریم، تقاضای تعقیب قانونی نامبردگان مورد استدعاست. (ص 1 ) شکوائیه جهت بررسی به کلانتری... ارجاع، از شکات خانم الف. و ر. و الف. تحقیق مقدماتی انجام شد، مجددا الف. طی شکوائیه دیگری به دادسرای ک. اعلام نموده است. در تاریخ 1389/09/16 ساعت 5 : 30 عصر ف. به همراه چند نفر ناشناس در ک. خیابان... با چوب و میله آهنی برادرم را مورد ضرب و شتم قرار داده که وی به علت شدت جراحات در ساعت 2 : 35 مورخ 1386/09/19 در بیمارستان ب. فوت نموده است (ص 9 ). ر. و الف. به پزشکی قانونی معرفی از نامبردگان معاینه بهعملآمده است، حسب گزارش پزشکی قانونی ک. آثار جراحت بخیه شده (دامیه) در گوشه خارجی ابروی راست و ساییدگی حارصه توام با کبودی داخلی مخاطی لب فوقانی ر. مشهود که ضایعات فوق به دنبال اصابت با جسم سخت حدود چهار روز پیش حادث گردیده است. همچنین در خصوص الف. اعلام نمودند آثار جراحت بخیه شده (دامیه) ناحیه پیشانی و پس سری (هرکدام جداگانه) و کبودی وسیع بازوی چپ مشهود که این ضایعات به دنبال اصابت با جسم سخت حدود 4 روز پیش حادث گردیده است (ص 13 و 14 ا). از الف. تحقیق شد، اعلام نموده است ساعت 6 بعدازظهر مورخ 1389/09/16 در خیابان... سرکوچه ایستاده بودم که یک ماشین پژو مشکی به زیر برادرم ر. زد و بعد از دقایقی که گذشت من الف. و ر. سر کوچه ایستاده بودیم به ما حمله کردند و با چوب و میله و شمشیر به ما هجوم آوردند و یک میله توی سر ر. که در حال حاضر در کما میباشد و دو تا میله به سر الف. و دو تای دیگر به بازو و کمر من زدند. در همین حین برادرم رسید که او را هم زدند و سر او را هم شکستند و بعد فرار کردند. اسامی آنها: ف. و ز. که برادر هستند و م. میباشند. از الف. تحقیق شد که اظهارات برادرش را تایید نمود. از خانم ر. تحقیق شد، اظهار داشتند که از ف. و ز.م. به علت کتککاری برادرش شاکی میباشند. نتایج تحقیقات اولیه از سوی کلانتری... ک. به دادسرای ک. گزارش پرونده به بازپرسی شعبه سوم ارجاع و حسب دستور ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی ک. محول تا نسبت به دستگیری کلیه افرادی که در درگیری دخالت داشتهاند اقدام و جسد به پزشکی قانونی منتقل شود تا علت تامه مرگ را مشخص نمایند. حسب تحقیقات اولیه پلیس آگاهی حوزه ی ک.: در ساعت 16 : 54 مورخ 1386/09/16 در پی اختلاف و درگیری قبلی برادر داماد مقتول به نام ر. با ت.، احدی از دوستان آنان به نام م. به درب منزل ر. مراجعه و با ترفند آشتیکنان، وی را به داخل کوچه هدایت نمود که بهمحض حضور وی یک دستگاه خودروی سمند مشکی با تعدادی سرنشین به رانندگی آقای د. در کنار وی ظاهر و مبادرت [به] نزاع با وی مینمایند. در همین حین مقتول به همراه خواهرش که ساکن همان کوچه بودهاند درصحنه حاضر و شاهد حضور افرادی به نامهای ف. وت. و م. و د. و دیگر دوستانش میگردند و بهطور طبیعی با مواجهه شدن [با] چنین صحنه هایی درصدد دفاع و جلوگیری از نزاع و ضرب و شتم ر. میشوند. در همین حین خواهر مقتول با نامزدش الف. تماس گرفته و وی بهاتفاق ج. در صحنه حاضر و احدی از متهمان فراری به نام ت. با ضربات میله به سر مقتول وی را نقش بر زمین مینماید و افراد دیگر حاضر در صحنه نیز مبادرت به ضرب و شتم ر. و الف. از ناحیه سر مینمایند. به بیمارستان ب. منتقل که به علت شدت جراحات و ضربه به سر در ساعت 2 : 35 مورخ 1386/09/19 فوت مینماید. سه نفر از متهمین به نامهای 1 - ت.ف. (که برادران ناتنی متهمان فراری میباشند) و س. دستگیر از آنان تحقیق، اظهاراتی به شرح ذیل داشتهاند: توضیح اینکه از منزل م. ت. مشروب و مواد مخدر کشف گردید. الف - م. ت.: مواد و آلات کشف شده در منزل ما بودهاند بنده سابقه شرب خمر و مصرف مشروبات الکلی دارم و تاکنون دو مرتبه دستگیر شدم، جریان نزاع را از زبان برادرانم ف. و ز. و م. شنیدهام که آنان گفتهاند ت. با ضربات میله مقتول را به قتل رسانده است و هماکنون از محل اختفاء آنان بیاطلاع هستم. ب - ف.: بنده به لحاظ ترک اعتیاد در منزل پدری بودهام و به مواد مخدر از نوع هروئین اعتیاد دارم از محل اختفاء برادرانم اطلاعی ندارم. ج -س.: فقط چند روزی را در منزل م.ت. که سابقه دوستی چندین با وی دارم اسکان داشتهام مشروب مصرف نکردهام. (ص 41 - 42 - 43 ) اتهام معاونت در فراری دادن قاتل و نیز نگهداری مشروبات الکلی به ت. تفهیم در دفاع اظهار داشت: در قتل و فراری دادن هیچ دخالتی نداشتهام، مشروب در خانه ما بود متعلق به برادرم ف. و ز. میباشد. (ص 48 ) اتهام مذکور به آقای س. تفهیم در دفاع اعلام نمودند من در دعوی نبودم جهت احوالپرسی به خانه ت. رفته که توسط مامورین دستگیر شدم ( 51 ) اتهام موصوف به آقای ت. تفهیم در مقام دفاع اظهار داشتند: در دعوی شرکت نداشتم. نگهداری تریاک به میزان کمتر از یک گرم را قبول دارم از نگهداری مشروبات الکلی خبر ندارم. (ص 52 ) سوابق ف. م. ت. و س. استعلام شد. برابر اعلام دایره تشخیص، دارای سوابقی در امر مواد مخدر و سرقت بودهاند (ص 56 ، 57 ، 58 ). در هنگام دستگیری آقای س. دو فقره چک سفید متعلق به ع. کشف که از وسط دستهچک وی جدا گردیده بود. از ع. تحقیق که از دارنده آن شاکی و خواهان پیگیری موضوع گردید، در این خصوص تحقیق اعلام نموده یک هفته قبل از دستگیر آنها را از جلو منزل شاکی پیدا کرده است.(ص 60 و 61 ) متعاقبا ع. طی رضایتنامه تنظیمی در دفترخانه شماره... حوزه ثبتی ک. رضایت خود را از س. اعلام داشتند. (ص 64 ) پزشکی قانونی ک. بر اساس پرونده بالینی علت مرگ مرحوم ر. ضربهمغزی و عوارض ناشی از آن براثر اصابت جسم سخت تعیین و اعلام نموده است. (ص 71 ) با تلاش مامورین نیروی انتظامی و با کمک و هدایت منابع و مخبرین النهایه بعد از چهار ماه ت. جلب، از ایشان تحقیق شد و اظهار داشت: ما شش نفر بودیم که من چوب داشتم ز. و ف. لوله داشتند. من با چوب یک ضربه به سر گردن ر. زدم او افتاد ما از ترس فرار کردیم و به ی. رفتیم آنها با برادرم دعوی کرده بودند و چند ضربه چاقو به برادرم و برادرخانم برادرم زده بودند. برای آشتی کردن رفتیم که دعوی شد م. و ح. چیزی (وسیله لایی) نداشتند برادرانم با لوله بودند تقاضای عفو و بخشش دارم. ص 112 - 113 - 114 - 125 - 126 - 127 ف. جلب از ایشان نیز تحقیق اظهار داشت: علت نزاع درگیری قبلی ر. با ز. و ر. بود من و ز. میله داشتیم ت. چوب داشت م. سنگ داشت خ. فحش میداد. اول ز. با ر. و بعد من با الف. و ت. و ر. درگیر شدند الف. و پسرخالهاش آمدند بهطرف من که میله را بگیرند من مقاومت کردم الف. مشت زد به صورتم و من با میله به سر او زدم و سر او شکست ت. یک مشت به صورت ر. زد بعد یک نفر با موتور 250 آمد به صورت ز. مشت زد و فرار کرد و به این صورت دعوی شروع شد. ت. که برادرم میباشد با چوب با مقتول درگیر بود خودش تعریف کرد من با چوب به مقتول زدم من دیدم که ت. با مقتول درگیر است. (ص 116 - 117 - 118 - 128 - 129 - 130 ) م. جلب و از ایشان نیز تحقیق شد و اعلام نموده که ی. با الف. و ر. دعوی کرده بود و با ز. به آنجا رفته بودند. دوتایی ر.با تیغ ز. و ی. بود و بعد از چند بار الف. به در خانه ف. آمده بود ما را برای آشتی میخواست ببرد روز جمعه ش. با ف. و د. به درب خانه ما آمدند و من را برای آشتی کردن به آنجا بردند. بعد از صحبت ت. به گوشی ف. زده بود که اینها میخواهند ف. و م. را بزنند ز. و ف. و خ. با ماشین آمدند ز. با مشت به صورت ر. زد و دعوی تمام شد یک نفر از روی موتور پیاده شد و از پشت به صورت ز. ضربهای زد که دعوا شد. د. لوله ایی از ماشین درآورد و به ف. داد که الف. با یکی از دوستانش لوله ف. را گرفته بودند، ز. چوب داشت ف. یک لوله از بچهها گرفت من هم سنگ به دست داشتم بعد از درگیری اول همه داخل ماشین نشستند که دوباره ر. سنگ برداشت و از سر کوچه به طرف ما دوید. ر. سنگ را به ف. یک چوب به کمر او زد مرحوم ر. با چوب قهوهایرنگ به سر کوچه آمد یک چوب از بغل به صورت ف.و ت. زد و ت. با چوب با یک ضربه به سر او زد... و بعد از درگیری با همان ماشین به خانه ف. و بعد به ر. رفتیم. (ص 121 - 122 - 123 - 131 - 132 ) از ت. تحقیق شد اعلام نموده است من و برادرم برای آشتی به خانه ر. رفتیم. ر. به من فحش داد بعد من زدم توی گوشش ر. چوب داشت هم چوب داشت ف. با یک ضربه زد توی سرش افتاد روی زمین و... (ص 134 - 135 - 142 - 143 ). در بازسازی صحنه قتل ت. اظهار داشت که اول اینجا دعوی شد، برادرم ف.[زد] توی گوش ر. و دعوی شروع شد و سر کوچه آجر میزدند و نمیگذاشتند برویم و ما میخواستیم برویم. ر. سر کوچه چوب داشت و یک ضربه به دماغ من و به پهلوی من زد و من با چوب یک ضربه به وی زدم و به صورت وی خورد و افتاد من سوار ماشین شدم و رفتیم... (ص 146 ). از د. تحقیق شد و اعلام نموده است: من لوله ایی که روی زمین بود برداشتم هنوز کنار ماشین بودم که ف. دوید و لوله را از من گرفت و رفت به طرف دعوی. در همین موقع من دوباره سوار ماشین شدم و رفتم داخل کوچه که دوستانم را سوار کنم و برویم ولی موقعی که رفتیم من به ت. گفتم برویم، همگی سوار ماشین ت. پژو عدسی که پشت ماشین من بود شدند. زمانی که میخواستند دندهعقب از داخل کوچه خارج شوند، ناگهان صدای ح. را شنیدم که فحش و ناسزا میگفت و همگی از ماشین ت. پیاده شدند و دوباره به داخل کوچه رفتند. در این موقع من از ترس اینکه برای خودم و ماشینم اتفاقی بیافتد رفتم انتهای کوچه و ماشین را دور زدم و در تاریکی ته کوچه با ماشین ایستادم که دیدم ت. و دوستانش داخل ماشین ت. نشستند و فرار کردند. ت. چوب در دست داشت و ف. و ت. هر دو لوله در دست داشتند... و بعد باهم به ی. رفتیم. (ص 156 لغایت 161 ) از اولیاء دم مقتول ر. و پدر و مادر و همسر تحقیق همگی خواهان قصاص قاتل بودهاند. (ص 211 ، 212 ، 213 ، 262 ) اتهام معاونت در قتل عمدی مرحوم ر. و ایراد ضربوجرح عمدی نسبت به ر. و الف. به متهمین ف. ز. م. و ت. تفهیم و از آنان خواسته شده است آخرین دفاع خود را اعلام دارند و متهمین دفاعیاتی به شرح ذیل داشتهاند:... 1 - ف.: در صحنه قتل حضور داشتم ولی الف. ر. را چاقو نزدم فقط در صحنه بودم. 2 - ز. قبول دارم که در صحنه قتل و درگیری بودم ولی ر. و الف. مرا چاقو زدند و من آنها را نزدم. 3 - م. من در صحنه قتل بودم ولی بهعنوان اینکه با هم آشتی کنیم رفتیم... با ر. و الف. درگیری نداشتهام. 4 - م. قبول ندارم من در صحنه قتل نبودم، نگهداری مشروبات الکلی را قبول دارم. اتهام قتل عمدی مرحوم ر. و همچنین ایراد ضربوجرح عمدی نسبت به ر. و الف. به ت. تفهیم در آخرین دفاع اظهار داشت: قتل عمدی مرحوم ر. را قبول دارم ولی الف. و ر. را من چاقو نزدهام و قبول ندارم. (ص 262 - 263 - 343 ) اتهام مساعدت در فراری دادن متهمان به قتل و ایراد ضربوجرح عمدی به آقای د. تفهیم، متهم در آخرین دفاع اظهار داشت: هیچ دخالت فیزیکی در وقوع درگیری و نزاع نداشتهام، صرفا بهعنوان راننده آژانس و با گرفتن کرایه آنان را جابجا کردم (ص 290 - 291 ). اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی منتهی به قتل به آقای ی. تفهیم وی در دفاع اعلام نموده قبول ندارم من با کسی درگیر نشدم در دعوی حضور نداشتم و در آخرین دفاع اعلام داشته قبول ندارم در لحظه نزاع در منزل مادرزن بودم(ص 306 ). اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی منتهی به قتل به خ. تفهیم، در دفاع اعلام نموده است: من فقط فحاشی کردم که دعوی خاتمه پیدا کند ولی نشد و طرف فحاشی من مقتول و دوستانش بودند... (ص 320 - 321 - 322 ). پرونده با صدور قرار مجرمیت (ص 275 - 276 - 277 - 278 و 350 ) و کیفرخواست (ص 454 - 455 )به محاکم کیفری استان ک. ارسال و به نتیجه اول ارجاع گردید. اولیاء دم مقتول ر. با حضور در دفترخانه... حوزه ثبتی ک. رضایت تامه و بی قید و شرط خود را نسبت به ت. اعلام داشتهاند. (ص 465 ) جلسه دادرسی در تاریخ 1391/11/30 تشکیل اولیاء دم به لحاظ انصراف از شکایت در جلسه حاضر نشده و نماینده دادستان اعلام نموده است به شرح کیفرخواست تنظیمی و مستندات ابرازی، تقاضای صدور حکم شایسته را دارند. در ادامه جلسه ر. در جلسه دادگاه حاضر و اعلام نموده است بر رضایت خودم نسبت به متهم ردیف اول باقی و بر سایر شکایت خودم از سایر متهمین شاکی میباشم. وکیل مدافع اولیاء دم اعلام نموده دفاعیات به شرح لایحه ایی است که تقدیم خواهد شد. دادگاه خطاب به ر. شکایت خودتان را بیان نمایید؟ پاسخ: بنده از ف. ت. م. به دلیل ایراد ضرب شکایت دارم. دلایلم همان دلایلی است که در کیفرخواست دادستان آمده است. دادگاه خطاب به ر. از چه کسانی شاکی هستید ؟ پاسخ: اینجانب از ف.و ت. و م. به لحاظ ایراد ضرب شکایت دارم. دادگاه خطاب به ز. متهم هستید به ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر. از خودتان دفاع کنید؟ بله اتهام را قبول دارم قبلا الف. و الف. و ر. با برادران من ز. ف. دعوی داشتند این دو نفر برادران مرا زده بودند. برادران من برای آشتیکنان درب خانه ر. رفته بودند دوباره دعوی شد و زنگ به من زدند و گفتند دعوی شده است و من رفتم با چوبی به سر مقتول زدم و ایشان فوت نمود و رضایت اولیاء دم را نیز اخذ نمودهام. حدود پنج سال هست که زندان هستم. غیر از ی. بقیه افرادی که در کیفرخواست اسامی آنها ذکرشده حضور داشتند ولی دخالتی در دعوی نداشتند و وقتی مقتول روی زمین افتاد دعوی از هم پاشید و در آخرین دفاع اظهار نموده است: اتهام را قبول دارم حرف دیگری ندارم. دادگاه خطاب به متهم م.: متهم هستید به معاونت در قتل و شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل چه دفاعی دارید؟ بنده در صحنه درگیری و قتل حضور داشتهام ولی کسی را مورد ضرب قرار ندادهام و برای ارتکاب قتل هیچگونه کمکی نکرده و نقشی نداشتهام. کتک خوردهام ولی کسی را نزدهام و در آخرین دفاع اعلام نموده حضور در نزاع و صحنه درگیری را قبول دارم ولی نقشی در ارتکاب قتل نداشتهام. دادگاه خطاب به ف.: متهم هستید به معاونت در قتل، مشارکت در ایراد ضربوجرح عمدی نسبت به ر. و الف. چه دفاعی دارید؟پاسخ: من کسی را نزدهام و معاونت در قتل را قبول ندارم، ولی آنجا حضور داشتهام و الف. و ر. را بههیچعنوان نزدهام و ایراد ضربوجرح را هم قبول ندارم و در آخرین دفاع اعلام نموده است که اتهام را قبول ندارم. دادگاه خطاب به ت.: متهم هستید به معاونت در قتل و مشارکت در ایراد ضربوجرح عمدی الف. و ر. چه دفاعی دارید؟ پاسخ: معاونت در قتل را قبول ندارم در صحنه قتل حضور داشتهام و چون قبلا از ناحیه شکات کتک خورده بودم، هیچگونه ضربوجرحی انجام ندادهام. ما جلوتر با همدیگر دعوی کرده بودیم. دست و سینه من را با تیغ زدهاند که پرونده ایی در این رابطه دارم و قصد آشتی داشتیم. دنبال و پیگیری پرونده را به عقب انداخته و میخواستیم آشتی کنیم چون من مجروح بودم، نمیتوانستم از خودم دفاع کنم و در آخرین دفاع اظهار داشته: مطالب من همان مطالبی است که ابراز داشتهام. دادگاه خطاب به آقای د.: متهم هستید به فراری دادن متهمان به قتل، مشارکت در نزاع دستهجمعی و ایراد ضربوجرح چه دفاعی دارید؟ پاسخ: بنده آژانس بودم که ف. و م. را به محل نزاع آوردم من داخل ماشین نشسته بودم وقتی دعوی تمام شد من خودم با ماشین تنها رفتم و ایراد ضربوجرح را نیز قبول ندارم. در همین لحظه شکات حضور ایشان را در صحنه نزاع تایید و از ضربوجرح نسبت به ایشان شکایتی ندارم. متهم در آخرین دفاع اعلام نموده است: من در هیچ نزاعی شرکت نداشته و در دعوی علنا حضور نداشتهام و مطالبم همان مطالب قبلی است که بیان نمودهام. دادگاه خطاب به ج.: متهم هستید به مشارکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل چه دفاعی دارید؟ پاسخ: من هیچگونه در نزاع شرکت نداشتهام و من داخل ماشین بودم تا آمدم درب ماشین را باز کنم، درب خراب بود و تا شیشه را کشیدم پآیین درب را باز کردم دعوی تمام شده بود. دادگاه: حرفهایی که در تاریخ 1389/12/13 نزد بازپرس اعلام داشتهاید قبول دارید؟ اظهارات خودم را میپذیرم. من در دعوی نقشی نداشتهام حضور من فقط در نزاع بهقصد آشتی بوده و مسیرم در همان جهت بوده است. نماینده دادستان از عنوان اتهام معاونت در قتل متهمان ردیفهای دوم و سوم مشارکت در فراری دادن متهم ردیف سوم عدول و عنوان اتهامی همه متهمین را شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل اعلام و نسبت به آن دسته از متهمین که به ایراد ضربوجرح متهم شدهاند به قوت خود باقی است و با این وصف کیفرخواست صادره را [تایید] مینمایم. وکیل مدافع ج. اعلام نموده دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بهموجب دادنامه شماره --- مورخ 1391/12/22 (بهاتفاق آرا) در خصوص اتهام: 1 - ت. 2 - م. 3 - ف. 4 - ز. 5 - د. 6 - ج. 7 - ی. دایر به: اولی ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر.، دومی: معاونت در قتل عمدی از طریق حضور در صحنه قتل و مشارکت در نزاع دستهجمعی. سومی و چهارمی: معاونت در ارتکاب قتل عمدی از طریق حضور در صحنه قتل و مشارکت در ایراد ضربوجرح عمدی ر. الف.، پنجمی: فراری دادن متهمان به قتل و ایراد ضربوجرح عمدی و مشارکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل، ششمی و هفتمی: مشارکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل با توجه به شکایت اولیاء دم مقتول گزارش مامورین انتظامی شکایت ر.و الف. صورتجلسه بازسازی قتل، اقاریر صریح و مقرون بهواقع متهمین در مراحل تحقیق و دادرسی و کیفرخواست تنظیمی و سایر قرائن و امارات موجود بزهکاری ردیف اول مبنی بر ارتکاب قتل عمدی را محرز و مسلم دانسته است. لیکن با توجه به رضایت اولیاء از جهت جنبه خصوصی آن، قرار موقوفی تعقیب مشارالیه و از جهت جنبه عمومی آن با عنایت به اینکه اقدامات نامبرده صیانت و امنیت جامعه را به مخاطره انداخته و بیم تجری مرتکب و دیگران متصور است دادگاه به استناد ماده 612 ق.م.ا وی را به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم و در خصوص اتهامات وارده به سایر متهمین، اتهام آنان را در حد شرکت در نزاع منتهی به قتل و ردیفهای سوم و چهارم علاوه بر آن به ایراد ضربوجرح عمدی محرز و مسلم و دادگاه با اختیار حاصله از ماده 615 قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمین ردیف دوم تا هشتم را به تحمل یک سال حبس تعزیری از باب شرکت در نزاع منجر به قتل محکوم و ردیفهای سوم و چهارم را با استناد به مواد 480 و 484 بابت دو فقره دامیه در سر به تادیه چهارصدم دیه کامله و.... متضامنا در حق ر. و الف. محکوم و در خصوص اتهام ردیف پنجم مبنی برایراد ضرب با عنایت به گذشت شکات خصوصی قرار موقوفی تعقیب صادر و نسبت به سایر اتهامات وارده به متهمین مارالذکر به لحاظ عدمکفایت ادله اثباتی به استناد و به اصل حاکمیت برائت آنان را تبرئه مینماید. (ص 575 - 576 - 577 ) والدین مقتول ر. بهموجب رضایتنامه ثبتی به شماره... تنظیمی در دفترخانه...،ک. رضایت کامل خویش را از د. اعلام و محکومعلیه در اجرای ماده 277 ق.آ.د.ک تقاضای تخفیف مجازات را داشته که دادگاه بهموجب دادنامه شماره --- مورخ 1392/09/17 مجازات حبس مشارالیه را به 91 روز تقلیل و تخفیف نموده است. رای اصداری به محکومیت اولیاء دم و وکلای آنان ابلاغ ،ک. [به] وکالت از ج. ز. به وکالت از ی. و ت. از آن تجدیدنظرخواهی نموده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال که پس از ثبت و طی تشریفات اداری به شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور ارجاع گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ولی رعیت عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض در خصوص دادنامه شماره --- - 1391/12/22 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان ج. و ی. و ت. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1391/12/22 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان ک. که بهموجب آن هر یک از تجدیدنظر خواهانها از باب شرکت در نزاع منتهی به قتل به یک سال حبس تعزیری و تجدیدنظرخواه ردیف سوم علاوه بر محکومیت حبس تعزیری، به پرداخت دیه متضامنا (ف.) در حق شکات (الف. و ر.) محکوم گردیدهاند. با امعان نظر در محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، نظر به اینکه دادنامه معترضعنه از باب محکومیت تجدیدنظر خواهانها به شرکت در نزاع منتهی به قتل از جهت احراز مجرمیت و تطبیق موضوع با مقررات قانونی و رعایت اصول و قواعد دادرسی و تشریفات رسیدگی ایرادی بر آن مشهود نیست و رای اصداری با استدلال مندرج در آن صحیح و صائب تشخیص و از نقص موجب نقض مبری است. همچنین اعتراض تجدیدنظر خواهانها در این خصوص متکی به دلایلی که موجب بیاعتباری و گسیختن دادنامه معترضعنه گردد نمیباشد، لذا با مردود دانستن اعتراض، دادنامه تجدیدنظر خواسته مستندا به شق الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری عینا تایید و ابرام میگردد. در خصوص تجدیدنظرخواهی ت. که بهاتفاق ف. از باب ایراد ضربوجرح عمدی نسبت به الف. و ر. متضامنا به پرداخت دیه در حق شکات محکوم گردیدهاند، نظر به اینکه شکات الف. و ر. در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی اعلام نمودهاند از ناحیه ف. و ت. و م. مورد ایراد ضربوجرح قرارگرفتهاند و دادگاه در خصوص دخالت و اتهام م. هیچگونه اظهارنظری به عمل نیاورده و از سوئی محکومیت تضامنی ف. و ت. به پرداخت دیه در حق شکات فاقد محمل قانونی است، لذا با وارد دانستن اعتراض ت. دادنامه تجدیدنظر خواسته مستندا به شق ب ماده 265 ق مذکور نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای اعاده میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون
علی بابایی- ولی رعیت