تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ماهیت تقاضای فروش مال مشاع دعوی نبوده و دستور فروش در قالب رای صادر نمی شود؛ بنابراین طرح دعوی وارد ثالث در تقاضای فروش ملک مشاع وجاهت قانونی نداشته و مسموع نیست.--تایید شدهدردعوی واردثالث نیازی براین نیست که کلیه اصحاب دعوی اصلی مخاطب آن قرارگیرند، بلکه دادخواست واوراق میبایست به تعداد آنان باشد.تفاوت دعاوی وارد ثالث اصلی و طاری در نوع درتبعیت دعوی واردثالث ازدعوی اصلی ازحیث طرق اعتراض به رای است؛ بدین معنی که اگر رای دعوی اصلی غیرقابل تجدیدنظر و یا اصحاب دعوی اصلی از آن تجدیدنظرخواهی نکنند، رای صادره در دعوی واردثالث طاری غیرقابل تجدیدنظر بوده، ولی دردعوی ثالث اصلی وارد ثالث میتواند بدون تبعیت از رای اصلی و یا اصحاب آن از رای تجدیدنظرخواهی به عمل آورد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/07/11
رای دادگاه
در خصوص دعوی م. ز.س. به طرفیت م.م. ز.س. به خواسته وارد ثالث نسبت به پرونده 921159 موضوع پرونده 921164 بدین توضیح که مادر ایشان در مورخ 83/10/8 چهار دانگ از شش دانگ ملک مشاع را به مساحت 214 متر از قطعه اول تفکیکی پلاک --- فرعی از --- اصلی مفروز از پلاک --- فرعی واقع در بخش --- به شماره 3363 / 47 به سند مالکیت 83678 به صورت صلح عمومی هر کدام از فرزندان منتقل نموده که سهم خواهان به لحاظ سربازی رفتن بردار بزرگتر منتقل و نهایتا حسب وکالتنامه فروش 8310/8 - 2437 و مبایعنامه 5822 به ایشان منتقل گردیده که متعاقبا خوانده دعوی ابطال مبایع نامه و ثالث را تقدیم که رد میگردد و بعدا خواهان شکایت کیری مطرح که با وساطت همسایگان توافق 88/9/24 تنظیم گردیده است و حالیه وی مالک چهار دانگ پلاک موصوف نمیباشد و بدون در نظر گرفتن سهم وی نسبت به انتقال اقدام داشته است دادگاه با مداقه پرونده موصوف از آنجا که خواندگان نیز بدین امر تمسک جسته لیکن از آنجا که دادگاه تنها در مقام رسیدگی به دعوی ثالث میبایست به ادعای مذکور توجه و بدوا خواهان میبایست الزام دارد توافق و اثبات آن بر اساس اسناد رسمی و سپس ادعای اخیر را مسئلت نماید لهذا دادگاه با رد دعوی خواهان و مستندا به ماده 197 حکم به رد دعوی ثالث صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهرانعلی قانعی
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1395/03/25
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ز.س. به طرفیت آقای م.م. ز.س. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/7/11 صادره ازشعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به بطلان دعوی واردثالث ایشان دردستورفروش ملک مشاع غیرقابل افراز دارای پلاک ثبتی --- بخش --- تهران موضوع دستورشماره 342 مورخ 94/3/25 صادره ازاین شعبه بین تجدیدنظرخوانده وسایرمالکین مشاعی اصداریافته به این شرح که بدواٌ تجدیدنظرخوانده درخواست دستورفروش ملک مشاعی را به لحاظ غیرقابل افرازبودن به طرفیت سایرمالکین مشاعی تقدیم دادگاه نموده وشعبه محترم --- پس ازارجاع پرونده وبررسی واحرازشرایط دستورفوق راصادرودرخلال رونددادرسی تجدیدنظرخواه دعوی واردثالث رابه طرفیت تجدیدنظرخوانده اقامه وادعا مینماید که مورث آنان یک سوم ملک موصوف که ازطریق سندعادی به ایشان صلح نموده وبرای خود مستقلاٌ ادعای حق نموده ولی دادگاه صادرکننده رای تجدیدنظرخواسته با این استدلال که چنانچه متصالح مدعی حقی برملک محلی نزاع میباشدمیبایست ازطریق مجاری قانونی قضایی اجرای حقوق خودوتعهدات متعهدراخواستارگردد دادگاه نظربه اینکه اولاٌ: دردعوی واردثالث نیازی براین نمیباشد که کلیه اصحاب دعوی اصلی مخاطب آن قرارگیرندبلکه دادخواست واوراق میبایست به تعدادآنان باشدثانیاٌ: دعوی واردثالث به دونوع اصلی وکاری تقسیم میگردد دعوی واردثالث طاری درجایی است که واردثالث خودرادردعوی اصلی ذینفع داشته ولی خواستارحقی مستقل نبوده بلکه جهت تقویت یکی ازاصحاب دعوی به دادرسی واردمیگرددودعوی وارد ثالث اصلی درموضعی است که واردثالث مستقلا برای خودحقی قائل بوده وبه این جهت وارد دادرسی میگرددوتفاوت این دونوع درتبعیت دعوی واردثالث ازدعوی اصلی ازحیث طرق اعتراض به رای بوده به کیفیتی که اگررای دعوی اصلی غیرقابل تجدیدنظر ویا اصحاب دعوی اصلی ازآن تجدیدنظرخواهی به عمل نیآورند دعوی واردثالث غیرقابل تجدیدنظر بوده ولی دردعوی ثالث اصلی وارد ثالث میتواند بدون تبعیت ازرای اصلی ویااصحاب آن ازرای تجدیدنظرخواهی به عمل آوردودرپرونده مطروحه هرچند دستورفروش قطعی وغیرقابل تجدیدنظرخواهی است ولی چون تجدیدنظرخواه دردعوی واردثالث مستقلا برای خودحقی قائل بوده شاید به این جهت دادگاه محترم بدوی رای خودرادردعوی واردثالث قابل تجدیدنظراعلام داشته اما با توجه به تمامی مراتب فوق ازآنجا که: 1 - به حکم ماده 130 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی هرگاه شخص ثالثی درموضوع دادرسی اصحاب دعوی اصلی برای خودمستقلاٌ حقی قایل باشد ویا خودرادرمحل محق نشدن یکی ازطرفین ذینفع بداند میتواند تاوقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است وارد دعوا گردد وبرابر ماده 131 دادخواست ورودشخص ثالث ورونوشت ضمائم آن به تعداداصحاب دعوای اصلی به علاوه یک نسخه باید باشد وباوصول دادخواست شخص ثالث وقت رسیدگی به دعوای اصلی به وی نیز اعلام میگردد (ماده 132 )وهمچنین سایرمواردمربوط به ورودشخص ثالث) و 2 - نظربه اینکه مطابق ماده 17 این قانون هردعوایی که درراستای رسیدگی به دعوای دیگر ازطرف خواهان باخوانده باشخص ثالث یاازطرف متداعیین اصلی به ثالث اقامه شود دعوای طاری نامیده میشودلذاهمچنان که ملاحظه میشودمقنن درتمامی مواردفوق ازعنوان دعوی اصلی ویاواژه دعوا استفاده نموده وشرط طرح دعوی طاری آن است که به منازعه اصلی عنوان دعوی صدق کند وهرگاه به روند دادرسی بین خواهان وخوانده اصلی عنوان دعوی صدق نکند امکان طرح دعوی طاری متصورنیست و 3 - بالحاظ اینکه ماده چهارقانون افرازوفروش املاک مشاع که مقرر داشته ملکی که به موجب تصمیم قطعی غیرقابل افرازتشخیص شود باتقاضای هریک ازشرکاءبه دستور دادگاه شهرستان فروخته میشود وازاین تقاضا به عنوان دعوی یادننموده ورویه قضایی نیز رسیدگی به تقاضای فروش ملک مشاع رادعوی نداشته بلکه به عنوان دستورفروشرا برای آن مقررداشته 4 - نظربه اینکه یکی ازمعانی دعوی فصل خصوت درنزاع حاصله بین متداعیین است وبراین اساس نتیجه دعوی مطابق مواد 2 و 4 و 3 و 299 قانون آیین دادرسی مدنی انشاء رای درقالب حکم یاقرارمیباشد وبراین اساس دستورفروش عنوان رای راندارد لذا دادگاه طرح دعوی وارد ثالث درتقاضای فروش ملک مشاع رامخالف قواعد ومقررات فوق داشته که ازاین حیث موردتوجه دادگاه محترم بدوی انشاء کننده رای تجدیدنظرخواسته قرارنگرفته وبه استناد مواد فوق و 2 و 348 و 358 ازقانون ضمن نقض رای تجدیدنظرخواسته قرارعدم استماع دعوی واردثالث راصادر و اعلام میداردقرارقطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
یوسف یعقوبی محمودآبادی - محمدعلی اسفنانی