تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/26
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 2 - استنکاف زوج از پرداخت به موقع نفقه، الزام وی از طریق دادگاه و پرداخت بخشی از آن پس از صدور اجراییه، مصداق بارز عسر و حرج بوده و زوجه میتواند برای رهایی از این وضعیت مشقت بار دعوای طلاق مطرح کند.(ملاحظه: نکته از آن جهت حائز اهمیت است که بخشی از نفقه پرداخت شده. برخی از قضات معتقدند اگر امکان الزام زوج به پرداخت نفقه وجود داشته باشد دعوی طلاق پذیرفته نیست.) 1 - در دعوی طلاق از ناحیه زوجه، حتی در فرضی که شرط ضمن عقد مربوط به ازدواج مجدد زوج امضا نشده باشد، حدوث این امر و رها کردن همسر اول، میتواند در تحقق عسر و حرج موثر باشد و باید مورد توجه دادگاه قرار بگیرد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1396/02/31 - 12 : 18 قاضی: مرتضی شریفی قاضی: سید محمود تولیت قاضی: جعفر قدیانی. خلاصه جریان پرونده: در این پرونده خانم ع. ع. با وکالت س. آ. در مورخه 1392/12/05 با تقدیم دادخواست به خواسته تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت آقای م. الف. طرح دعوی نموده است. و وکیل اعلام کرده خوانده با وجود دو فرزند مشترک دارای سوء رفتار شدید بوده به نحوی که منجر به بیماری زوجه گردیده و بدون اذن اقدام به ازدواج مجدد نموده و نفقه نمیدهد و طی دادنامه --- مورخه 1392/08/25 محکوم گردیده لذا با توجه به تخلف از شروط ضمن عقد و عسر و حرج تقاضای صدور حکم طلاق دارد. شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان سرخس پرونده را به شورای حل اختلاف جهت صلح و سازش ارسال نموده است. شورا طی صورتجلسه مورخه 1392/12/20 اعلام کرده تلاش جهت سازش به نتیجه نرسیده و پرونده را اعاده نموده است. دادگاه در مورخه 1393/01/31 تشکیل جلسه داده، وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست اعلام نموده و به حکم قطعی نفقه و ازدواج مجدد به اقرار خوانده و گواهی پزشک ناشی از سوء رفتار زوج اشاره نموده است. خوانده پاسخ داده: قبول دارم. بنده بدون اجازه ازدواج مجدد نمودم. و تا 1392/09/15 که منزل را ترک نمود بنده کل نیازهای ایشان را می دادم. و بیماری ایشان ربطی به بنده ندارد. دادگاه طرفین را به داوری ارجاع نموده است. آقای م. ع. داور زوجه اعلام کرده صلاح طرفین به طلاق میباشد. آقای افشین غلامی داور زوج اظهار داشته سازش انجام نشده است. و بنده صلاح زوجین را بر جدایی میدانم. شعبه اول دادگاه عمومی سرخس به موجب دادنامه شماره --- مورخه 1393/09/12 با احراز عسر و حرج زوجه حکم به الزام زوج به طلاق صادر و مقرر داشته 1 - زوجه نسبت به مهریه اقدام قضایی نموده 2 - از سایر حقوق خود گذشت نموده 3 - جهیزیه را مطالبه دارد. 4 - حضانت فرزندان طبق قانون میباشد 5 - نوع طلاق خلعی است و سردفتر میتواند به نمایندگی از دادگاه صیغه طلاق را جاری نماید. خانم ع. ع. با وکالت س. آ. نسبت به دادنامه اعتراض نموده و اعلام کرده در دادنامه اشاره گردیده موکله از سایر حقوق خود گذشت نموده در حالی که در جلسه رسیدگی صراحتا حقوق خود را مطالبه کرده است. لذا تقاضای نقض و اصلاح دادنامه را در این قسمت نموده است. همچنین آقای ع. ع.ز. به وکالت از م. الف. اعتراض و تقاضای نقض دادنامه و رد دعوی زوجه را نموده است. در جلسه مورخه 1394/02/28 دادگاه بدوی که با اعاده پرونده از تجدیدنظر صورت گرفته: وکیل زوجه اعلام کرده نسبت به نفقه اجراییه صادر و در مرحله توقیف اموال میباشد و زوج ازدواج مجدد هم نموده است. و پرونده نفقه نیز ملاحظه و مشخص گردیده در مورخه 1393/09/14 طی شماره 248 برگ اجراییه صادر و عملیات اجرایی شروع شده است. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره --- مورخه 1394/09/09 با نقض دادنامه بدوی حکم به ابطال دعوی زوجه نموده و استدلال دادگاه عبارت است از 1 - استناد دادگاه ماده 1129 قانون مدنی بوده درحالی که خواسته خواهان نبوده، 2 - حکم محکومیت نفقه 1392/08/25 صادر شده که در زمان طرح دعوی طلاق در حال تشریفات اجراء بوده و مطابق صورتجلسه 1394/08/21 در 1393/09/13 اجراییه صادر گردیده و لذا اعمال ماده 1129 بلاوجه بوده است. خانم ع. ع. نسبت به دادنامه فرجامخواهی نموده و در لایحه تقدیمی وی آمده که خواسته اینجانب به لحاظ نفقه نبوده که دادگاه تجدیدنظر به این استناد دعوی را رد نموده بلکه به لحاظ عسر و حرج به لحاظ ترک نفقه و ترک منزل مشترک توسط زوج و ازدواج مجدد بوده است. آقای ع.ع.ز. وکیل زوج نیز در پاسخ اعلام نموده 1 - شروط ضمن عقد توسط زوج امضا نشده 2 - در مورد نفقه پس از صدور حکم و قبل از صدور اجراییه دادخواست داده شده است که مشروح کامل لوایح طرفین هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید محمود تولیت عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- ; 1394/09/09 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه فرجامخواهی خانم ع. ع. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1394/09/09 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که به موجب آن دعوی فرجامخواه مبنی بر درخواست گواهی عدم امکان سازش به طرفیت فرجامخوانده آقای م. الف. رد گردیده وارد و موجه میباشد زیرا اولا خواسته خواهان صدور حکم طلاق با احراز عسر و حرج بوده و دادگاه بدوی نیز با احراز خواسته حکم صادر نموده است. لیکن اشتباها به ماده 1129 قانون مدنی استناد نموده است. درحالی که مستند عسر و حرج ماده 1130 بوده و دادگاه تجدیدنظر در صورت احراز عسر و حرج صرفا میباید ماده قانونی مورد استناد را اصلاح نماید. ثانیا اینکه دادگاه تجدیدنظر با اشاره به استناد اشتباه دادگاه بدوی به ماده 1129 و اینکه این موضوع خواسته خواهان نبوده دادنامه را نقض نموده است. در حالی که نسبت به متن و ماهیت دادنامه بدوی صرفنظر از ماده قانونی هیچگونه توجهی نداشته و نسبت به عسر و حرج که مورد خواسته خواهان بوده و توسط دادگاه بدوی احراز گردیده ماهیتا اظهارنظر نکرده است که از این جهت رسیدگی این دادگاه دارای نقص میباشد. ثالثا اینکه آیا عدم پرداخت نفقه مضافا با ازدواج مجدد زوج صرفنظر از عدم امضا شرط ضمن عقد در این رابطه با رها کردن زوجه به اتفاق دو فرزند مشترک نمیتواند عسر و حرج ایجاد کند!!؟ توجه به این موضوع امری ضروری است. لذا با توجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و جهت رسیدگی به شعبه صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.. با اعاده پرونده شعبه --- دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی با تعیین وقت در خصوص پرونده اجرایی محکومیت زوج به نفقه زوجه استعلام نموده است. در جلسه مورخه 1395/05/16 زوجه و وکیل وی ابتدا به لایحه تقدیمی استناد نمودهاند... وکیل خوانده اظهار داشته به استناد شروط 1 و 2 و 12 ضمن عقد اعمال وکالت در طلاق وجود دارد که موکل این شروط را امضا نکرده و نسبت به نفقه هم موکل قسمتی از نفقه را پرداخت نموده است. وکیل زوجه اظهار داشته شرط مربوط به غیبت و ترک نفقه توسط زوج امضا شده است. گزارش دادرس شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی سرخس به شرح صفحه 123 پرونده حاکیست علیرغم قطعیت دادنامه مربوط به محکومیت نفقه تا مورخه 1395/08/09 زوج مبلغ هشتاد و هشت میلیون ریال از بدهی نفقه را پرداخت نکرده است. در حالی که اجراییه از 1393/06/01 صادر و ابلاغ و صرفا بخشی از نفقه توسط زوج پرداخت شده است. نهایتا شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موجب دادنامه شماره --- مورخه 1395/09/23 دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی زوجه صادر نموده است. استناد دادگاه در نقض دادنامه عبارت است از 1 - شروط مندرج در سند ازدواج توسط زوج امضا نگردیده است. تا در صورت عدم رعایت آن وکالت در طلاق برای زوجه محقق گردد. 2 - اگر چه زوج ازدواج مجدد کرده ولی دلیل بر عسرو حرج نیست. 3 - زوج مدعی است نفقه را پرداخت کرده و زوجه خود منزل مشترک را ترک نموده است. و نسبت به باقیمانده نفقه در حکم محکومیت زوجه خود پیگیری نکرده است. در حالی که میتوانست الزام زوج را به پرداخت نفقه بخواهد. خانم ع. ع. با تقدیم دادخواست ازدادنامه فرجامخواهی نموده 1 - شرط مربوط به عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی توسط زوج در سند نکاحیه امضا شده است و هر دو شرط نیز محقق گردیده 2 - علیرغم وجود حکم محکومیت نفقه به انحاء مختلف از پرداخت نفقه طی سه سال گذشته امتناع نموده است. و فقط بعد از توقیف اموال مقدار کمی از نفقه را پرداخت نموده است. متن کامل لایحه فرجامخواه و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید محمود تولیت عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- ; 1395/09/23 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد ; رای شعبه: فرجامخواهی خانم ع. ع. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1395/09/23 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که به موجب آن با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه اول دادگاه عمومی سرخس حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت تقاضای صدور حکم طلاق به لحاظ عسرو حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا یکی از مهمترین عوامل عسر و حرج برای زوجه میتواند عدم پرداخت به موقع نفقه توسط زوج باشد که در ما نحن فیه حکم محکومیت قطعی زوج نسبت به این موضوع صادر و پس از صدور اجراییه و توقیف اموال زوج صرفا بخش کمی از نفقه را پرداخت نموده و مطابق صورتجلسه دادگاه بدوی در صفحه 123 پرونده تا مورخه 1395/08/09 زوج مبلغ هشتاد و هشت میلیون ریال بابت نفقه زوجه و فرزندان بدهکار میباشد. اینکه زوجه باید برای دریافت خرجی و نفقه خود و فرزندان سرگردان در دادگاهها باشد خود از مصادیق بارز عسر و حرج میباشد. ثانیا: زوج ازدواج مجدد نموده و صرفنظر از اینکه شرط ازدواج در سند نکاحیه توسط وی امضا نشده لیکن زوج با همسر جدید خود در حال زندگی است و همسر اول و فرزندان را رها نموده است. محکومیت زوج به پرداخت نفقه فرزندان خود دلیل بر رها نمودن ایشان میباشد. ثالثا: نظریه داوران زوجین حکایت از این دارد که ادامه زندگی ایشان غیر ممکن است و دادگاه این موضوع را مورد وجه قرار نداده که در صورت عدم پذیرش رای داوران باید نظر ایشان را با ذکر دلیل مطابق ماده 27 قانون حمایت خانواده رد نماید. لذا با توجه به مراتب ذکر شد مستند به مواد 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور رئیس: جعفر قدیانی; عضو معاون: سیدمحمود تولیت; عضو معاون: مرتضی شریفی